آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی‌های ماهانه: ژانویه 2017

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 6

بردیا برجسته نژاد: این هم آخرین پست مربوط به بهترین‌ آلبوم‌های سال 2016. اگر کمی من را بشناسید و این وبلاگ را دنبال کرده باشید، بعید می‌دانم این چند شماره‌ی آخر غافلگیرتان کند. پیش به سوی 2017. به زودی دوباره پست‌های آلبوم پکیج، این بار برای سال جدید، را از سر خواهیم گرفت.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

05metallica-hardwired-to-self-destruct
Metallica – Hardwired… to Self-Destruct

بالاخره! در نهایت اتفاق افتاد! از آخرین باری که آهنگ جدیدی از «متالیکا» شنیده‌ام و آن را دوست داشته‌ام چیزی در حدود هجده سال می‌گذرد! متالیکا، برای خیلی‌هایی که از قدیم با آنها همراه بوده‌اند، در دو دهه‌ی اخیر مرده بود و تبدیل شده بود به خاطره‌ای از سال‌های دور که باید همان‌ها را مرور کنیم و به حال امروزش افسوس بخوریم. حتی خود آنها هم در کنسرت‌های سه ساعته‌شان چیزی کمتر از نیم ساعت را به سال 1991 به بعد اختصاص می‌دادند! حالا پس از گذشت هشت سال از آلبوم قبلی، با آلبومی بازگشته‌اند که اثر شاخصی در فعالیت آنها به شمار می‌آید. آنها پیوند مبارک و خجسته‌ای بین موسیقی ترش متال ویژه‌ی خود از دهه‌ی هشتاد و موسیقی هوی متال‌شان در دهه‌ی نود ترتیب داده‌اند و میلیون‌ها طرفدار سفت و محکم‌شان را به این جشن باشکوه دعوت کرده‌اند. هر چیزی که این آلبوم دارد، از آهنگها و لیریکس گرفته تا اجرا و ضبط، همه و همه عالی و فوق‌العاده‌اند و تنها چیز بدی که در آن وجود دارد، کاور بسیار زشت آلبوم است که آن را هم به بزرگی و عظمت این گروه می‌بخشیم!

04jim-james-eternally-even
Jim James – Eternally Even

شاید یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا این باشد که عاشق «جیم جیمز» نباشی! هنرمندی استثنایی، یکی از برترین گیتاریست‌های نسل جوان، هسته‌ی مرکزی و مغز متفکر گروه «مای مورنینگ جکت»، امسال دومین آلبوم انفرادی خود را، در فضایی به نسبت متفاوت از هر آن چیزی که تا به امروز در پروژه‌های مختلفش شنیده بودیم، منتشر کرد. نه آلترناتیو راک، نه فولک، نه بلوز راک. اینبار او وارد فضای مبهم و گیج کننده‌ی موسیقی سایکدلیک راک شده است. او همیشه از چاشنی این موسیقی در آثارش استفاده کرده بود، اما انگار اینبار ژاکتش را پوشیده، کانورس‌های زخمی‌اش را به پا کرده، بدون آنکه به کسی کار داشته باشد و بذارد کسی مزاحمش شود، در پیاده‌ی روی خلوت و باران خورده‌ی موسیقی سایکدلیک، قدم زده و صریح‌ترین اشعار خودش را زمزمه کرده است. این یک اثر متفاوت از این هنرمند دوست داشتنی‌ست و فصل نویی از فعالیت انفرادی او.

03nick-cave-the-bad-seeds-skeleton-tree
Nick Cave & the Bad Seeds – Skeleton Tree

در کنار نام بزرگان و ستاره‌های صاحب نام دنیای موسیقی که در سال 2016 از دنیا رفتند، سقوط از صخره و مرگ پسر 15 ساله‌ی «نیک کیو»، یکی از چهار پسرش، یکی از دوقلوهایش، طرفداران این اسطوره را غمگین و البته شگفت زده کرد! غمگین از بابت حقیقت تلخ از دست دادن عزیز یک عزیز، و شگفت زده بخاطر انتشار یکی از بهترین آثار نیک کیو تا به امروز. مرگ آرتور کیو، تاثیر عجیبی بر روی این هنرمند گذاشت، به طوری که نیک کیو در ساخت اکثر آهنگهای این آلبوم از مرگ او الهام گرفته است. حتی آثاری که پیش از این اتفاق نوشته شده بودند نیز تا زمان ضبط آلبوم دستخوش تغییر و دگرگونی شدند. کیو در این آلبوم نمی‌خواند! حرف می‌زند، تعریف می‌کند، شکایت می‌کند، ناله می‌کند، صدایش غصه دارد، فضای آلبوم غصه دارد، سیاه است، تاریک است، غمگین است. کیو در این اثر غم خود را با میلیون‌ها طرفدار و عاشقش به اشتراک گذاشته و این نهایت هنر یک هنرمند، برای تبدیل حقیقتی زشت به یک اثر زیباست.

02radiohead-a-moon-shaped-pool
Radiohead – A Moon Shaped Pool

نظر شما هم محترم است، اما اگر عشق و تعصب را کنار بگذاریم و تمام ژانرها را به طریقی یک کاسه کنیم، به گمانم تعداد افرادی که مانند من معتقدند بهترین گروه حال حاضر دنیا «ریدیوهد» لعنتی است، زیاد باشد! آخرین آلبوم آنها یکی از آن چیزهایی‌ست که شاید همیشه آرزوی آن را داشته‌ایم و در عین حال خیال می‌کردیم هیچوقت نیز بدست نمی‌آوریم! اثری قابل هضم‌تر و قابل فهم‌تر از بهترین گروه موسیقی حال حاضر دنیا! اثری که از لحاظ موسیقیایی کمتر وارد ذهن پریشان و مریض و بی‌حد و مرز «تام یورک» شده، در نتیجه کمتر اکسپریمنتال از آب در آمده، و بیشتر از چند اثر قبلی تنه به موسیقی ایندی راک، بیایید بگوییم پست ایندی راک، می‌زند. اثری که پیانواش قابل فهم‌تر است، گیتارش آشناتر است، موسیقی‌ش روان‌تر است و البته لیریکس‌ش همچنان به همان اندازه سابق پیچیده است! این آلبوم مثل یک نسیم خنک پاییزی، مثل یک جوی آب روان، از روی آدم، از توی آدم رد می‌شود و لرزه‌ی ریز و جذابی از خود به جای می‌گذرد.

پیش از این آلبوم The King of Limbs از ریدیوهد را بعنوان بهترین آلبوم سال 2011 معرفی کرده‌ام (+).

01david-bowie-blackstar
David Bowie – Blackstar

گرگ زخمی دنیای موسیقی، ابرمرد تمام دوران، ستاره‌ی بی‌بدیل صوت و صدا، زنده یاد «دیوید بوئی»، تنها یک هفته پس از آغاز سال 2016، آلبوم آخرش، آلبوم خداحافظی‌اش، آلبومی که تبدیل به موسیقی متن سفرش شد را منتشر کرد. اثری متفاوت از هر چیزی که تا آن زمان از او و هر هنرمند دیگری شنیده بودیم. بوئی با «ستاره‌ی سیاه» فصل تازه‌ای در موسیقی اکسپریمنتال را رقم زد. او در این آلبوم پا را روی موسیقی جز گذاشته، خودش را بالا کشیده و فضای عجیب آوانگاردی را خلق کرده که لحظه به لحظه‌اش بی‌نظیر، بی‌مانند و تکرار نشدنی است. همه چیز از فرم طبیعی و روتین خود خارج شده است! صدای بوئی شنونده را به بازی می‌گیرد، لیریکس مخاطب را گیج می‌کند، فضاسازی حریف را به زمین می‌کوبد و در نهایت این ساکسیفون است که کارش را می‌سازد! بوئی دو روز پس از تولد 69 سالگی‌اش، دو روز پس از انتشار آخرین آلبومش، از دنیا رفت. او با «ستاره‌ی سیاه» خودش را برای همیشه جاودانه کرد. این آلبوم یک مرثیه‌ی خودساخته از یکی از عزیزترین چهره‌های تاریخ موسیقی‌ست. دیوید بوئی، با وجود آنکه ستاره‌ی سیاه بود، اما برای همیشه بعنوان یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های عالم موسیقی در ذهن طرفدارانش باقی می‌ماند.

پیش از این آلبوم The Next Day از بوئی را در جایگاه 26 فهرست بهترین‌های سال 2013 قرار داده‌ام (+). همچنین مطلب کاملی در خصوص آخرین اثر او نیز نوشته‌ام (+).

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 5

بردیا برجسته نژاد: به 10 آلبوم برتر فهرست بهترین‌های 2016 رسیدیم. شماره‌های 10 تا 6 را با هم مرور می‌کنیم.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

10katatonia-the-fall-of-hearts
Katatonia – The Fall of Hearts

«کاتاتونیا»ی دگرگون شده تا حدودی شنونده را به یاد «آناتما»ی دگرگون شده می‌اندازد و چرخش هر دو از دووم/دث متال تا حدودی نتیجه‌ی یکسانی به سمت پراگرسیو راک داشته است. اما کاتاتونیا دو مزیت ویژه نسبت به آناتما دارد: اول آنکه صدای «یوناس رنکس» جذابیت بسیار بیشتری نسبت به صدای «وینسنت کاوانا» دارد، دوم آنکه کاتاتونیا به شکل کاملاً هوشمندانه‌ای از موسیقی گاتیک نیز در آثارش استفاده می‌کند. آلبوم جدیدشان شمع روشنی در فضای تاریک یک اتاق است! فضاسازی‌های عموماً غمگین، ملایم، خسته و اندوهگین که با صدای لطیف و گیرای رنکس تزئین می‌شوند. حالا دیگر آنها هیچ شباهتی به کاتاتونیای سال‌های دور ندارند. با وجود تغییر در ساختار گروه و حضور گیتاریست و درامر جدید در ترکیب آن، یوناس رنکس در نقش رهبر، مغز متفکر و آهنگساز اصلی، کاتاتونیا را مقتدرانه در مسیری که آلبوم به آلبوم شفاف‌تر، قوی‌تر و منسجم‌تر می‌شود هدایت می‌کند و تسلیم تکرار و درجا زدن نمی‌شود.

پیش از این آلبوم Dead End Kings از کاتاتونیا را در جایگاه 8 از بهترین‌های سال 2012 قرار داده‌ام (+).

09tales-of-murder-and-dust-the-flow-in-between
Tales of Murder and Dust – The Flow in Between

سر جایتان بشینید! نه! دراز بکشید! قرار است به سفری برویم در تاریک‌ترین عمق و عمیق‌ترین تاریکی، به افکار پنهان شده‌، به جایی که زمان می‌ایستد، به جایی که امید و روشنایی تبدیل می‌شوند به خاطراتی پوسیده. وقتی به جدیدترین اثر «تیلز آو مردر اند داست» گوش می‌کنید، باید حواس‌تان به چیزهایی باشد که انتظار آنها را ندارید. باید متوجه باشید که شنیدن این آلبوم عوارض جانبی دارد! ممکن است با توهم همراه باشد، ممکن است شما را افکار سیاه به زیر بکشند، ممکن است برای خودتان یا دیگران خطرناک باشید. موسیقی سایکدلیک راک منحصر بفرد آنها که بازتابی جادویی از موسیقی شوگیز است، بدون خشم، بدون فشار، بدون فریاد، خیلی آرام و ملایم و منظم و روی برنامه، در شنونده نفوذ کرده و او را از پای در می‌آورد و درازکش می‌کند. شنیدن این آلبوم جان می‌دهد برای مرگ رویاها و تولد کابوس‌ها. در جایی کسی در خصوص این آلبوم نوشته بود: «قبل از شنیدن این آلبوم مطمئن شوید که کسی در زندگی دارید که منتظر شماست! چون ممکن است هیچوقت از این سفر باز نگردید»

پیش از این آلبوم Hallucination of Beauty از تیلز آو مردر اند داست را در جایگاه 5 بهترین آلبوم‌های سال 2012 قرار داده‌ام (+).

08steven-wilson-4-12
Steven Wilson – 4 1/2

با وجود اینکه «چهار و نیم» یک مینی آلبوم به حساب می‌آید، اما همیشه باید «استیون ویلسون» را بعنوان یک استثنا در نظر گرفت! برای همین آخرین اثر او در این فهرست گنجانده شده است. ویلسون در این اثر آهنگهای جامانده از دو آلبوم قبلی‌اش که بخاطر متفاوت بودن حال و هوای‌شان در هیچ کدام جای نگرفته‌اند را جمع کرده و به عنوان یک اثر مستقل منتشر کرده است. این در حقیقت باید یک B-Side باشد، اما نتیجه چیزی‌ست که کیفیت‌ش از هزاران  A-Side بالاتر است! ویلسون خستگی ناپذیر است! تمامی ندارد! ذوق و هنر و موسیقی از او فوران می‌کند. مانند چشمه‌ای‌ست که که مدام در حال جوشیدن است. او در این اثر، همانطور که انتظار می‌رود، تفاوت خاصی با دیگر آثار سولوی خود ندارد و این یعنی همه پذیرفته‌اند که از این بهتر، قوی‌تر، حرفه‌ای و کامل‌تر ممکن نیست.

پیش از این آلبوم Hand. Cannot. Erase از ویلسون را در جایگاه 22 بهترین‌های سال 2015 (+)، آلبوم The Raven That Refused to Sing را در جایگاه 2 بهترین‌های سال 2013 (+) و آلبوم Grace for Drowning را در جایگاه 3 بهترین‌های سال 2011 قرار داده‌ام (+).  همچنین مطلب کاملی از همین مینی آلبوم جدیدش (+) و گزارش مفصلی از کنسرتی که برای انتشار آن برگزار شد نوشته‌ام (+).

07the-dear-hunter-act-v-hymns-with-the-devil-in-confessional
The Dear Hunter – Act V: Hymns with the Devil in Confessional

موسیقی پراگرسیو راک، آنجا که تنه می‌زند به موسیقی سیمفونیک راک، با آن فضاسازی‌های اعجاب انگیز و سازبندی‌های خارق‌العاده، جان می‌دهد برای خلق یک کانسپت آلبوم. و باور کنید که «دیر هانتر» یکی از برترین‌های تاریخ موسیقی در خلق کانسپت آلبوم است. او در جدیدترین اثر خود به صحنه‌ی پنجم از نمایش شش قسمتی‌اش رسیده است. داستانی که در ابتدای قرن 20 آغاز می‌شود و تولد، زندگی و مرگ ناگهانی پسری به نام دیر هانتر را روایت می‌کند. شما یک آلبوم را گوش نمی‌کنید! شما یک داستان، یک صحنه‌ی نمایش، را می‌شنوید! شما برای دیدن ماجراها به چشمانتان احتیاج ندارید. موسیقی به قدری قدرتمند، جذاب، تاثیرگذار و کامل است که روایت را به تنهایی کامل می‌کند. این آلبوم ترک بد یا معمولی ندارد. همه چیز یا در حد کفایت خوب است، یا در حد نهایت عالی‌ست. اگر این را بخواهیم با قسمت‌های قبلی این داستان مقایسه کنیم، بی‌شک این اثر برای‌تان قوی‌ترین آنها خواهد بود.

پیش از این آلبوم Act IV: Rebirth in Reprise از دیر هانتر را بعنوان بهترین آلبوم سال 2015 معرفی کرده‌ام (+).

06swans-the-glowing-man
Swans – The Glowing Man

حالا دیگر «سوانز» آن سوانز قدیمی دهه هشتاد که با ترکهای طولانی، با چیزی که چندان شبیه آهنگ نبود و بیشتر فضاسازی موسیقیایی مبهم و تاریک بشمار می رفت که سر و تهش را نمی‌شد پیدا کرد، نیست. حالا سوانز بیمار است! مالیخولیا دارد! جنون دارد و جنون‌آمیز است! آخرین آلبوم آنها، یک اثر دو ساعته، یک شاهکار کم نظیر، یک تلفیق استثنایی از پست راک، اکسپریمنتال، امبینت، درون، نویز، جنون، سرگشتگی، افسارگسیختگی و مالیخولیاست. انگار که به یک معبد، به جایی بالای کوه، بالاتر از ابرها، رفته باشید و نشسته باشید روی سنگ فرش سرد، چشمایتان را بسته و گوش‌هایتان را تا انتها باز  کرده باشید، «مایکل گیرا»، رهبر سوانز برایتان موعظه کند، با صدای مریضش، با صدایی که با آن بازی می‌کند، جملات مختصری را بارها و بارها تکرار کند و شما لحظه به لحظه سنگین‌تر و دیوانه‌تر بشوید. این آلبوم یک دهن‌کجی به تمام آنهایی بود که فکر می‌کردند سوانز در حلقه تکرار گرفتار شده و دیگر بهتر از آلبوم قبلی نمی‌شود!

پیش از آلبوم To Be Kind از سوانز را در جایگاه 5 بهترین‌های سال 2014 قرار داده‌ام (+)

… ادامه دارد.

Save

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 4

بردیا برجسته نژاد: برای فهرست امسال از سه هفته پیش پروسه‌ی نوشتن را آغاز کردم. در طول سال در حدود 50 آلبوم انتخاب شده بودند که می‌دانستم در این فهرست قرار خواهند گرفت. فقط لازم بود از بین آنها 30 آلبوم نهایی و در موردشان نوشته شود. تا قبل از تمام شدن پروسه‌ی نوشتن و انتشار اولین پست، هیچ لیست و فهرستی را ندیده‌ام تا تحت تاثیر نظر دیگران قرار نگیرم. و حالا چند روزی‌ست که افتاده‌م روی لیست سایتها و منتقدین معتبر تا ببینم چه چیزهایی را از دست داده‌ام! که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست! بگذریم. و ادامه‌ی فهرست:

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

15norah-jones-day-breaks
Norah Jones – Day Break

دختر باشید یا پسر، در رابطه باشید یا نه، هر چیزی که هستید، اگر عاشق «نورا جونز» نیستید، یعنی یک مشکلی دارید و از آن بی‌خبرید! نورا جونز آرام و خوش‌اخلاق و مهربان و دوست داشتنی را با موسیقی نسبتاً پاپی که به موسیقی جز آغشته شده می‌شناسیم. صدای ملایم و گرم او، استفاده از المان‌های پررنگ موسیقی جز و کمرنگ موسیقی فولک و کانتری در آثارش باعث شده که برای تمام سلیقه‌ها جذاب و تو دل برو باشد. اما جونز در دو آلبوم اخیرش، سال‌های 2009 و 2012، کمی از اصل ماجرا فاصله گرفته و بیشتر به سمت موسیقی ایندی متمایل شده بود. اما، حالا، در جدیدترین آلبومش، نورا جونز نه تنها به ریشه‌ی خود یعنی موسیقی جز بازگشته، بلکه این جزترین آلبوم او تا به امروز است! این یعنی پیانوی پررنگ‌تر، سازهای بادی قوی‌تر، چلوی محکم‌تر. این یعنی نورای دوست داشتنی ما در بخش‌های زیادی سکوت می‌کند و اجازه می‌دهد که سازها بجای او حرف بزنند. این از آن آلبوم‌هایی‌ست که از شنیدنش سیر نخواهید شد.

پیش از این آلبوم The Fall از نورا جونز را در جایگاه 10 از بهترین‌های سال 2009 قرار داده‌ام. (+)

14esben-and-the-witch-older-terrors
Esben and the Witch – Older Terrors

برای من «اسبن اند د ویچ» مانند جوان ریغو و نحیفی بود که حالا در طی پنج سال، فقط پنج سال، تبدیل به یکی از پهلوانان ژانر پست راک و آلترناتیو راک شده است! با هر آلبوم این تصور باطل در ذهنم نقش می‌بندد که دیگر از این بهتر نمی‌شود. اما آنها هر بار با انتشار آلبوم بعدی خط قرمزی بر روی خیال خامم می‌کشند و من را بیشتر از گذشته شیفته‌ی خود می‌کنند. یک گروه سه نفره، که آلبوم به آلبوم پست راک‌تر می‌شود، آن هم با یک فیمیل وکالیست، که در آخرین اثر خود شجاعت را به بالاترین حد خود رسانده‌اند و آلبومی را منتشر کرده‌اند که تنها چهار ترک دارد، آنهم ترک‌هایی که مدت زمان تمام‌شان بیش از ده دقیقه است. آلبومی هوشمندانه، هنرمندانه و بی‌نقص که در ابتدا شاید کمی ژانرش شما را سردرگم کند، اما در نهایت پی خواهید برد که با یک پست راک استثنایی مواجه هستید. این آلبوم چنان رخوت خوشایندی را در شنونده ایجاد می‌کند که مانند باتلاق در آن فرو خواهید رفت. در این باتلاق دست و پا نزنید، بگذارید در آن فرو بروید، چون آنطرف جهان دیگری در انتظار شماست.

پیش از این آلبوم A New Nature از اسبن اند د ویچ را در جایگاه 7 بهترین آلبوم‌های سال 2014 قرار داده‌ام. (+)

13epica-the-holographic-principle
Epica – The Holographic Principle

هر بار که آلبوم جدیدی از «اپیکا» منتشر می‌شود، اولین جمله‌ای که به ذهنم می‌رسد که باید به آنها بگویم «بچه‌ها، خسته نباشید!» است!. انگار که یک لشگر عظیم و عریض و طویل روی هر آلبوم کار کرده باشند، تا نتیجه چیزی شود که همیشه در ژانر سمفونیک متال کم نظیر است. آلبوم جدید آنها هم لشگر خود را بهمراه دارد (سی نفر! به اضافه‌ی یک گروه کر!). این همه ساز به شکلی در هم تنیده شده‌اند و وکال، هم صدای لطیف و رویایی سیمونز و هم صدای هارش و عصبانی جانسن، به صورتی با هم در تعامل هستند که حاصلش تبدیل شده به یکی از جدی‌ترین آلبوم‌های سیمفونیک متال امسال. اما برای شنیدن این آلبوم باید حواستان به یک چیز باشد. این آلبومی نیست که بگذارید بعنوان پس زمینه پخش شود! اگر این کار را بکنید چیزی به جز سردرگمی و سرسام نصیبتان نمی‌شود. این همه ساز و ملودی و ریتم و آواز در پس زمینه نمی‌گنجند. خیلی با حوصله بنشینید، حواس‌تان را جمع کنید و اجازه بدهید آلبوم شما را در بر بگیرد.

12tarja-the-shadow-self
Tarja – The Shadow Self

هنگامی که «تاریا تورونن» از گروه نایت ویش جدا شد، من هم مانند بسیاری آینده‌ی چندان درخشانی برایش تصور نمی‌کردم. او، با آن صدای فوق محشر، با آن حنجره‌ی طلایی، با آن تسلط و کنترل بر روی آوازش، با آن سوپرانوی استثنایی که در اختیار موسیقی متال گذاشته بود، بنظر نمی‌آمد بتواند بدون آهنگهای نایت ویش از پس ادامه در این ژانر بر بیاید. چند آلبوم نه چندان قابل توجه و البته دو آلبوم در موسیقی کلاسیک هم صحه بر این ادعا می‌گذاشت. حالا او با آخرین آلبوم خود نه تنها پوز من و پیشبینی ام را به خاک مالید، بلکه نشان داد که می‌تواند بر قله‌‍‌ی فیمیل وکالیستهای موسیقی راک و متال بنشیند. از آوازش بگویم که مدهوش کننده است، از موسیقی بگویم که فوق العاده است، از پیانویی که تاریا می‌نوازد و به موسیقی سیمفونیک راک تزریق می‌کند بگویم که باور کردنی نیست. این آلبوم نه تنها بهترین اثر این هنرمند تا به امروز است، بلکه یکی از درخشان‌ترین آلبومهای سیمفونیک متال / راک در طی چند سال اخیر است.

11thank-you-scientist-stranger-heads-prevail
Thank You Scientist – Stranger Heads Prevail

زمانی که با «تنک یو ساینتیست» آشنا شدم، چیزی که می‌شنیدم برایم باور کردنی نبود! چنین ترکیب عجیبی از موسیقی پراگرسیو راک و جز فیوژن، چنین سازبندی خارق العاده، آن هم با کلی ساز عجیب و غریب و کمتر شناخته شده، چنین حضور جادویی از سازهای بادی، این نهایت هنر و خلاقیت برای گروه جوانی‌ست که از اولین آلبومشان فقط دو سال می‌گذرد! در آلبوم دوم آنها هر آهنگ رویایی‌ست که جهان به جهان را در می‌نوردد و قله به قله را فتح می‌کند و با سولوهای بی‌نظیرش از گوش‌هایتان نفوذ و جان و دل‌تان را تسخیر می‌کند. باور کنید که باور نمی‌کنید! سولوهای گیتار الکتریک، گیتار بیس، ویالن، چلو، ترمپت، ساکسیفون، سازهای عجیبی نظیر سی‌تار هندی، سه‌تار ژاپنی، گیتار بی‌پرده، فلوگل‌هورن و تیمپانی ایتالیایی. بگذارید حسم را با این جمله بگویم: اولین باری که آلبوم را شنیدم، شوکه شدم. دومین بار، بعد از تمام شدن هر آهنگ بی‎‌اختیار به نشانه‌ی تشویق برای‌شان دست می‌زدم.

…ادامه دارد.

Save

Save

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 3

بردیا برجسته نژاد: حالا دیگر سن و سال‌مان به اندازه‌ای شده که باید نگران سلامتی ستاره‌هایمان باشیم. سالی که گذشت با رفتن بزرگان فراوانی همراه بود. چیزی که برایمان باقی مانده، هنر همیشه جاودانه و حسرت نداشتن‌شان و شنیدن آثار جدیدشان است. بگذریم. برویم به سراغ بقیه‌ی لیست.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

20testament-brotherhood-of-the-snake
Testament – Brotherhood of the Snake

بیایید فرض کنیم که موسیقی ترش متال مانند یک ماشین پر قدرت است! آنوقت شک نکنید که «تستمنت» در این مثال نقش نیسان وانت را ایفا می‌کند! حالی‌اش نیست! می‌آید، با سرعت هم می‌آید، به هیچ چیزی توجه نمی‌کند، اگر عصبانی‌اش کنید تعقیب‌تان می‌کند! اگه به آن بی‌توجهی کنید از روی‌تان رد می‌شود! تستمنت با کسی شوخی ندارد! او نماد اقتدار و قدرت و گردن کلفتی موسیقی ترش متال است. آنها یکی از آن گروه‌هایی هستند که به هیچ وجه نباید تغییری در آثار خود ایجاد کنند! همینی که هستند، بهترین چیزی‌ست که ممکن است باشد. بگذارید یک جمله‌ی تکراری که قبلاً در مورد این آلبوم گفته‌ام را مجدداً تکرار کنم: «آلبوم جدید تستمنت اثر سهمگین دیگری از این گروه قدرتمند به حساب می‌آید. خشم ناب صدای چاک بیلی، ملودی‌های جذاب، ضرباهنگ سریع، انگار که در وسط دشت وسیعی باشید و اطراف شما پر از صاعقه باشد! اولش کمی ترسناک است، اما حس قدرتی که منتقل می‌کند مثال زدنی‌ست»

پیش از این آلبوم Dark Roots of Earth از تستمنت را در جایگاه 27 بهترین آلبوم‌های سال 2012 قرار داده‌ام (+).

19alcest-kodama
Alcest – Kodama

«آلسست» بازگشته است! آنها که در آلبوم قبلی خود نهایت نرمی را از خود نشان داده‌ بودند، حالا چرخشی به ژانر اصلی خود، پست متال، داشته اند و با الهام گرفتن از موسیقی بلکگیز اثری را خلق کرده‌اند که به جرات می‌توان گفت قوی‌ترین آلبوم آنها تا به امروز است. اگر کمی گوش‌های خود را تیز کنید، حتماً متوجه تاثیر ملودی‌های ژاپنی بر آخرین آلبوم این گروه فرانسوی خواهید شد. «کوداما» در فرهنگ بومی ژاپن یعنی روحی که در درختان زندگی می‌کند. روحی که به صورت یک حوری با هر درخت زاده می‌شود و به شکل زنی زیبارو بر جنگل و طبیعت نظارت می‌کند. کودامای اسطوره‌ای خجالتی‌ست، اما کودامای آلسست خسته و غمگین و تاریک است. از تقابل طبیعت و جهان هستی با دنیای انسان می‌گوید. از تاثیر مثبتی که طبیعت بر آدمیزاد و تاثیر منفی آدمیزاد بر طبیعت حرف می‌زند. این کانسپت آلبوم اثری برای آشتی انسان و طبیعت نیست! موسیقی آن نه تنها چنین حسی را در شما برنمی‌انگیزد، بلکه بیشتر شبیه حمله‌ی ارواح خجالتی درختان به انسان برای نجات طبیعت است!

پیش از این آلبوم Shelter از آلسست را در جایگاه 22 بهترین آلبوم‌های سال 2014 قرار داده‌ام (+).

18lacuna-coil-delirium
Lacuna Coil – Delirium

در هر زمانی که به هر دلیلی فهرستی از بهترین‌ الهه‌های موسیقی متال در جایی منتشر شده، حتماً نام «کریستینا اسکابیا» جزو پنج‌تای اول بوده است! اسکابیا، جذاب و زیبا، در عین حال سمی و خطرناک است! نقش او در «لاکونا کویل» به اندازه‌ای پررنگ است که همیشه «آندره فرو» به حاشیه رفته و فقط نقش مکمل اسکابیا را از خود نشان داده است. اما در آخرین آلبوم آنها فضایی کاملاً متفاوت از هر آن چیزی که پیش از این از آنها شنیده‌ایم را خلق کرده‌اند. نقش اصلی این بار بر عهده‌ی آندره فرو است! او هارش‌ترین وکال خود تا به امروز را در این آلبوم تجربه می‌کند. حالا دیگر در اکثر آهنگها اوست که حرف اصلی را می‌زند و اسکابیا نقش فرعی را بر عهده دارد. اینکه چطور شده آندره فرو بالاخره شهامت ایفای نقشی پررنگتر از اسکابیا، آن هم با این کیفیت و در این حد، را پیدا کرده، احتمال دارد به رفتن سه عضو اصلی گروه مربوط باشد، شاید هم نباشد!، دلیلش هر چیزی که هست این آلبوم اثر درخشانی در بین آثار این گروه به حساب می‌آید.

پیش از این آلبوم Dark Adrenaline از لاکونا کویل را در جایگاه 13 بهترین‌‍‌های سال 2012 (+) و آلبوم Shallow Life از این گروه را در جایگاه 7 از بهترین‌های سال 2009 قرار داده‌ام (+).

17megadeth-dystopia
Megadeth – Dystopia

«دیو ماستین» فرشته‌ی موسیقی متال است! با آن چهره‌ی درخشان و موهای طلائی، وقتی که پیراهن سفید می‌پوشد و روی استیج می‌رود، انگار که نازل شده تا پیام‌آور ترس و وحشت باشد. اشتباه نکنید! موسیقی او ترسناک نیست! «مگادث» همیشه یک موسیقی ترش متال تر و تمیز از خود ارائه کرده که همان شور و هیجان و زبری جذاب و ریتم‌ها و ریف‌های خاص خود را دارد. چیزی که همیشه در مگادث ترسناک است، پیام‌های نهفته در ترانه‌های اوست. ماستین، با رویکرد سیاسی خاص خود، هر بار موضوعی عمومی را خمیرمایه‌ی آثارش قرار می‌دهد و آن را به تلخ‌ترین و مستقیم‌ترین شکل ممکن به سمت مخاطب پرتاب می‌کند. آلبوم جدید او نیز از این قائده مستثنی نیست. او حالا خواب خرگوشی غرب و حضور دشمن در خاک خودی را بازیچه قرار داده و همه چیز را حول آن می‌چرخاند. مهم نیست که دیدگاه سیاسی او را قبول دارید یا نه؛ ماستین، مهار ناپذیر و خشمگین، نظر شخصی‌اش را می‌گوید و این یکی از جذابیت‌های همیشگی او و مگادث است.

پیش از این آلبوم TH1RT3EN از مگادث را در جایگاه 26 بهترین آلبوم‌های سال 2011 قرار داده‌ام (+).

16mono-requiem-for-hell
Mono – Requiem for Hell

سر هر چیزی با هم اختلاف سلیقه داشته باشیم، این یکی را احتمالاً با من هم عقیده هستید که گروه ژاپنی «مونو» را گذاشته‌اند وسط و پست راک را دور آن چیده‌اند! چیزی که در موسیقی آنها وجود دارد را هنوز هیچ بزرگ دیگری نتوانسته خلق کند. نه موگوای، نه گادسپید بلک امپرور و نه هیچ ابرگروه پست راک دیگری هنوز به به پای فضاسازیهای مونو نرسیده است. آخرین آلبوم آنها همان معجزه‍‌ی همیشگی مونو را در خود دارد. انگار که یک قطره‌‌ احساس را از بالای یک بلندی به درون یک ظرف آب بچکانی، قطره به آهستگی و سر فرصت در آب پخش می‌شود، رد خود را باقی می‌گذارد و شکل می‌دهد و شکل می‌گیرد و به آرامی محو می‌شود، اما طعم آن قطره ی احساس همیشه در آب باقی می‌ماند. انگار که فرصت تمام دنیا را در اختیار دارید. هیچ کس نمی‌داند وقتی سوار آن می‌شوید مقصدش کجاست. همین آلبوم می‌تواند شما را به جایی ببرد و من را به یک جای دیگر. در پرانتز توجه شما را جلب می‌کنم به آهنگ سوم، طولانی‌ترین آهنگ مونو تا به امروز، با مدت زمان حدودا هجده دقیقه.

…ادامه دارد.

Save

Save

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 2

بردیا برجسته نژاد: فهرست امسال نسبت به سال‌های گذشته یک فرق دیگر نیز دارد، و آن هم این است که تنوع ژانرها به مراتب نسبت به قبل کمتر شده است. این البته معنی‌اش این نیست که متنوع گوش نداده‌ام، بلکه دیگر بعضی ژانرها مثل سابق آن طور که باید به دلم نمی‌چسبند. بگذریم. ادامه فهرست را بخوانید.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

25avantasia-ghostlights
Avantasia – Ghostlights

وقتی می‌گویم «اوانتشیا» یک «پروژه»‌ی منحصر بفرد از خواننده و آهنگساز گروه Edguy است، یک وقت برداشت‌تان از پروژه، ساخت یک واحد مسکونی یا یک پل یا یک تونل نباشد! پروژه‌ی اوانتشیا در حد بنا نهادن یک دنیاست! او با هر آلبومش جهانی را خلق می‌کند که دنیایی در ادامه‌ی آلبوم قبلی، اما باشکوه‌تر و هیجان‌انگیزتر، است. همین نکته که بدانید در این آلبوم ده خواننده‌ی صاحب نام موسیقی متال حضور دارند، یعنی اینکه با یکی از بهترین آلبوم‌های پاورمتال امسال، نه!، با یکی از بهترین آلبوم‌های پاور متال زندگی‌تان مواجه هستید. شاید بهترین توصیف همانی باشد که خود «توبیاس سامت» در مورد آلبومش گفته است: «سفری در 12 بخش، با 12 تصویر، 12 رویا و 12 بازتاب از حقیقت. هدف آن بوده که هر آهنگ به طور مستقل مفهوم خود را داشته باشد، و در عین حال در کنار هم یک داستان کلی را بازگو کنند» چنین آثاری‌ پرقدرتی‌ هستند که باعث می‌شوند نام پاور متال برازنده‌ترین اسم برای این ژانر باشد.

airbag-disconnected24
Airbag – Disconnected

بعید می‌دانم گروه تازه کار پراگرسیوی وجود داشته باشد که به اندازه «ایربگ» دل ما طرفداران پورکوپاین تری و شما طرفداران پینک فلوید را برده باشد! آلبوم آخر آنها شاید از نظر خیلی‌ها یک عقب گرد نسبت به آثار گذشته باشد. اما این آلبوم نیز مانند آثار قبلی آنها برای من ارزش ویژهای دارد. موسیقی آنها دقیقاً مصداق بارز از دل برآید و بر دل بنشیند است! باید بپذیریم که در اکثر مواقع عامل احساس در موسیقی پراگرسیو راک به حاشیه رفته است و آنقدر که تکنیک‌های گوناگون و سازبندی و آهنگسازی و نوازندگی و لیریکس پر مفهوم و هزاران چیز دیگر که جنبه‌های دیگری را پررنگ می‌کند، احساس حرف خاصی برای گفتن ندارد. اما ایربگ پر از احساس است! احساسی ساده و همه فهم، بیشتر اجتماعی و کمتر عاشقانه، با وکالی که غمگین است، سولوی گیتاری که گریان است و حتی بیشتر از وکال حرف برای گفتن دارد. این اثری پر از روح، پر از احساس، بدون چیزی نابجا، بدون پراکنده‌گویی، بدون حرف اضافه و در نهایت جذاب و دوست داشتنی است.

پیش از این آلبوم The Greatest Show on Earth از ایربگ را در جایگاه 4 بهترین آلبوم‌های سال 2013 (+) و آلبوم All Rights Removed  از این گروه را در جایگاه 21 بهترین آلبوم‌های سال 2011 قرار داده‌ام (+).

23gojira-magma
Gojira – Magma

اگر بخواهم آخرین آلبوم گروه فرانسوی «گوجیرا» را در یک کلام توصیف کنم، واژه‌ای مناسبتر از گردن‌کلفت برای آن به ذهنم نمی‌رسد! موسیقی آنها جان می‌دهد برای فضاسازی یک کارگاه با کار سنگین، آهنگری، ریخته‌گری، یا هر چیزی شبیه آن، یک تعداد کارگر درشت هیکل و کثیف و روغنی، که اخم کرده‌اند، پتک می‌زنند و در عین حال به فکر فرو رفته‌اند. اشتباه نکنید! این یک آلبوم خشن و بداخلاق نیست! بلکه اثری تمام و کمال در ژانر پراگرسیو متال است که به شکلی استثنایی تنه به موسیقی گروو و ترش متال می‌زند، ریف‌ها و ریتم‌ها و ساختار را از آنها قرض می‌گیرد، تا حدی که حتی به گفته‌ی خودشان تاثیر موسیقی گروه اسطوره‌ای پنترا نیز بر آهنگها کاملا مشهود است (توجه کنید به آهنگ Stranded). با این حال، با تمام هیجان و سر و صدایی که گوجیرا در آخرین اثر خود تولید می‌کند، اما لیریکس به نسبت غمگین‌تر، احساسی‌تر و خسته‌تر از گذشته است. این آلبوم با شما کشتی می‌گیرد و در طول 44 دقیقه چندین بار شما را خاک می‌کند.

22the-album-leaf-between-waves
The Album Leaf – Between Waves

برای من «جیمی لاوال» و پروژه‌اش «آلبوم لیف» پدر موسیقی پست راک به حساب می‌آید! با او بود که با این ژانر آشنا و عاشقش شدم. او اما همیشه با همه فرق داشته و دارد و این آلبوم آخرش حتی متفاوت‌تر از گذشته است. در این اثر او پست راک را گرفته، چلانده، عصاره‌اش را با الکترونیک ترکیب کرده و ادویه‌ی امبینت زده، و معجونی ساخته که در آن نه از غم و درد و تیرگی و خستگی نهفته در پست راک خبری است، نه نظم کسل کننده‌ی الکترونیک و نه فضاسازی جعلی و بی‌حساب و کتاب امبینت! موسیقی او در این آلبوم هم مثل همیشه ساده است و مثل همیشه در روح و روان شنونده نفوذ می‌کند، لانه می‌سازد، جا خوش می‌کند و حال خوب به ارمغان می‌آورد. وقتی قرار است چیزی از او بشنویم، خیال‌مان راحت است که با چیزی بین خوب و عالی مواجه خواهیم شد. و این آلبوم یکی از آن آثار عالی او به شمار می‌رود.

21obscure-sphinx-epitaphs
Obscure Sphinx – Epitaphs

می‌دانید پروژه‌ی «آبسکیور اسفینکس» با چه هدفی بوجود آمده؟ «دست شنونده را بگیرد، او را تا مرز جنون ببرد، همه چیز را نشانش بدهد، و او را سالم بازگرداند». وقتی به موسیقی آنها گوش می‌کنم، احساسم این است که من یک زمین هستم و آبسکیور اسفینکس یک تراکتور! که افتاده به جانم و سر تا پایم را شخم می‌زند، زیر و رو می‌کند، زخمی می‌کند، و در نهایت چیزی باقی می‌گذارد که آماده‌ی باروری هر گونه بذر‌ است! خشم یا آرامش، جنون یا تفکر، اندوه یا سرخوشی، فرقی نمی‌کند، آنها با موسیقی عجیب خود هر بار من را پشت و رو می‌کنند. آلبوم جدیدشان یک اثر درخشان دیگر در ژانر اسلاج متال، آن هم با هارش فیمیل وکالیست جذابشان است. این آلبوم به کسی رحم نمی‌کند!. این دیگر از آن تراکتورهاست که چنان به عمق می‎‌زند که در نهایت احساس می‌کنید جسم و جان‌تان را مشت و مالی حسابی داده‌اند و در نهایت، شما هستید که بی‌حال و خوشحال، خستگی در رفته، با کلی احساس عجیب و غریب باقی مانده‌اید.

پیش از این آلبوم Anaesthetic Inhalation Ritual از آبسکیور اسفینکس را در جایگاه 2 بهترین‌های سال 2011 قرار داده‌ام. (+)

…ادامه دارد.

Save

Save

Save

Save

Save

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: