آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Metallica

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 6

بردیا برجسته نژاد: این هم آخرین پست مربوط به بهترین‌ آلبوم‌های سال 2016. اگر کمی من را بشناسید و این وبلاگ را دنبال کرده باشید، بعید می‌دانم این چند شماره‌ی آخر غافلگیرتان کند. پیش به سوی 2017. به زودی دوباره پست‌های آلبوم پکیج، این بار برای سال جدید، را از سر خواهیم گرفت.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

05metallica-hardwired-to-self-destruct
Metallica – Hardwired… to Self-Destruct

بالاخره! در نهایت اتفاق افتاد! از آخرین باری که آهنگ جدیدی از «متالیکا» شنیده‌ام و آن را دوست داشته‌ام چیزی در حدود هجده سال می‌گذرد! متالیکا، برای خیلی‌هایی که از قدیم با آنها همراه بوده‌اند، در دو دهه‌ی اخیر مرده بود و تبدیل شده بود به خاطره‌ای از سال‌های دور که باید همان‌ها را مرور کنیم و به حال امروزش افسوس بخوریم. حتی خود آنها هم در کنسرت‌های سه ساعته‌شان چیزی کمتر از نیم ساعت را به سال 1991 به بعد اختصاص می‌دادند! حالا پس از گذشت هشت سال از آلبوم قبلی، با آلبومی بازگشته‌اند که اثر شاخصی در فعالیت آنها به شمار می‌آید. آنها پیوند مبارک و خجسته‌ای بین موسیقی ترش متال ویژه‌ی خود از دهه‌ی هشتاد و موسیقی هوی متال‌شان در دهه‌ی نود ترتیب داده‌اند و میلیون‌ها طرفدار سفت و محکم‌شان را به این جشن باشکوه دعوت کرده‌اند. هر چیزی که این آلبوم دارد، از آهنگها و لیریکس گرفته تا اجرا و ضبط، همه و همه عالی و فوق‌العاده‌اند و تنها چیز بدی که در آن وجود دارد، کاور بسیار زشت آلبوم است که آن را هم به بزرگی و عظمت این گروه می‌بخشیم!

04jim-james-eternally-even
Jim James – Eternally Even

شاید یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا این باشد که عاشق «جیم جیمز» نباشی! هنرمندی استثنایی، یکی از برترین گیتاریست‌های نسل جوان، هسته‌ی مرکزی و مغز متفکر گروه «مای مورنینگ جکت»، امسال دومین آلبوم انفرادی خود را، در فضایی به نسبت متفاوت از هر آن چیزی که تا به امروز در پروژه‌های مختلفش شنیده بودیم، منتشر کرد. نه آلترناتیو راک، نه فولک، نه بلوز راک. اینبار او وارد فضای مبهم و گیج کننده‌ی موسیقی سایکدلیک راک شده است. او همیشه از چاشنی این موسیقی در آثارش استفاده کرده بود، اما انگار اینبار ژاکتش را پوشیده، کانورس‌های زخمی‌اش را به پا کرده، بدون آنکه به کسی کار داشته باشد و بذارد کسی مزاحمش شود، در پیاده‌ی روی خلوت و باران خورده‌ی موسیقی سایکدلیک، قدم زده و صریح‌ترین اشعار خودش را زمزمه کرده است. این یک اثر متفاوت از این هنرمند دوست داشتنی‌ست و فصل نویی از فعالیت انفرادی او.

03nick-cave-the-bad-seeds-skeleton-tree
Nick Cave & the Bad Seeds – Skeleton Tree

در کنار نام بزرگان و ستاره‌های صاحب نام دنیای موسیقی که در سال 2016 از دنیا رفتند، سقوط از صخره و مرگ پسر 15 ساله‌ی «نیک کیو»، یکی از چهار پسرش، یکی از دوقلوهایش، طرفداران این اسطوره را غمگین و البته شگفت زده کرد! غمگین از بابت حقیقت تلخ از دست دادن عزیز یک عزیز، و شگفت زده بخاطر انتشار یکی از بهترین آثار نیک کیو تا به امروز. مرگ آرتور کیو، تاثیر عجیبی بر روی این هنرمند گذاشت، به طوری که نیک کیو در ساخت اکثر آهنگهای این آلبوم از مرگ او الهام گرفته است. حتی آثاری که پیش از این اتفاق نوشته شده بودند نیز تا زمان ضبط آلبوم دستخوش تغییر و دگرگونی شدند. کیو در این آلبوم نمی‌خواند! حرف می‌زند، تعریف می‌کند، شکایت می‌کند، ناله می‌کند، صدایش غصه دارد، فضای آلبوم غصه دارد، سیاه است، تاریک است، غمگین است. کیو در این اثر غم خود را با میلیون‌ها طرفدار و عاشقش به اشتراک گذاشته و این نهایت هنر یک هنرمند، برای تبدیل حقیقتی زشت به یک اثر زیباست.

02radiohead-a-moon-shaped-pool
Radiohead – A Moon Shaped Pool

نظر شما هم محترم است، اما اگر عشق و تعصب را کنار بگذاریم و تمام ژانرها را به طریقی یک کاسه کنیم، به گمانم تعداد افرادی که مانند من معتقدند بهترین گروه حال حاضر دنیا «ریدیوهد» لعنتی است، زیاد باشد! آخرین آلبوم آنها یکی از آن چیزهایی‌ست که شاید همیشه آرزوی آن را داشته‌ایم و در عین حال خیال می‌کردیم هیچوقت نیز بدست نمی‌آوریم! اثری قابل هضم‌تر و قابل فهم‌تر از بهترین گروه موسیقی حال حاضر دنیا! اثری که از لحاظ موسیقیایی کمتر وارد ذهن پریشان و مریض و بی‌حد و مرز «تام یورک» شده، در نتیجه کمتر اکسپریمنتال از آب در آمده، و بیشتر از چند اثر قبلی تنه به موسیقی ایندی راک، بیایید بگوییم پست ایندی راک، می‌زند. اثری که پیانواش قابل فهم‌تر است، گیتارش آشناتر است، موسیقی‌ش روان‌تر است و البته لیریکس‌ش همچنان به همان اندازه سابق پیچیده است! این آلبوم مثل یک نسیم خنک پاییزی، مثل یک جوی آب روان، از روی آدم، از توی آدم رد می‌شود و لرزه‌ی ریز و جذابی از خود به جای می‌گذرد.

پیش از این آلبوم The King of Limbs از ریدیوهد را بعنوان بهترین آلبوم سال 2011 معرفی کرده‌ام (+).

01david-bowie-blackstar
David Bowie – Blackstar

گرگ زخمی دنیای موسیقی، ابرمرد تمام دوران، ستاره‌ی بی‌بدیل صوت و صدا، زنده یاد «دیوید بوئی»، تنها یک هفته پس از آغاز سال 2016، آلبوم آخرش، آلبوم خداحافظی‌اش، آلبومی که تبدیل به موسیقی متن سفرش شد را منتشر کرد. اثری متفاوت از هر چیزی که تا آن زمان از او و هر هنرمند دیگری شنیده بودیم. بوئی با «ستاره‌ی سیاه» فصل تازه‌ای در موسیقی اکسپریمنتال را رقم زد. او در این آلبوم پا را روی موسیقی جز گذاشته، خودش را بالا کشیده و فضای عجیب آوانگاردی را خلق کرده که لحظه به لحظه‌اش بی‌نظیر، بی‌مانند و تکرار نشدنی است. همه چیز از فرم طبیعی و روتین خود خارج شده است! صدای بوئی شنونده را به بازی می‌گیرد، لیریکس مخاطب را گیج می‌کند، فضاسازی حریف را به زمین می‌کوبد و در نهایت این ساکسیفون است که کارش را می‌سازد! بوئی دو روز پس از تولد 69 سالگی‌اش، دو روز پس از انتشار آخرین آلبومش، از دنیا رفت. او با «ستاره‌ی سیاه» خودش را برای همیشه جاودانه کرد. این آلبوم یک مرثیه‌ی خودساخته از یکی از عزیزترین چهره‌های تاریخ موسیقی‌ست. دیوید بوئی، با وجود آنکه ستاره‌ی سیاه بود، اما برای همیشه بعنوان یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های عالم موسیقی در ذهن طرفدارانش باقی می‌ماند.

پیش از این آلبوم The Next Day از بوئی را در جایگاه 26 فهرست بهترین‌های سال 2013 قرار داده‌ام (+). همچنین مطلب کاملی در خصوص آخرین اثر او نیز نوشته‌ام (+).

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی سی ام

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

metallica

Metallica – Hardwired…to Self-Destruct

«متصل… به خود تخریبی» عنوان دهمین آلبوم شاهکار دست بشریت، گروه معظم «متالیکا»، محصول 2016 است. این آلبوم به فاصله‌ی هشت سال از اثر قبلی در حالی منتشر شده که این طولانی‌ترین فاصله‌ی زمانی بین دو آلبوم متوالی گروه در تاریخ فعالیت آنهاست. در سال 2003 متالیکا فاجعه‌ای به نام «خشم مقدس» را منتشر کرد که تبدیل شد به لکه‌ی ننگی که هیچ چیز نتوانست تاثیر مخرب آن را از بین ببرد. حتی تلاش مذبوحانه‌ی آنها در آلبوم بعدی، «آهنربای مرگ»، هم نتوانست اثر آن را بشورد. بنظر می‌رسید که متالیکا دیگر تمام شده است. این را خودشان هم می‌دانستند! در کنسرتهای حدوداً 2.5 ساعته‌‌ی آنها تعداد ترکهایی که از مجموع سه چهار آلبوم آخرشان اجرا می‌شد به زور به سه آهنگ می‌رسید و این خود نشان می‌داد که آنها هم ترجیح می‌دهند بیشتر حواسشان به تکرار دهه‌ی هشتاد و البته‌ی موفق‌ترین آلبومشان («آلبوم سیاه» محصول 1991) باشد. و اما در خصوص آلبوم جدید، حرفم را بپذیرید، حرف کسی که حدوداً از سال 1990 که با این گروه آشنا شده تا به امروز از طرفداران محکم آنها بوده است، این یک بازگشت قوی و محکم و جذاب و قابل توجه برای یک گروه قوی و محکم و جذاب و قابل توجه است! «آهنربای مرگ» تلاش می‌کرد که با بازگشت به موسیقی ترش متال دهه 80 کمی طرفداران قدیمی گروه را راضی کند و البته موفق هم نبود. اما آلبوم جدید تلاش نمی‌کند! واقعاً یک موسیقی ترش متال، اما نه از نوع دهه 80، بلکه از ترکیب دهه 90 و 80 متالیکا، است که ارزش چندین بار پشت سر هم شنیدن را دارد. نتیجه آنکه: بچه‌ها، خسته نباشید!

young-the-giant

Young the Giant – Home of the Strange

«خانه‌ی غریبه‌» عنوان سومین آلبوم گروه دوست داشتنی ایندی / آلترنتیو راک آمریکایی، «یانگ د جاینت»، محصول 2016 است. موسیقی آنها پر از ملودی، پر قدرت و با لیریکس‌ جذاب است که البته در کنار بزرگترین نقطه‌ی قوت آنها، صدا و وکال رهبر گروه، «سمیر گادیا» جلوه‌ی خاصی دارد. مطلب جالبی که بد نیست بدانید این است که یکی از موسسین اصلی گروه، در همان ابتدای شکل گیری، یعنی زمانیکه اسمشان The Jakes بود، هنرمند ایرانی، نوازنده پیانو و کیبورد و سینتی‌سایزر، «احسان هاشمیان» بود که البته قبل از انتشار اولین آلبوم از آنها جدا شد. این را هم اضافه کنم تقریباً در همان زمانی که هاشمیان قصد رفتن از گروه را داشت، هنرمند ایرانی دیگری به اسم «پیام دوست زاده»، بیسیت و نوازنده سینتی سایزر، به گروه ملحق شد و همچنان در ترکیب اصلی گروه حضور دارد. جدیدترین آلبوم آنها، با وجود آنکه به زیبایی آلبوم قبلی‌شان نیست، اما می‌تواند استانداردهای شما را در خصوص موسیقی ایندی راک تغییر دهد. موضوع آلبوم تاریخچه‌ی مهاجرت اعضای گروه و تلاش برای رسیدن به هویت آمریکایی آنها را تشریح می‌کند. مخصوصاً در خصوص زندگی سمیر گادیا، هنرمند هندی الاصل که با وجود آنکه متولد آمریکاست، اما مشکلات مهاجرین را از نزدیک تجربه کرده است. نتیجه آنکه: این آلبوم ارزش چندین و چند بار شنیده شدن را دارد.

testament

Testament – Brotherhood of the Snake

«انجمن برادری مار» عنوان یازدهمین آلبوم یکی از سلاطین موسیقی ترش متال، گروه آمریکای «تستمنت»، محصول 2016 است. این اولین آلبوم گروه پس از بازگشت بیسیست سابق گروه، استیو دی جورجیو، به جمع اعضای گروه است. برای من آلبوم جدید اثر سهمگین دیگری از این گروه قدرتمند به حساب می‌آید. خشم ناب صدای چاک بیلی، ملودی‌های جذاب، ضرباهنگ سریع، انگار که در وسط دشت وسیعی باشید و اطراف شما پر از صاعقه باشد! اولش کمی ترسناک است، اما حس قدرتی که منتقل می‌کند مثال زدنی‌ست. عنوان آلبوم، انجمن برادری مار، اشاره به داستانی دارد که در دست نوشته‌های سومری آمده است. ماجرایی که به 6000 سال پیش و پیدایش انسان باز می‌گردد. که موجودات فضایی به دنبال طلا به زمین می‌آیند و دانشمندی به نام ایکی چیزی شبیه انسان را خلق می‌کند که برای آنها بردگی و طلا را استخراج کنند. این موجودات از ماهیت وجودی خود می‌پرسند، ایکی پاسخ آنها را می‌دهد می‌گوید که آفرینش آنها به چه قصدی بوده است.  او از جامعه موجودات فضایی ترد می‌شود و برای مبارزه انجمنی را تاسیس می‌کند و اسمش را می‌گذارد انجمن برادری مار. نتیجه آنکه: حتما در این انجمن عضو شوید!

antimatter

Antimatter – Welcome to the Machine

«به ماشین خوش آمدی» عنوان سینگل منتشر شده‌ی «میک ماس» و پروژه‌ی غمگینش، «انتای متر»، محصول 2016 است. اگر احساس می‌کنید که اسم این سینگل برایتان آشناست، احتمالاً متوجه شده‌اید که این آهنگ کاور زیبایی از دومین ترک آلبوم سال 1975 گروه «پینک فلوید» و ساخته‌ی راجر واترز است. این سینگل به همراه دو ترک دیگر از ساخته‌های ماس، هر دو اجرای زنده، یکی از آلبوم سال 2015 و دیگری 2007 است. به احتمال زیاد اگر این سینگل را دانلود کرده‌اید (یا قصد دارید دانلودش کنید) آن را به همراه یک سینگل دیگر با عنوان «بسیار دیر» محصول 2014 خواهید یافت که آن هم سه آهنگ از ساخته ماس را در خود دارد. نتیجه آنکه: هم کاور و هم اجراهای زنده بسیار به من چسبید! شما هم آن را به خودتان بچسبانید!

avenged-sevenfold

Avenged Sevenfold – The Stage

«صحنه» عنوان هفتمین آلبوم گروه مشهور هوی متال آمریکایی، «اونجد سون‌فولد»، محصول 2016 است. این آلبوم اثر شاخصی در دوران فعالیت این گروه به حساب می‌آید. اول اینکه آلبوم جدید یک کانسپت آلبوم، با موضوع هوش مصنوعی و تخریب یک جامعه توسط خود آن جامعه، است (البته این گروه پیش از این نیز کانسپت آلبوم را تجربه کرده است. بعنوان مثال در پنجمین آلبوم گروه محصول 2010). دوم آنکه این بلندترین آلبوم گروه تا به امروز است، با مدت زمان بیش از 73 دقیقه. سوم آنکه بلندترین آهنگی که تا به امروز از آنها منتشر شده در این آلبوم قرار دارد، با عنوان «خروج» و مدت زمان نزدیک به 16 دقیقه. چهارم آنکه این اولین آلبوم گروه با کمپانی نشر کپیتال است و پنجم آنکه این اولین آلبوم گروه با حضور درامر جدید به شمار می‌آید. از مدت زمان آهنگها و آلبوم هم می‌توان حدس زد که این آلبوم به وضوح از موسیقی هوی متال فاصله گرفته و بیشتر فضای موسیقی پراگرسیو را تجربه کرده است. اگر خاطرتان باشد آلبوم قبلی آنها در سال 2013 را در فهرست بهترین‌های سال گنجانده بودم، اما این آلبوم به آن اندازه نتوانست توجهم را جلب کند. نتیجه آنکه: به توجه من کاری نداشته باشید! این آلبوم را باید شنید.

متالیکا وارد کتاب رکوردهای گینس شد

Metallica-Guinness-World-Record

بردیا برجسته نژاد: خبر بسیار هیجان انگیزتر از آن چیزی‌ست که در ابتدا به نظر می‌رسد. گروه متالیکا توانست وارد نسخه‌ی 2015 کتاب رکوردهای گینس شد. رکوردی که متالیکا از خود بجای گذاشته در نوع خودش استثنایی‌ست: «متالیکا اولین گروه تاریخ موسیقی‌ست که توانسته در مدت زمان یک سال در هر هفت قاره‌ی کره‌ی زمین کنسرت برگزار کند». ماجرا به همین سادگی که فکر می‌کنید نیست. برای همین توصیح می‌کنم صدای من را تحمل کنید و ماجرا را در برادکستی که در مورد همین خبر گذاشته‌ام بشنوید.

آ ل ب و م نیوز: متالیکا وارد کتاب رکوردهای گینس شد

پ.ن: در برادکست قبلی از پرفروش‌ترین آلبومهای تاریخ موسیقی گفته‌ام. همچنین از نظرسنجی ساید لاودوایر در خصوص بهترین آهنگ بلک آلبوم، اثر گروه متالیکا، همچنین از ماجرای قتل تهیه کننده‌ی گروه AC/DC، بهمراه چند خبر دیگر. در آخر هم اشاره‌ کرده‌ام به کنسرت کیتارو در تهران (که دیگر این خبر قدیمی شده! اگر روز اولی هستید، شما را آنجا می‌بینم) می‌توانید این برادکست هیجان انگیز را از لینک زیر بشنوید.

آ ل ب و م نيوز: آلبوم سياه و جريان برق و جاده ي ابريشم

Lou Reed and Metallica – Lulu

29 و 30 اکتبر 2009 نیویورک میزبان برگزاری یک کنسرت دو روزه به مناسب 25 سالگی Rock & Roll Hall of Fame بود. در کنار اجرای هنرمندان مشهوری نظیر بروس اسپرینگ استین، R.E.M خدا بیامرز، پاول سایمون، میک جاگر، U2، پتی اسمیت، ارتا فرنکلین، استیوی واندر و … جناب Lou Reed و گروه Metallica در کنار هم به اجرای برنامه پرداختند و این سر آغاز شروع یک رابطه بین آنها بود.

متالیکا که نیاز به معرفی ندارد: بزرگترین، مشهورترین و محبوب ترین گروه تاریخ موسیقی متال (اما چندان نمی توان لقب «بهترین» را به آنها داد) و در مقابل Lou Reed، مرد افسانه ای گروه The Velvet Underground. گروهی که در دهه 60 تحول عظیمی در موسیقی ایجاد کرد به طوری که امروز آلبوم The Velvet Underground & Nico محصول 1967 بعنوان تاثیرگذارترین آلبوم تاریخ موسیقی شناخته می شود (این فهرست را اینجا ببینید) . دو سال بعد از اجرای هال آو فیم، در فوریه 2011، گیتاریست متالیکا (کرک همت) اعلام کرد که به زودی گروه مشغول ضبط آلبومی خواهد شد که 100% متالیکا نیست! ضبط اثر مشترک لو رید و متالیکا از همان تاریخ شروع و در ژوئن 2011 به اتمام رسید.

ابتدا قرار بر این شد که متالیکا چندین آهنگ ِ لو رید که در گذشته نوشته و هنوز اجرا نشده بود را ضبط کند، اما نتیجه بصورت کار مشترکی درآمد که من این اجازه را به خودم می دهم آن را «فاجعه» بنامم!! تصور کنید از زمانیکه اولین سینگل این آلبوم با عنوان The View در Youtube منتشر شده تا به امروز تعداد Dislikeها حدوداً سه برابر تعداد Likeهاست! آهنگها سر و ته و در کل هیچ گونه جذابیتی ندارند. شما صدای لو رید را می شنوید که سعی می کند به مانند 40 سال پیش نریشن بگوید و در بکگراند یک موسیقی کاملا بی ربط متال برایتان اجرا می شود. از CD اول تنها آهنگی که قابل شنیدن است، Cheat on Me ست و باقی آهنگها به لعنت خدا هم نمی ارزند! البته بنظر می رسد کاملا هوشمندانه سعی شده همه چیز به بدترین شکل ارائه شود! چرا که همین آهنگ Cheat on Me هم که به نسبت قابل شنیدن است با مدت زمان 11.5 دقیقه تبدیل به اثری خسته کننده و روی اعصاب می شود.

اگر بخواهیم کمی تفکیک شده به آلبوم نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که آهنگها تشکیل شده اند از موسیقی و نریشن های لو رید. دو بخشی که هیچ ارتباطی به هم ندارند و تحت هیچ شرایطی با هم ترکیب نمی شوند. مخلوط آنها مانند آب و روغنی ست که هر چقدر همش بزنی و تکانش دهی باز هم ترکیب نمی شوند. برای مثال Frustration می توانست آهنگ خوبی باشد اگر فقط صدای لو رید را از آن حذف می شد. اشتباه نکنید! لو رید افسانه است. او کسی ست که 40 سال پیش با The Velvet Underground آثاری را منتشر کرد که در آن زمان او را دیوانه می خواندند. اگر آلبومهایشان را گوش کنید باور نمی کنید که چنین موسیقی ای برای دههء 60 میلادی ست! اما حالا او در کنار متالیکا تبدیل به خواننده ای مضحک می شود که نتیجه کارش به جز عصبانیت چیز دیگری برای مخاطب ندارد.

بله! متاسفانه این آلبوم تا جایی پیش می رود که طرفداران هر دو، متالیکا و لو رید، را کاملا ناامید می کند.

Sonisphere Festival – 3rd Day – MetallicA

بعد از اجرای Slayer در روز سوم، نوبت به آخرین اجرا یعنی Metallica، رسید. این آخرین اجرای این گروه در این Sonisphere و تور Death Magnetic  بود. یعنی قرار بود ما شاهد صد و شصت و یکمین اجرای متالیکا در این تور و چهارمین اجراش در استانبول باشیم. اولین اجرای اونها تو استانبول توی همین استادیوم اونونو (بشیکتاش) در سال 1993 بوده و اینطور که بنظر میاد متالیکا از استقبال طرفداران ترک (که درصد قابل توجهی ایرانی هم بینشون هست) حسابی راضیه که برای چهارمین بار توی این شهر کنسرت برگزار می کنه.

اجرای Metallica در فستیوال Sonisphere استانبول

جمعیت به بیشترین میزان خودش توی 3 روز فستیوال رسیده. خیلی ها فقط بلیط روز سوم رو خریده بودن و فقط میخواستن اجرای متالیکا رو ببینن. تمام صندلی های سالن و تمام محوطه اصلی استادیوم پر از آدم بود. من از دوستان دیگه که می خواستن برای استراحت بعد از اجرای Slayer به عقب برگردن جدا شدم و خزیدم به سمت جلو تا به نزدیکی یک متری نرده های پشتی فرانت استیج رسیدم. اینجا دیگه همونجای کنسرته که شما کاملا بصورت ساندویچ در میای! یعنی به شکلی که اگه پاهات رو از روی زمین برداری فشار جمعیت شما رو روی هوا نگه میداره. در همین بین روی استیج تعداد زیادی از عوامل مشغول چیدن وسایل و تنظیم دستگاه ها بودن.

اجرا با آهنگی که از زمان S&M تا الان بعنوان Intro در تمام کنسرتها پخش شده، یعنی آهنگ فیلم خوب، بد، زشت، آغاز میشه. استیج کاملا تاریکه و چیزی روش معلوم نیست. از دو تا اسکرین دو طرف استیج سکانسی از فیلم خوب، بد، زشت (اونجایی که الی والاش توی قبرستون تلوتلو میخوره و بین صلیب ها راه میره و دوربین آهسته میره بالا و نمای کامل قبرستون رو نشون میده) به همراه موسیقی پخش میشه. مردم با موسیقی هم آوا میشن و برای ورود گروه شور و هیجان خاصی از خودشون نشون میدن. استیج روشن میشه، تمامی پشت استیج به اون ابعاد و وسعت تبدیل شده به یه اسکرین که تقریبا 4 برابر هر کدوم از اسکرینهای دو طرف هست. اینطور که معلومه متالیکا تیم حرفه ای فیلمبرداری خودش رو آورده چون کاملا کیفیت و سیستم اونها با تمام اجراهای قبلی متفاوته. یه استیج دو طبقه که درامز طبقه پایین گذاشته شده و طبقه بالا دو تا میکروفون روی پایه قرار گرفته. اعضای متالیکا به سرعت میان روی استیج و بدون هیچ مقدمه ای آهنگ Creeping Death رو بعنوان اولین آهنگ اجراشون شروع می کنن. هم آوایی مردم با آهنگ به اندازه ای هست که اعضای گروه و مخصوصا جیمز به شدت به وجد میان (دیگه لازم نیست از انفجار موسیقی و مردم تو قسمت فریادهای Die Die حرفی بزنم!). آهنگ که به انتهای خودش نزدیک میشه جیمز دو بار فریاد میزنه: آیا خانوادهء متالیکا اینجاس؟؟ و وقتی فریاد مثبت مردم رو میشنوه آهنگ به سرعت سوئیچ میشه روی For Whom The Bell Tolls و بعد از اون هم بدون توقف به Fuel. از آخرین باری که Fuel توی استانبول اجرا شده 11 سال میگذره. بعد از این آهنگ جیمز کمی صحبت میکنه: خوشحالم که دوباره شما مردم استانبول رو می بینم. بنظر میاد امشب خانوادهء متالیکا در استانبول اینجاست. این آهنگ از دوران قدیم رو تقدیم میکنیم به شما. و The Four Horsemen شروع میشه. از ابتدا تا الان مردم هرجا که تونستن با فریادهای ملودیک خودشون آهنگها رو همراهی کردن. بعد از اجرای این آهنگ حدود یک دقیقه کرک سولو رفت تا جیمز بره گیتار آکوستیک رو برداره و بره طبقه دوم استیج برای شروع Fade to Black. بعد از این آهنگ یه کلیپ به عنوان تریلر Death Magnetic از اسکرین ها به مدت 1.5 دقیقه پخش شد که مستقیم چسبید به آهنگ That Was Just Your Life و بعد از اون هم The End of The Line.

اجرای Metallica در فستیوال Sonisphere استانبول

اینجا جیمز خطاب به مردم صحبت میکنه: همونطور که میدونین امشب شب ویژه ای هست. البته تمام شبهای فستیوال ویژه هستن اما امشب بدلیل دیگه ای ویژه هست و شما میدونین چرا. امشب چهار تا گروه اینجاس که دور هم جمع شدن تا مهیج ترین کنسرت تاریخ رو برای شما برگزار کنن. و شما اینجا هستین که یه حرکت تاریخی رو ببینین. امشب چهار تا گروه اینجاس که از دهه 80 اومدن و هنوز زنده هستن و متال رو توی قلبشون دارن، درست مثل شما. پس ما این آهنگ رو تقدیم می کنیم به Anthrax ، به Megadeth ، به Slayer ، به Metallica و به شما مردم استانبول. آهنگ Sad but True یا کورد خالی جیمز روی گیتار و آواز I’m Your Dream, Make You Real شروع میشه ، هم نوایی مردم فضای استادیوم رو پر میکنه ، جیمز بقیه خوندن رو به مردم واگذار میکنه و بعد از فریاد Sad but True آهنگ شروع میشه. بعد از این آهنگ رابرت حدود 2 دقیقه سولوی بیس میزنه تا دوباره جیمز بره طبقه بالای استیج و گیتار رو حاضر کنه برای Welcome Home. بعد از این آهنگ نوبت میرسه به All Nightmare Long که خب چون چندان ارتباط عاطفی عمیقی با آلبوم Death Magnetic ندارم اینجا هم مثل دو تا آهنگ قبلی این آلبوم به اوج لذت نمیرسم!.

اجرای Metallica در فستیوال Sonisphere استانبول

انفجارهای عجیب و غریب که با آتش و فشفشه همراهه به مدت 1.5 دقیقه نوید اجرای One رو میده. بعد از اون میرسه به گل سر سبد اجراهای متالیکا، Master of Puppets. بعد هم Blackened که برای اولین باره در استانبول اجرا میشه. آخرش دوباره کرک یه سولو دو دقیقه ای میزنه تا دوباره جیمز بره طبقه بالای استیج و گیتار آکوستیک رو برداره و آماده بشه برای Nothing Else Matters . و بعد از اون آهنگ Enter Sandman استادیوم رو منفجر میکنه. اجرای این آهنگ که تموم میشه، با اجرای ملودی اصلی آهنگ The Frayed Ends of Sanity مردم با اون هم نوا میشن. اما جالبه که این هم نوایی درست نیست! جیمز با حرکت دستش به مردم نشون میده که باید چطوری بخونن، اما خب نتیجه مطلوب حاصل نمیشه و جیمز این ملودی یک دقیقه ای رو با این جمله تموم میکنه: مردم استانبول، شما عالی هستین!. خیلی خوبه که اینجا هستیم و امیدواریم که شما رو به زودی دوباره ببینیم. حالا وقتشه که یه آهنگ کاور اجرا کنیم از گروهی که همه ما رو به این مسیر سوق داد. و آهنگ Breadfan از Budgie رو اجرا میکنن. بعد از اون آهنگ Trapped Under Ice اجرا میشه که اولین و تنها اجرای این آهنگ در این 161 اجرا و فستیوال سونیسفر هست.

آهنگه تموم میشه. جیمز گیتار رو از گردنش میاره پایین و خداحافظی میکنه! مردم فریاد میزنن و میخوان که برگرده. اون هم برمیگرده و گیتار رو برمیداره و دوباره میگه شب بخیر و میذاره میره. دوباره میاد و یه نگاه میکنه و باز میگه شب بخیر و میره!! جیمز به شکل عجیبی بر خلاف گذشته بسیار بامزه و عجیب شده. یه جا سرش رو میبره پایین و دو تا پیک گیتار رو میذاره جای دندوناش و سرش رو میاره بالا و دستش رو بصورت شاخ میگیره رو سرش و ادای شیطان رو در میاره! جیمز برمیگرده و میگه : ممنون، یه آهنگ دیگه براتون داریم. و صدای تشویق و فریاد مردم بلند میشه.

اجرای Metallica در فستیوال Sonisphere استانبول

جیمز میگه: ممنون، یه آهنگ دیگه براتون داریم. خوبه؟ یا اینکه وقت رفتنه؟ شما یه آهنگ دیگه احتیاج دارین! شما یه جمعیت فوق العاده هستین. ازتون خیلی ممنونم. امشب، آخرین اجرای Big Four و آخرین اجرای متالیکا در اروپا برای تور Death Magnetic هست. این خیلی غم انگیزه (جیمز اینجا ادای گریه کردن و اشک ریختن رو در میاره!). آره این خیلی غم انگیزه، اما ما بر میگردیم. میخوام تشکر کنم از تمام گروه هایی که با ما همراه بودن و تشکر ویژه بکنم از تمام اعضای بسیار سرسخت خانواده متالیکا… میخوام از عوامل صحنه تشکر کنم که با ما توی این تور همراه بودن. کار شما عالی بود، مردم دوستتون دارن و ما هم همینطور. خب توی این آهنگ آخر میخوایم تاریخ بسازیم با کمک و همخونی شما. میخوایم این تبدیل به بلندترین صدای ازدحام در تاریخ استانبول بشه. من به شماها ایمان دارم استانبول. پس لطفا تمام چراغهای استادیوم رو روشن کنین، میخوام همه حس کنیم که با هم روی استیج هستیم.   تمام چراغها روشن میشه، جیمز دو بار میگه : همراهمون هستین؟ و با جواب مثبت گرفتن از مردم فریاد میزنه: Seek & Destroy . و اینجاست که واقعا بزرگترین هیاهو در تاریخ موسیقی استانبول با فریادهای حدود 80هزار نفر حاضرین در استادیوم شکل میگیره.

اجرای Metallica در فستیوال Sonisphere استانبول

متالیکا، متالیکا ست ! حتی اگر متالیکا نباشد !

اجرای حدودا 2 ساعت و 20 دقیقه ای متالیکا که طولانی ترین اجرای فستیوال هم بود تموم میشه. 18 تا آهنگ از 8 آلبوم مختلف: دو آهنگ از kill ‘Em All ، چهار آهنگ از Ride The Lightning ، دو آهنگ از Master of Puppets ، دو آهنگ از And Justice For All ، سه آهنگ از Black Album ، یک آهنگ از Reload ، یک آهنگ از Garage Inc. و سه آهنگ از Death Magnetic. توی این اجرا از آلبوم های Load و St. Anger آهنگی اجرا نشد. باور کنین، حتی من با تمام تعصبی که نسبت به این گروه دارم، قبول دارم که اجراهای متالیکا پر از اشتباه و فالشه. قبول دارم که کرک روز به روز توی اجرای سولوها ضعیفتر میشه و قبول دارم که رابرت اصلا و ابدا نمیتونه آلبومهای قدیمی رو در حد جیسون (چه برسه به کلیف!) بزنه. اما یه چیز رو نمیشه فراموش کرد، اونها استاد اجرا هستن! جیمز یه شومن تمام عیاره و تمام عوامل از حرکتاشون روی استیج گرفته تا صحبتهای جیمز مابین آهنگها، از نور و آتش گرفته تا فیلمبرداری، از چیدمان و انتخاب آهنگها تا سولوهای استراحت و هماهنگی لا به لای اونها، همه و همه به قدری حساب شده و بجا و درسته که شما وقتی اونجا و توی اون فضا هستین به هیجان و ذوق به پرواز در میان و حتی اشتباه ها هم براتون جذاب به نظر میرسه و نتیجه میشه چیزی که من از اون به عنوان یکی از تجربه های بزرگ زندگیم یاد کنم.

پ.ن: عکسها رو من که اون جلو بودم نگرفتم، دوستانی که عقب بودن زحمتش رو کشیدن.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: