آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

گزارشی از فستیوال موسیقی Open Air – تفلیس 2016

0

بردیا برجسته نژاد: فستیوال Open Air در سال 2009 در تفلیس گرجستان متولد شد. جشنی از موسیقی الکترونیک و راک که به گفته‌ی موسسین آن «ایده‌ی اصلی این فستیوال آزادی‌ست. رهایی از تنش‌ها، کلیشه‌ها، کنترل اجتماعی، آزادی برای ابراز احساسات، آزادی برای تجربه‌ی آن چیزی که بطور منحصر بفرد در درون همگی ما وجود دارد». هر ساله علاقه‌مندان موسیقی از سرتاسر جهان برای حضور در این فستیوال چند روزه و کمپینگ در هوای معتدل ماه ژوئن/جولای به تفلیس می‌آیند تا چند روزی را فارغ از زندگی روزمره به آغوش موسیقی پناه بیاورند. در گزارشی که می‌خوانید، «حامد صمدی» از سفرش به تفلیس و حضور در این فستیوال برای‌مان گفته است. گزارش جذاب و خواندنی او باعث می‌شود که خود را در این شهر، در این فستیوال و در فضای حاکم بر آن احساس کنید. این گزارش دو قسمتی را از دست ندهید.

digital2

بر فراز تفلیس، روی ابرها

حامد صمدی: از بالا هیچ مشخص نیست. توده‌های ابر شهر را محاصره کرده‌اند. برای چندمین بار شهر را دور می‌زنیم تا اجازه فرود صادر شود. دوباره به مسافر جلویی نگاه می‌کنم که از آغاز سفر توجه‌ها را به خودش جلب کرده. کنجکاویش درباره امکانات منحصربفرد هواپیما تمامی ندارد. برای چندمین بار برنامه‌های سفر هیجان انگیزم را مرور می‌کنم. خلبان هرچند مهارت دارد ولی با فرودش مزاحم افکارم می‌شود. فرودگاه هر کشور اولین ذهنیت را ایجاد می‌کند. با خودم زمزمه میکنم «خب، لااقل فرودگاه امام خمینی بدترین نیست…»

جای زخم‌های کمونیزم هنوز بر پیکر شهر مشخص است. ساختمان‌ها یک شکل، پرواحد و قدیمی است و خبری از تجمل و مصرف گرایی و زندگی پر زرق و برق نیست. امید ولی هنوز اینجا مشتری دارد.

در طی رفت و آمد شهری، راننده‌های تاکسی اجازه نمی‌دهند خیلی برای کشورتان دلتنگی کنید. به سمت قسمت قدیمی شهر رهسپار می‌شویم. خیابان‌هایی سنگفرش پر از کافه‌، رستوران، بار و هتل در داخل کوچه‌هایی خوفناک و تودرتو که هر ساختمانش بوی آثار باستانی می‌دهد. هوای مطبوع، درختان چنار و رودخانه‌ای که شهر را به دو نیمه تبدیل کرده توجهم را به خود جلب می‌کند. به این فکر می‌کنم که ده‌ها سال پیش در این کوی و برزنها چه کردند مردم ما با این‌ها که با خواست خود به دامان روسیه تزاری پناه بردند. خوش شانس هم نبودند، کمونیزم آمد و شدند مسئول تهیه محصولات کشاورزی – دامی بلوک شرق. انواع و اقسام شایدها اینجور مواقع سر بسر شما می‌گذارند. شاید اگر چنان می‌شد همگی با هم خوشبخت‌تر بودیم. شاید…

روز اول خسته کننده‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم. چندین ساعت طول کشید تا استقرار پیدا کنم. بعد از سفری چندین ساعته و بی‌خوابی کشیدن در فرودگاه ترانزیت، هیچ چیز نمی‌توانست مرا سرپا نگه دارد. تصمیم گرفتم اجرای Sky & Ross از Morcheeba را فراموش کنم و انرژیم را برای شب‌های دیگر حفظ کنم.

Untit4led-1

روز دوم به همراه دوستانم در مترو با دختری بومی که حاضر شده بود برای رفتن به فستیوال راهنمایی‌مان کند، قرار گذاشتیم. سفر با مترو در تفلیس تجربه فوق‌العاده جالبی است. بالای پله‌ها که بایستید به زحمت انتهای دالان را می‌بینید. سفر از سطح به اعماق زمین با پله برقی حدود 3 دقیقه طول می‌کشد! در و دیوار 50 ساله و واگن‌ها ناخودآگاه شما را به فکر «سفر در زمان» می‌اندازد. برای رسیدن به محل فستیوال استفاده از مترو کافی نیست. محل فستیوال در خارج از شهر و در محلی شبیه به پارک لویزان تعیین شده است. برای افراد مشتاقی مانند ما مینی‌بوس‌های رایگان تدارک دیده‌اند تا بی هیچ دردسری به محل فستیوال برسیم.

فضای بازی که توسط درختان چنار محاصره شده به استیج اصلی اختصاص یافته و سه استیج فرعی دیگر که عموماً توجهی را به خود جلب نمی‌کند، در قسمت شرقی کمپ قرار دارند. دورتا دور کمپ بارها و غذافروشی‌هایی است که فرصت سرخاراندن ندارند. اینطور که متوجه شدم فستیوال اوپن ایر 7 سال سابقه دارد و اغلب در ماه‌های جولای و آگوست برگزار می‌شود. سال پیش The Tiger Lillies، Archive، Soap & Skin ، Beth Hart و Placebo بر روی صحنه رفته بودند. سه سال پیش را بگو که Deep Purple، Tricky، Infected Mushroom و The Subways مهمان گرجستان بوده‌اند. و اما امسال…

هنوز تا اولین اجرا فرصت زیادی مانده بود، پس معاشرت کردیم. دوستان جدید ما کنجکاو بودند و مدام از ایران میپرسیدند جواب‌های ما هم بدتر عطششان را بیشتر می‌کرد. ساوند چک‌ها بیشتر از چیزی که فکر میکردم طول کشید و بالاخره اولین گروه روی صحنه آمد. در حالی که هنوز جمعیت پراکنده و اندک بودند. گروهی ارمنی به نام Lelocity روی صحنه خودی نشان دادند. اجرایشان که تمام شد کنار ما ایستادند تا برنامه‌های بعدی را تماشا کنند. برایشان آرزوی موفقیت کردم. للو، خواننده‌شان، بیدرنگ پرسید از کجا آمده‌ام. هنوز جواب از دهانم خارج نشده بود که به فارسی پاسخم را داد. اینجا چقدر غریب نیستیم! این دختر ایرانی – ارمنی سالها بود مهاجرت کرده بود و حالا همزبانی‌مان باعث شد گپ طولانی‌تری داشته باشیم.

گروه دوم خیلی به آب و آتش زد و بسیار سعی داشت شبیه Avril Lavigne اجرا کند غافل از اینکه خود آوریل هم برای من چندان جذاب نیست. اسم این گروه را چه بدانم چه نه برایم اهمیتی ندارد. البته اسمشان Scarlet دو ساله از انگلستان بود.

با تاریک شدن هوا انتظارها هم به پایان نزدیک می‌شد. جمعیت هرلحظه بیشتر و بیشتر می‌شد. کنارم جوانان دهه هشتاد میلادی ایستاده بودند با موهایی کم پشت و سپید که خاطرات روزهای طلایی‌شان را در آهنگ‌های «استیو وای» می‌جستند. پیوسته و بی‌جهت نام قهرمانشان را صدا می‌زدند. گاهی در هنگام فریادهای از ته دلشان، چشم در چشم نفرات کناری می‌دوختند و شادی‌شان را با آنها قسمت می‌کردند. بالاخره استیوی روی صحنه آمد و از همان ابتدا آن را به آتش کشید.

استیوی کم حرف بود و پرکار. اگرچه در میانه‌های اجرا شوخ طبعیش را هم به خوبی نشان داد، با آن ژست بخصوصش. از همه ما خواست بعد از رفتن به منزل برهنه شویم و جلوی آینه همان ژست را بگیریم، عکس بگیریم و برایش بفرستیم تا جایزه بگیریم. غرق می‌شد و فرو می‌رفت در آهنگ‌هایش. انگار زمان نواختن به خاطرات خوبش فکر می‌کرد. شاید به زنی که عاشقش بوده.

اما قسمت هیجان انگیز ماجرا وقتی بود که چهره‌ای آشنا روی صفحه نمایش پشت نمایان شد. جو ستریانی مکالمه از پیش ترتیب داده شده‌ای را شروع کرد و اول از همه 25 امین سالگرد تولد آلبوم افسانه‌ای استیو وای یعنی Passion and Warfare را تبریک گفت و سپس شروع به همنوازی قطعه‌ای با استیوی کرد. اما این تمام ماجرا نبود. ما بی‌صبرانه منتظر آهنگ For the Love of God بودیم که باز هم غافلگیر شدیم و این‌بار جان پتروچی سناریوی مشابهی را اجرا کرد. معلوم است چقدر این آلبوم برایش اهمیت دارد. شاید تولد خودش را در این آلبوم می‌دید.

Untitled-1

و بالاخره شنیدیم یکی از مشهورترین و بهترین سولوگیتارهای تاریخ را. داستان عشقش به خدا. همزمان کلیپ این اثر هم پخش می‌شد و ما سرگشته نمی‌دانستیم چه کنیم از خوشی! لحظه خداحافظی فرا رسیده بود و بعد از تشکر و تعارفات معمول، پیک گیتارش را به میان جمعیت پرتاب کرد و در میان بخار و دود ناپدید شد.

آن قدر غرق در احساسات خود بودیم که اصلا متوجه نشدیم گروه Unkle هم قرار است روی صحنه بیاید. نشسته بودیم و با ذوق تک تک صحنه‌ها را دوباره برای هم تعریف می‌کردیم. انگار نه انگار که همگی با هم حضور داشتیم و استیو وای در چندین متری ما ایستاده بود. از دور صدای اجراهای خوب Unkle ما را از خواب و رویاهای‌مان بیرون آورد. حالا دیگر روی چمنها دراز کشیده بودیم، نگاهمان به آسمان بود و از موسیقی لذت می‌بردیم. احساس میکردم همه بهترینشان را برای فستیوال آورده‌اند.

به خودمان که آمدیم جمعیت پراکنده شده بود. حالا فقط عیاشانی مثل ما مانده بودند که هنوز تشنه موسیقی بودند. به پیشنهاد دوست هلندی‌مان سراغ استیجی رفتیم که Moody Man قرار بود برنامه اجرا کند. اگرچه موزیسینی آمریکایی است ولی از قرار معلوم در میان اروپایی‌ها هم اسم و رسمی بهم زده است. آقای «مودی من» و دختری که همراهش بود بطری به دست طبق رسمی برای صف اول حاضرین نوشیدنی سرو می‌کردند. لحظه‌ای که به ما رسید ایستاد و خوش و بش کرد از علاقه‌اش به شخصیت جوکر (که طرح روی لباس یکی از دوستان‌مان بود) گفت. شب با ریمیکس آهنگهای سول و فانک و ترکیب آن با چاشنی الکترونیک هاوس به اتمام رسید. البته پایانی رویایی نبود اما به ‌قدر کفایت چیزهای خوب دیده و شنیده بودیم.

ادامه دارد

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی بیستم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Emarosa

Emarosa – 131

«131» عنوان چهارمین آلبوم گروه آلترناتیو راک / پست هاردکر آمریکایی «اماروسا» محصول 2016 است. با اینکه این ژانر (پست هاردکر) جذابیت خاصی برای من ندارد، اما آهنگهای این گروه عموماً ارزش شنیده شدن را دارند. فضا کاملا عصبی و پر تنش و ناراحت است و همین امر ممکن است باعث شود تا بعضی مواقع و در شرایط خاصی شنیدنش لذت بخش باشد. نکته‌ای که باید بدانید این است که این آلبوم اولین اثر آنها بعد از جدا شدن درامر، بیسیست و گیتاریست گروه است و در کل با یک ترکیب کاملا تازه است. همچنین این سومین آلبوم پیاپی آنهاست که در کاور آن به شکل خوشگلی از روباه استفاده شده است. نتیجه آنکه: ترکهای خوبی را می‌توان در این آلبوم پیدا کرد.

Thousand Foot Krutch

Thousand Foot Krutch – Exhale

«بازدم» عنوان هشتمین آلبوم گروه راک مشهور کانادایی، «تازند فوت کراچ»، محصول 2016 است. چیزی که در خصوص آثار این گروه قابل توجه است ترکیب خاص و نسبتاً منحصر بفردی از موسیقی نومتال و هارد راک با موسیقی کریسشن راک است. یعنی شما استایل و زمختی موسیقی نومتال را بگذارید در کنار موسیقی مذهبی کریسشن راک! نتیجه ترکیبی از آب در آمده که نسبتاً جذاب و قابل قبول است. این را هم بدانید که در این گروه سه نفره، هر کدام در کنار فعالیت مشترکشان پروژه‌های دیگری را نیز دنبال می‌کنند. وکال و درامر گروه بطور مشترک پروژه FM Static را دارند (که در آن هم موسیقی کریسشن راک اما اینبار با موسیقی پاپ ترکیب شده است) و بیسیست گروه نیز پروژه‌ی تک نفره‌ی خود با عنوان The Drawing Room را در اختیار دارد. نتیجه آنکه: آلبوم بدی نیست. خوب هم هست حتی. آن را بشنوید.

DOROTHY

DOROTHY – ROCKISDEAD

«راک مرده است» عنوان اولین آلبوم گروه هارد راک آمریکایی «دروتی»، محصول 2016 است. آنها اولین تک آهنگ خود را در سال 2014 منتشر کردند که توجه بسیاری را به خود جلب نمود و مجله رولینگ استون با قرار دادن آنها در جایگاه چهاردهم فهرست پنجاه‌تایی بهترین هنرمندان تازه کار سال 2014، آنها را «گروهی که باید آن را بشناسید» معرفی کرد. اساس گروه بر روی دروتی مارتین، دختر جوان و جذابی که خوب راک می‌خواند و خوب راک اجرا می‌کند، می‌چرخد. اولین آلبوم آنها پر شر و شور و دوست داشتنی‌ست، می‌توانید خیلی ظریف و ریز کله‌تان را با آهنگها تکان بدهید و از شنید آنها لذت ببرید. نتیجه آنکه: این جزو آلبومهای خوب امسال است. امتحانش کنید.

Waldeck

Waldeck – Gran Paradiso

«گرن پارادیسو» (عنوان کوهی در رشته‌ کوه آلپ) عنوان هفتمین آلبوم عزیز دل، وکیل محترم، جناب آقای «ولدک»، محصول 2016 است. این آلبوم به فاصله‌ی 9 سال از آلبوم قبلی او با همان حال و هوای همیشگی منتشر شده است. بر خلاف اکثر آلبومهایش که با حضور خواننده‌ی مهمان، «زی‌بی»، اجرا شده است، در این آلبوم خواننده‌ی دیگری اهل وین با نام «هایدی» او را در اجرای آهنگها همراهی کرده است. موسیقی ولدک با تمپوی پایین، با حال و هوایی پر از آرامش، با زیبایی و جذابیت خاص موسیقی الکترونیکا، با تم موسیقی تریپ هاپ، با دستبرد به سازهای موسیقی جز، مثل یک فنجان قهوه‌ی داغ در زمستان و یک لیوان موهیتوی خنک در تابستان، مثل یک نوای جادویی ابتدا عضلاتتان را شل، سپس شما را از جایتان بلند و به یک رقص ریز و ناز و مهربان دعوت می‌کند. نتیجه آنکه: اصلاً اگر این آلبوم را مزه نکنید، طعم بسیار جذابی را از دست داده‌اید.

Tedeschi Truck Band

Tedeschi Truck Band – Let Me Get By

«بگذار به پیش بروم» عنوان سومین آلبوم گروه بلوز راک آمریکایی، «تدشی تراک بند»، محصول 2016 است. بگذارید ماجرای این گروه را برایتان تعریف کنم. حدود سالهای 96-1995 دو گروه جذاب و کم سر و صدا در موسیقی راک شکل گرفتند: «سوزان تدشی بند» و «درک تراک بند». از اسم هر دو گروه مشخص است که اسم رهبر گروه‌ها چیست. سال 2001 سوزان تدشی و درک تراک با یکدیگر ازدواج کردند، اما همچنان هر کدام گروه‌های جداگانه‌ی خودشان را رهبری می‌کردند. تا اینکه در سال 2009 آنها به این نتیجه رسیدند که برای اینکه برنامه‌ی زمانی آنها اینقدر متفاوت نباشد و بتوانند هم کنار هم باشند و هم برای فرزندانشان بهتر نقش پدر و مادر را ایفا کنند، هر دو گروه را تعلیق، یا بهتر بگویم، با هم ترکیب کنند که حاصل شد گروه «تدشی تراک بند». حالا آنها یک گروه 12 نفره دارند و به مراتب حضورشان در کنار هم بسیار جذابتر از کارهای انفرادی‌شان از آب در آمده است. سومین اثرشان تفاوت خاصی با آثار قبلی ندارند، همچنان جذاب و دوست داشتنی، با همان موسیقی یکدست و تمیز راک و بلوز و صدای جذاب سوزان تدشی. نتیجه آنکه: خوب هستند. خوبی‎‌شان را گوش کنید.

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی نوزدهم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Jizue

Jizue – Story

«داستان» عنوان به گمانم پنجمین آلبوم عزیزان دل، «جیزو»، یک گروه قشنگ ژاپنی در ژانر نو جز است که اساس موسیقی‌شان بر روی پیانو بنا شده و آنقدر خوب هستند دلتان می‌خواهد از خوشگلی ماچش کنید! اینکه به گمانم این پنجمین آلبوم آنها باشد برای این است که من قبل از این چهار آلبوم از آنها شنیده‌ام، برای همین احتمالاً اگر این وسط چیز دیگری منتشر نکرده باشند، این می‌شود پنجمی. آلبومهایشان که فرق خاصی با یکدیگر ندارند، همان موسیقی نو جز که ساختارش بر اساس موسیقی پست راک تعریف شده، اما همه عالی و جذاب و پر از شور و سرخوشی هستند. نتیجه آنکه: با این آلبوم کیف دو عالم را تجربه کنید.

Fates Warning

Fates Warning – Theories of Flight

«نظریات پرواز» عنوان دوازدهمین آلبوم یکی از پیشگامان موسیقی پراگرسیو متال، «فِیتس وارنینگ»، محصول 2016 است. شاید اسم آنها برایتان چندان آشنا نباشد. آنها از بزرگانی هستند که دیگر بال و پرشان ریخته، وگرنه در دهه‌ی هشتاد برای خودشان بیا و برویی داشته‌اند. نمی‌دانم چرا برای من آلبوم‌های جدید آنها کمی کسل کننده است! نه اینکه فقط این موضوع متوجه این گروه باشد. جدیداً برایم بزرگانی که یک زمانی جذاب و هیجان انگیز بوده‌اند، بسکه خودشان را تکرار کرده‌اند، بورینگ و تکراری شده‌اند و حوصله‌ام را سر می‌برند. این آلبوم هم یکی از همان آلبومهاست. نتیجه آنکه: اگر آنها را نمی‌شناسید حتماً باید آلبوم را گوش کنید. اگر هم می‌شناسید، خب شنیدن این آلبوم ضرری برایتان ندارد.

Invent, Animate

Invent, Animate – Stillworld

«Stillworld» که نمی‌دانم باید آن را به چی ترجمه کنم، عنوان دومین آلبوم گروه متالکور آمریکایی، «اینونت، انیمیت»، محصول 2016 است. دو حالت دارد، یا جیغ و فریاد و داد و هوار را دوست دارید و برایتان جذاب است، یا اینکه اعصابتان را از توی جوب پیدا نکرده‌اید که با شنیدن جیغ آن را خراش بدهید! من البته چون بیشتر تمایلم به دسته‌ی دوم است به هیچ وجه نمی‌توانیم با این موسیقی ارتباط برقرار کنم. اما شک نکنید اگر دوستدار ژانر متالکور هستید، حتماً این آلبوم برایتان جذاب خواهد بود. نتیجه آنکه: شما هم حوصله داریدها!

Be’lakor

Be’lakor – Vessels

«ظروف» عنوان چهارمین آلبوم گروه ملودیک دث متال استرالیایی «بلاکور»، محصول 2016 است. اینکه موسیقی به این جذابی و خوبی را با وکال هارش خراب می‌کنند جای ناراحتی دارد! یعنی تا قبل از اینکه وکال دهانش را باز کند، از شنیدن آن چیزی که می‌شنوید حسابی کیف می‌کنید، اما وکال هارش کار را خراب می‌کند و باعث می‌شود ارتباطی که خود به خود با آهنگ برقرار کرده بودید، خود به خود از بین برود! نتیجه آنکه: اگر وکال هارش دوست دارید، این آلبوم برای شماست. در هر حال برای من که نیست!

Terra Tenebrosa

Terra Tenebrosa – The Reverses

«وارونه‌ها» عنوان چهارمین آلبوم گروه عجیب آوانگارد متال سوئدی «ترا تنبروسا»، محصول 2016 است. از موسیقی آوانگارد چیزی به جز عجیب بودن نمی‌توان انتظار داشت. هرچند که این گروه را می‌توان به نوعی در پست هاردکور هم جا داد. اما به هر حال هیچ چیز در موسیقی آنها آن طور که انتظارش را دارید پیش نمی‌رود. فضا سازی‌ها وهم گونه و گنگ است و وکال افکت ناشناخته‌ای دارد، اما نتیجه معمولا برای آلبوم‌های این گروه درخشان از آب در میاد. مطلب دیگری که باید در مورد آنها بدانید این است که اعضای این گروه هم جزو آن دسته از گروه‌هایی هستند که چهره‌ی خود را پنهان و با ماسک موسیقی‌شان را اجرا می‌کنند. نتیجه آنکه: آنها را تجربه کنید. لازم نیست خوشتان بیاید. فقط تجربه‌شان کنید.

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی هجدهم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Photo Ops

Photo Ops – Vacation

«مسافرت» را نمی‌دانم آلبوم چندم تری پرایس با نام هنری «فوتو آپس» است! حقیقش را هم بخواهید بعد از آنکه آلبومش را گوش کردم و وقتی دیدم تعداد دفعات اسکرابل شدن آهنگهای او در لست اف ام زیر 16هزار بار است بسیار تعجب کردم! همه چیز بنظر می‌رسد به صورتی است که او خیلی بیشتر از اینها باید مخاطب و طرفدار داشته باشد. موسیقی او دریم پاپی است که کمی چاشنی ایندی را در خود حفظ کرده و مجموعه‌ای را پدید آورده که گرما و روشنی و حس مثبت از سر و رویش می‌بارد. نتیجه آنکه: شنیدن این آلبوم از این هنرمند به نسبت ناشناس، که فقط 4600 نفر شنونده در لست اف ام دارد، را پیشنهاد می‌کنم.

Saliva

Saliva – Love, Lies and Therapy

«عشق، دروغها و تراپی» عنوان نهمین آلبوم گروه نومتال / پست گرانج آمریکایی «سلایوا»، محصول 2016 است. بالاخره در این آلبوم صدای بابی آمارو (خواننده جدیدی که جای جوسی اسکات، خواننده‌ی قبلی و اولیه گروه را گرفت) به دل می‌نشیند و اجرایش توی ذوق نمی‌زند. آهنگهای این آلبوم عموماً حول عشق و دروغ و جدایی و تنهایی می‌چرخد با وجود بیان ساده‌اش، اما جذاب و دلنشین است. یک ترک هم بصورت سورپرایز برایمان تدارک دیده‌اند که کاور آهنگ مشهور و دوست داشتنی سلطان پاپ، مایکل جکسون، یعنیThey Don’t Care About Us است. نتیجه آنکه: من از شنیدن این آلبوم لذت بردم. شما هم ممکن است خوشتان بیاید.

Red Hot Chili Peppers

Red Hot Chili Peppers – The Getaway

«گریز» عنوان یازدهمین آلبوم مشهورترین گروه فانک راک حال حاضر دنیا، «رد هات چیلی پپرز»، محصول 2016 است. این اولین آلبوم گروه بعد از اتمام 25 سال همکاری با تهیه کننده قبلی‌شان است و حالا آلبوم جدید توسط «دنجر ماوس» مشهور تهیه شده که اگر کمی موشکافانه به آهنگها گوش کنید ردپای او را در ترکها پیدا می‌کنید. البته روند ساخت آلبوم در سال 2014 آغاز شد و تقریباً بیش از 20 ترک جدید برای تهیه ‌آن تدارک دیده شد که «فلی»، بیسیست فوق دوست داشتنی این گروه، در یک حرکت ژانگولر از روی اسکیت بورد افتاد و دستش شکست و پروسه‌ی تولید آلبوم را حدود هشت ماه به عقب انداخت. از اینها که بگذریم این آلبوم خیلی تمیز است! رکورد و تنظیم عالی، آهنگها دلچسب و خوشمزه، همه چیز به شکل خوبی در سر جای خود قرار دارد و شک نکنید که این از تاثیرات مثبت حضور دنجر ماوس در فرآیند تولید این آلبوم است. نتیجه آنکه: فلفلهای تند قرمز را مزه مزه کنید و لذت ببرید.

Edward Sharpe & The Magnetic Zeros

Edward Sharpe & the Magnetic Zeros – Person A

«شخص اول» یا «شخصیتها» (بستگی دارد که آن A بزرگ چسبیده را متعلق به پرسن بدانیم یا نه!) عنوان چهارمین آلبوم گروه خوب آمریکایی ایندی فولک «ادوارد شارپ و مگنتیک زیروز» محصول 2016 است. ادوارد شارپ را چندان جدی نگیرید! رهبر این گروه شلوغ ده نفره اسمش «الکس ابرت» است و ادوارد شارپ نام کاراکتر یکی از داستانهایی‌ست که او نوشته است. البته از آن زمانی که آنها این اسم را برای خود انتخاب کرده‌اند چندین سال می‌گذرد و بعید نیست که آلبوم بعدی آنها فقط با عنوان «مگنتیک زیروز» منتشر شود. (این را از آنجایی می‌توان فهمید که در طرح روی جلد آلبوم جدید روی ادوارد شارپ یک خط شلخته‌ی قرمز رنگ کشیده‌اند!) آلبوم جدید آنها طعم شیرین و گرم و هیجان انگیزی دارد. موسیقی ساده، وکال ساده، همه چیز ساده، اما در عین حال بسیار دوست داشتنی است. آنها کاملاً هیپی وار، لشگر گونه، شلوغ کننده و باحال آهنگها را به شکلی اجرا می‌کنند که انگار در کنار ساحل یا در یک جنگل، دور یک آتش نشسته‌اند و چیزی می‌نوشند و ساز هم در کنار هم می‌زنند! نتیجه آنکه: این آلبوم خوشگل است! خوشگلها را باید دوست داشت! اگر هم نرقصیدند مهم نیست!

Chevelle

Chevelle – The North Corridor

«راهروی شمالی» عنوان هشتمین آلبوم یکی از بهترین گروه‌های آلترناتیو متال / گرانج حال حاضر، «شِوِل»، محصول 2016 است. اینکه از نظر موسیقی این آلبوم نسبت به آثار قبلی گروه چیز برتری ندارد را بگذاریم کنار، اما پیت لافلر، خواننده‌ی گروه دیوانه کننده و عصیانگرتر از همیشه است. اصلا مهم نیست در چه حس و حالی باشید، صدای او در کنار موسیقی شول چنان اضطرابی را به جانتان می‌اندازد که قلبتان را در حلقومتان حس کنید. این آلبوم اوج هنر پیت لافلر را به همراه دارد که حالا در ژانر خودش یکی از بهترین‌های دنیاست. نتیجه آنکه: این آلبوم را گوش کنید و عصبی شوید و از عصبی شدن خود لذت ببرید.

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی هفدهم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

The Strumbellas

The Strumbellas – Hope

«امید» عنوان سومین آلبوم گروه ایندی راک کانادایی «استرامبلاس»، محصول 2016 است. لیریکس‌های جذاب را بگذارید کنار، موسیقی خوب و قوی آنها هم به کنار، سازبندی جذاب و استفاده از ادوات گوناگون را هم فعلا در نظر نگیرید، استرامبلاس یکی از شورانگیزترین گروه‌هایی است که در این چند وقت اخیر با آنها آشنا شده‌ام. شنیدن آثارشان جان می‌دهد برای اینکه هم‌آواز با خواننده شوید، خودتان را تکان بدهید، ذوق کنید، هیجان زده شوید و با موسیقی جذاب آلترناتیو کانتری این آلبوم همراهی کنید. نتیجه آنکه: آلبوم را بشنوید، لیریکس را تا آنجا که حوصله‌اش را دارید حفظ کنید و همزمان با شنیدنش آنرا بلند بخوانید. حالتان هر جور که باشد، حتماً بهتر می‌شود.

Yngwie Malmsteen

Yngwie Malmsteen – World of Fire

«دنیای آتش گرفته» عنوان بیستمین آلبوم انفرادی گیتاریست مشهور موسیقی راک، «اینگوی ملمستین»، محصول 2016 است. او یکی از پیشروان موسیقی نئوکلیسکال متال، از برترین گیتاریستهای حال حاضر دنیا، از اساتید این ساز و یکی از گیتاریستهایی است که من آثارش را به هیچ وجه نمی‌پسندم! تکنیک و قدرت نوازندگی او جای هیچ بحثی ندارد، اما مساله این است که برای من این موضوع هم اهمیت دارد که چه آهنگی با آن تکنیک و قدرت نواخته می‌شود. موسیقی او برای من جذاب نیست، گیتارش جذاب است، اما موسیقی‌اش نه. این آلبوم هم نمی‌تواند آن چیزی باشد که باید باشد، هرچند که با توجه به نقدهای دیگران بنظر می‌رسد که این یکی از ضعیفترین آثار ملمستین تا به امروز است. نتیجه آنکه: من این آلبوم را دوست ندارم. تکلیف شما با خودتان است.

Steve Vai

Steve Vai – Modern Primitive

«انسان اولیه‌ی مدرن» عنوان نهمین آلبوم انفرادی گیتاریست مشهور موسیقی راک، شاگرد جو ستریانی، جناب «استیو وای»، محصول 2016 است. مجله‌ی معتبر «دنیای گیتار» در فهرست برترین گیتاریستهای دنیا، رتبه‌ی دهم را به وای داده است. اما برای من در نهایت او هم یک هنرمند و نوازنده‌ی چیره دست مانند ملمستین است که هنر و تکنیکش را تحسین می‌کنم، اما از شنیدن موسیقی‌اش لذت نمی‌برم. نتیجه آنکه: من این آلبوم را هم دوست ندارم. تکلیف شما همچنان با خودتان است.

Vinyl - Music from the HBO® Original Series

Vinyl – Music from the HBO® Original Series

چندین بار در خصوص سریال خوش ساخت «وینیل» صحبت کرده‌ام. سریالی که در فهرست خالقین آن دو اسم «مارتین اسکورسیزی» و «میگ جگر» درخشش ویژه‌ای داشتند. مجموعه‌ای منتشر شده که حاوی موسیقی بکار رفته در این سریال است و تصور کنید وقتی این سریال در خصوص موسیقی راک دهه 70 است، این مجموعه چه چیز هیجان انگیزی خواهد بود. متاسفانه HBO اعلام کرده که ساخت این سریال لغو شده و فصل دومی در کار نخواهد بود. اما شک نکنید که اگر این سریال را ندیده‌اید همان یک فصل هم ارزش دیدن را حتما دارد. نتیجه آنکه: سریال به کنار، موسیقی آن را دانلود کنید و از شنیدنش لذت دو جهان را ببرید.

DIIV

DIIV – Is the Is Are

آلبومی که نامش را در بالا می‌بینید و چندان قابلیت فارسی شدن ندارد، عنوان دومین آلبوم گروه راک آمریکایی «دایو» محصول 2016 است. اینکه می‌گویم 2016 منظورم این است که این آلبوم امسال منتشر شده، اما باید بدانید که پروسه ساخت و ضبط آن در سال 2013 انجام شده است که به دلایل متعددی تا به امسال انتشار آن به تاخیر افتاده است (اول آنکه چت جی‌آر وایت، خواننده گروه گرلز قرار بود با آنها همکاری کند که دستشان را توی پوست گردو گذاشت! دوم آنکه رهبر گروه، زاخاری کول اسمیت، آنقدر شدت اعتیادش زیاد شد که به کل از همه چیز وا ماند، سوم آنکه اسمیت دستگیر هم شد که معلوم نیست چه کاری کرده بود، چهارم آنکه دوین روبین پرز، گیتاریست گروه، در اینترنت اظهارنظرهای عجیب و غریبی کرده بود که جنجال ساز شد، پنجم آنکه درامر گروه، کولبی هویت، هم اعتیادش زد بالا و از گروه جدا شد). خلاصه همه چیز دست به دست هم داد تا این آلبوم با سه سال تاخیر منتشر شود. این آلبوم با وجود آنکه ترکهای شبیه هم بسیار دارد، اما جذاب و جالب است. موسیقی کرات راک و ایندی راک  و دریم پاپ تر و تمیز و مهربانی که هر سلیقه‌ای را می‌تواند راضی نگه دارد. نتیجه آنکه: بیخیال تمام مشکلاتشان، آلبومشان ارزش شنیدن را دارد.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 108 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: