آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Airbag

بهترین‌های 2016 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 2

بردیا برجسته نژاد: فهرست امسال نسبت به سال‌های گذشته یک فرق دیگر نیز دارد، و آن هم این است که تنوع ژانرها به مراتب نسبت به قبل کمتر شده است. این البته معنی‌اش این نیست که متنوع گوش نداده‌ام، بلکه دیگر بعضی ژانرها مثل سابق آن طور که باید به دلم نمی‌چسبند. بگذریم. ادامه فهرست را بخوانید.

(26 تا 30)          (21 تا 25)          (16 تا 20)          (11 تا 15)          (6 تا 10)          (1 تا 5)

25avantasia-ghostlights
Avantasia – Ghostlights

وقتی می‌گویم «اوانتشیا» یک «پروژه»‌ی منحصر بفرد از خواننده و آهنگساز گروه Edguy است، یک وقت برداشت‌تان از پروژه، ساخت یک واحد مسکونی یا یک پل یا یک تونل نباشد! پروژه‌ی اوانتشیا در حد بنا نهادن یک دنیاست! او با هر آلبومش جهانی را خلق می‌کند که دنیایی در ادامه‌ی آلبوم قبلی، اما باشکوه‌تر و هیجان‌انگیزتر، است. همین نکته که بدانید در این آلبوم ده خواننده‌ی صاحب نام موسیقی متال حضور دارند، یعنی اینکه با یکی از بهترین آلبوم‌های پاورمتال امسال، نه!، با یکی از بهترین آلبوم‌های پاور متال زندگی‌تان مواجه هستید. شاید بهترین توصیف همانی باشد که خود «توبیاس سامت» در مورد آلبومش گفته است: «سفری در 12 بخش، با 12 تصویر، 12 رویا و 12 بازتاب از حقیقت. هدف آن بوده که هر آهنگ به طور مستقل مفهوم خود را داشته باشد، و در عین حال در کنار هم یک داستان کلی را بازگو کنند» چنین آثاری‌ پرقدرتی‌ هستند که باعث می‌شوند نام پاور متال برازنده‌ترین اسم برای این ژانر باشد.

airbag-disconnected24
Airbag – Disconnected

بعید می‌دانم گروه تازه کار پراگرسیوی وجود داشته باشد که به اندازه «ایربگ» دل ما طرفداران پورکوپاین تری و شما طرفداران پینک فلوید را برده باشد! آلبوم آخر آنها شاید از نظر خیلی‌ها یک عقب گرد نسبت به آثار گذشته باشد. اما این آلبوم نیز مانند آثار قبلی آنها برای من ارزش ویژهای دارد. موسیقی آنها دقیقاً مصداق بارز از دل برآید و بر دل بنشیند است! باید بپذیریم که در اکثر مواقع عامل احساس در موسیقی پراگرسیو راک به حاشیه رفته است و آنقدر که تکنیک‌های گوناگون و سازبندی و آهنگسازی و نوازندگی و لیریکس پر مفهوم و هزاران چیز دیگر که جنبه‌های دیگری را پررنگ می‌کند، احساس حرف خاصی برای گفتن ندارد. اما ایربگ پر از احساس است! احساسی ساده و همه فهم، بیشتر اجتماعی و کمتر عاشقانه، با وکالی که غمگین است، سولوی گیتاری که گریان است و حتی بیشتر از وکال حرف برای گفتن دارد. این اثری پر از روح، پر از احساس، بدون چیزی نابجا، بدون پراکنده‌گویی، بدون حرف اضافه و در نهایت جذاب و دوست داشتنی است.

پیش از این آلبوم The Greatest Show on Earth از ایربگ را در جایگاه 4 بهترین آلبوم‌های سال 2013 (+) و آلبوم All Rights Removed  از این گروه را در جایگاه 21 بهترین آلبوم‌های سال 2011 قرار داده‌ام (+).

23gojira-magma
Gojira – Magma

اگر بخواهم آخرین آلبوم گروه فرانسوی «گوجیرا» را در یک کلام توصیف کنم، واژه‌ای مناسبتر از گردن‌کلفت برای آن به ذهنم نمی‌رسد! موسیقی آنها جان می‌دهد برای فضاسازی یک کارگاه با کار سنگین، آهنگری، ریخته‌گری، یا هر چیزی شبیه آن، یک تعداد کارگر درشت هیکل و کثیف و روغنی، که اخم کرده‌اند، پتک می‌زنند و در عین حال به فکر فرو رفته‌اند. اشتباه نکنید! این یک آلبوم خشن و بداخلاق نیست! بلکه اثری تمام و کمال در ژانر پراگرسیو متال است که به شکلی استثنایی تنه به موسیقی گروو و ترش متال می‌زند، ریف‌ها و ریتم‌ها و ساختار را از آنها قرض می‌گیرد، تا حدی که حتی به گفته‌ی خودشان تاثیر موسیقی گروه اسطوره‌ای پنترا نیز بر آهنگها کاملا مشهود است (توجه کنید به آهنگ Stranded). با این حال، با تمام هیجان و سر و صدایی که گوجیرا در آخرین اثر خود تولید می‌کند، اما لیریکس به نسبت غمگین‌تر، احساسی‌تر و خسته‌تر از گذشته است. این آلبوم با شما کشتی می‌گیرد و در طول 44 دقیقه چندین بار شما را خاک می‌کند.

22the-album-leaf-between-waves
The Album Leaf – Between Waves

برای من «جیمی لاوال» و پروژه‌اش «آلبوم لیف» پدر موسیقی پست راک به حساب می‌آید! با او بود که با این ژانر آشنا و عاشقش شدم. او اما همیشه با همه فرق داشته و دارد و این آلبوم آخرش حتی متفاوت‌تر از گذشته است. در این اثر او پست راک را گرفته، چلانده، عصاره‌اش را با الکترونیک ترکیب کرده و ادویه‌ی امبینت زده، و معجونی ساخته که در آن نه از غم و درد و تیرگی و خستگی نهفته در پست راک خبری است، نه نظم کسل کننده‌ی الکترونیک و نه فضاسازی جعلی و بی‌حساب و کتاب امبینت! موسیقی او در این آلبوم هم مثل همیشه ساده است و مثل همیشه در روح و روان شنونده نفوذ می‌کند، لانه می‌سازد، جا خوش می‌کند و حال خوب به ارمغان می‌آورد. وقتی قرار است چیزی از او بشنویم، خیال‌مان راحت است که با چیزی بین خوب و عالی مواجه خواهیم شد. و این آلبوم یکی از آن آثار عالی او به شمار می‌رود.

21obscure-sphinx-epitaphs
Obscure Sphinx – Epitaphs

می‌دانید پروژه‌ی «آبسکیور اسفینکس» با چه هدفی بوجود آمده؟ «دست شنونده را بگیرد، او را تا مرز جنون ببرد، همه چیز را نشانش بدهد، و او را سالم بازگرداند». وقتی به موسیقی آنها گوش می‌کنم، احساسم این است که من یک زمین هستم و آبسکیور اسفینکس یک تراکتور! که افتاده به جانم و سر تا پایم را شخم می‌زند، زیر و رو می‌کند، زخمی می‌کند، و در نهایت چیزی باقی می‌گذارد که آماده‌ی باروری هر گونه بذر‌ است! خشم یا آرامش، جنون یا تفکر، اندوه یا سرخوشی، فرقی نمی‌کند، آنها با موسیقی عجیب خود هر بار من را پشت و رو می‌کنند. آلبوم جدیدشان یک اثر درخشان دیگر در ژانر اسلاج متال، آن هم با هارش فیمیل وکالیست جذابشان است. این آلبوم به کسی رحم نمی‌کند!. این دیگر از آن تراکتورهاست که چنان به عمق می‎‌زند که در نهایت احساس می‌کنید جسم و جان‌تان را مشت و مالی حسابی داده‌اند و در نهایت، شما هستید که بی‌حال و خوشحال، خستگی در رفته، با کلی احساس عجیب و غریب باقی مانده‌اید.

پیش از این آلبوم Anaesthetic Inhalation Ritual از آبسکیور اسفینکس را در جایگاه 2 بهترین‌های سال 2011 قرار داده‌ام. (+)

…ادامه دارد.

Save

Save

Save

Save

Save

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی پانزدهم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Broods

Broods – Conscious

«هوشیار» عنوان دومین آلبوم گروه خانوادگی و دو نفره‌ی «برودز» محصول 2016 است. ژانر این خواهر و برادر نیوزیلندی چیز ساده و غیر پیچیده‌ای است در میان ایندی پاپ و الکتروپاپ، و این یعنی هر چیزی که باشد مطمئناً بخشی از آن موسیقی پاپ است. اما برای من مساله اینجاست که امثال برودز باعث می‌شوند که نتوانم با قاطعیت موسیقی پاپ را لعن و نفرین کنم و آن را از پلی لیست‌های روزانه‌ام حذف کنم. شاید هم بتوان بخشی از خوب بودن برودز را مدیون جوئل لیتل دانست. تهیه کننده‌ای که بیشتر توجه‌ش روی موسیقی پاپ است و البته با هنرمندانی کار می‌کند که سرشان به تنشان می‌ارزد (افرادی مانند لورد، سم اسمیت و الی گولدینگ). نتیجه آنکه: فکر کنم اگر حساسیت به خرج ندهید بتوانید از شنیدن این آلبوم لذت ببرید.

Airbag

Airbag – Disconnected

«ارتباط قطع شده» معجزه‌ی دیگری از گروه پراگرسیو راک نروژی «ایربگ» محصول 2016 است. موسیقی مسحور کننده‌ی آنها آلبوم به آلبوم جذابتر و دوست داشتنی‌تر می‌شود، سولوهای گیتار که یکی از شاخصه‌های آثار این گروه است در این آلبوم خودنمایی کمتری نسبت به اثر قبلی دارند، با این حال همه چیز آنقدر بهتر از قبل است که ایربگ دوباره محبوب پلی لیست این روزها‌تان خواهد شد!. مطمئن باشید که در انتهای سال این آلبوم را در فهرست برترین‌های سال 2016 وبلاگ «آ ل ب و م» خواهید دید. نتیجه آنکه: روزی دوبار به مدت حداقل یک هفته شنیدن کل آلبوم تجویز می‌شود!

Gojira

Gojira – Magma

«ماگما» درخشش تازه‌ی گروه پراگرسیو متال فرانسوی «گوجیرا» محصول 2016 است. اگر آنها را می‌شناسید که هیچ، اما اگر هنوز این سعادت را نداشته‌اید بدانید که با گروه ویژه‌ای طرف هستید. برای موسیقی آنها چندان عنوان مشخصی را نمی‌توان انتخاب کرد. پراگرسیو متال یا گروو متال، یا هر چیز دیگر، فرقی نمی‌کند. مهم این است که گوجیرا مهیب است! سهمگین است! مقتدر و پرقدرت است و موسیقی‌اش می‌تواند شما را در آغوش گرفته و آنقدر فشارتان بدهد که هر چه در درون دارید به بیرون تراوش کند. ششمین آلبوم آنها نسبت به آثار دیگرشان پروسه‌ی ساخت طولانی‌تری داشته که علت آن بیماری و مرگ مادر دو عضو اصلی گروه، برادران دوپلانتیه، بوده است. منتقدین معتقدند که همان اتفاقی که سر Black Album از متالیکا و The Hunter از مستودون افتاده، اینجا نیز رخ داده است. یعنی آنها در این اثر نسبت به آثار دیگرشان احساس درونی بیشتری را دستمایه قرار داده‌اند. نتیجه آنکه: اگر متال باز هستید، این آلبوم را ببازید!

Sabaton

Sabaton – The Stand Stand

«آخرین مقاومت» عنوان آلبوم هشتم گروه هوی / پاور متال سوئدی، «سباتون»، محصول 2016 است. چیزی که این گروه را نسبت به هم ژانری‌های خود متمایز می‌کند موسیقی آنها نیست، بلکه مضمون آهنگهایشان است. آنها در تمام آلبوم‌های خود تا به امروز دست گذاشته‌اند بر روی نبردها و جنگهای تاریخی و داستان شجاعت‌ها، بزدلی‌ها، خیانتها، رشادت‌ها و هر چیز دیگری که به آن مربوط می‌شود را بازگو می‌کنند. آلبوم جدید نیز از این قاعده مستثنی نیست و البته توجه ویژه را معطوف جنگهایی کرده که تا آخرین لحظه در مقابل دشمن مقاوت شده و در نهایت به شکست انجامیده است. در این آلبوم داستان‌هایی از نبرد ترموپیل (جنگ ایران و یونان در زمان خشایارشا)، دراگوتین گاوریلویچ (سرباز مشهور ارتش یوگسلاوی)، شکست بتلیون (جنگ جهانی اول)، نبرد شیرویاما (از سری جنگهای سامورایی‌)، نبرد قلعه‌ی ایتر (جنگ جهانی دوم) و چندین جنگ مشهور دیگر روایت می‌شوند. نتیجه آنکه: این آلبوم جالب است. قوی نیست، اما جالب است.

Rage

Rage – The Devil Strikes Again

«شیطان دوباره ضربه می‌زند» بیست و دومین آلبوم گروه مشهور هوی متال آلمانی، «ریج»، محصول 2016 است. این آلبوم یک ویژگی خاص دارد و آن هم اینکه فقط رهبر گروه، یعنی وکالیست و بیسیست، آقای پیوی واگنر، را از گذشته به همراه دارد و دو عضو دیگر گروه تازه سال گذشته به ریج پیوسته‌اند. با این حال هیج اتفاقی برای کیفیت آهنگها رخ نداده است. موسیقی همچنان یکدست، نه چندان خاص و نه البته ضعیف، همان چیزی که همیشه بوده، باقی مانده است. مساله این است سایه‌ی واگنر بر روی ریج آنقدر سنگین است که باقی اعضای آن تقریباً فقط نقش نوازنده را بازی می‌کنند و این شاید یکی از دلایل اصلی باشد که این گروه چندان علاقه‌ای به حفظ اعضای خود ندارد. نتیجه آنکه: اگر گوش کنید خوشتان می‌آید، اگر نه، چیزی را از دست نمی‌دهید.

بهترین‌های 2013 از نگاه آل‌ب‌و‌م – 6

بردیا برجسته نژاد: اولین قسمت از «بهترینهای سال 2013» یعنی شماره‌های 26 الی 30 را می‌توانید اینجا ببینید. همینطور برای دیدن شماره‌های 21 الی 25 (قسمت دوم) به اینجا بروید. قسمت سوم (شماره‌های 16 الی 20) هم اینجا ست. چهارمین قسمت از این مجموعه (شماره‌های 11 الی 16) را اینجا ببینید. پنجمین قسمت هم (شماره‌های 6 الی 10) را اینجا پیدا کنید.

05Alter Bridge – Fortress
Alter Bridge – Fortress

سال 2004 موسیقی هارد راک یکی از گروه‌های مطرح خود را از دست داد. Creed بعد از انتشار 3 آلبوم از دنیای موسیقی خداحافظی کرد و اعضای آن (به جز اسکات استپ، خواننده‌ی گروه) بهمراه خواننده‌ی سابق Mayfield Four (مایلز کندی) گروه جدیدی به نام Alter Bridge را پایه گذاری کردند. هرچند Creed با همان ترکیب سابق در سال 2009 آلبوم جدیدی را منتشر کرد، اما Alter Bridge نه تنها توانست جای آن را بگیرد، بلکه تبدیل به یکی از غولهای موسیقی هارد راک شد. چهارمین آلبوم آلتر بریج به نام «سنگر» پس از یک دوره فعالیتهای متفرقه‌ی اعضای گروه تهیه و ساخته شد: خواننده گروه، مایلز کندی، به همراه Slash یک تور برگزار کرد، مارک ترمونتی گیتاریست آلبوم انفرادی خودش را ساخت و اسکات فیلیپسِ درامر به همراه گروه خود، Projected، مشغول ساخت آلبوم جدید بود. با این وجود «سنگر» یکی از شاخص‌ترین آثار آنها تا به امروز است. AllMusic با اعطای امتیاز 4 از 5 این اثر را یک آلبوم هیولا و قوی‌ترین کار آلتر بریج تا به امروز نام نهاده است و Melodic آنرا مهر تاییدی می‌داند بر لقب دادن آلتر بریج بعنوان یکی از بهترینهای هارد راک حال حاضر دنیا. و از همه جالبتر Classic Rock در خصوص این آلبوم می‌گوید: «مایلز کندی گفته است که نمی‌خواهد بگوید تمام آهنگهایشان بهترین چیزی‌ست که ممکن بوده ساخته شوند. اما او باید این بار و در خصوص این آلبوم استثنا قائل شود، چون هر آهنگ این آلبوم واقعاً بهترین چیزی‌ست که ممکن بود ساخته شود»

04Airbag – The Greatest Show on Earth
Airbag – The Greatest Show on Earth

اگر یادتان باشد دومین آلبوم گروه نروژی و پراگرسیو راک Airbag با عنوان All Rights Removed در فهرست بهترین آلبومهای سال 2011 این وبلاگ جایگاه 21 را به خود اختصاص داده بود. آن موقع گفته بودیم که این گروه به صورت کاملا آشکاری وامدار موسیقی بزرگان پراگرسیو راک نظیر Pink Floyd و Porcupine Tree است و با وجود آنکه نمی‌توان چندان به دنبال آهنگ خلاقانه‌ای در آثار آنها گشت، اما زیبایی تک تک آهنگها باعث می‌شود نتوانیم نسبت به آنها بی‌تفاوت باشیم. حالا سومین آلبوم این گروه با عنوان «بهترین نمایش روی زمین» یک وجه تمایز شاخص نسبت به آلبوم قبلی دارد و آن داشتن هویت است. آنها یک قدم جلو گذاشته‌اند. دیگر آهنگها یک کپی برداری تمیز و بی‌نقص از دیگران نیستند. حالا آنها با یک هویت مستقل نشان می‌دهند که می‌توانند یکی از بهترین‌های پراگرسیو راک دنیا باشند. این آلبوم به معنای واقعی باشکوه است. گیتار سولوهای نابودکننده، ملودی‌های بکر، لیریکس پرمعنی و اجرای فوق‌العاده آهنگها همان چیزی‌ست که این روزها نظیرش را در گروه‌های ریز و درشت موسیقی پراگرسیو کمتر می‌شنویم. می‌توانید بروید روی یک بلندی، دستانتان را از هم باز کنید، چشمانتان را ببندید و در حال شنیدن این آلبوم، بهترین نمایش روی زمین را در آغوش بگیرید.

03Riverside – Shrine of New Generation Slaves
Riverside – Shrine of New Generation Slaves

همان ابتدا که عنوان جدیدترین آلبوم سرشناس‌ترین گروه پراگرسیو راک تاریخ لهستان، Riverside، را می‌بینید، هیجان آغاز می‌شود: از کنار هم قراردادن حروف اول کلمات عنوان آلبوم به واژه‌ی Songs می‌رسیم و خیلی بعید است که نام آلبوم که نشان دهنده ماهیت و محتوی آلبوم است تصادفی انتخاب شده باشد. «زیارتگاه بردگان نسل جدید» از نسلی صحبت می‌کند که پس از دور شدن از سالهای برده‌داری امروزه برده‌ی ساخته‌ی دست بشر، یعنی تکنولوژی، شده است. «جدیدترین آلبوم ریورساید کلکسیونی از ژانرها را در خود دارد: جز و بلوز، هارد راک و کلاسیک راک، پراگرسیو راک و پراگرسیو متال، الکترونیک و داون تمپو. همه‌ی آنها به شکلی در یک مجموعه جمع شده‌اند که یک کل واحد را می‌سازند، بدون آنکه حضورشان در کنار هم آزار دهنده باشد. ماریوس دودا با صدایش جادو می‌کند و در کنار آن یکی از بهترین اجراهای بیس گیتار زندگی‌اش را ارائه می‌دهد، تا جایی که با شهامت کامل در بخشهای متعددی از آلبوم از بیس گیتار به عنوان سازِ لید استفاده می‌کند. ریورساید نشان داده که تمایلی به ثابت ماندن و درجا زدن ندارد و از تجربه‌ی فضاهای ناشناخته استقبال می‌کند.» پیش از این یک پست کاملا مفصل را به این آلبوم اختصاص داده‌ام. فرصت داشتید یک نگاهی هم به آن بیاندازید.

02Steven Wilson – The Raven That Refused To Sing
Steven Wilson – The Raven That Refused To Sing

این را می‌دانیم که فهرست بهترین‌های سال بدون نام استیون ویلسون هیچ ارزش و اعتباری ندارد! پیش از این در خصوص این آلبوم یک پست بلند و بالا  نوشته‌ام که شرح مجدد همان حرفها و تمجید دوباره از این جشنواره‌ی صدا، بی‌دلیل بنظر می‌رسد. برای همین از یک زاویه دیگر به این آلبوم نگاه می‌کنم. مدتی‌ست که به یک مسئله‌ای پی برده‌ام که شاید کمی عجیب بنظر برسد: استیون ویلسون برای کسی که استیون ویلسون را نمی‌شناسد چندان جذابیتی ندارد! چیزی که من و شما می‌شنویم یک موسیقی بی‌نقص پراگرسیو راک، با المان‌های موسیقی جز و  الکترونیک و امبینت و اکسپریمنتال است. اما چیزی که یک غریبه می‌شنود ترکیب نامشخصی از سازهای در هم تنیده، آن هم با نتیجه‌ای بهم ریخته و مغشوش است. ما در ذهنمان یک انشعابی برای موسیقی پراگرسیو راک ایجاد کرده‌ایم که اسمش استیون ویلسون است و ستایشش می‌کنیم. ما بک‌گراندی از آثار قبلی ویلسون و پروژه‌های گوناگونش (Porcupine Tree، No-Man، Blackfield، IEM، Bass Communion و Storm Corrosion) داریم که به «زاغکی که از خواندن سر باز زد» ختم شده است. همین آلبوم، بدون آن پیش‌زمینه‌ها، برای یک گوشِ بکر گیج کننده و بیش از حد پیچیده بنظر می‌رسد. اما در فهرست بهترین‌های من اگر شماره 1 را به خود اختصاص ندهد، قطعا شماره 2 خواهد بود!. پیشنهاد می‌کنم پست اختصاصی این آلبوم را بخوانید.

01Five Finger Death Punch - The Wrong Side of Heaven and the Righteous Side of Hell – Volume One
Five Finger Death Punch – The Wrong Side of Heaven and the Righteous Side of Hell – Volume One

این را بدانید که من هم مانند شما از انتخاب آلبوم شماره 1 بهترینهای سال 2013 در عجب هستم! اما هر چقدر با ترتیب آلبومها بازی کردم، در آخر نتیجه همین شد که می‌بینید. به باشکوه‌ترین سیرک موسیقی هوی‌متال خوش آمدید! Five Finger Death Punch یک گروه هوی‌متال آمریکایی‌ست که فعالیتش را از سال 2005 آغاز کرده است. موسیقی آنها ارائه‌ی عجیب و غریبی از آن چیزی‌ست که ما بعنوان هوی‌متال می‌شناسیم. انگار موسیقی متال دهه‌های گذشته را بردارید، مدرنیزه کنید و با یک اسانس جادویی به اسم صدای آیوان مودی ترکیبش کنید. نتیجه معجون حیرت انگیزی به اسم 5FDP شده که مرده را زنده می‌کند و زنده را از پای در می‌آورد! چهارمین آلبوم آنها با عنوان «طرف اشتباه بهشت و طرف درست جهنم – بخش اول» در حالی منتشر شد که امسال پنجمین آلبومشان، یعنی بخش دوم آلبوم، نیز منتشر شده است. این آلبوم در همان بدو ورودش رتبه‌ی دوم بیلبورد را تصاحب کرد و موفق شد در دو چارت موسیقی راک و موسیقی هارد راک آمریکا رتبه‌ی اول را کسب کند. همان اولین ترک، وقتی که صدای جاودانه‌ی راب هالفورد (Judas Priest) را در کنار صدای آیوان مودی می‌شنوید، کافی‌ست که به شما بفهماند با چه آلبومی طرف هستید. هر ترک شما را به شکل هیجان انگیزی غافلگیر می‌کند. آنجا که به آهنگ دهم، Mama Said Knock You Out، می‌رسید و صدای Tech N9ne (یکی از مشهورترین چهره‌های موسیقی رپ) را می‌شنوید که به چه شکلی آهنگ LL Cool J را کاور می‌کنند، دود از کله‌تان بلند می‌شود! و تیر خلاص آخرین آهنگ این آلبوم است، که با یک نریشین محکم شما را زمین‌گیر می‌کند. این آلبوم دیوانه است، سعی نکنید برای آن ادای عاقلها را در آورید! بشنوید و دیوانه باشید و دیوانگی کنید.

پ.ن: بهترین‌های سال 2013 را خواندید. یک پست دیگر از بیشترین‌های سال 2013 باقی مانده است.

بهترین های 2011 از نگاه من – 2

بردیا برجسته نژاد: قسمت اول این نوشته (شماره های 30 الی 26) را (اینجا) بخوانید.

25
Hugh Laurie – Let Them Talk

هیو لاری یک جانور عجیب و غریب و همه فن حریف است. اینکه رمان می نویسد و با نقش اصلی در سریال House شهرت جهانی دارد کاری نداریم. چیزی که برای ما اهمیت دارد این است که هیو لاری 52 ساله در کنار نویسندگی و بازیگری و کارگردانی و دوبله، با انتشار اولین آلبومش با عنوان بگذار صحبت کنند/Let Them Talk قدم به دنیای موسیقی حرفه ای گذاشت. آهنگهای این آلبوم بازخوانی ترانه های مشهور کلاسیک موسیقی بلوز است و که لاری جدا از خوانندگی در آن در نقش نوازنده گیتار و پیانو هم ظاهر شده است. هنرمندانی نظیر تام جونز، ایرما توماس و دکتر جان بعنوان خوانندهء مهمان در این اثر حضور دارند و همگی در کنار هم اثری را ارائه می دهند که در موسیقی بلوز نظیرش کم پیدا می شود. با وجود آنکه امسال جف بریجز، هنرپیشهء برندهء جایزه اسکار، هم آلبومی در سبک کانتری منتشر کرد، اما اثر هیولاری با وجود آنکه آهنگهایش بازخوانی بود بیشتر به دل می نشیند. پیش از این بطور مفصل در مورد هیو لاری (اینجا) صحبت کرده ام.

24
Black Spiders – Sons of the North

اسمشان مسخره است! عنکبوتهای سیاه! انگار قرار است با یک گروه لات و لوت جیب بر مسخره طرف باشید. اما آنها یک گروه هارد راک لعنتی انگلیسی هستند. تصورش را بکنید آنها هنوز آلبوم اولشان را منتشر نکرده بودند که آزی آزبورن از آنها دعوت کرد در Ozzfest برنامه اجرا کنند. اسمشان را بگذارید کنار، اینکه از سال 2008 شروع به کار کرده اند را هم بگذارید کنار، اینکه امسال اولین آلبومشان را منتشر کرده اند را هم بگذارید کنار، به نتیجه نگاه کنید که چیز هیجان انگیزی از آب در آمده است. پسران شمالی/Sons of the North بین هارد راک و استونر راک بازی می کند، بالا می رود و پایین نمی آید، ریتم ها تند هستند، موسیقی هیجان انگیز است، صدای پیت اسپایدر هیجان را چند برابر می کند و شما کافی ست پشت فرمان باشید و با شنیدن آهنگها خودتان را به کشتن بدهید. این همان چیزی ست که برای جنب و جوش و در عین حال فریاد نیاز دارید.

23
Switchfoot – Vice Verses

این گروه دوست داشتنی ست! بعید می دانم در این یک مورد اختلاف نظر داشته باشیم. اما اگر انصاف را رعایت کنیم معمولا آثارشان از حد یک پاپ راک خوب و در عین حال معمولی فراتر نرفته است. شاید آنقدر که از آنها در چارتهای مسیحی و مذهبی استقبال می شود در جای دیگری مورد توجه قرار نگرفته باشند. اما Switchfoot  در آخرین آلبومش، برعکسها/Vice Verses، استانداردهای خودش را پشت سر گذاشته است. موسیقی الکترونیک به شکل کاملا محسوسی در همه جا سرک می کشد تا جایی که افکتهای آن صدای جان فورمن، رهبر و خواننده گروه، را تنها نمی گذارد. آهنگ جنگ درون/The War Inside، یکی از بهترین های این آلبوم، کاملا این رویه را نشان می دهد. این آلبوم جدا از آنکه مثل همیشه توانست در چارت Christian Rock رتبه اول را کسب کند، موفق شد رتبهء سوم در چارتهای آلبومهای راک و آلبومهای آلترناتیو را نیز به خود اختصاص دهد. پیش از این بطور مفصل و کامل در مورد این آلبوم (اینجا) صحبت کرده ام.

22
Grails – Deep Politics

این چیزی که می شنوید قرار نبود این گونه باشد! یعنی Grails در هیچکدام از آلبومهایش اینقدر عجیب و غریب ظاهر نشده بود. اینبار قضیه فراتر از یک پست راک معمولی ست. در آلبوم جدیدشان، سیاست عمیق/Deep Politics، سفر اعجاب انگیزی خواهید داشت به دنیایی که Grails خودش برایتان ساخته است. سفر شما با همان اولین آهنگ آغاز می شود و در هرکدام از دو آهنگ بعدی پا به جهان تازه ای خواهید گذاشت. و اینها همه مقدمه ای ست برای آنکه با آهنگ اصلی آلبوم، سیاست عمیق/Deep Politics، مواجه شوید. نیمهء دوم آلبوم به شکل جنون آمیزی تصویری ست. اصلاً کل آلبوم این خاصیت را دارد که انگار یک قلم در دست گرفته و برایتان دنیا را به تصویر می کشد. فضا آمبینت تر از همیشه است، ویالن نقشی را بازی می کند که از یک گروه آمریکایی بعید بنظر می رسد و بیشتر به سبک کارهای اسکاندیناوی می خورد. فضای حاکم بر آهنگها نوعی تم شرقی را همراه خودش دارد که هر چند لا به لای اتمسفر راک گم می شود، اما قابل چشم پوشی نیست. آلبوم آخر Grails را فقط می توان با صفت «غافلگیر کننده» توصیف کرد، این چیزی که می شنوید نسبت به کارهای قبلی آنها یک جهش ژنتیکی به حساب می آید. پیش از این  در مورد این آلبوم (اینجا) صحبت شده است.

21
Airbag – All Rights Removed

مهمترین نکته ای که می توان در خصوص گروه نروژی Airbag گفت این است که آنها بهترین شاگردان بزرگان موسیقی پراگرسیو راک هستند. چیزی که از آنها می شنوید چندان جدید نیست و البته این یکی از بهترینهایی شان است که با وجود جدید نبودنش از شنیدن آن لذت می برید. اگربا این گروه آشنا نباشید، هنگامیکه اولین آهنگ از دومین آلبومشان، تمام حقوق از بین رفته/All Rights Removed را می شنوید کمی غافلگیر می شوید! اشتباه نکنید! این یک ورژن جدید از زمان به سرعت می گذرد/Time Flies گروه Porcupine Tree نیست! کمی به آنها فرصت دهید تا بتوانند زیبایی آهنگهایشان را به شما نشان دهند. انگار شما The Pineapple Thief و Gazpacho را انداخته باشید توی یک چرخ گوشت و بعد با لایه ای از Porcupine Tree پوشانده باشید و ادویهء Pink Floyd به آن زده باشید و جالب این است که آنها به هیچ وجه منکر این شباهت نمی شوند. آهنگهای آلبوم دوم به اندازه ای زیبا و جذاب و آرامش بخشند که اهمیت ندارد قبلا بارها نظیرش را شنیده اید یا نه. چیزی که می شنوید منحصر بفرد نیست، اما عالی و بی نقص است.

ادامه دارد

برترین های 2011 از نگاه خوانندگان آ ل ب و م – بخش سوم

بردیا برجسته نژاد: با توجه به فراخوانی که در خصوص معرفی بهترین آلبومهای سال 2011 از نگاه شما صورت گرفت، هر کدام از دوستان سه آلبوم برتر خود را در ادامه معرفی کرده اند. لازم به ذکر یادآوری ست که آلبومهای انتخاب شده و توضیحات مربوط به آن نظر شخصی نویسنده بوده و ممکن است با نظر وبلاگ آ ل ب و م در تضاد باشد.

سینا وزیری

01
65daysofstatics – Silent Running

گروه انگلیسی daysofstatic65 پنجمین آلبوم خود را منتشر کرد که بی شک بهترین کار آنها تا به امروز می باشد.آلبوم با آهنگ عالی Overture شروع می شود که دو آهنگ آخر این آلبوم تحت تاثیر تم این موسیقی است. این یک مقدمه عالی برای یک آلبوم خوب است. بعد از آن 3 آهنگ شاهکار Space Theme و The Announcement و Safe Distancing از راه می رسند. نویز های گیتار الکتریک در آهنگ  The Announcement انسان را به وجد می آورد. بعد آهنگ Burial Scene از راه می رسد که تم اصلی آهنگ Space Montage است: دو شاهکار عالی. و آهنگ  Surgery که روح آدم را واقعا جراحی می کند و دوآهنگ اختتامیه که ریمیکسی از آهنگ اول هستند. یکی از بهترین پست راکهای تاریخ. احساس می کنی با شروع آلبوم سفینه از جایش بلند می شود سرعت می گیرد و تو را به عمق فضا و کهکشان ها می برد و تو Burial Scene  مرگ ستاره ها در کنار سیاهچاه ها را می بینی، بعد در آخر سرعت آنقدر بالا می رود که به نور می رسی و تمام. تنها موسیقی است که می تواند این احساس را به آدم بدهد. البته باید بگویم که امسال آلبوم های Mogwai و Braveyoung وCaspian و Collapse Under The Empire و Olafur Arnalds هم در زمینه پست راک خیلی خوب بودند ولی هیچ کدام شاهکار نبودند.

02
Airbag – All Rights Removed

ایربگ گروهی ست که من خیلی روی آن تعصب دارم!4 یا 5 سال پیش وقتی داشتم تو یکی از رادیو های اینترنتی موزیک گوش می کردم به آهنگی برخوردم به نام colours. این آهنگ شاهکار بود. چنان از شنیدن چند ده باره ی این موزیک لذت می بردم که باعث شد پی خواننده اش بگردم. فکر کنم من جز اولین فن های آسیایی این گروه باشم. از همان سینگلهای ابتدایی در سال 2009 آلبوم Identity منتشر شد. آلبوم اول جز بهترین کارهای پراگرسیو است که من تا به حال شنیده ام. برای من آلبوم دوم که امسال منتشر شد به بزرگی آلبوم قبل نیست ولی باید اعتراف کنم با یک شاهکار طرف هستیم. موزیکی که شما را به یاد پینک فلوید و اوایل کار پورکوپاین تیری می اندازد. سولوهای بلندی شبیه کارهای دیوید گیلمور که آدم را به وجد می آورد. می توان گفت این گروه تلفیقی از پینک فلوید و پورکوپاین تری است. آلبوم به معنای واقعی یک دست است. در هیچ جای آلبوم احساس افت فضا نمیکنی، هر چند من نقطه ی اوج و بهترین آهنگ آلبوم را The Bridge می دانم. صدای گرم خواننده گروه آدم را به یاد استیون ویلسون می اندازد، با سولوهای شاهکار گیتار الکتریک تلفیق فوق العاده ای را به وجود آورده است. در آهنگ Light Them All Up سولوی بلند مدت ویالن یک نوآوری برای این گروه به حساب می آید. و آهنگ 17:22 دقیقه ای Homesick یک پایان عالی برای این شاهکار موسیقی ست. من تو 2 ،3سال اخیر چندین بار این گروه را در وبلاگ بردیا معرفی کردم ولی خیلی جدی گرفته نشد اما انگار امسال خیلی مورد توجه قرار گرفته است. پس بشتابید به سوی این شاهکار اسکاندیناوی.

06
David Lynch – Crazy Clown Time

بعد از همکاری موفق لینچ با Danger Mouse  و Sparklehorse فقید در دو آهنگ، این بار لینچ به تنهایی شاهکاری در دنیای موسیقی الکترونیک خلق کرده است. دیگر نمی شود گفت لینچ فقط یک فیلمساز سورئال است. این پیرمرد نابغه ی دیوانه، یک موزیسین الکترونیک فوق العاده است. کافی ست چشمانتان را ببندید و این آلبوم را گوش کنید. به دنیای لینچ خوش آمدید! اگه مثل من با فیلمهای لینچ زندگی کرده باشید می بینید که این دنیا چقدر آشناست. انگار این وکال عجیب  زمزمه وار که فریاد میزند I Know  همان شخصیت سادیسمی و فتیش فیلم مخمل آبی است. در آهنگ  Crazy Clown Time تصویر خرگوش های فیلم اینلند امپایر جلوی چشمهایتان رژه می روند. آهنگ اول با نام رویای پینکی شما را به رویای آبی رنگ بلوار مالهالند می برد. در آهنگ She Rise Up فضا به شدت به فیلم  Lost Highwayنزدیک است. تمام آهنگها یک لینک هستند به سمت فیلمها و فضاهای سورئال خلق شده توسط لینچ. آلبوم در Stone’s Gone Up به نقطه ی اوج می رسد و به نظرم این بهترین آهنگ این آلبوم است. لینچ در فضا سازی ها عالی است: صدا و وکال به جا تغییر می کنند و در قسمتهایی وکال دلقک وار، در قسمت دیگر وکال روبوتیک و در جاهایی زمزمه هایی را می شنویم که همه به حالت وهم آلود فضا کمک می کنند. درست است که لینچ از سال 2006 دیگر فیلم نساخته و دخترش جانشین او شده ولی باید اعتراف کرد که سیلاب خلاقیت یک نابغه می تواند در سن 65 سالگی جریانش را در آبراهه ی وسیع و غنی موسیقی پیدا کند.

3: Steven Wilson – Grace for Drowning / 4: Yan Tiersen – Skyline / 5: Memories of Machines – Warm Winter / 7: Puscifer – Conditions of My Parole / 8: Radiohead – The King of Limbs / 9: Snow Patrol – Called Out in the Dark / 10: James Morisson: The Awakening

محمد حسین ایزدی

01
Anathema – Falling Deeper

موسی با عصایش نیل را شکافت، عیسی مردگان را زنده کرد، سلیمان با قالیچه اش پرواز کرد و با حیوانات سخن گفت. اینها همگی معجزات بزرگ و عجیب هستند. اما در عصر ما چه چیزی معجزست؟

خیلی وقت بود که چیزی شبیه معجزه را نشنیده بودم. چطور می شود که آهنگ هایی که بی شباهت به آتشفشان نیست به شعله ی آرام و بی درد شمع تبدیل شود؟ آناتما مثل روح در کالبد مخاطب نفوذ و کاملاً روح و بدن را تسخیر می کند. برای من خیلی سخت بود که آلبوم های اوایل دهه 90 این گروه را گوش کنم. موسیقی سنگین، افسرده و بی نهایت ناراحت کننده. اما این ترک ها پیله بسته بودند و امسال پروانه شدند. شروع با Crestfallen عالی بود و پایان با Sunset of Age رویایی. ترک Everwake دیوانه وار بود. این آلبوم بی شک یکی از به یاد ماندنی ترین آلبوم های زندگی 26 ساله ی من بوده، هست و خواهد بود.

02
Dream Theater – A Dramatic Turn of Events

جدای از علاقه ی شدیدم به این گروه، یازدهمین آلبوم استودیویی آنها اثری در خور توجه بود. هرچند که قبلاً در موردش در همین وبلاگ به تفصیل صحبت کرده ام. حضور پررنگ تر پیانو و ملودیک تر شدن موزیک این گروه باعث شد که گوش هایی که به متال و ریتم های سنگین آلرژی داشتند و موضع های سختی می گرفتند هم از آن استقبال کنند. فرمت پراگرسیو دریم تیتر خاص همین گروه است و مغز متفکرشان، جان پتروچی هم به نظر اشباع شدنی نیست. بعضی وقتها فکر می کنم واقعاً چرا همچین گروهی نقطه ی افت ندارد؟ دریم تیتر تنها گروهی ست که می توان برای خوبی آلبومشان از قبل شرط بندی کرد. تـرک Breaking All Illusions برای من بهترین ترک سال بود.

 

03
Blackfield – Welcome to My DNA

با اینکه نقدها بر حضور کمرنگ استیون ویلسون در این آلبوم نقل محفل بچه های این وبلاگ  بود ولی کسی به نبوغ و هنر آویو گفن اشاره ای نکرد. این در حالی ست که بار اصلی این گروه بر دوش گفن سنگینی می کند. آرت راک با رگه های سبک مورد علاقه ی من پراگرسیو. آلبومی که ترکهایی چون Oxygen ,DNA ,Zigota ,Blood , Rising Of The Tide ,On the plane را می توان تا مدت ها گوش کرد. گرمای بی نظیر و لطافت  صدای خاص استیون ویلسون به همراه فضای دلنشین آرت راک، به قدری خوب بود که هنوز هم وقتی ترک Rising of the tide  رو می شنوم، باور نمی کنم که قبلاً این آهنگ را صدها بار گوش دادم.

4: Nightwish – Imaginaerum / 5: 3Doors Down – Time of My Life / 6: Airbag – All Rights Removed / 7: Steven Wilson – Grace of Drowning / 8: Coldplay – Mylo Xyloto / 9: VA: SMM – Context / 10: Within Temptation – The Unforgiving

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: