آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Lacuna Coil

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 3

بردیا برجسته نژاد: حالا دیگر سن و سال‌مان به اندازه‌ای شده که باید نگران سلامتی ستاره‌هایمان باشیم. سالی که گذشت با رفتن بزرگان فراوانی همراه بود. چیزی که برایمان باقی مانده، هنر همیشه جاودانه و حسرت نداشتن‌شان و شنیدن آثار جدیدشان است. بگذریم. برویم به سراغ بقیه‌ی لیست.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

20testament-brotherhood-of-the-snake
Testament – Brotherhood of the Snake

بیایید فرض کنیم که موسیقی ترش متال مانند یک ماشین پر قدرت است! آنوقت شک نکنید که «تستمنت» در این مثال نقش نیسان وانت را ایفا می‌کند! حالی‌اش نیست! می‌آید، با سرعت هم می‌آید، به هیچ چیزی توجه نمی‌کند، اگر عصبانی‌اش کنید تعقیب‌تان می‌کند! اگه به آن بی‌توجهی کنید از روی‌تان رد می‌شود! تستمنت با کسی شوخی ندارد! او نماد اقتدار و قدرت و گردن کلفتی موسیقی ترش متال است. آنها یکی از آن گروه‌هایی هستند که به هیچ وجه نباید تغییری در آثار خود ایجاد کنند! همینی که هستند، بهترین چیزی‌ست که ممکن است باشد. بگذارید یک جمله‌ی تکراری که قبلاً در مورد این آلبوم گفته‌ام را مجدداً تکرار کنم: «آلبوم جدید تستمنت اثر سهمگین دیگری از این گروه قدرتمند به حساب می‌آید. خشم ناب صدای چاک بیلی، ملودی‌های جذاب، ضرباهنگ سریع، انگار که در وسط دشت وسیعی باشید و اطراف شما پر از صاعقه باشد! اولش کمی ترسناک است، اما حس قدرتی که منتقل می‌کند مثال زدنی‌ست»

پیش از این آلبوم Dark Roots of Earth از تستمنت را در جایگاه 27 بهترین آلبوم‌های سال 2012 قرار داده‌ام (+).

19alcest-kodama
Alcest – Kodama

«آلسست» بازگشته است! آنها که در آلبوم قبلی خود نهایت نرمی را از خود نشان داده‌ بودند، حالا چرخشی به ژانر اصلی خود، پست متال، داشته اند و با الهام گرفتن از موسیقی بلکگیز اثری را خلق کرده‌اند که به جرات می‌توان گفت قوی‌ترین آلبوم آنها تا به امروز است. اگر کمی گوش‌های خود را تیز کنید، حتماً متوجه تاثیر ملودی‌های ژاپنی بر آخرین آلبوم این گروه فرانسوی خواهید شد. «کوداما» در فرهنگ بومی ژاپن یعنی روحی که در درختان زندگی می‌کند. روحی که به صورت یک حوری با هر درخت زاده می‌شود و به شکل زنی زیبارو بر جنگل و طبیعت نظارت می‌کند. کودامای اسطوره‌ای خجالتی‌ست، اما کودامای آلسست خسته و غمگین و تاریک است. از تقابل طبیعت و جهان هستی با دنیای انسان می‌گوید. از تاثیر مثبتی که طبیعت بر آدمیزاد و تاثیر منفی آدمیزاد بر طبیعت حرف می‌زند. این کانسپت آلبوم اثری برای آشتی انسان و طبیعت نیست! موسیقی آن نه تنها چنین حسی را در شما برنمی‌انگیزد، بلکه بیشتر شبیه حمله‌ی ارواح خجالتی درختان به انسان برای نجات طبیعت است!

پیش از این آلبوم Shelter از آلسست را در جایگاه 22 بهترین آلبوم‌های سال 2014 قرار داده‌ام (+).

18lacuna-coil-delirium
Lacuna Coil – Delirium

در هر زمانی که به هر دلیلی فهرستی از بهترین‌ الهه‌های موسیقی متال در جایی منتشر شده، حتماً نام «کریستینا اسکابیا» جزو پنج‌تای اول بوده است! اسکابیا، جذاب و زیبا، در عین حال سمی و خطرناک است! نقش او در «لاکونا کویل» به اندازه‌ای پررنگ است که همیشه «آندره فرو» به حاشیه رفته و فقط نقش مکمل اسکابیا را از خود نشان داده است. اما در آخرین آلبوم آنها فضایی کاملاً متفاوت از هر آن چیزی که پیش از این از آنها شنیده‌ایم را خلق کرده‌اند. نقش اصلی این بار بر عهده‌ی آندره فرو است! او هارش‌ترین وکال خود تا به امروز را در این آلبوم تجربه می‌کند. حالا دیگر در اکثر آهنگها اوست که حرف اصلی را می‌زند و اسکابیا نقش فرعی را بر عهده دارد. اینکه چطور شده آندره فرو بالاخره شهامت ایفای نقشی پررنگتر از اسکابیا، آن هم با این کیفیت و در این حد، را پیدا کرده، احتمال دارد به رفتن سه عضو اصلی گروه مربوط باشد، شاید هم نباشد!، دلیلش هر چیزی که هست این آلبوم اثر درخشانی در بین آثار این گروه به حساب می‌آید.

پیش از این آلبوم Dark Adrenaline از لاکونا کویل را در جایگاه 13 بهترین‌‍‌های سال 2012 (+) و آلبوم Shallow Life از این گروه را در جایگاه 7 از بهترین‌های سال 2009 قرار داده‌ام (+).

17megadeth-dystopia
Megadeth – Dystopia

«دیو ماستین» فرشته‌ی موسیقی متال است! با آن چهره‌ی درخشان و موهای طلائی، وقتی که پیراهن سفید می‌پوشد و روی استیج می‌رود، انگار که نازل شده تا پیام‌آور ترس و وحشت باشد. اشتباه نکنید! موسیقی او ترسناک نیست! «مگادث» همیشه یک موسیقی ترش متال تر و تمیز از خود ارائه کرده که همان شور و هیجان و زبری جذاب و ریتم‌ها و ریف‌های خاص خود را دارد. چیزی که همیشه در مگادث ترسناک است، پیام‌های نهفته در ترانه‌های اوست. ماستین، با رویکرد سیاسی خاص خود، هر بار موضوعی عمومی را خمیرمایه‌ی آثارش قرار می‌دهد و آن را به تلخ‌ترین و مستقیم‌ترین شکل ممکن به سمت مخاطب پرتاب می‌کند. آلبوم جدید او نیز از این قائده مستثنی نیست. او حالا خواب خرگوشی غرب و حضور دشمن در خاک خودی را بازیچه قرار داده و همه چیز را حول آن می‌چرخاند. مهم نیست که دیدگاه سیاسی او را قبول دارید یا نه؛ ماستین، مهار ناپذیر و خشمگین، نظر شخصی‌اش را می‌گوید و این یکی از جذابیت‌های همیشگی او و مگادث است.

پیش از این آلبوم TH1RT3EN از مگادث را در جایگاه 26 بهترین آلبوم‌های سال 2011 قرار داده‌ام (+).

16mono-requiem-for-hell
Mono – Requiem for Hell

سر هر چیزی با هم اختلاف سلیقه داشته باشیم، این یکی را احتمالاً با من هم عقیده هستید که گروه ژاپنی «مونو» را گذاشته‌اند وسط و پست راک را دور آن چیده‌اند! چیزی که در موسیقی آنها وجود دارد را هنوز هیچ بزرگ دیگری نتوانسته خلق کند. نه موگوای، نه گادسپید بلک امپرور و نه هیچ ابرگروه پست راک دیگری هنوز به به پای فضاسازیهای مونو نرسیده است. آخرین آلبوم آنها همان معجزه‍‌ی همیشگی مونو را در خود دارد. انگار که یک قطره‌‌ احساس را از بالای یک بلندی به درون یک ظرف آب بچکانی، قطره به آهستگی و سر فرصت در آب پخش می‌شود، رد خود را باقی می‌گذارد و شکل می‌دهد و شکل می‌گیرد و به آرامی محو می‌شود، اما طعم آن قطره ی احساس همیشه در آب باقی می‌ماند. انگار که فرصت تمام دنیا را در اختیار دارید. هیچ کس نمی‌داند وقتی سوار آن می‌شوید مقصدش کجاست. همین آلبوم می‌تواند شما را به جایی ببرد و من را به یک جای دیگر. در پرانتز توجه شما را جلب می‌کنم به آهنگ سوم، طولانی‌ترین آهنگ مونو تا به امروز، با مدت زمان حدودا هجده دقیقه.

…ادامه دارد.

Save

Save

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی شانزدهم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!


Paul Simon

Paul Simon – Stranger to Stranger

«غریبه به غریبه» عنوان سیزدهمین آلبوم انفرادی هنرمند پرآوازه‌ی ژانر راک و فولک، جناب «پل سایمون»، محصول 2016 است. لازم است سه نکته را در مورد این آلبوم بدانید. اول اینکه سایمون تا آنجا که توانسته از سازهای عجیب و غریب در این آلبوم استفاده کرده است (در بین تمام آنها سازهای کاملا دست ساز و منحصر بفرد – از اختراعات تئوریسین مشهور موسیقی، آقای هری پارچ – جذابیت ویژه‌ای دارند). دوم آنکه در سه ترک از این آلبوم سایمون با هنرمند ایتالیایی موسیقی الکترونیک، Clap! Clap!، همکاری کرده. و سوم آنکه این آلبوم موفق‌ترین آلبوم سایمون تا به امروز، از لحاظ جایگاهش در چارت، بشمار می‌آید که توانسته در بیلبورد رتبه‌ی سوم و در انگلستان رتبه‌ی اول را کسب کند. نتیجه آنکه: این آلبوم را باید حتماً، حداقل بخاطر شنیدن سازهای آن، گوش کرد.

Bob Dylan

Bob Dylan – Fallen Angels

«فرشتگان افتاده» عنوان سی و هفتمین آلبوم اسطوره‌ی موسیقی فولک، هنرمند هفتاد و پنج ساله، «باب دیلن»، محصول 2016 است. نکته‌ی مهمی که در این آلبوم وجود دارد این است که این اثر هم مانند آلبوم قبلی دیلن، «سایه‌ها در شب»، تماماً کاور آثار کلاسیک موسیقی کلاسیک آمریکایی از هنرمندان صاحب ناب سال‌های دور، مانند جانی مرسر، هرولد آرلن، سمی کان و کلورین لی است. شباهت دیگر این اثر با آلبوم قبلی در این است که در «فرشتگان افتاده» نیز تمام آهنگها (البته به جز Skylark) یک بار هم توسط فرانک سیناترا اجرا شده‌اند. این آلبوم به شدت مورد استقبال منتقدین مواجه شده و وکال و اجرا و کیفیت تولید و تنظیم آهنگها مورد ستایش قرار گرفته است. اما متاسفانه و با عرض پوزش، دیلن هیچوقت برای من هنرمند هیجان انگیزی نبوده است. نه این که موسیقی فولک را دوست نداشته باشم، اما دیلن همیشه برایم جوابگو نیست. نتیجه آنکه: شما حتما دیلن را دوست دارید. پس لازم نیست شنیدنش را توصیح کنم.

Band of Horses

Band of Horses – Why Are You OK

«چرا حالت خوب است» عنوان پنجمین آلبوم یکی از مشهورترین گروه‌های ایندی راک حال حاضر، «بند آو هورسز»، است. اگر خاطرتان باشد (شاید هم نباشد!) سال گذشته رهبر گروه بند آو هورسز، بن بریدول، به همراه سم بین (مرد دوست داشتنی پروژه‌ی Iron and Wine) یک آلبوم مشترک دو نفره با عنوان Sing into My Mouth منتشر کردند که مجموعه‌ای تمام کاور از هنرمندان مختلف بود. حالا به آن آلبوم کار نداریم، اما این آلبوم، این هم یکی دیگر از کارهای بند آو هورسز است که تفاوتی با آثار قبلی ندارد و یکی از شباهتهای بزرگش با آنها این است که این یکی را هم دوست ندارم! دوست نداشتن آنها کاملا سلیقه‌ای است و فقط هدفم این بود که بگویم آلبوم جدیدشان آمده! نتیجه آنکه: خودتان تصمیم بگیرید که می‌خواهید گوشش کنید یا نه!

Lacuna Coil

Lacuna Coil – Delirium

«هذیان» عنوان هشتمین آلبوم گروه مشهور گاتیک متال ایتالیایی، «لاکونا کویل»، محصول 2016 است. این آلبوم سه وجه تمایز نسبت به آثار قبلی گروه دارد. اول اینکه این اولین آلبوم گروه بعد از بازنشستگی درامر و جدایی گیتاریست گروه از آنهاست. دوم آنکه این اولین آلبوم گروه است که پروسه‌ی ضبط آن بطور کامل در کشور زادگاه گروه، ایتالیا، انجام شده است. و سوم و از همه مهمتر آنکه این اولین آلبوم گروه است که در آن «آندره فرو»، رهبر و خواننده‌ی مرد گروه، بیشتر از گذشته و حتی در بعضی آهنگها بیشتر از «کریستینا اسکابیا» آواز را بر عهده گرفته و در چندتای آن نیز از وکال نسبتاً هارش استفاده کرده است. این اثر را می‌توان یک کانسپت آلبوم به شمار آورد که به داستان هذیان‌های دیوانه‌وار یک آسایشگاه روانی می‌پردازد. این اثر یک شاهکار است! ساختاریافته‌ترین و مسنجم‌ترین آلبومی که تا به امروز این گروه منتشر کرده است. نتیجه آنکه: این آلبوم را دیوانگی کنید، این آلبوم را دیوانه شوید.

Blue Man Group

Blue Man Group – Three

«سه» عنوان دهمین مجموعه‌ی منتشر شده از پروژه‌ی نمایشی – هنری «بلو من گروپ» محصول 2016 است. حتما آنها را می‌شناسید. هنرمندانی که صورت‌های خود را آبی می‌کنند، با لوله و چوب و هر چیزی که به دستشان می‌آید موسیقی می‌نوازند و اجراهای زنده‌شان هوش از سرتان می‌برد. آنها جزو توانمندترین پرفورمرهایی هستند که تا به حال شناخته‌ام. با این حال آلبوم جدیدشان، وقتی حرکات و نمایش و اجرای فیزیکی‌شان همراه آن نباشد، کمی یکنواخت و کسل کننده است. شنیدن کارهایشان به دلچسبی دیدن نمایششان نیست و همین باعث می‌شود که این اثر آنطور که باید و شاید نتواند محبوب واقع شود. نتیجه آنکه: صبر کنید تا فیلم اجرای این اثر بیاید و بعداً آنرا هم ببینید و هم بشنوید.

بهترینهای 2012 از نگاه آ‌ل‌ب‌و‌م – 4

 بردیا برجسته نژاد: قسمت اول این نوشته (شماره‌های 30 الی 26) را اینجا ، قسمت دوم (شماره‌های 25 الی 21) را اینجا و قسمت سوم (شماره‌های 20 الی 16) را اینجا ببینید.

Antimatter - Fear Of A Unique Identity15
Antimatter – Fear of a Unique Identity

آن چیزی که در همان اوایل شکل گیری Antimatter باعث شد طرفداران مشخصی را به خود جذب کند حضور دانکن پترسون، بیسیست و آهنگساز سابق Anathema، بعنوان هسته‌ی اولیه گروه بود. او در کنار میک ماس یک شاخه‌ی انشعابی از آناتما را به شکلی ایجاد کرد که مسیر و هدف مشخص و روشن‎تری نسبت به آناتما داشت. بنظر می‌رسید پترسون که در آناتما نتوانسته بود آن چیزی را که می‌خواست پیدا کند، حالا به شکلی کاملا منسجم ‌Antimatter را بستر پیاده‌سازی سلیقه خود قرار داده است. اما وقتی تصمیم گرفت این گروه را نیز ترک و پروژه شخصی‌اش را آغاز کند کمی ماجرا تغییر یافت. Antimatter بدون حضور او آلبوم Leaving Eden را منتشر کرد که اثری بی‌نقص و خارق‌العاده بود. پترسون با پروژه Íon و پس از آن Alternative 4 نشان داد که چندان تاثیر سرنوشت سازی در ‌Antimatter نداشته است. حالا بعد از گذشت 5 سال میک ماس پنجمین آلبوم این گروه و دومین آلبوم بدون حضور پترسون را در حالی منتشر می‌کند که با وجود آنکه تفاوت خاصی با Leaving Eden ندارد اما اثری یک دست و دوست داشتنی‌ست. میک ماس در انتهای سال با این آلبوم حسابی خوشحالمان کرد.

Niyaz - Sumud14
Niyaz – Sumud

مطمئنم با من هم‌عقیده‌اید، که اعظم علی یکی از افتخارات درخشان ایران در دنیای موسیقی‌ست. او که یکی از مهمترین چهره‌های معرفی موسیقی فیوژن ایرانی به مخاطب بین‌المللی بشمار می‌آید در کنار فعالیت انفرادی، با دو پروژه Vas و Niyaz، سهم غیر قابل انکاری در این امر داشته است. سومین آلبوم نیاز با نام Sumud (صمود) اثری درخشان‌تر از کارهای قبلی آنهاست. موسیقی الکترونیکا و دنس جای خود را در دل موسیقی New Age و فیوژن باز کرده است. ترکیبی از موسیقی فولکلور ایرانی، افغانی، ترکی، کردی و فلسطینی به شکلی مدرن اینبار هم مانند همیشه پیام‌آور صلح و دوستی‌ست. اعتقادشان بر این است که با گذر زمان احتمال اینکه انسانهایی با ملیتهای مختلف با یکدیگر ازدواج کنند افزایش می‌یابد و اگر همین روند ادامه پیدا کند بعد از چند سال هیچ انسانی ملیت مشخصی نخواهد داشت، بلکه همه متعلق به یک دنیای واحد خواهند بود. صمود با اشعار فارسی، اردو و ترکی همراه است و برای اولین بار در سابقه‌ی این گروه نیز اشعاری به زبان عربی و کردی نیز خوانده می‌شود. پیش از این بطور مفصل در مورد اعظم علی و نیاز و این آلبوم (اینجا) صحبت کرده‌ام.

 

Lacuna Coil - Dark Adrenaline13
Lacuna Coil – Dark Adrenaline

مگر می‌شود گروه ایتالیایی Lacuna Coil آلبوم جدیدی بدهد و در لیست بهترین‌های سال قرار نگیرد؟ حالا دیگر آنها پس از انتشار شش آلبوم و سیزده سال فعالیت به چنان جایگاهی در موسیقی گاتیک رسیده‌اند که کمتر کسی را پیدا می‌کنید این ژانر را دوست داشته باشد و آنها را نشناسد. ششمین آلبومشان، Dark Adrenaline، بازگشت دوباره‌ی همکاری و هماهنگی منحصر بفرد کریستینا اسکابیا و آندره‌ فرو به عنوان دو نفر خواننده این گروه است. آلبوم قبلی، Shallow Life، همانقدر که حضور همزمان این دو نفر چندان به چشم نمی‌آمد، کمی هم از موسیقی گاتیک نیز فاصله گرفته بود. اما حالا آلبوم جدید حضور قدرتمند آنها را در این ژانر پررنگتر از گذشته کرده است. سایت Allmusic این آلبوم را بزرگتر و مشخصتر از همیشه معرفی کرده و About.com آنرا اثری می‌داند که می‌تواند طرفدارانی جدید و همیشگی را به تعداد بی‌شمار طرفداران این گروه اضافه کند. این سایت همچنین بازخوانی آهنگ Losing My Religion، شاهکار جاودانه‌ی گروه R.E.M، را حرکتی پر از ریسک نامیده که Lacuna Coil از پس آن به خوبی برآمده است. آنها دوباره ثابت کردند که یکی از بهترینهای گاتیک هستند.

 

Kamelot - Silverthorn12
Kamelot – Silverthorn

موسیقی سیمفونیک متال را انگار ساخته‌اند تا شما بتوانید در جنگ با اژدها پیروز میدان باشید! حالا تصور کنید که سلاح شما در این نبرد آخرین آلبوم گروه آمریکایی Kamelot باشد. دهمین آلبوم این گروه با عنوان Silverthorn با یک تغییر بسیار مهم همراه است: پیوستن تامی کارویک (Seventh Wonder) بعنوان جایگزین برای خواننده قبلی گروه، روی کان، که بدلیل بیماری و مسائل شخصی Kamelot را سال گذشته ترک کرد. نکته اینجاست که کارویک با همین تک آلبوم از تمامی 9 آلبوم قبلی که کان در آن حضور داشت جذابتر و قوی‌تر ظاهر شده است. این را هم بدانید که این سومین اثر آنها به صورت کانسپت آلبوم است. (آلبومی منسجم که تمامی آهنگها حول یک داستان واحد می‌چرخند) داستان هم از این قرار است که دختربچه‌ای در قرن نوزدهم به نام جولی بر اثر حادثه‌ای از دنیا می‌رود، در حالیکه برادر دوقلوی او شاهد این اتفاق است. ماجرای آلبوم به مسائل خانوادگی و کنار آمدن اعضای آن با این قضیه و خیانتها و رازها و مخفی کردن‌های مرتبط با آن باز می‌گردد. نکته‌ی دیگر اینکه در نهمین آهنگ آلبوم باب کاتسیونیس، مشهورترین نوازنده‌ی کیبورد یونان و تنها هنرمندی که از این کشور موفق به دریافت جایزه بهترین کیبوردیست مجله متال همر شده است، در ترکیب سازندگان اثر حضور دارد.

Rush - Clockwork Angels11
Rush – Clockwork Angels

گروه کانادایی Rush پیش از آنکه یک گروه موسیقی باشد یک کلاس آموزشی است! هر سه عضو گروه چنان نابغه‌هایی در نوازندگی هستند که دیوار خانه‌هایشان با لوح‌های رنگارنگ و دیپلم‌های افتخار گوناگون پوشیده شده است. این اسطوره‌ی موسیقی راک از سال 1974 تا به امروز (یعنی 38 سال) همین ترکیب سه نفره‌ را دارد: گدی لی، الکس لایفسان و نیل پیرت. Clockwork Angels نوزدهمین آلبوم آنهاست که در ژانر پراگرسیو راک منتشر شده است. آنها دیگر مدتهاست که موسیقی هوی متال را کنار گذاشته‌اند و به پراگرسیو راک روی آورده‌اند. جدا از هر چیزی، تکنیک نوازندگی آنها و اجرای آهنگهاست که توجهتان را جلب می‌کند: Caravan و Seven Cities Of Gold را بشنوید و توجه ویژه‌ای به بیس گیتار داشته باشید. BU2B را که می‌شنوید نظر ویژه‌ای به گیتار آن بیاندازید. The Anarchist و Headlong Flight را حتما بخاطر درامز آن لحاظ کنید. اصلا باید توجه خاصی به تمام آلبوم داشته باشید، چون این آلبوم بهترین اثر Rush نیست، اما می‌تواند یک شناسنامه‌ی معتبر برای آن باشد. پیش از این بطور مفصل در مورد این گروه و این آلبوم (اینجا) صحبت کرده‌ام.

…ادامه دارد.

Tuborg Goldfest 2012 – Part III

روز دوم – ششم جولای

Lacuna Coil  – یک نارضایتی بزرگ

بردیا برجسته نژاد: یکی از ذوق بر انگیز ترین دلایل رفتنم به فستیوال امسال حضور Lacuna Coil در ترکیب گروه های اجرا کننده بود. این گروه گاتیک متال ایتالیایی به اعتقاد من یکی از جذاب ترین گروه های این ژانر به شمار می رود که با استفاده از لطافت صدای زنانه (کریستینا اسکابیا) و خشونت صدای مردانه (آندرا فرو) به نوعی هارمونی زیبا و استثنایی در آهنگهایش رسیده که در حد کفایت هیجان انگیز و دوست داشتنی ست. ششمین و آخرین آلبوم آنها با عنوان Dark Adrenaline محصول سال 2012 است. تقریبا آنها تنها گروه حاضر در این فستیوال اند که همین امسال آلبوم منتشر کرده اند. آلبوم آخرشان، به همان زیبایی آثار قبلی، توانست نظر مثبت منتقدین را به خود جلب کند. یکی از دلایل عمدهء تکرار موفقیت شان بعد از انتشار هر آلبوم، ثابت ماندن ترکیب اعضای گروه از همان ابتدا تا کنون است. Lacuna Coil در سال 1999 اولین آلبومش با نام In a Reverie را منتشر کرد و حالا پس از گذشت 13 سال و انتشار شش آلبوم همچنان همان ترکیب شش نفرهء خود را حفظ کرده است. برگردیم سراغ اصل ماجرا و اینکه این اولین اجرای این گروه در ترکیه است.

اولین ضربه ناجوانمردانه را وقتی خوردم که برنامه زمان بندی فستیوال منتشر شد (این برنامه معمولا دو سه هفته قبل از شروع کنسرت منتشر می شود): اجرا ساعت 15:15، توی آن گرما و آفتاب و رطوبت، و فقط 45 دقیقه! اینطور که بنظر می رسد این گروه آن اندازه که لیاقتش را دارد نتوانسته نظر برگزار کنندگان فستیوال را به خود جلب کند. و این چنین می شود که سرنوشت اجرایش، حتی نزدیک به لیدرها هم نه، بلکه در مقدمهء فستیوال رقم می خورد. حالا ما در محوطه منتظر ایستاده ایم تا آنها روی صحنه بیایند. مدت کمی از 16:30 گذشته که اگر یادتان باشد دلیل این تاخیر هم لغو شدن اجرای Godsmack است. آنها، Lacuna Coil، سر تا پا مشکی، روی صحنه می آیند و I Don’t Believe in Tomorrow آغاز می شود. اسکابیا و فرو، دو خواننده گروه، با شور و هیجان روی صحنه بالا و پایین می پرند و این آهنگ، که یکی از بهترین های آخرین آلبومشان است، را با حرارت اجرا می کنند. اما یک چیزی کم است! یکی چیزی که نمی دانیم چیست. یک جای صدا مشکل دارد، بیس بیش از اندازه زیاد است و یا شاید مشکل دیگری دارد. صدای بیس آزار دهنده است و این را اضافه کنید به پایین بودن صدای میکروفون خواننده ها، مخصوصا فرو. انگار اصلا فراموش کرده اند آندرا فرو هم این وسط خواننده است! هر بار که نوبت خواندنش می شود یکی دو جملهء اول نشنیده باقی می ماند تا صدای میکروفون کمی بالا بیاید. یعنی حتی معلوم نیست که کسی لاین مربوط به فرو را دست کاری می کند یا او توانایی درست خواندن را ندارد! اینقدر این مسئله برایم آزاردهنده است که حتی نمی توانم از آهنگ دوم، I Won’t Tell You، که برایم عزیزترین آهنگ این گروه است، لذت کافی را ببرم.

Kill The Light را می خوانند، همچنان مشکل سر جای خودش باقی ست. Fragile را می خوانند، هنوز چیزی درست نشده است. Heaven’s a Lie را با همخوانی مردم اجرا می کنند، باز هم صدا مشکل دارد. چرا؟ چه اتفاقی افتاده؟ با تماشای ویدئوهای قبلیشان این نکته رامی توان فهمید که آنها چندان گروه حیرت انگیزی روی صحنه نیستند، اما این ایراد خیلی مسخره تر از آن است که هنوز متوجه اش نشده باشند. فرو که سر جایش ایستاده و بالا و پایین می پرد. اسکابیا که در آن لباس یک دست مشکی جذاب و زیبا و وحشی و فوق العاده است. موتزاتی که بنظر نمی رسد پشت درامز مشکلی داشته باشد. میلیوره و بیاتزی هم که با شور و هیجان گیتارهایشان را به گریه انداخته اند. صبر کنید! زلاتی کجاست؟!؟ چرا بیسیست گروه روی استیج نیست؟ اصلا چرا کسی بیس نمی زند؟ پس صدای بیس از کجا می آید؟ اینجاست که ریشهء مشکل پیدا می شود. زلاتی، بیسیست گروه، به هر دلیلی روی صحنه حاضر نیست. زلاتی در بعضی از قسمتها  مسئولیت نواختن کیبورد را هم بر عهده دارد. پس اینجا از ما با صدای ضبط شدهء بیس و کیبورد پذیرایی می شود، که به بدترین شکل ممکن روی صدای اجرای زنده قرار گرفته است.

Lacuna Coil در کل 8 آهنگ اجرا می کند. آهنگهای I Don’t Believe in Tomorrow، Kill the Light و Trip the Darkness از Dark Adrenaline. آهنگهای Fragile و Our Truth از Karmacode. آهنگهای I Won’t Tell You  و Spellbound از Shallow Life و Heaven’s a Lie از Comalies. در این کنسرت از دو آلبوم اولشان (In A Reverie و Unleashed Memories) آهنگی اجرا نمی کنند. یعنی حتی تعداد آهنگهای مشهوری که اجرا نمی شود از تعداد کل آهنگهای اجرا شده بیشتر است. چه فایده که آهنگها و خواننده ها و نوازنده ها عالی باشند؟ نه تنها نتیجه روی صحنه به هیچ وجه راضی کننده از آب در نیامده، بلکه حتی به گمانم کاملا هم در گل گیر کرده است.

دلشکسته و ناراحت می رویم کمی استراحت کنیم، تا اجرای بعدی، Apocalyptica.

Lacuna Coil – Karmacode

بعد از آلبوم بسیار موفق Comalies که در سال ۲۰۰۲ منتظر شد ، Lacuna Coil ششمین آلبوم خودش رو تحت عنوان Karmacode روانهء بازار کرد ( ۵ هفتهء پیش!). این گروه مطرح و مشهور ایتالیایی جزو معدود هنرمندان موفق سبک Gothic هست که به نوعی شهرتی در سطح Nightwish و Within Temptation رو کسب کرده . با یک تفاوت بزرگ و اون اینکه علاوه بر صدای زیبا و شفاف و رسای Cristina Scabbia از صدای خشن و مردانهء Andrea Ferro هم بهره برده . این آلبوم شامل ۱۳ Track هست و توسط کمپانی Century Media منتشر شده . و اما :

۱) Karmacode رو میشه به نوعی یک آلبوم آزمایشی به حساب آورد ! . چون تقریبا برای اولین بار به طور کاملا مشهودی سعی در دستکاری سبک اصیل خودشون کردن . میشه این تغییرات رو در افکتهای Drums در آهنگ Our Truth و صدای ویالون در In Visible Light اشاره کرد .

۲) خط مشی گروه در کل آلبوم حفظ شده . صدای مردانه آندره فررو و طنین شفاف و جادویی کریستینا اسکابیا در کنار خش خش گیتار کاملا به آلبومهای قبلی وفادار مونده . مخصوصا در آهنگهای What I See , Closer  و The Game بوضوح محسوس هست .

۳) گیتار این آلبوم در کل چندان قوی نیست و بسیار ساده و ابتدایی کار شده . و باز هم شنیدن این آلبوم رو به تمام افرادی که با سبک Gothic مخصوصا Nightwish حال میکنن توضیح میکنم .

۴) از بین ۱۳ آهنگ این آلبوم ، فقط Without Fear به زبان ایتالیایی اجرا شده .

۵) آخرین آهنگ این آلبوم ، Enjoy The Silence ، یه Cover (اجرای مجدد) از آهنگ بسیار معروف Depeche Mode هست که در اوایل دهه هشتاد اجرا شده .

۶) ابتدا آهنگ Our Truth به شکل Single منتشر شد . اما بر خلاف معمول آلبوم با آهنگ Fragile شروع میشه.

۷) آهنگ You Create کوتاه ترین آهنگ این آلبوم هست که بصورت Instrumental اجرا شده و تنها در انتهای اون شما صدای آندره فررو رو میشنوین که با دکلمه به شما میگه :

(( به امید تصرف و فتح نهان و پنهان ، و دستیابی به غیر ممکن. اگر به بالا بنگری ، میبینی که هیچ محدودیتی وجود ندارد . ))

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: