آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Riverside

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی بیست و هشتم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

alcest

Alcest – Kodama

«کوداما» عنوان پنجمین آلبوم گروه پست متال فرانسوی، «آلسست»، محصول 2016 است. آنها در آلبوم قبلی تا آنجا که توانسته بودند از موسیقی پست متال فاصله گرفته و به پست راک نزدیک شده بودند: ملودی‌های عمدتاً آرام همراه با سافت وکال در بعضی از آهنگها. حالا و در آلبوم جدید آلسست دوباره، البته نه به اندازه‌ی قبل، به سمت موسیقی پست متال بازگشته است. هارش وکال، آن چیزی که عمدتاً در ژانر بلکگیز می‌شنویم، در این اثر نقش پررنگی را ایفا می‌کند. عنوان آلبوم، کوداما، در فرهنگ بومی ژاپن به معنای روحی‌ست که در درختها ساکن می‌شود و آلسست برای ساخت این اثر از فیلم «شاهزاده مونونوکه»، اثر هنرمند مشهور ژاپنی، «هایائو میازاکی»، الهام گرفته است و در کل می‌توان آن را بعنوان یک کانسپت آلبوم در خصوص تقابل جهان طبیعی و دنیای انسان‌ها دانست. نتیجه آنکه: این یک اثر تمیز، زیبا، پیچیده، جذاب، سیاه و دوست داشتنی است. تجربه‌اش کنید.

poets-of-the-fall

Poets of the Fall – Clearview

«دید واضح» عنوان هفتمین آلبوم گروه فنلاندی، «پوئتس آو د فال»، محصول 2016 است. من چندان این گروه را منظم پیگیری نکرده‌ام و به گمانم تک و توک آلبوم‌های آنها را از دست داده‌ام. چیزی که از آنها در ذهن من ثبت شده بود، یک گروه شسته و رفته‌ی پست گرانج و در بعضی مواقع آلترناتیو راک بود که موسیقی نسبتاً خوبی داشت و می‌شد از شنیدن بعضی آهنگهایش لذت برد. تا اینکه این آلبوم جدید آفتابه را به تمام تصورات ثبت شده در ذهن من گرفت و همه را شست و ریخت دور و آن را با یک گروه پاپ راک بیمزه جایگزین کرد! البته این آلبوم هم چند آهنگی دارد که شنیدنشان خالی از لطف نیست، مخصوصاً آهنگهای ملایمی که صدای «مارکو سارستو» کنترل ماجرا را بر عهده گرفته است، اما آن هم فقط در ژانر پاپ راک. نتیجه آنکه: من که دوستش نداشتم. نتیجه‌گیری با خودتان.

epica

Epica – The Holographic Principle

«قاعده‌ی هولوگرافیک» عنوان هفتمین آلبوم گروه مشهور هلندی ژانر سیمفونیک متال، «اپیکا»، محصول 2016 است. این گروه با محور قرار دادن این تفکر که جهان هستی یک هولوگرام است که بصورت دیجیتالی خلق شده، در طول یک سال، 27 آهنگ ساخت که هجده‌تای آن در آلبوم جدیدشان جا گرفت و باقی آثار منتظر انتشار در آینده شد. این آلبوم نیز یک اثر باشکوه و عظیم دیگر از این گروه دوست داشتنی‌ست که با وجود آنکه مدت زمان زیاد آن شاید کمی خسته کننده باشد، اما در نهایت تمامی آهنگها جذابیت خاص خود را برای شنیدن دارند. احساس می‌کنید که برای ساخت این آلبوم و ضبط آن ده‌ها نفر حضور دارند! همه چیز شلوغ است و در عین حال هر چیزی در جای خود قرار گرفته است. این آلبوم از دو سی‌دی تشکیل شده که به شکل کاملاً محسوسی هر کدام حال و هوای خاص خود را دارند. اولی فضایی سیمفونیک متال و دومی کاملاً آکوستیک. نتیجه آنکه: این شکوه و عظمت را تجربه کنید.

riverside

Riverside – Eye of the Soundscape

«چشم گوش سپار» عنوان به اصطلاح هفتمین آلبوم گروه مشهور پراگرسیو راک لهستانی، «ریورساید»، محصول 2016 است. این آلبوم در اصل یک آلبوم استودیویی مستقل به شمار نمی‌رود، بلکه از مجموع سیزده آهنگ آن که در دو سی‌دی پخش شده‌اند، تنها چهار ترک آن جدید هستند و مابقی بازنوازی، میکس، دمو و یا تغییر یافته‌ی آهنگهای قبلی آنها از آلبوم‌های گذشته‌شان است. همچنین این مجموعه آخرین اثری‌ست که گیتاریست درگذشته‌ی گروه، پیوتر گرودزینسکی، در آن حضور دارد. اصطلاح Soundscape یک چیزی شبیه Landscape است! با این تفاوت که آن چشم‌انداز تصویری معنی می‌دهد و این یکی چون اصطلاح فارسی برایش نمی‌توان یافت، واژه‌ی «گوش سپار» را برایش می‌گذارم. مشابه همان چشم انداز، ولی برای موسیقی است. وقتی موسیقی را گوش می‌کنیم، هر جزء آن، تغییر تمپوها، تغییر ملودی، منظره‌ای را در ذهن ما تداعی می‌کنند که از کنار هم قرار دادنشان نتیجه می‌گیرم که یک آهنگ زیباست یا نه. این را همان ساندسکیپ می‌گویند. اثر تازه منتشر شده‌ی ریورساید حال و هوایی کاملا متفاوت از قبل دارد. موسیقی پراگرسیو راک جای خود را داده است به الکترونیک و داون تمپو، با فضاهای بعضاً امبینت. مطمئن باشید که اگر ندانید این آلبوم اثر آنهاست، خالقش را با شنیدن نمی‌توانید تشخیص دهید. نتیجه آنکه: این گروه نیاز به توصیه کردن ندارد. خودتان تکلیف را می‌دانید!

the-seven-mile-journey

The Seven Mile Journey – Templates for Mimesis

«الگوهای تقلید» عنوان چهارمین آلبوم گروه پست راک دانمارکی «سون مایل جورنی»، محصول 2016 است. موسیقی آنها چیز عجیب و غریب و هیجان انگیزی‌ست! در تمام آلبوم‌هایشان آنقدر با حوصله و با دقت و سر فرصت، آجر به آجر، همه چیز را روی هم می‌گذارند و از جز به کل و از هیچ به همه چیز می‌رسند که اشک مخاطب را از شوق و هیجان در می‌آورند. آلبوم جدید نیز از همین قانون پیروی می‌کند. آلبومی متشکل از تنها 5 ترک که مدت زمان دو تای آنها بیشتر از 20 دقیقه است! آهنگها به شکلی در مغز شما فرو می‌روند که بعد از گذشت مدت زمان طولانی و اتمام‌شان، هنوز شنیده می‌شوند! هنوز طنین‌شان در گوش‌تان زنگ می‌زند. موسیقی آنها سادگی و قدرت عجیبی دارد و آلبوم جدیدشان به اوج رسیدن این توانایی را به اجرا می‌گذارد. نتیجه آنکه: در این سفر هفت مایلی با آنها همراه شوید!

بهترین‌های 2015 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 3

بردیا برجسته نژاد:  (26 الی 30)    (21 الی 25)    (16 الی 20)    (11 الی 15)    (06 الی 10)    (01 الی 05)

20
Blurry Lights – Blurry Lights

20 Blurry Lights - Blurry Lightsموسیقی پست راک دنیای اعجاب انگیزی است که برای برانگیختن هر حسی که فکرش را بکنید، ترفند خاصی در آستین دارد. پروژه‌ی ناشناخته‌ی تک نفره‌ای از روسیه، شخصی که خود را «بی.ام» نامیده، به نام «بلری لایتس»، دست می‌گذارد روی عشق و به زیبایی به آن پر و بال می‌دهد. در این پست راک، گیتار به حاشیه رفته و صحنه در اختیار رقص عاشقانه‌ی پیانو و ویالن است. این هنرمند در چهارمین آلبوم خود که هم نام با پروژه‌اش «نورهای محو» است، جهانی را خلق می‌کند که همه چیز به دور عشق و عشق به گرد همه چیز می‌چرخد. آلبوم پر از نور است، پر از احساس، پر از شکوه و در یک کلام لبریز از عشق. چشمانتان را ببندید! پیانو را زن و ویالن را مرد تصور کنید و موسیقی را صحنه‌ی نمایش این دو! این یک داستان رومانتیک، با فراز و نشیب‌های خاص خود است!

19
Exxasens – Back to Earth

19 Exxasens - Back to Earthبنظر می‌رسد سفر اعجاب انگیز گروه پست راک اسپانیایی «اکساسنس» به پایان رسیده است. سفر آنها با آلبوم «ستاره قطبی» در سال 2008 آغاز شد. سپس به «فراتر از جهان» رفتند، بعد در «یازده مایل» قرار گرفتند، به «ماهواره» رسیدند و حالا با پنجمین آلبوم خود با عنوان «بازگشت به زمین» به این سفر فرازمینی پایان داده‌اند. موسیقی آنها لبریز از ملودی‌های رنگارنگ و فضاسازی‌های هیجان انگیز گیتار است. آنها در این آلبوم، در راه بازگشت به زمین، کمی از آن فضای تلفیقی موسیقی پست راک و الکترونیک فاصله گرفته و بیشتر به موسیقی راک پرداخته‌اند.  سفینه‌ای را تصور کنید که با اولین ترک، «سوپرنوا»، سفر خود را آغاز می‌کند و در طی هشت ترک به آخرین آهنگ، «بازگشت به زمین» می‌رسد. این یک سفر، یک بازگشت هیجان انگیز در امتداد فضا و به سمت خانه است.

18
Riverside – Love, Fear and Time Machine

18 Riverside - Love, Fear and the Time Machineاتفاق عجیب و لذت بخشی افتاده است! گروه پراگرسیو راک دوست داشتنی و عزیز لهستانی، «ریورساید»، در ششمین آلبوم خود با عنوان «عشق، ترس و ماشین زمان» پا را یک قدم فراتر گذاشته و از آن فضای خسته و تاریک و ناراحت و عصبانی بیرون آمده و وارد فضایی از رنگ و روشنایی شده است. با شنیدنش انگار که در نور مشغول استحمام باشید، انگار که وارد بازاری پر از ادویه‌های رنگی شده باشید. از آن خشونتِ هر از گاهی دیگر خبری نیست. تم غالب آهنگها مثبت و در عین حال سبکتر نسبت به آثار قبلی است. در مقایسه با گذشته درصد اینسترومنتال آهنگها نسبت به وکال به طرز آشکار و قابل توجهی افزایش پیدا کرده و فضایی فراهم شده که تمامی اعضای گروه به اندازه کافی فرصت برای ارائه‌ی خود را در اختیار دارند. این بهترین آلبوم این گروه نیست، اما تغییری قابل توجه و  ارزشمند است.

17
Apocalyptica – Shadowmaker

17 Apocalyptica - Shadowmakerبرای آن دسته از افرادی که با گروه چلو متال فنلاندی «آپوکالیپتیکا» آشنایی ندارند، شاید تصور اینکه چطور ممکن است موسیقی متال بدون حضور گیتار اجرا شود دشوار باشد. «آپوکالیپتیکا» را می‌توان یکی از محبوب‌ترین‌های ژانر چلو متال حال حاضر دنیا دانست. حالا دیگر مدت‌هاست که از زمانی که آثار متالیکا را کاور می‌کردند گذشته است و در آلبوم هشتم خود با عنوان «سایه‌ساز» به ساختاریافته‌ترین حالت خود رسیده‌اند. برای اولین بار تنها از یک وکالیست در آلبوم استفاده شده و دیگر بنظر می‌رسد با حضور فرانکی پرز ترکیب آنها کامل‌تر از همیشه شده است. همین امر سبب شده که این اثر تبدیل به قوی‌ترین و منسجم‌ترین آلبوم آنها تا به امروز شود. با وجود اینکه هنوز اسم پرز بعنوان عضو اصلی ثبت نشده است، اما بنظر می‌رسد این گروه در آینده نیز این تجربه‌ی موفق را تکرار کند.

16
Toundra – IV

16 Toundra - IVمعجزه‌ی موسیقی پست راک اسپانیایی، گروه کم‌نظیر «توندرا»، همیشه با آثارش غوغایی به پا می‌کند که آرام و قرارتان را می‌گیرد و درونتان آشوب می‌شود. شما یک لیوان خاکشیر هستید و «توندرا» در نقش قاشقی است که مدام در حال هم زدن شماست و یک لحظه فرصت ته‌نشین شدن به شما نمی‎‌دهد! آنها در چهارمین آلبوم خود با عنوان «چهار» مانند همیشه از این توانایی به زیباترین شکل بهره جسته‌اند. موسیقی پست راک آنها لبریز از غافلگیری‌ است، چیزی که معمولاً در این ژانر اتفاق نمی‌افتد. رویکرد همیشگی آنها به سمت هنرنمایی‌های انفرادی گیتار در این آلبوم هم کاملا آشکار است. گیتار آرام و قرار ندارد و این اجازه را به شما هم نمی‌دهد! «توندرا» توجه‌ لحظه به لحظه‌ی شما را می‌طلبد. مثل یک فیلم هیجان‌انگیز که اگر چند دقیقه‌اش را نبینید، ممکن است کل داستان را از دست بدهید.

… ادامه دارد

بهترین‌های 2013 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 6

بردیا برجسته نژاد: اولین قسمت از «بهترینهای سال 2013» یعنی شماره‌های 26 الی 30 را می‌توانید اینجا ببینید. همینطور برای دیدن شماره‌های 21 الی 25 (قسمت دوم) به اینجا بروید. قسمت سوم (شماره‌های 16 الی 20) هم اینجا ست. چهارمین قسمت از این مجموعه (شماره‌های 11 الی 16) را اینجا ببینید. پنجمین قسمت هم (شماره‌های 6 الی 10) را اینجا پیدا کنید.

05Alter Bridge – Fortress
Alter Bridge – Fortress

سال 2004 موسیقی هارد راک یکی از گروه‌های مطرح خود را از دست داد. Creed بعد از انتشار 3 آلبوم از دنیای موسیقی خداحافظی کرد و اعضای آن (به جز اسکات استپ، خواننده‌ی گروه) بهمراه خواننده‌ی سابق Mayfield Four (مایلز کندی) گروه جدیدی به نام Alter Bridge را پایه گذاری کردند. هرچند Creed با همان ترکیب سابق در سال 2009 آلبوم جدیدی را منتشر کرد، اما Alter Bridge نه تنها توانست جای آن را بگیرد، بلکه تبدیل به یکی از غولهای موسیقی هارد راک شد. چهارمین آلبوم آلتر بریج به نام «سنگر» پس از یک دوره فعالیتهای متفرقه‌ی اعضای گروه تهیه و ساخته شد: خواننده گروه، مایلز کندی، به همراه Slash یک تور برگزار کرد، مارک ترمونتی گیتاریست آلبوم انفرادی خودش را ساخت و اسکات فیلیپسِ درامر به همراه گروه خود، Projected، مشغول ساخت آلبوم جدید بود. با این وجود «سنگر» یکی از شاخص‌ترین آثار آنها تا به امروز است. AllMusic با اعطای امتیاز 4 از 5 این اثر را یک آلبوم هیولا و قوی‌ترین کار آلتر بریج تا به امروز نام نهاده است و Melodic آنرا مهر تاییدی می‌داند بر لقب دادن آلتر بریج بعنوان یکی از بهترینهای هارد راک حال حاضر دنیا. و از همه جالبتر Classic Rock در خصوص این آلبوم می‌گوید: «مایلز کندی گفته است که نمی‌خواهد بگوید تمام آهنگهایشان بهترین چیزی‌ست که ممکن بوده ساخته شوند. اما او باید این بار و در خصوص این آلبوم استثنا قائل شود، چون هر آهنگ این آلبوم واقعاً بهترین چیزی‌ست که ممکن بود ساخته شود»

04Airbag – The Greatest Show on Earth
Airbag – The Greatest Show on Earth

اگر یادتان باشد دومین آلبوم گروه نروژی و پراگرسیو راک Airbag با عنوان All Rights Removed در فهرست بهترین آلبومهای سال 2011 این وبلاگ جایگاه 21 را به خود اختصاص داده بود. آن موقع گفته بودیم که این گروه به صورت کاملا آشکاری وامدار موسیقی بزرگان پراگرسیو راک نظیر Pink Floyd و Porcupine Tree است و با وجود آنکه نمی‌توان چندان به دنبال آهنگ خلاقانه‌ای در آثار آنها گشت، اما زیبایی تک تک آهنگها باعث می‌شود نتوانیم نسبت به آنها بی‌تفاوت باشیم. حالا سومین آلبوم این گروه با عنوان «بهترین نمایش روی زمین» یک وجه تمایز شاخص نسبت به آلبوم قبلی دارد و آن داشتن هویت است. آنها یک قدم جلو گذاشته‌اند. دیگر آهنگها یک کپی برداری تمیز و بی‌نقص از دیگران نیستند. حالا آنها با یک هویت مستقل نشان می‌دهند که می‌توانند یکی از بهترین‌های پراگرسیو راک دنیا باشند. این آلبوم به معنای واقعی باشکوه است. گیتار سولوهای نابودکننده، ملودی‌های بکر، لیریکس پرمعنی و اجرای فوق‌العاده آهنگها همان چیزی‌ست که این روزها نظیرش را در گروه‌های ریز و درشت موسیقی پراگرسیو کمتر می‌شنویم. می‌توانید بروید روی یک بلندی، دستانتان را از هم باز کنید، چشمانتان را ببندید و در حال شنیدن این آلبوم، بهترین نمایش روی زمین را در آغوش بگیرید.

03Riverside – Shrine of New Generation Slaves
Riverside – Shrine of New Generation Slaves

همان ابتدا که عنوان جدیدترین آلبوم سرشناس‌ترین گروه پراگرسیو راک تاریخ لهستان، Riverside، را می‌بینید، هیجان آغاز می‌شود: از کنار هم قراردادن حروف اول کلمات عنوان آلبوم به واژه‌ی Songs می‌رسیم و خیلی بعید است که نام آلبوم که نشان دهنده ماهیت و محتوی آلبوم است تصادفی انتخاب شده باشد. «زیارتگاه بردگان نسل جدید» از نسلی صحبت می‌کند که پس از دور شدن از سالهای برده‌داری امروزه برده‌ی ساخته‌ی دست بشر، یعنی تکنولوژی، شده است. «جدیدترین آلبوم ریورساید کلکسیونی از ژانرها را در خود دارد: جز و بلوز، هارد راک و کلاسیک راک، پراگرسیو راک و پراگرسیو متال، الکترونیک و داون تمپو. همه‌ی آنها به شکلی در یک مجموعه جمع شده‌اند که یک کل واحد را می‌سازند، بدون آنکه حضورشان در کنار هم آزار دهنده باشد. ماریوس دودا با صدایش جادو می‌کند و در کنار آن یکی از بهترین اجراهای بیس گیتار زندگی‌اش را ارائه می‌دهد، تا جایی که با شهامت کامل در بخشهای متعددی از آلبوم از بیس گیتار به عنوان سازِ لید استفاده می‌کند. ریورساید نشان داده که تمایلی به ثابت ماندن و درجا زدن ندارد و از تجربه‌ی فضاهای ناشناخته استقبال می‌کند.» پیش از این یک پست کاملا مفصل را به این آلبوم اختصاص داده‌ام. فرصت داشتید یک نگاهی هم به آن بیاندازید.

02Steven Wilson – The Raven That Refused To Sing
Steven Wilson – The Raven That Refused To Sing

این را می‌دانیم که فهرست بهترین‌های سال بدون نام استیون ویلسون هیچ ارزش و اعتباری ندارد! پیش از این در خصوص این آلبوم یک پست بلند و بالا  نوشته‌ام که شرح مجدد همان حرفها و تمجید دوباره از این جشنواره‌ی صدا، بی‌دلیل بنظر می‌رسد. برای همین از یک زاویه دیگر به این آلبوم نگاه می‌کنم. مدتی‌ست که به یک مسئله‌ای پی برده‌ام که شاید کمی عجیب بنظر برسد: استیون ویلسون برای کسی که استیون ویلسون را نمی‌شناسد چندان جذابیتی ندارد! چیزی که من و شما می‌شنویم یک موسیقی بی‌نقص پراگرسیو راک، با المان‌های موسیقی جز و  الکترونیک و امبینت و اکسپریمنتال است. اما چیزی که یک غریبه می‌شنود ترکیب نامشخصی از سازهای در هم تنیده، آن هم با نتیجه‌ای بهم ریخته و مغشوش است. ما در ذهنمان یک انشعابی برای موسیقی پراگرسیو راک ایجاد کرده‌ایم که اسمش استیون ویلسون است و ستایشش می‌کنیم. ما بک‌گراندی از آثار قبلی ویلسون و پروژه‌های گوناگونش (Porcupine Tree، No-Man، Blackfield، IEM، Bass Communion و Storm Corrosion) داریم که به «زاغکی که از خواندن سر باز زد» ختم شده است. همین آلبوم، بدون آن پیش‌زمینه‌ها، برای یک گوشِ بکر گیج کننده و بیش از حد پیچیده بنظر می‌رسد. اما در فهرست بهترین‌های من اگر شماره 1 را به خود اختصاص ندهد، قطعا شماره 2 خواهد بود!. پیشنهاد می‌کنم پست اختصاصی این آلبوم را بخوانید.

01Five Finger Death Punch - The Wrong Side of Heaven and the Righteous Side of Hell – Volume One
Five Finger Death Punch – The Wrong Side of Heaven and the Righteous Side of Hell – Volume One

این را بدانید که من هم مانند شما از انتخاب آلبوم شماره 1 بهترینهای سال 2013 در عجب هستم! اما هر چقدر با ترتیب آلبومها بازی کردم، در آخر نتیجه همین شد که می‌بینید. به باشکوه‌ترین سیرک موسیقی هوی‌متال خوش آمدید! Five Finger Death Punch یک گروه هوی‌متال آمریکایی‌ست که فعالیتش را از سال 2005 آغاز کرده است. موسیقی آنها ارائه‌ی عجیب و غریبی از آن چیزی‌ست که ما بعنوان هوی‌متال می‌شناسیم. انگار موسیقی متال دهه‌های گذشته را بردارید، مدرنیزه کنید و با یک اسانس جادویی به اسم صدای آیوان مودی ترکیبش کنید. نتیجه معجون حیرت انگیزی به اسم 5FDP شده که مرده را زنده می‌کند و زنده را از پای در می‌آورد! چهارمین آلبوم آنها با عنوان «طرف اشتباه بهشت و طرف درست جهنم – بخش اول» در حالی منتشر شد که امسال پنجمین آلبومشان، یعنی بخش دوم آلبوم، نیز منتشر شده است. این آلبوم در همان بدو ورودش رتبه‌ی دوم بیلبورد را تصاحب کرد و موفق شد در دو چارت موسیقی راک و موسیقی هارد راک آمریکا رتبه‌ی اول را کسب کند. همان اولین ترک، وقتی که صدای جاودانه‌ی راب هالفورد (Judas Priest) را در کنار صدای آیوان مودی می‌شنوید، کافی‌ست که به شما بفهماند با چه آلبومی طرف هستید. هر ترک شما را به شکل هیجان انگیزی غافلگیر می‌کند. آنجا که به آهنگ دهم، Mama Said Knock You Out، می‌رسید و صدای Tech N9ne (یکی از مشهورترین چهره‌های موسیقی رپ) را می‌شنوید که به چه شکلی آهنگ LL Cool J را کاور می‌کنند، دود از کله‌تان بلند می‌شود! و تیر خلاص آخرین آهنگ این آلبوم است، که با یک نریشین محکم شما را زمین‌گیر می‌کند. این آلبوم دیوانه است، سعی نکنید برای آن ادای عاقلها را در آورید! بشنوید و دیوانه باشید و دیوانگی کنید.

پ.ن: بهترین‌های سال 2013 را خواندید. یک پست دیگر از بیشترین‌های سال 2013 باقی مانده است.

Riverside – Shrine of New Generation Slaves

Riverside - Shrine of New Generation Slaves

بردیا برجسته نژاد: یک تیم آشپزی لهستانی را تجسم کنید که تازه‌ترین مواد اولیه‌ی موسیقی پراگرسیو راک را از Porcupine Tree گرفته، کمی چاشنی خشم Opeth به آن اضافه کرده، آنها را در آشپزخانه‌ی حال و هوای Tool، روی اجاق گاز سازبندی Dream Theater طبخ کرده و در نهایت آن را برایتان با شراب قدیمی و اصیل Pink Floyd سرو کرده است. چشمانتان را ببندید و طعم آن را بچشید. این مزه‌ی جادویی، با چنان مواد اولیه و ابزار و چنین ترفند و مهارت تیم آشپزی، را هرگز فراموش نخواهید کرد. بله! حدستان درست است. این تیم Riverside نام دارد.

پیش از این چند پست را بطور اختصار به ریورساید اختصاص داده بودم. حالا اجازه بدهید کمی مفصل‌تر قصه‌ی ریورساید را با هم مرور کنیم. این قصه بدون حضور ماریوس دودا شروع شد. دو دوست متال‌باز، که هر دو اسمشان پیوتر و هر دو عضو گروه‌های مختلف متال و دث بودند، نزدیک‌های سال 2000 توی ماشین نشسته بودند که پیوتری که درامر بود آهنگی از Marillion  را برای پیوتری که گیتاریست بود گذاشت. بحث بر سر موسیقی پراگرسیو راک بالا گرفت و عطش این دو نفر برای تجربه‌ی این ژانر کار را به آنجا کشاند که ماجرا جدی‌تر از یک گفتگوی ساده در زمان رانندگی باشد. آنها با یکی از دوستانشان که نوازنده کیبورد بود صحبت کردند (البته قبل از انتشار اولین آلبوم کیبوردیست عوض شد) و اینگونه هسته‌ی اولیه یک گروه پراگرسیو راک شکل گرفت. اما این هسته یک ستون دیگر کم داشت، یک بیسیست. این شد که آنها با ماریوس دودا، که در آن زمان عضو گروه Xanadu بود، وارد مذاکره شدند و این منجر به حضور او در گروه به عنوان بیسیست و خواننده شد. آنها توانستند اولین آلبومشان با عنوان Out of Myself را در سال 2003 منتشر کنند. اثری که سرآغاز معجزه‌ای به نام Riverside شد. آلبومی که امروزه از آن بعنوان بهترین «اولین آلبوم» یک گروه پراگرسیو راک یاد می‌شود.

Riverside band

آنها تبدیل شدند به یک گروه غافلگیر کننده‌ی لهستانی که توانسته بود با همان اولین آلبوم از مرز کشورش بگذرد و جهانی شود. آنها تجلی موسیقی پراگرسیو راک بودند. ترکیبی از همه‌ی اسطوره‌ها و متفاوت با تمامشان. موسیقی آنها پر از ریزه کاریهای حیرت انگیزی بود که وقتی با صدای آسمانی دودا همراه می‌شد، حال و هوای روحانی و ویژه‌ای به خود می‌گرفت. اولین آلبومشان، Out of Myself، اولین آلبوم از سه گانه‌ا‌ی بود که با دو آلبوم Second Life Syndrome و Rapid Eye Movement تکمیل گردید. آلبوم چهارم آنها با عنوان Anno Domini High Definition، که به وضوع از حال و هوای سه گانه‌ی Dream Reality بیرون آمده بود، توانست در چارت لهستان رتبه اول را تصاحب کند (آلبوم دوم رتبه 22 و آلبوم سوم رتبه‌ی دوم چارت را به خود اختصاص داد بودند). حالا که سابقه‌ی این گروه از 10 سال گذشته، به تازگی پنجمین آلبومشان با عنوان Shrine of New Generation Slaves منتشر شده که بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی تحول بزرگی در موسیقی آنهاست. این آلبوم با مدت زمان 51 دقیقه، شامل 8 آهنگ رسمی‌ست که در نسخه‌ی محدود (Limited Edition) با یک CD دیگر، شامل یک آهنگ 22 دقیقه‌ای، همراه است. طرح روی جلد این آلبوم، مانند تمام آثار گذشته‌ی ریورساید، کاری‌ست از ترویس اسمیت. هنرمندی که بارها طرحهایش را روی جلد آلبومهای Anathema، Opeth، Katatonia و گروه‌های دیگر موسیقی راک و متال دیده‌ایم. جالب است بدانید عنوان آلبوم حسابی طرفداران این گروه را به وجد آورده است. حروف اول کلمات را که کنار هم بگذارید واژه‌ی «Songs» بدست می‌آید و همین کافی‌ بوده که دوستاران ثابت قدم ریورساید ده‌ها تحلیل هنری و فلسفی از آن بیرون بکشند (درست مثل خود من، وقتی که چهارمین آلبوم ریورساید با مدت زمان 44 دقیقه و 44 ثانیه منتشر شد!) برویم سر وقت آلبوم و آهنگهای آن.

Riverside - Shrine of New Generation Slaves 2

آغازگر آلبوم، New Generation Slave، حیرت انگیز است. چیزی که می‌شنوید باورکردنی نیست. معلوم نیست دودا بلوز می‌خواند یا گاسپل! شروع ویرانگر به همراه ناله‌های ماریوس دودا به اندازه‌ی نصف آهنگ به طول می‌انجامد. عنوان آلبوم و اسم این آهنگ را یک بار دیگر مرور کنید: «برده‌ی نسل جدید» آهنگ به فضای تیره و تاری می‌پردازد که برده‌داری در آن به شیوه‌ای نوین ظهور کرده است. دودا ناله سر می‌دهد. درست مانند سیاه‌پوستانی که فریاد اعتراضشان به زبان موسیقی بود. او می‌خواند: «من با ترس و گریه قدم به این دنیا گذاشتم. به گمانم تولد زخم بزرگی بر فکر و احساسم گذاشته است. حالا با دستانم پنبه می‌چینم و می‌خوانم: من خوشحالم و هر کاری دلم بخواهد می‌کنم. اما صدای من شکسته  و من کم کم از آواز خواندن و همه‌ی آدمها متنفر می‌شوم. مادرم به من گفت پسر خوبی باش، سخت کار کن و آقای خدا را دوست بدار. حالا من هر یکشنبه دروغ می‌گویم و به دلیلش فکر می‌کنم. خدای بزرگ! حرف دیگری برای گفتن ندارم. لطفا اینگونه به من نگاه نکن. حقیقت این است که من مردی آزاد هستم، اما نمی‌توانم از زندگی لذت ببرم» دودا یکی از بهترین آوازهایش را پیاده می‌کند. آنقدر این مقدمه فوق‌العاده است که نیمه‌ی دوم آهنگ حتی زیادی بنظر می‌رسد.

دومین آهنگ، The Depth of Self-Delusion، باز هم دارد برده‌داری را به شکل دیگری می‌بیند. دودا می‌خواند «من می‌توانم برای همیشه در سرزمین تو یک خارجی باقی بمانم… آجر پس از آجر، در نهایت چهاردیواری را خواهم ساخت. می‌توانی من را آنجا پیدا کنی که آرام و بدون هیچ تظاهری استراحت می‌کنم. اینجا جایی‌ست که من خواهم ماند» بله درست حدس زدید. این می‌تواند یک کانسپت آلبوم با رویکردی به استثمار انسانها در دنیای امروزی باشد. این آهنگ شباهت زیادی به ریورساید قدیم دارد. چیزی که می‌تواند شوک ناشی از آهنگ اول را تا حدودی کم کند.

Riverside - Celebrity Touch 2

آهنگ بعدی، Celebrity Touch، شجاعانه‌ترین انتخاب برای اولین سینگل این آلبوم است. این آهنگ هیچ ارتباطی به ریورسایدی که می‌شناسیم ندارد. متفاوت‌ترین آهنگ آلبوم برای معرفی زودهنگام آن انتخاب شده است. هنوز دو هفته مانده بود که سال 2012 تمام شود این آهنگ منتشر و ویدئوی آن یک ماه بعد (یعنی یک هفته پیش) پخش شد. اصلا معلوم نیست اینجا چه خبر است! چیزی که می‌شنوید یک کلاسیک راک اصیل است، چیزی شبیه به Deep Purple یا حتی Kansas. اگر دقت کنید می‌توانید در آن میان کمی Porcupine Tree (مثلا چیزی شبیه به Blackest Eyes) را هم پیدا کنید. و جالبتر آنکه انگار در انتهای آهنگ راجر واترز در گیتاریست گروه حلول کرده باشد! این آهنگ هم در همان راستا از استثمار انسان به دست رسانه‌ها می‌گوید (ویدئوی این آهنگ همین ماجرا را به زیبایی مطرح می‌کند) در جایی از آهنگ می‌شنویم «در مرکز توجه تلویزیون و مجلات پر زرق و برق، زندگی خصوصی من کاملا عمومی‌ شده است. من همه چیز می‌فروشم. روزها کوتاهتر می‌شوند و آنها به زودی فراموشم خواهند کرد…» در این آهنگ خیلی چیزها ریورسایدی نیست. همان چند ثانیه سولوی کیبورد در 1:20 برای فهمیدن این موضوع کافی بنظر می‌رسد.

Riverside - Shrine of New Generation Slaves 3

به We Got Used to Us می‌رسیم، یعنی به ساده‌ترین آهنگ این آلبوم. پیانو غمگین و دل شکسته است، بیس دلبری می‌کند و گیتار لب پایینش را گاز می‌گیرد. این آهنگ نقش Ballad را در آلبوم ایفا می‌کند (آهنگ و تصنیف عاشقانه) که البته اگر صدای جادویی و ماریوس دودا را نداشت می‌توانست در حد یک پاپ راک معمولی تنزل کند. Feel Like Feeling  کاملا دهه هشتادی شروع می‌شود و ادامه می‌یابد. حواستان به سولوی پر از افکت گیتار در انتهای آهنگ باشد. مدت زمان این آهنگ 5:17 است! این را از این جهت می‌گویم که آن لینکی که من آلبوم را از آن دانلود کردم به اشتباه جای آهنگ پنجم و ششم به همراه اسمشان عوض شده بود (ساده کنم: اگر آهنگ پنجم شما بجای 5:17 دقیقه 8:26 است دارید Deprived را می‌شنوید!) Deprived هم چیز غریبی‌ست. انگار هیچ چیزی سر جای خودش نیست. توجه خاصی به نقش کیبورد در این آهنگ داشته باشید که معلوم نیست چرا اینقدر در این آلبوم پررنگ شده است. سولوی ساکسفون را در انتها لحاظ کنید که می‌تواند عاملی باشد برای دوباره از اول گوش کردن این آهنگ. دودا هم در این آهنگ با صدایش نقش یک ساز را بازی می‌کند.

Escalator Shrine، طولانی‌ترین آهنگ آلبوم، در ابتدا می‌خواهد کمی ادای راک را در بیاورد، اما در واقع ماهیتش بیشتر بلوز است. دودا خارق‌العاده ظاهر می‌‍شود. معلوم نیست راک می‌خواند یا بلوز، جز می‌خواند یا حتی سوئینگ! این آهنگ طیف گسترده‌ای از ژانرها را در بر دارد. درست است که با بلوز شروع می‌شود، اما در میانه به کلاسیک راک می‌رسد. کمی به سازها توجه کنید. پادشاه این آهنگ، کیبورد، قلمروش را بر روی بیس گیتار بنا کرده است. دقت کنید به انتهای دقیقه‌ی چهارم که کیبورد افسارگسیخته برایتان قشون کشی می‌کند. اصلا مدت زمان طولانی آهنگ این فرصت را به تمامی سازها داده که آزادانه خودنمایی کنند. تنوع در ریتم و ملودی و تمپو باعث شده آهنگی که می‌شنوید شما را یک لحظه رها نکند و این خصلتی‌ست که به یاد کارهای پورکوپاین تری خواهید افتاد. و در نهایت Coda، کوتاهترین ترک آلبوم آنقدر کوتاه است که آنرا به سختی می‌توان یک آهنگ به حساب آورد. صدای دودا به همراه گیتار آکوستیک رویایی‌ترین پایان را برای آلبومی می‌سازد که کم از شاهکار ندارد.

Riverside - Celebrity Touch

نسخه‌ی محدود آلبوم یک CD دیگر نیز به همراه دارد، حاوی یک آهنگ 22دقیقه‌ای به نام Night Session. این آهنگ تمایل ریورساید به موسیقی اکسپریمنتال، الکترونیک، داون تمپو و تا حدی امبینت را نشان می‌دهد. تجربه‌ای که آنقدر جدی نیست که در نسخه‌ی اصلی آلبوم جا بگیرد، اما آنقدر هم شوخی نیست که بتوان از انتشارش گذشت. با وجود آنکه کمی این آهنگ در بعضی قسمتها شبیه Lunatic Soul (پروژه‌ی انفرادی ماریوس دودا) می‌شود اما بنظر می‌رسد ریورساید قصد دارد با این آهنگ در یک CD فرعی سلیقه و ذائقه‌ی طرفدارانشان را نسبت به این ژانر بسنجند. این آهنگ در دو ترک قرار گرفته است. ترک اول پهلو می‌زند به موسیقی داون تمپو و چیل آوت. یک ریتم مشخص رفته رفته کاملا می‌شود تا شما را تحویل سولوی ساکسفون ابتدای ترک بعدی بدهد. این دومین شجاعت ریورساید در این آلبوم است (اولی همان سینگل Celebrity Touch بود). او حالا تمام بزرگان را کنار گذاشته، یک ساکسفون دستش گرفته و به ملاقات ریدیوهد رفته، تا حدی که اگر به دقیقه چهارم ترک دوم دقت کنید صدای دودا را می‌شنوید که رنگ تام یورک به خود گرفته است. دو سه دقیقه پایانی را هم بگذارید برای موسیقی امبینت که این آهنگ را به اتمام برساند.

جدیدترین آلبوم ریورساید کلکسیونی از ژانرها را در خود دارد: جز و بلوز، هارد راک و کلاسیک راک، پراگرسیو راک و پراگرسیو متال، الکترونیک و داون تمپو. همه‌ی آنها به شکلی در یک مجموعه جمع شده‌اند که یک کل واحد را می‌سازند بدون آنکه حضورشان در کنار هم آزار دهنده باشد. ماریوس دودا با صدایش جادو می‌کند و در کنار آن یکی از بهترین اجراهای بیس گیتار زندگی‌اش را ارائه می‌دهد و با شهامت کامل در بخشهای متعددی از آلبوم از بیس گیتار به عنوان سازِ لید استفاده می‌کند. ریورساید نشان داده که تمایلی به ثابت ماندن و درجا زدن ندارد و از تجربه‌ی فضاهای ناشناخته استقبال می‌کند. تجربه‌ای که مطمئنا طرفدارانشان نیز از آن لذت خواهند برد. طولانی شد، اما این آلبوم و این گروه یک چنین پست طولانی را می‌طلبید.

Anathema – Riverside

چند نفر از دوستان که مشکل سربازی ندارن و دانشجو هستن و بخاطر زمان این فستیوال (که میوفته وسط امتحانها) نمیتونن شرکت کنن و افسوس این موضوع رو میخورن ، این رو بگم که ١٨ اردیبهشت توی ترکیه Anathema اجرا داره و دو سه روز بعدش هم Riverside. اگه دلتون کنسرت میخواد میتونین به اینها هم فکر کنین.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: