آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

Riverside – Shrine of New Generation Slaves

Riverside - Shrine of New Generation Slaves

بردیا برجسته نژاد: یک تیم آشپزی لهستانی را تجسم کنید که تازه‌ترین مواد اولیه‌ی موسیقی پراگرسیو راک را از Porcupine Tree گرفته، کمی چاشنی خشم Opeth به آن اضافه کرده، آنها را در آشپزخانه‌ی حال و هوای Tool، روی اجاق گاز سازبندی Dream Theater طبخ کرده و در نهایت آن را برایتان با شراب قدیمی و اصیل Pink Floyd سرو کرده است. چشمانتان را ببندید و طعم آن را بچشید. این مزه‌ی جادویی، با چنان مواد اولیه و ابزار و چنین ترفند و مهارت تیم آشپزی، را هرگز فراموش نخواهید کرد. بله! حدستان درست است. این تیم Riverside نام دارد.

پیش از این چند پست را بطور اختصار به ریورساید اختصاص داده بودم. حالا اجازه بدهید کمی مفصل‌تر قصه‌ی ریورساید را با هم مرور کنیم. این قصه بدون حضور ماریوس دودا شروع شد. دو دوست متال‌باز، که هر دو اسمشان پیوتر و هر دو عضو گروه‌های مختلف متال و دث بودند، نزدیک‌های سال 2000 توی ماشین نشسته بودند که پیوتری که درامر بود آهنگی از Marillion  را برای پیوتری که گیتاریست بود گذاشت. بحث بر سر موسیقی پراگرسیو راک بالا گرفت و عطش این دو نفر برای تجربه‌ی این ژانر کار را به آنجا کشاند که ماجرا جدی‌تر از یک گفتگوی ساده در زمان رانندگی باشد. آنها با یکی از دوستانشان که نوازنده کیبورد بود صحبت کردند (البته قبل از انتشار اولین آلبوم کیبوردیست عوض شد) و اینگونه هسته‌ی اولیه یک گروه پراگرسیو راک شکل گرفت. اما این هسته یک ستون دیگر کم داشت، یک بیسیست. این شد که آنها با ماریوس دودا، که در آن زمان عضو گروه Xanadu بود، وارد مذاکره شدند و این منجر به حضور او در گروه به عنوان بیسیست و خواننده شد. آنها توانستند اولین آلبومشان با عنوان Out of Myself را در سال 2003 منتشر کنند. اثری که سرآغاز معجزه‌ای به نام Riverside شد. آلبومی که امروزه از آن بعنوان بهترین «اولین آلبوم» یک گروه پراگرسیو راک یاد می‌شود.

Riverside band

آنها تبدیل شدند به یک گروه غافلگیر کننده‌ی لهستانی که توانسته بود با همان اولین آلبوم از مرز کشورش بگذرد و جهانی شود. آنها تجلی موسیقی پراگرسیو راک بودند. ترکیبی از همه‌ی اسطوره‌ها و متفاوت با تمامشان. موسیقی آنها پر از ریزه کاریهای حیرت انگیزی بود که وقتی با صدای آسمانی دودا همراه می‌شد، حال و هوای روحانی و ویژه‌ای به خود می‌گرفت. اولین آلبومشان، Out of Myself، اولین آلبوم از سه گانه‌ا‌ی بود که با دو آلبوم Second Life Syndrome و Rapid Eye Movement تکمیل گردید. آلبوم چهارم آنها با عنوان Anno Domini High Definition، که به وضوع از حال و هوای سه گانه‌ی Dream Reality بیرون آمده بود، توانست در چارت لهستان رتبه اول را تصاحب کند (آلبوم دوم رتبه 22 و آلبوم سوم رتبه‌ی دوم چارت را به خود اختصاص داد بودند). حالا که سابقه‌ی این گروه از 10 سال گذشته، به تازگی پنجمین آلبومشان با عنوان Shrine of New Generation Slaves منتشر شده که بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی تحول بزرگی در موسیقی آنهاست. این آلبوم با مدت زمان 51 دقیقه، شامل 8 آهنگ رسمی‌ست که در نسخه‌ی محدود (Limited Edition) با یک CD دیگر، شامل یک آهنگ 22 دقیقه‌ای، همراه است. طرح روی جلد این آلبوم، مانند تمام آثار گذشته‌ی ریورساید، کاری‌ست از ترویس اسمیت. هنرمندی که بارها طرحهایش را روی جلد آلبومهای Anathema، Opeth، Katatonia و گروه‌های دیگر موسیقی راک و متال دیده‌ایم. جالب است بدانید عنوان آلبوم حسابی طرفداران این گروه را به وجد آورده است. حروف اول کلمات را که کنار هم بگذارید واژه‌ی «Songs» بدست می‌آید و همین کافی‌ بوده که دوستاران ثابت قدم ریورساید ده‌ها تحلیل هنری و فلسفی از آن بیرون بکشند (درست مثل خود من، وقتی که چهارمین آلبوم ریورساید با مدت زمان 44 دقیقه و 44 ثانیه منتشر شد!) برویم سر وقت آلبوم و آهنگهای آن.

Riverside - Shrine of New Generation Slaves 2

آغازگر آلبوم، New Generation Slave، حیرت انگیز است. چیزی که می‌شنوید باورکردنی نیست. معلوم نیست دودا بلوز می‌خواند یا گاسپل! شروع ویرانگر به همراه ناله‌های ماریوس دودا به اندازه‌ی نصف آهنگ به طول می‌انجامد. عنوان آلبوم و اسم این آهنگ را یک بار دیگر مرور کنید: «برده‌ی نسل جدید» آهنگ به فضای تیره و تاری می‌پردازد که برده‌داری در آن به شیوه‌ای نوین ظهور کرده است. دودا ناله سر می‌دهد. درست مانند سیاه‌پوستانی که فریاد اعتراضشان به زبان موسیقی بود. او می‌خواند: «من با ترس و گریه قدم به این دنیا گذاشتم. به گمانم تولد زخم بزرگی بر فکر و احساسم گذاشته است. حالا با دستانم پنبه می‌چینم و می‌خوانم: من خوشحالم و هر کاری دلم بخواهد می‌کنم. اما صدای من شکسته  و من کم کم از آواز خواندن و همه‌ی آدمها متنفر می‌شوم. مادرم به من گفت پسر خوبی باش، سخت کار کن و آقای خدا را دوست بدار. حالا من هر یکشنبه دروغ می‌گویم و به دلیلش فکر می‌کنم. خدای بزرگ! حرف دیگری برای گفتن ندارم. لطفا اینگونه به من نگاه نکن. حقیقت این است که من مردی آزاد هستم، اما نمی‌توانم از زندگی لذت ببرم» دودا یکی از بهترین آوازهایش را پیاده می‌کند. آنقدر این مقدمه فوق‌العاده است که نیمه‌ی دوم آهنگ حتی زیادی بنظر می‌رسد.

دومین آهنگ، The Depth of Self-Delusion، باز هم دارد برده‌داری را به شکل دیگری می‌بیند. دودا می‌خواند «من می‌توانم برای همیشه در سرزمین تو یک خارجی باقی بمانم… آجر پس از آجر، در نهایت چهاردیواری را خواهم ساخت. می‌توانی من را آنجا پیدا کنی که آرام و بدون هیچ تظاهری استراحت می‌کنم. اینجا جایی‌ست که من خواهم ماند» بله درست حدس زدید. این می‌تواند یک کانسپت آلبوم با رویکردی به استثمار انسانها در دنیای امروزی باشد. این آهنگ شباهت زیادی به ریورساید قدیم دارد. چیزی که می‌تواند شوک ناشی از آهنگ اول را تا حدودی کم کند.

Riverside - Celebrity Touch 2

آهنگ بعدی، Celebrity Touch، شجاعانه‌ترین انتخاب برای اولین سینگل این آلبوم است. این آهنگ هیچ ارتباطی به ریورسایدی که می‌شناسیم ندارد. متفاوت‌ترین آهنگ آلبوم برای معرفی زودهنگام آن انتخاب شده است. هنوز دو هفته مانده بود که سال 2012 تمام شود این آهنگ منتشر و ویدئوی آن یک ماه بعد (یعنی یک هفته پیش) پخش شد. اصلا معلوم نیست اینجا چه خبر است! چیزی که می‌شنوید یک کلاسیک راک اصیل است، چیزی شبیه به Deep Purple یا حتی Kansas. اگر دقت کنید می‌توانید در آن میان کمی Porcupine Tree (مثلا چیزی شبیه به Blackest Eyes) را هم پیدا کنید. و جالبتر آنکه انگار در انتهای آهنگ راجر واترز در گیتاریست گروه حلول کرده باشد! این آهنگ هم در همان راستا از استثمار انسان به دست رسانه‌ها می‌گوید (ویدئوی این آهنگ همین ماجرا را به زیبایی مطرح می‌کند) در جایی از آهنگ می‌شنویم «در مرکز توجه تلویزیون و مجلات پر زرق و برق، زندگی خصوصی من کاملا عمومی‌ شده است. من همه چیز می‌فروشم. روزها کوتاهتر می‌شوند و آنها به زودی فراموشم خواهند کرد…» در این آهنگ خیلی چیزها ریورسایدی نیست. همان چند ثانیه سولوی کیبورد در 1:20 برای فهمیدن این موضوع کافی بنظر می‌رسد.

Riverside - Shrine of New Generation Slaves 3

به We Got Used to Us می‌رسیم، یعنی به ساده‌ترین آهنگ این آلبوم. پیانو غمگین و دل شکسته است، بیس دلبری می‌کند و گیتار لب پایینش را گاز می‌گیرد. این آهنگ نقش Ballad را در آلبوم ایفا می‌کند (آهنگ و تصنیف عاشقانه) که البته اگر صدای جادویی و ماریوس دودا را نداشت می‌توانست در حد یک پاپ راک معمولی تنزل کند. Feel Like Feeling  کاملا دهه هشتادی شروع می‌شود و ادامه می‌یابد. حواستان به سولوی پر از افکت گیتار در انتهای آهنگ باشد. مدت زمان این آهنگ 5:17 است! این را از این جهت می‌گویم که آن لینکی که من آلبوم را از آن دانلود کردم به اشتباه جای آهنگ پنجم و ششم به همراه اسمشان عوض شده بود (ساده کنم: اگر آهنگ پنجم شما بجای 5:17 دقیقه 8:26 است دارید Deprived را می‌شنوید!) Deprived هم چیز غریبی‌ست. انگار هیچ چیزی سر جای خودش نیست. توجه خاصی به نقش کیبورد در این آهنگ داشته باشید که معلوم نیست چرا اینقدر در این آلبوم پررنگ شده است. سولوی ساکسفون را در انتها لحاظ کنید که می‌تواند عاملی باشد برای دوباره از اول گوش کردن این آهنگ. دودا هم در این آهنگ با صدایش نقش یک ساز را بازی می‌کند.

Escalator Shrine، طولانی‌ترین آهنگ آلبوم، در ابتدا می‌خواهد کمی ادای راک را در بیاورد، اما در واقع ماهیتش بیشتر بلوز است. دودا خارق‌العاده ظاهر می‌‍شود. معلوم نیست راک می‌خواند یا بلوز، جز می‌خواند یا حتی سوئینگ! این آهنگ طیف گسترده‌ای از ژانرها را در بر دارد. درست است که با بلوز شروع می‌شود، اما در میانه به کلاسیک راک می‌رسد. کمی به سازها توجه کنید. پادشاه این آهنگ، کیبورد، قلمروش را بر روی بیس گیتار بنا کرده است. دقت کنید به انتهای دقیقه‌ی چهارم که کیبورد افسارگسیخته برایتان قشون کشی می‌کند. اصلا مدت زمان طولانی آهنگ این فرصت را به تمامی سازها داده که آزادانه خودنمایی کنند. تنوع در ریتم و ملودی و تمپو باعث شده آهنگی که می‌شنوید شما را یک لحظه رها نکند و این خصلتی‌ست که به یاد کارهای پورکوپاین تری خواهید افتاد. و در نهایت Coda، کوتاهترین ترک آلبوم آنقدر کوتاه است که آنرا به سختی می‌توان یک آهنگ به حساب آورد. صدای دودا به همراه گیتار آکوستیک رویایی‌ترین پایان را برای آلبومی می‌سازد که کم از شاهکار ندارد.

Riverside - Celebrity Touch

نسخه‌ی محدود آلبوم یک CD دیگر نیز به همراه دارد، حاوی یک آهنگ 22دقیقه‌ای به نام Night Session. این آهنگ تمایل ریورساید به موسیقی اکسپریمنتال، الکترونیک، داون تمپو و تا حدی امبینت را نشان می‌دهد. تجربه‌ای که آنقدر جدی نیست که در نسخه‌ی اصلی آلبوم جا بگیرد، اما آنقدر هم شوخی نیست که بتوان از انتشارش گذشت. با وجود آنکه کمی این آهنگ در بعضی قسمتها شبیه Lunatic Soul (پروژه‌ی انفرادی ماریوس دودا) می‌شود اما بنظر می‌رسد ریورساید قصد دارد با این آهنگ در یک CD فرعی سلیقه و ذائقه‌ی طرفدارانشان را نسبت به این ژانر بسنجند. این آهنگ در دو ترک قرار گرفته است. ترک اول پهلو می‌زند به موسیقی داون تمپو و چیل آوت. یک ریتم مشخص رفته رفته کاملا می‌شود تا شما را تحویل سولوی ساکسفون ابتدای ترک بعدی بدهد. این دومین شجاعت ریورساید در این آلبوم است (اولی همان سینگل Celebrity Touch بود). او حالا تمام بزرگان را کنار گذاشته، یک ساکسفون دستش گرفته و به ملاقات ریدیوهد رفته، تا حدی که اگر به دقیقه چهارم ترک دوم دقت کنید صدای دودا را می‌شنوید که رنگ تام یورک به خود گرفته است. دو سه دقیقه پایانی را هم بگذارید برای موسیقی امبینت که این آهنگ را به اتمام برساند.

جدیدترین آلبوم ریورساید کلکسیونی از ژانرها را در خود دارد: جز و بلوز، هارد راک و کلاسیک راک، پراگرسیو راک و پراگرسیو متال، الکترونیک و داون تمپو. همه‌ی آنها به شکلی در یک مجموعه جمع شده‌اند که یک کل واحد را می‌سازند بدون آنکه حضورشان در کنار هم آزار دهنده باشد. ماریوس دودا با صدایش جادو می‌کند و در کنار آن یکی از بهترین اجراهای بیس گیتار زندگی‌اش را ارائه می‌دهد و با شهامت کامل در بخشهای متعددی از آلبوم از بیس گیتار به عنوان سازِ لید استفاده می‌کند. ریورساید نشان داده که تمایلی به ثابت ماندن و درجا زدن ندارد و از تجربه‌ی فضاهای ناشناخته استقبال می‌کند. تجربه‌ای که مطمئنا طرفدارانشان نیز از آن لذت خواهند برد. طولانی شد، اما این آلبوم و این گروه یک چنین پست طولانی را می‌طلبید.

19 پاسخ به “Riverside – Shrine of New Generation Slaves

  1. omeed 2013/01/28 در 00:03

    great dear badia….thank you It is about 2 weeks that i am loving with this album….it`s great and magnaficent !!!! one thing more……now i am hearing steven wilson….the raven……!!!!

  2. omeed 2013/01/28 در 00:21

    نقدی عالی برای البومی محشر…….هیچ ناگفته ای باقی نمونده……مرسی عزیز

  3. Scarecrow 2013/01/28 در 10:39

    بسیار عالی بردیا، دست و پنجت درد نکنه.
    با اینکه ارزش های آلبوم مشهوده، و با اولین بار گوش دادن میشه اینو احساس کرد، اما لذت زیادی ازش نبردم.
    دودا جایی گفته بود که ما دیگه از آلبوم های اولیه مون زیاد خوشمون نمیاد و من اینطوری برداشت کردم که سبک سادیستیک و ریتم های ویران کننده ی Anno Domini باز هم ادامه خواهند داشت. به هر صورت نداشت، و حتی این آلبوم شبیه تر به سه گانه ی اولشون به نظر میرسید. به هر حال این به ضرر کسایی مثل من تموم شد و نه به ضرر ریورساید.

  4. Siavash 2013/01/28 در 11:31

    خیلی خوب نوشتی بردیا جان.
    آلبوم خوبی بود اما نه به اندازه‌ی آلبوم‌های قبلی ریورساید.

    • Bardia.B 2013/01/28 در 12:02

      خب این آلبوم یه سر و گردن از آلبوم قبلی بالاتر بود. درسته که همچنان نمیتونه حال و هوای اون سه گانه رو تکرار کنه، اما مسئله اینه که خود ریورساید هم دیگه اون حال و هوا رو نداره. این آلبوم حس کمتری رو منتقل میکنه، اما به مراتب حرفه ای تر و قوی تر، اون هم در قالبت یه کانسپت آلبوم، از تمام آلبومهای قبلی روش کار شده.

  5. Behzad Danesh 2013/01/28 در 12:19

    من هیچوقت خیلی با ریورساید ارتباط برقرار نکردم هرچند به عنوان یه پرگرسیو راک خوب قبولشون داردم. به قول تو ریور ساید یه معجونی از پرکیوپین تری و تول وکمی اپث و یه مقدار پینک فلوید هست ولی همه اینا به شکل ضعیف تری. از لحاظ تکنیکی (به غیر از بیسیست) هیچکدوم از اعضا خیلی قوی نیستن. و نهایتا چیز جدیدی به این سبک اضافه نکردن.(از نظر من) یعنی هیچوقت نشده غافلگیرم کنن. هرچند ادم وقتی پروگرسیو بخواد ریورساید گزینه خوبی واسه گوش دادنه. ضمنا این البوم یه چیز مثل Panic Room یا voices in my head کم داشت. فک کنم درین مورد با من موافق باشی🙂

    • Bardia.B 2013/01/28 در 12:28

      خب من فکر کنم این آلبوم با همین ساختاری که داره هیچ کمبودی نداشته باشه. یعنی منظورم اینه که وقتی داریم از یه کانسپت آلبوم حرف میزنیم اصولا نگاه به تک تک آهنگها کمی متفاوت باید باشه. و اینکه خب درسته که ریورساید ترکیبی از همه این گروهها هستش اما واقعا نمیتونی انتظار باشی همه اونها رو کامل داشته باشه. یک دونه گروه به اسم ریورساید میتونی 35% پورکوپاین تری باشه، 30% پینک فلوید، 20% اوپت و 15% تول. اما اگه بخواد هر کدوم رو 100% باشه که خودش میشه 400% درصد که (:

  6. Behzad Danesh 2013/01/28 در 12:21

    جدا از اینا کاور خشکلی داره😀

  7. سعید 2013/01/28 در 12:50

    مرسی بردیا
    خیلی خوب بود
    من خودم شخصا 3-4 تا ترک از این آلبومو بیشتر دوس ندارم .
    آلبوم پروگرسیو خوبی بود اما انتظار من از ریورساید بالاتره . دودا توی فیسبوکش قبل از انتشار خیلی رو این آلبوم مانور داد . توقع داشتم یه بیفور یا کانسیوینگ یو دیگه توش باشه حداقل :)))
    نا گفته نماند که به نظر من ویدیوشون افتضاح بود . چه از نظر موضوع ، چه ساختش .

    • Bardia.B 2013/01/28 در 13:09

      حالا اینکه ویدئو خوش ساخت نیست باهات موافقم تا حدودی. اما موضوعش رو بخوای بگی افتضاحه باید کل آلبوم رو ببری زیر سئوال. شرحی که واسه این آهنگ رو نوشتم یه بار دیگه بخون. توی این آهنگ از سلطه رسانه و اصولا جریان سلبریتی سازی صحبت میکنه و اهنگ هم کاملا به همین موضوع اشاره داره

  8. Behzad 2013/01/28 در 18:34

    علاقه ی من به progressive rock مثل علاقه ی شاگرد میمونه به نمره ی ۲۰ ! پس ببین چه حالی داد play کردن این آلبوم و همزمان خوندن پست تو، ممنون مرد.

  9. Moshtaba 2013/01/28 در 21:24

    یک چیزی شبیه پارسال شد آناتما رو گوش دادم نا امیدانه و با ترس و لرز رفتم سراغ گزپچو ولی بسیـــــار آلبومشون رلضی نگهم داشت. امسال ویلسون اون حال همیشگی رو بهم نداد و کمی نا امیدانه رفتم سراغ ریورساید ولی بسیار راضی بودم.
    پستت بسیار خوب و هر آنچه بیش بخوام بگم زیاده. فقط درباره ی NIght Session این نکته که به نظرم کار خوبی بود فقط در حد تجربه و B – side .
    در اشل خودش بررسی که بشه چیز جدیدی نداشت ولی خب لذت بخش بود به خصوص پارت ساکسیفون و پایان امبینتش که چیزی بیش از فضاسازی ساده بود.
    مرسی.

  10. Amin 2013/01/29 در 20:59

    قلمت مثله همیشه فوقالعاده بود
    خیلی هم خوب همه روتوضیح دادی بدون جا انداختن کوچکترین چیزی
    آلبوم نمی شه گفت فوقالعاده بود چون دفه اولشون بود که همچین چیزیو تجربه می کردن
    ولی نشون دادن که می تونن فرق داشته باشن این نکته ی مهم بود
    آهنگا هر کدومشون یه تصویره جدیدی رو تو ذهنه آدم درست می کردن که این کار و فقط همون دودا یه دیوونه می تونه انجام بده
    درباره CD دوم هم به نظرم با اینکه همونطور که خخودت گفتی به سبکه کارایه Lunatic soul بود ولی خیلی قابله پسند بودن هر دوتا پارتش
    ویدئو واقعا ضعیف بود
    به نظرم ضعیف ترین آهنگ همون Celebrity Touch بود
    و نظره شخصی و اونایی که از همه بیشتر دوست داشتم
    The Depth of Self-Delusion و We Got Used to Us بود
    هر دوتاشون کارایه خیلی خوبی بودن

  11. mamaz 2013/01/31 در 17:56

    …مرسی بردیا جان از نقد خوبت…
    …به نظر من همین مضامین عصیانگرایانه ای که دودا و دوستاش تو این آلبوم ارائه میدن کافیه تا عاشق این آلبومشون بشین…دیگه بحث موسیقی عالیشون جدا…کمتر هنرمندی تو این دوره زمونه ی جاستین بیبر و کشا و نیکی میناج هست که تا این حد روشنفکر باشه…البته روشن به معنای واقعی…
    مرسی

    • Bardia.B 2013/02/01 در 00:29

      میدونی ماجرا چیه، درسته که هنر موسیقی به امثال دودا نیاز داره، اما صنعت موسیقی هم کسایی مثل بیبر و میناژ رو لازم داره. یعنی بنظرم وجود اونها لازمه تا پول توی این صنعت بچرخه که از کنارشون هنرمندای واقعی بتونن هنرشون رو ارائه کنن. خیلی نباید واقعا بخاطر وجودشون حرص خورد. ممنونم بابت لطفت درضمن.

  12. محمد 2013/02/20 در 00:14

    به لحاظ کار فنی یه آلبوم پر هزینه ست اما یه جای کار تووی کارای اینا میلنگه. تووی تمام آلبوماشون و تووی این یکی از همه بیشتر. یه چیزی هست که پیوستگی موسیقی رو از بین میبره. یعنی وقتی گوش میدی، با اینکه اجزای موسیقی سرجاشه و سازها کارشون رو به نحو احسن انجام میدن، با این حال حس میکنی انباشته ای از صداهای غیر هماهنگ وارد گوشت میشه. نمیدونم چیه دقیقن شاید صدای خواننده ش باشه. دقیق نمیدونم… شعرهاش به شدت کلیشه ست. کاورش خوبه!

  13. بازتاب: بهترین‌های 2013 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 6 | آ ل ب و م

  14. سروش 2014/02/11 در 12:24

    ﺳﻼﻡ. ﻧﻘﺪﺗﻮﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺭﻭ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﻨﻢ. ﻣﯿﺸﻪ ﻟﯿﻨﮏ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩﺷﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻥ ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: