آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی‌های ماهانه: اوت 2012

Archive – With Us Until You’re Dead

بردیا برجسته نژاد: بالاخره جدیدترین ساختهء آرکایو با عنوان With Us Until You’re Dead چند روز زودتر از زمان انتشار رسمی در فضای اینترنت پخش شد (پیش از این از دو آلبوم Lights و Controlling Crowds مفصل نوشته ام). آرکایو را می توان یکی از بی ثبات ترین گروه های موسیقی دانست. سبک کاری آنها از همان ابتدا، آلبوم به آلبوم، آهنگ به آهنگ و لحظه به لحظه در حال تغییر و چرخش بوده و آنقدر طیف گسترده ای را در بر می گیرد که هر کسی با هر نوع نگرشی می تواند عاشقشان شود و از موسیقی آنها لذت ببرد. حالا آرکایو بعد از گذشت 3 سال از بزرگترین پروژه اش، Controlling Crowds، آلبوم جدیدی را منتشر کرده که از بعضی لحاظ حکایت دیگری دارد.

اولین آلبوم گروه در سال 1996 اثری تاریک و استثنایی در ژانر تریپ هاپ بود. اما انتشار سومین آلبومشان، You All Look The Same To Me، و در ادامه آلبوم Noise آنها را تبدیل به ستاره هایی در اروپا کرد و شهرتی برایشان به ارمغان آورد. اما هنوز یک چیز کم بود و آن اینکه آرکایو بدلیل مشکلات قراردادی هیچوقت موفق نشد آلبومی را در زادگاهش، انگلستان، منتشر کند. تمام آلبومهای آنها در کشورهای دیگر پخش و توزیع شد و همین امر باعث شد گروهی با پتانسیل بالا و ویژگی های منحصر بفرد در کشور خودش ناشناخته باقی بماند و حتی در اکثر کشورها تصور کنند آنها فرانسوی هستند. حالا هفتمین آلبومشان شرایط دیگری دارد (هفتمین آلبوم: اگر مجموعهء فیلم Michel Valliant را آلبوم حساب نکنیم و Controlling Crowdsها را یک مجموعه در نظر بگیریم) این اولین آلبوم آنهاست که توسط کمپانی خودشان، Dangervisit Records و در انگلستان منتشر می شود و مطمئنا هیچ چیزی نمی تواند برای اعضای گروه خوشحال کننده تر از این باشد. داریوس کیلر، رهبر اصلی گروه، می گوید که «این خیلی خوب است که ما گروه بزرگی در اروپا به حساب می آییم. اما ترجیح می دهیم در انگلستان هم از موسیقی ما استقبال شود» و این آرزویی ست که آرکایو امیدوار است با انتشار جدیدترین آلبومشان محقق شود.

این نوید را همینجا به آنهایی که هنوز آلبوم را نشنیده اند بدهم که از ترکهای رپ خبری نیست! همانطور که از مدتها پیش کیلر تاکید کرده بود این آلبوم اثری ست شخصی تر و عاشقانه تر از گذشته، با موسیقی ارکسترال، تلفیقی از الکترونیک و پراگرسیو، با استفاده از عناصر روحانی و احساسی. در نهایت اتفاقی که افتاده، نتیجه با آن چیزی که انتظارش را دارید کمی متفاوت است. درست است که لیریکس و محتوی آلبوم مسیر جدیدی را ایجاد کرده و احساسات را مشخص تر و واضح تر مطرح می کند، اما موسیقی آلبوم از روی Controlling Crowds و Lights پریده و سری به Noise و You All Look The Same To Me زده است. اینجا از راسکو جان، رپر گروه، خبری نیست. اما آرکایو با اضافه کردن خواننده جدیدی به نام هولی مارتین همان جمع خوانندگان چهار نفری را حفظ کرده و اولین سینگل آلبوم و بهترین اثر این مجموعه، Violently، را نیز به او سپرده است.

Wiped Out شاید عجیب ترین انتخاب برای شروع یک آلبوم باشد! نگاه به عقب بیاندازیدو Controlling Crowds، Pills، Sane و Again هر کدام آنقدر میخکوب کننده و قدرتمند بودند که می توانستند به تنهایی نماد آلبوم و نماد آرکایو باشند. اما Wiped Out این انتظار را برآورده نمی کند. آهنگی که در همان دو دقیقه اول ممکن است کمی شما را نگران کند و نشان دهد که در ادامه هم معجزه ای را در خود پنهان نکرده است. اما آهنگ دوم، Interlace، همان معجزه ای است که دنبالش می گردید! الکترونیکی که سوار بر تریپ هاپ شده و آنقدر می خزد و جلو می آید تا خودش را به آن چیزی برساند که با آن می گوییم: جادوی آرکایو. Stick Me in My Heart دیگر نهایت موسیقی الکترونیک آرکایو را است. آهنگی که اگر چه 4 دقیقه زمان دارد، اما بیشتر بنظر می رسد Intro برای آهنگ بعدی، Conflict، است. تنها واژه ای که می توانم برای Conflict پیدا کنم «مریض» است! آهنگی که همه چیز را در خود جای داده است. حتی در میانه می توانید چیزی شبیه به Radiologue از OSI را هم در آن پیدا کنید! (دقت کنید به زمان 2:10 به بعد) این آهنگ بیشتر از آنکه آرکایوی باشد به خیلیها شبیه است و در نهایت طوری تمام می شود که انگار نصفه رها شده باشد.

Violently اولین حضور خواننده جدیدء گروه، هولی مارتین، است. معلوم نیست آرکایو از کجا و به چه صورتی این هنرمند گمنام را پیدا کرده (هیچ جایی در این مورد چیزی نوشته نشده) جالب است که هنرمند گمنام هولی مارتین، با 300 نفر فالوئر در فیس بوک و 100 نفر در یوتیوب، حالا با یکی از بزرگترین گروه های اروپا همکاری می کند. این آهنگ هر آن چیزی را که لازم دارید در بر گرفته است. عروج و افول آن می تواند کار دستتان بدهد. اثری فوق العاده که کیلر آن را «یکی از تاریکترین و قوی ترین آثار آرکایو» معرفی می کند. شاید در ابتدا مارتین نتواند شما را چندان راضی کند، اما وقتی در میانه آهنگ، خودتان را در حالتی پیدا کردید که سرتان را تا روی زمین خم کرده و بدنتان را به اطراف تکان می دهید، بدانید که آرکایو دوباره تاثیر خودش را گذاشته است. حالا تصور کنید بعد از این، بعد از Violently (به معنی به زور، جابرانه، به تندی…) با آهنگی بدون کلام به اسم Calm Now مواجه شوید و تا می آیید کمی خودتان را پهن و آزاد کنید در همان ابتدای آهنگ بعدی، Silent، در حد کفایت آدرنالین به خون شما باز می گردد. این اولین بار است که در این آلبوم صدای Maria Q را می شنویم. این از همان آهنگهایی ست که خاص آواز اوست. با همان ضرباهنگ و سبک و سیاقی که در آلبوم قبلی و آهنگ Collapse/Collide نظیرش را شنیده ایم. این آهنگ در انتها می چسبد به Twisting. شک نکنید این یک آهنگ Soul است! حتی آواز در بعضی جاها، آنجا که به اوج می رسد، شبیه مایکل جکسون می شود.

Things Going Down را بعنوان کوتاه ترین ترک این آلبوم فقط برای این گذاشته اند تا نفسی بگیریم برای شاهکاری به اسم Hatchet که این هم توسط عضو جدید گروه، هولی مارتین، اجرا می شود. هرچقدر این آهنگ از آرکایو فاصله دارد و حال و هوای آن به موسیقی آلترناتیو می خورد، اما باز هم نمی توان منکر زیبایی آن شد. Damage را دست کم نگیرید! این اصلا آن چیزی نیست که در ابتدا بنظر می رسد. این می توانست اگر کمی مدت زمانش بیشتر بود، جزو یکی از آن آثار طولانی و حیرت انگیز آرکایو باشد. و در نهایت می رسیم به Rise که مثل اکثر حسن ختامهای آرکایو قصد دارد التهابی که ایجاد شده را آرام کند و شما را صحیح و سالم به زندگی روزمره بازگرداند! تبریک می گویم. شما دوباره با یکی از آلبومهای Archive همراه بوده اید.

اگر انتظار دارید دوباره چیزی شبیه Lights خلق شود حالا دیگر باید مطمئن باشید که این اتفاق رخ نمی دهد. اگه می خواهید دوباره Again برایتان تکرار شود، از من بشنوید که احتمالش نزدیک به صفر است. تنها کاری که باید بکنید این است که باور کنید آرکایو هیچ وقت تکرار و تکراری نمی شود. می گویند این آلبوم ترکیبی از پینک فلوید، ریدیوهد، مسیو اتک و آنکل است. من می گویم: این آرکایو جدید است! چیزی که پینک فلوید و ریدیوهد و مسیو اتک و آنکل هیچوقت نبوده اند.

 

 

 

Tuborg Goldfest 2012 – Part VII

روز سوم – هفتم جولای

Within Temptation – عالی تر از فوق العاده

بردیا برجسته نژاد: می رسیم به آخرین اجرای این فستیوال و گروه هلندی Within Temptation. شاید اولین آلبومشان در سال 1997 با عنوان Enter توجه چندانی را به خود جلب نکرده باشد، اما انتشار دومین آلبوم در سال 2000 یعنی Mother Earth چنان شهرتی را برایشان رقم زد که نامشان به عنوان یکی از بهترین های موسیقی گاتیک و سیمفونیک متال ثبت شد. آخرین آلبوم آنها در سال 2011 با عنوان The Unforgiving حکایت مفصلی دارد. این اثر یک کانسپت آلبوم است، یعنی مجموعه ای با ساختار مشخص که آهنگها به ترتیب و در کنار هم یک داستان واحد را تشکیل می دهند. Within Temptation در کنار انتشار این آلبوم یک DVD حاوی چند فیلم کوتاه را نیز منتشر کرد که از کنار هم قرار دادن فیلمها، آهنگها و صد البته کتابی که آلبوم بر اساس آن نوشته شده می توان خط مشی داستان را دنبال نمود. این آلبوم با چنان استقبال و موفقیتی مواجه شد که از طرف اکثر منتقدین و نشریات موسیقی به عنوان یکی از بهترین آلبوم های سال 2011 معرفی گردید. موفقیت این آلبوم باعث شد که Within Temptation از یک گروه خوب ناگهان تبدیل به یکی از لیدرهای اکثر فستیوالهای متال شود، اتفاقی که در همین فستیوال گلدفست نیز رخ داد.

ساعت 9 شب است. ما همچنان بعد از اجرای In Flames در ردیف اول ایستاده ایم. اسکرین پشت استیج فیلم کوتاه Mother Maiden از آلبوم آخر را پخش می کند. فیلمی 4.5 دقیقه ای، سیاه و تیره با شیوهء روایت کمیک استریپ (همان چیزی که بعنوان مثال در فیلم Sin City شاهدش بودیم) که در دل خود Introی آلبوم آخر، Why Not Me‏، را نیز گنجانده است. پس از تمام شدن فیلم اعضای گروه به ترتیب روی صحنه می آیند و در انتها شارون دن ادل در میان دود و نور آبی Shot in the Dark را آغاز می کند. شارون، با آن لباس سفید، دوست داشتنی تر از همیشه بنظر می رسد. احتمالا اگر در عالم متال چیزی مثل کاپ اخلاق وجود داشت، شارون تا امروز چندتایی از آن را برده بود! آهنگ بعدی In The Middle of the Night است، یکی از بهترین های آلبوم آخر. این آهنگ می چسبد به Faster که از اسکرین پشت استیج میوزیک ویدئوی آن پخش می شود. حالا باید کمی ریتم پر از هیجان کنسرت آرام بگیرد، در نتیجه Fire and Ice به همراه یک ویدئوی زیبا اجرا می شود. بله! درست حدس زدید. یک اینترو و پشت بندش 4 آهنگ اجرا می شود که 5 ترک اول آلبوم The Unforgiving را تشکیل می دهند. اینجا به زیبایی و با رعایت همان ترتیب آهنگها و بکار بردن ویدئوهای بی نظیر، کانسپت اصلی و داستان آلبوم به حاضرین منتقل می شود.

آهنگ بعدی Ice Queen است از دومین آلبومشان، Mother Earth. قبل از شروع آهنگ شارون کمی با جمعیت برای همراهی آهنگ تمرین می کند. این یکی از همان آهنگهایی ست که باعث شهرت این گروه شد. اسکرین، آهنگ را با پخش ویدئوی آن همراهی می کند. کمی باورش سخت است، شارون که معروف بود تا همین چند سال پیش قبل از آمدن به روی صحنه خودش را می بازد و دچار اضطراب می شود، با چنین تسلط و قدرتی آهنگها را اجرا و جمعیت را اداره می کند. ویدئوی این آهنگ که سرمای کوهستان را نشان می دهد  در انتها با آتشی پوشیده می شود که آغازگر آهنگ بعدی Our Solemn Hour است. این آهنگ یک قسمت کر دارد که به شکل چند صدایی و سوپرانو اجرا می شود. همراهی جمعیت در این قسمت که زیر نور منعکس شدهء آتش به همراه شارون فریاد می زنند بی نظیر و استثنایی ست.

نوبت می رسد به Stand My Ground از آلبوم The Silent Force که با هد زدنهای شارون آغاز می شود. اینجا اتفاق بامزه ای رخ می دهد. از میان جمعیت دستی بالا می آید که یک CD و ماژیک را گرفته است. شارون دستش را دراز می کند، CD و ماژیک را می گیرد، روی زمین دو زانو می شود، CD را باز می کند و می گذارد روی پایش و همانطور که می خواند آن را امضا می کند و تحویل صاحبش می دهد! این آهنگ که تمام می شود وقت استراحت اعضای گروه می رسد که جای خالی شان با فیلم کوتاه دیگری از آلبوم آخر، Sinead، پر می شود. این فیلم هم در 4.5 دقیقه همان شیوهء کمیک استریپ را برای روایت انتخاب کرده است. اعضای گروه دوباره به روی صحنه می آید، همین آهنگ Sinead را اینبار بهمراه پخش ویدئوی آن اجرا می کنند و داستانی که در ابتدای کنسرت آغاز کرده اند را به پایان می رسانند. باور کنید با هر آهنگ جمعیت منفجر می شود! هر اجرا از قبلی بهتر و جذاب تر است. این از آن کنسرتهایی ست که آرزو می کنید هرگز تمام نشود.

آهنگ بعدی یکی از شاهکارهایشان از آلبوم The Heart of Everything است. آهنگ What Have You Done که در نسخه اصلی همراه با کیت کاپوتو (خواننده گروه Life of Agony) اجرا شده است. کاپوتو در این اجرا حضور فیزیکی ندارد، اما تصویر او را روی اسکرین می بینید و صدایش را به همراه شارون می شنوید. مردم هم خلاء کاپوتو را به بهترین شکل با فریاد آن بخشی که او می خواند پر می کنند. باز بر می گردیم سراغ آلبوم آخر و اینبار آهنگ Iron. داستانی را که برایمان تعریف می کردند با این تکهء گم شده و ویدئوی آن تکمیل می شود. سپس Angel از آلبوم The Silent Force‌، این یکی هم به همراه ویدئو اجرا می شود. آهنگ بعدی Memories از آلبوم The Silent Force است. آهنگی آرام و ملایم که صدای لطیف شارون با رقص دستانش همراه می شود و معجون زیبایی را می سازد. قبل از آنکه اعضای گروه استیج را ترک کنند سه آهنگ دیگر اجرا می شود: Hand of Sorrow و The Heart of Everything از آلبوم The Heart of Everything و Where is the Edge از آلبوم The Unforgiving.

گروه در پی تشویق بی وقفهء مردم به روی صحنه باز می گردد، Stairways to the Skies، آخرین آهنگ از آخرین آلبوم را می خواند و دوباره می رود. اما باز هم اینجا آخر کار نیست! آنها دوباره باز می گردند. شارون می گوید که آهنگ بعدی را همین امروز صبح تمرین کرده اند و آن را اکوستیک اجرا خواهند کرد. این آهنگ Say My Name است، آهنگی که جای مشخصی ندارد و نمی توانید آن را در هیچکدام از آلبوم هایشان پیدا کنید. قبل از شروع آهنگ بعدی شارون داستانی را تعریف می کند. روزی مادربزرگ شارون در پارکی قدم می زد. او مردی را دید که ناراحت و نگران روی یکی از نیمکت ها نشسته است. مادربزرگ شارون سر صحبت را با او باز می کند و متوجه می شود او اهل ترکیه است و دنبال خانه می گردد. او به آن مرد پیشنهاد می دهد که خانهء او را اجاره کند و همسایه اش شود. حالا از آن روز 30 سال می گذرد و آن مرد از آن موقع مستاجر مادربزرگ شارون و دوست خانوادگی آنهاست. شارون این داستان را با تاکید بر ملیت آقای مستاجر تعریف می کند و آهنگ بعدی، Never-Ending Story (از آلبوم Mother Earth)  را تقدیم می کند به او، که حالا و در این کنسرت در بخش VIP نشسته است. این آهنگ هم مانند Say My Name بصورت اکوستیک اجرا می شود. در انتها و بعنوان آخرین آهنگ، نوبت می رسد به آهنگی که Within Temptation تمام محبوبیت و شهرتش را مدیون آن است: Mother Earth از آلبوم Mother Earth. در میان تشویق و فریاد و شور و هیجان مردم آخرین اجرا از آخرین شب فستیوال توبورگ گلدفست به پایان می رسد.

این بهترین اجرای فستیوال است. آهنگها و ترتیب و انتخابشان، اجرا، نور و ویدئوها، شارون، اعضای گروه، همه و همه باعث شدند این فستیوال به یاد ماندنی تر از آن چیزی شود که حدسش را می زدیم. حالا دیگر از ما بپرستند بهترین اجرا کدام بود قطعا Gun N’ Roses جواب اولمان نخواهد بود. در این کنسرت Within Temptation در مدت بیش از 2 ساعت 19 آهنگ (بدون احتساب دو فیلم کوتاه 4.5 دقیقه ای) اجرا کرد: هشت آهنگ از The Unforgiving، چهار آهنگ از The Heart of Everything، سه آهنگ از Mother Earth، سه آهنگ از The Silent Force و یک آهنگ سینگل. در این کنسرت از اولین آلبوم آنها، Enter، آهنگی اجرا نشد.

و در آخر:

همه به شدت خسته هستند. تمام جمعیتی که آنجاست بیش از حد توانشان در این 3 روز نیرو مصرف کرده اند و از پاهایشان کار کشیده اند. همه آرام آرام در حال خزیدن به سمت درب خروج هستند که ناگهان از بلندگوها Welcome to the Jungle از Guns N’ Roses پخش می شود. صحنه ای که بوجود می آید باور کردنی نیست! آن جمعیت خسته حالا با جست و خیز و فریاد به رقص و پایکوبی مشغول شده اند. ما آمده ایم عقب و ایستاده ایم روی یک سکو و از بالا به جمعیت چند هزار نفری نگاه می کنیم. پشت بندش هم Paradise City پخش می شود و جمعیت هم بنظر می رسد دیگر خیال رفتن ندارند. با وجود تمام کاستی ها، حسابی و به اندازه خوش گذشت. جای همه دوستان خالی.

 

 

 

Tuborg Goldfest 2012 – Part VI

روز سوم – هفتم جولای

In Flames – یک شومن واقعی

بردیا برجسته نژاد: احتمالا اگر از شما بپرسند که شنیده شده ترین گروه این فستیوال در سایت لست اف ام کدام است، پاسختان Guns N’ Roses خواهد بود. اما جالب است که بدانید G N’ R در این سایت در حدود 85میلیون بار شنیده شده و این در حالی ست که In Flames با 110میلیون بار در این فهرست مقام اول را دارد. این را که می دانید آنها با ملودیک دث متال شروع کرده اند و حالا به چیزی شبیه پراگرسیو متال رسیده اند. اما می خواهم چیز دیگری بگویم. اولین آلبوم In Flames در سال 1994 با عنوان Lunar Strain را برای چند لحظه بگذارید کنار، بعد از آن و در سال 1995 اتفاق عجیبی رخ داد. خواننده گروه، مایکل استین، از In Flames جدا شد و به گروه Dark Tranquillity پیوست. خب این قاعدتا چیز عجیبی نیست! اما همان موقع خواننده Dark Tranquillity یعنی آندرس فریدن از آنها جدا شد و به In Flames آمد. این مبادلهء خواننده باعث شد که موسیقی هر دو گروه به شکل محسوسی رشد کند و به درجه ای برسد که حالا هر دوتای آنها جزو بهترین های این ژانر به حساب می آیند.

قصد داریم سومین روز فستیوال را از ساعت 16:30 شروع کنیم، با اجرای Skindred. اینها جزو آن دسته از گروه های عجیب و غریبی هستند که موسیقی رگه را به متال پیوند زده اند (تصور کنید باب مارلی برایتان متال بخواند!). بعد هم اجرای Dio Disciples را خواهیم داشت. گروهی که بعد از فوت رانی جیمز دیو با اضافه کردن چند خواننده مهمان به همان ترکیب باقیمانده آهنگهای این هنرمند فقید را بازخوانی می کند. اما اتفاقی که می افتد این است که برنامه ریزی امروزمان آنقدر بهم ریخته و نامنظم پیش می رود که هر دو اجرا را از دست می دهیم. و حالا ما اینجاییم و قرار است ساعت 19:15 به مدت یک ساعت میزبان In Flames باشیم.

روی استیج آن طرح مشهور In Flames، کلاغ سیاهی که دنده هایش پیداست و با پارچه ای پوشیده شده، نقش بسته است. اعضای گروه یک به یک روی استیج می آیند و اجرایشان با Cloud Connected آغاز می شود، اولین سینگل از ششمین و جنجالی ترین آلبومشان، Reroute to Remain. این آلبوم در سال 2002 مخالفتهای زیادی را از طرف هواداران به همراه داشت. تغییر سبک آشکارشان چیزی نبود که انتظارش می رفت و البته همین آلبوم باعث شد دوران فعالیت این گروه به دو دوره تقسیم شود. Cloud Connected یک شروع فوق العاده است. آندرس دیگر آن حیوان وحشی و عصبانی روی استیج نیست. آن موهای بلند بافته شده به شکل آفریقایی ها جای خودش را به موی کوتاه زیر کلاه کپ داده و با آن شلوار جین و تی شرت و اسنیکرز بیشتر به بچه های شیطان و خرابکاری می مانند که از روی بی حوصلگی ریش گذاشته اند! همین اولین آهنگ و همین هد زدنهای هماهنگ 4 نفره نشان می دهد که قرار است با اجرای هماهنگ و فوق العاده ای رو به رو شویم.

آندرس شاید دیگر وحشی نباشد، اما همچنان دیوانه است! این را از همان ابتدای اجرا می فهمید. وقتی آهنگ اول تمام می شود او خودش را معرفی می کند: «سلام! من آندرس هستم، و توی گروه فوق العاده In Flames اجرا می کنم» بعد کمی جلو می آید‏، به لبهء استیج نگاه می کند و می گوید: «من از این قسمت استیج می ترسم! اینجا محدودهء اکسل رزه! یه قلمرو ناشناخته» بعد هم کمی ادای رقص اکسل را در می آورد، با آن حرکات پا و استایلش با پایهء میکروفون. آندرس باز هم در همین ابتدای امر بیخیال نمی شود. مردم را به 4 قسمت سمت چپی ها‏، سمت راستی ها، جلویی ها و عقبی ها تقسیم می کند و بینشان مسابقه فریاد زدن می گذارد. لا به لای همین فریادها اعلام می کند که آهنگ بعدی Trigger است، دومین سینگل از همان آلبوم جنجالی Reroute to Remain. فریادها و همخوانی مردم نشان می دهد اینجا In Flames از آن چیزی که فکر می کردم محبوب تر است، مخصوصا که آندرس در این آهنگ حسابی به مردم فضا می دهد تا به جایش این آهنگ را بخوانند.

نوبت می رسد به اجرای Alias از آلبوم A Sense of Purpose. آندرس در میانهء آهنگ، آنجا که گیتار تنهاست، می آید لبهء استیج روی زمین می نشیند و مردم را به دست زدن فرا می خواند. آهنگ که به اوج بر می گردد از جایش می پرد و مردم را به فریاد زدن دعوت می کند. آندرس یک شومن درجه یک است. به زیبایی می داند که چطور مردم را با آهنگها همراه کند، طوری که همه خود را بخشی از اجرای او بدانند. او آنقدر حرفه ای ست که حتی مابین دو آهنگ، زمانی که صحبت می کند تا در اصل خودش و اعضای گروه کمی نفس بگیرند و استراحت کنند، شوخی ها و متلک هایش تبدیل به بخش مهمی از اجرایشان می شود. بگذارید یک مثال بزنم. در تمام اجراهای این فستیوال مردم فرانت استیج آن ابرهای زردرنگ به شکل دست که لوگوی فستیوال و توبورگ روی آن نقش بسته را روی استیج پرتاب می کردند و عکس العمل هر گروه نسبت به آنها متفاوت بود. اما آندرس وقتی این آهنگ تمام می شود یکی از آنها را بر می دارد و خطاب به مردم می گوید «این فکر می کنین خوبه؟‌ اینا به زور میخوان محصولشون رو با این مدل تبلیغ به شما غالب کنن. اما شما متال بازا باهوش تر از این هستین که گول آشغالایی که اینا میسازن رو بخورین!» مدل انتقاد کردن آندرس از برگزار کننده فستیوال هم مثل کارهای دیگر او استثنایی ست.

آهنگ بعدی Delight and Angers دوباره از همین آلبوم A Sense of Purpose است. اینجا بنظر می رسد درب فرانت استیج را باز کرده اند و برای پر کردن فضای خالی هر کسی را به داخل راه می دهند. جایی که ما ایستاده ایم چسبیده به نرده های فرانت استیج است، یکی از بهترین جاها. برای همین طمع نمی کنیم و سر جایمان می ایستیم. بالاخره وقت یکی از آهنگهای آخرین آلبومشان، Fear is the Weakness، آلبوم Sounds of a Playground Fading محصول 2011 می شود. اینجاست که اتفاق هیجان انگیزی رخ می دهد. قبل از آنکه آهنگ شروع شود آندرس می آید جلوی استیج، به مردم ردیف اول اشاره می کند و می گوید: «یه دوربین میخوام… این نه! این که مال دههء 30 هست! … آره این یکی خوبه، کار با اینو بلدم» از بین دستهایی که دوربین ها را روی هوا گرفته اند آن یکی که مد نظرش است را می گیرد، رو به مردم می ایستد و فیلم می گیرد «خب… حالا به من بگین ما کدوم گوری هستیم؟» از آنجایی که مردم ترکیه چندان میانه خوبی با زبان انگلیسی ندارند همگی فریاد می زنند «هیییییییییی!» آندرس جواب می دهد: «ما جایی که اسمش هیییییی باشه نیستیم! ما الان کدوم گوری هستیم؟» تازه مردم متوجه سئوال می شوند و در مقابل دوربینی که در دست آندرس است فریاد می زنند «استانبول». آندرس خطاب به صاحب دوربین می گوید «من دوربین رو این بالا نگه می دارم. تو فردا فیلمش رو میفرستی یوتیوب. باید به همه دنیا نشون بدیم اینجا چه خبر بوده» دوربین را می دهد دست یکی از عوامل پشت صحنه، او هم روی استیج و لا به لای اعضای گروه می چرخد و از همه فیلم می گیرد (این فیلم را اینجا ببینید)

برمی گردیم به سال 2000، آلبوم Clayman و آهنگ Only for the Weak. اما شروع شدن این آهنگ هم خودش حکایتی دارد. آندرس ابتدا از جمعیت راستی ها می خواهد که بپرند، بعد هم چپی ها و سپس وسطی ها. او با تاسف فرمان ایست می دهد و حاضرین و نحوه پریدن و عدم هماهنگی شان را مسخره می کند. می گوید «اینطوری نمیشه. شما به الگو نیاز دارین» بعد به یکی از آنهایی که ردیف اول فرانت استیج هستند اشاره می کند و می گوید «تو بپر! همه با ریتم این بپرین» چند ثانیه می گذرد، آهنگ شروع می شود و به فرمان آندرس فریاد JUMP مردم به آسمان می رود. دوباره سری می زنیم به آلبوم A Sense of Purpose و آهنگ The Mirror’s truth. آهنگ بعدی Where the Dead Ships Dwell از آخرین آلبوم Sounds of a Playground Fading است که سپس با Deliver Us از همین آلبوم همراه می شود. حالا وقت آن می رسد که آندرس اعضای گروه را معرفی می کند: «بیورن گلوت گیتاریست لعنتی، بهترین درامر دنیا دنیل سنسون، گیتاریستی که تمام مدت دماغش رو پاک می کنه نیکلاس انجلین و بیسیستی که آرزو داشت تام جونز باشه، پیتر آیورز»

حالا وقت The Quiet Place از آلبوم Soundtrack to Your Escape است. همان اوایل آهنگ آندرس به یک نفر در میان جمعیت اشاره می کند، ناگهان یک آیفون از آن وسط به هوا پرتاب می شود و آندرس آن را می قاپد، دو سه تا عکس می گیرد و دوباره پرتابش می کند لای جمعیت! تا می آید شروع به خواندن کند خنده اش می گیرد و یک خط آهنگ را از دست می دهد، اما آنقدر فریادها و همخوانی مردم بلند است که اختلالی در اجرا ایجاد نمی شود. آخرین آهنگ Take This Life از آلبوم Come Clarity است. این اختتام باشکوهی برای یک کنسرت فوق العاده است. از آن جهت که هم جزو آثار معروف این گروه به حساب می آید که همه لیریکسش را فریاد می زنند، دوم آنکه آفتاب پایین رفته و هوا کمی خنکه شده و سوم اینکه آنهایی که فقط می خواستند آخرین اجرای فستیوال را ببینند هم به محوطه آمده اند و تقریبا تمام فضا پر شده است.

In Flames در این کنسرت 11 آهنگ اجرا کرد: سه آهنگ از A Sense of Purpose، سه آهنگ از Sound of a Playground Fading، دو آهنگ از Reroute to Remain، و از هر کدام از آلبومهای Clayman، Come Clarity و Soundtrack to Your Escape یک آهنگ. در این کنسرت از 5 آلبوم اول گروه آهنگی اجرا نمی شود.

کمی باید استراحت کنیم. فقط یک اجرا باقی مانده است. از جایمان تکان نمی خوریم! همانجا می نشینیم روی زمین تا برای اجرای Within Temptation ردیف اول را از دست ندهیم.

 

 

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: