آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Stone Sour

بهترینهای 2012 از نگاه آ‌ل‌ب‌و‌م – 6

بردیا برجسته نژاد: قسمت اول این نوشته (شماره‌های 30 الی 26) را اینجا ، قسمت دوم (شماره‌های 25 الی 21) را اینجا ، قسمت سوم (شماره‌های 20 الی 16) را اینجا ، قسمت چهارم (شماره‌های 15 الی 11) را اینجا  و قسمت پنجم (شماره‌های 10 الی 6) را اینجا ببینید.

 

Tales of Murder and Dust - Hallucination of Beauty05
Tales of Murder and Dust – Hallucination of Beauty

تصور کنید روح The Doors در سرزمین وسیع The Velvet Underground حلول کرده باشد، آن هم سوار بر اسبی به نام Black Rebel Motorcycle Club و در لباس یک کابوی! گروه دانمارکی Tales of Murder and Dust با اولین آلبوم استودیوی خود، بعد از انتشار یک EP موفق در سال 2009 با نام Peyote، فضایی را خلق می‌کند که با آن می‌توانید نشئگی و خماری را همزمان تجربه کنید. فیلم The Doors را بخاطر دارید؟ (داستان زندگی جیم موریسون و گروه The Doors، محصول 1991 و ساخته‌ی الیور استون) شما را ارجاع می‌دهم به سکانس اجرای زنده‌ی The End! حالا تصور کنید با یک آلبوم مواجه هستید که کم و بیش همان حال و هوا را برایتان تداعی می‌کند. این می‌تواند تجلی همان چیزی باشد که مدتهاست در ژانر Noise Rock و Shoegaze کم‌یاب شده است. Hallucination of Beauty در حقیقت آلبومی‌ست که دنیا را دور سرتان می‌چرخاند و از روی زمین بلندتان می‌کند و Beauty of Hallucination را نشانتان می‌دهد. می‌توانید این آلبوم و EP آنها را رایگان از صفحه‌ی Bandcamp گروه دانلود کنید.

 

Fabrizio Paterlini - Autumn Stories04
Fabrizio Paterlini – Autumn Stories

پاییز سه ماه دارد، یعنی نود روز، یعنی اگر روی تقویم نگاهش کنید می‌شود چهارده هفته. این خاصیت یکنواخت و تکراری تمام پاییزهاست. این ماهیت طبیعی و طبیعت وجودی گردش زمین به دور خورشید است. اما حالا فابریتزیو پاترلینی، آهنگساز و پیانیست ایتالیایی، طبیعت را به بازی گرفته، آلبوم آخرش را «داستانهای پاییز» نامیده و چهارده آهنگ در آن گنجانده، با اسامی: هفته‌ی اول تا هفته‌ی چهاردهم. باور کنید که هیچ پاییزی نمی‌تواند از این چیزی که می‌شنوید زیباتر باشد. می‌توانید چشمانتان را ببندید و پاترلینی را پشت یک پیانو، در کنار پنجره‌ای تمام قد، رو به یک دریاچه  پر از درختهایی که روی آب سایه انداخته‌اند تصور کنید. در هفته اول برگهای سبز را خواهید دید که آرام آرام، هفته به هفته، زرد و خشک می‌شوند و سقوط می‌کند روی زمین و روی آب دریاچه و این را دنبال کنید تا برسید به هفته‌ی چهاردم، درختان برهنه و زمین پوشیده از برگهای زرد. انگار که پاترلینی‌ست که طبیعت را خلق می‌کند. انگار که اگر انگشتانش را از روی کلاویه‌ها بردارد، زمان و پاییز می‌ایستند. این آلبوم از آن چیزهایی‌ست که برای پاییز، برای تمام سال، به آن احتیاج خواهید داشت.

 

Crippled Black Phoenix - (Mankind) The Crafty Ape03
Crippled Black Phoenix – (Mankind) the Crafty Ape

بله! باز هم یک معجزه‌ی دیگر رخ داده. این سوپرگروه انگلیسی را درجایگاه دوم از فهرست «بهترین آلبومهای سال 2010» دیده‌اید. حالا آنها دوباره بازگشته‌اند تا حیرت زده‌تان کنند. آلبوم جدید آنها، Mankind) the Crafty Ape)، را دیگر نمی‌توان یک آلبوم پست راک دانست. آنها در آلبوم قبلی موسیقی امبینت پست راک گذشته را رها کرده و سراغ موسیقی پراگرسیو و پست راک رفته بودند. اما حالا دیگر از موسیقی پست راک هم خبری نیست و ما با یک مجموعه‌ی بی‌نظیر از موسیقی پراگرسیو راک طرف هستیم. این آلبوم با 15 ترک در سه بخش منتشر شده است: بخش اول با عنوان A Thread (شش ترک)، بخش دوم به اسم The Trap (چهار ترک) و بخش سوم The Blues of Man (پنج ترک). چیزی که می‌شنوید می‌تواند یک پینک فلوید مدرن باشد، گروهی که توانسته تمامی هنر و علم موسیقی روز دنیا را کنار تاریخچه‌ی موسیقی بگذارد. بی‌جهت نیست که آنها موسیقی خودشان را «تصنیف آخرالزمان» لقب داده‌اند. عجیبتر آنکه آنها همین امسال یک EP به نام No Sadness or Farewell نیز منتشر کرده‌اند که مدت زمانی در حد و اندازه‌ی یک آلبوم دارد. اثری که آن هم شاهکار دیگری در سابقه‌ی درخشان این گروه است.

 

OSI - Fire Make Thunder02
OSI – Fire Make Thunder

اینکه چطور ممکن است اعضای یک گروه هیچ وقت در قالب یک گروه برای ساخت و ضبط آلبومشان کنار یکدیگر نباشند، اما نتیجه به شکل وحشتناکی منسجم و مملو از حس و روح در بیاید را هنوز نتوانسته‌ام رمزگشایی کنم! OSI سه سال بعد از Blood شاهکار دیگری را در قالب چهارمین آلبوم استودیویی خود منتشر کرد که باز هم لبریز از تبلور خلاقانه‌ی موسیقی پراگرسیو است. اگر موسیقی این گروه را بشناسید، Fire Make Thunder چندان غافلگیرکننده نیست. با همان ترکیب و ژانر موسیقی، همان حضور پررنگ کیبورد و همان ریفهای ناگهانی و سنگین گیتار، همان افول و صعود منظم و همان آواز آرام و غمگین. اما یک چیزی اینجا باعث می‌شود که این ترکیب با وجود تکراری بودن باز هم بتواند شما را فتح کند، و آن اینکه این تکرار در قالب این گروه و این آلبوم، جزو بهترین اتفاقهای موسیقی پراگرسیو راک است. چینش آهنگها را ضمیمه کنید به ارتباط مستقیم و غیر مستقیم لیریکس و در نهایت غم نهفته همیشگی در صدای کوین مور. شما باید OSI را بشناسید و با آن زندگی کنید تا بفهمید با چه شاهکاری طرف هستید. بهتر است پستی که پیش از این در مورد این آلبوم نوشته‌ام را (اینجا) بخوانید.

 

Stone Sour – House of Gold and Bones Part 101
Stone Sour – House of Gold & Bones – Part 1

باور نمی‌کنید؟ باور کنید! بگذارید این را در مورد چهارمین آلبوم استودیویی Stone Sour، یعنی قسمت اول کانسپت آلبوم House of Gold & Bones، بگویم که اگر این آلبوم نبود این چند ماه اخیر حال و روز من چیز دیگری می‌شد. برای من صدای کوری تیلور با تمام خشونتش یک ندای آسمانی‌ست. اصلا همین تیلور وقتی Slipknot نیست و وقتی Stone Sour هست تبدیل می‌شود به فرشته نجاتم. حالا در این آخرین اثر انگار که موسیقی آلبوم یورش می‌برد به درونت و آنچنان خشم و غضب را بیرون می‌کشد که سر راهش دل و روده‌ات را هم پاره می‌کند! شما برای رهایی از هرچیزی که آزارتان می‌دهد چند راه حل دارید: به روی بلندترین کوه بروید و از ته دل فریاد بزنید، اسلحه‌ای در دست بگیرد و هرکسی را که سر راهتان بود به رگبار ببندید، به بالای یک ساختمان بروید و با مغز به پایین بپرید، و یا ساده ترین راه: می‌توانید این آلبوم را گوش کنید. این را هم بد نیست بدانید که در این آلبوم استون سور بیسیست ندارد. ندارد بیسیست گروه در سال 2012 آنها را ترک کرد. در نتیجه در این آلبوم بیسیست گروه مشهور Skid Row، ریچل بولان، این پست را به عهده گرفته است. این آلبوم توانست رتبه‌ی نخست دو چارت مهم US Billboard Hard Rock و UK Rock را به خود اختصاص دهد. نشریه اینترنتی آرتیست دایرکت با دادن امتیاز 5 از 5 این آلبوم را نقطه‌ی عطف استون سور نامیده و آن را ترکیبی از Dirt آلیس این چینز، Master of Puppets متالیکا، Superunknown ساوند گاردن و Songs for the Deaf کویین‌ آو ‌د استون‌ایج می‌داند. اما اینها مهم نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که این تازه قسمت اول آلبوم است و باید منتظر قسمت دوم آن در سال 2013 باشیم.

پ.ن: پیشنهاد می‌کنم در بخش کامنتهای این پست برترین آلبومهای خودتان را، به هر تعداد که دوست داشتید، نام ببرید و ترجیحا در مورد آلبومهای اصلی لیستتان چند خطی هم توضیح بنویسد. این خیلی مهم است که یک آلبوم چرا و از کدام زاویه برای شما جذاب بوده و توی لیستتان جای گرفته است. خودتان هم می‌دانید که ذکر فقط چند اسم به صورت یک لیست آنقدر گنگ و بی‌معنی‌ و غیرکاربردی‌ست که می‌توان حتی در سلیقه‌ی شما هم تردید وارد کرد. پس حالا نوبت شماست که بهترینهایتان را عنوان کنید. بسته به کامنتهای دوستان، که اگر درست و حسابی و پر و پیمان باشد، از خلاصه آنها پست مستقلی برای وبلاگ نوشته خواهد شد.

Stone Sour – Audio Secrecy

این همون چیزی بود که کم داشتیم. یه آلبوم متال و گرانج درست و حسابی و جون دار که این رخوت چند وقت رو ازمون بگیره. اگه یادتون باشه توی اولین شماره از گزارشی که در مورد فستیوال Sonisphere نوشتم، گفتم که کوری تیلور اعلام کرد که به زودی آلبوم سومشون منتشره میشه و چند تا از آهنگها رو هم اجرا کرد. بالاخره بعد از گذشت چهار سال از آلبوم قبلی Stone Sour با عنوان Come What(ever) May در سال 2006، آلبوم جدید این گروه با عنوان Audio Secrecy منتشر شد.

شهرت کوری تیلور جدا از گروه Stone Sour به خاطر عضویت در یکی از عجیب ترین گروه های تاریخ متال، Slipknot است. جریان از این قرار بود که سال 1992 استون سور متولد شد و بعد از 5 سال به یه خواب چندین ساله رفت. توی این 5 سال اونها آلبومی منتشر نکردن و فقط چند تا اجرا با هم دیگه داشتن. تیلور و گیتاریست گروه یعنی جیم روت رفتن به گروه Slipknot که این تازه شروع شهرت تیلور بود. سال 2002 دوباره استون سور از خواب بیدار شد و اولین آلبوم خودش رو منتشر کرد.

اگه مثل من عاشق این مرتیکه دوست داشتنی، کوری تیلور، هستین و اگه مثل من با موسیقی Slipknot چندان حال نمی کنین، این آلبوم رو از دست ندین. اگه به موسیقی آلترناتیو و گرانج و متال علاقه دارین، این آلبوم رو از دست ندین. اگه دلتون خشم همراه با هیجان می خواد، این آلبوم رو از دست ندین. در نهایت اینکه، این آلبوم رو از دست ندین!!

Sonisphere Festival – 1st day

گروه Stone Sour در فستیوال sonisphere

توی استادیوم بشیکتاش خبری از فوتبال نیست!. اینبار قرار هست متال دوستان دور هم دیگه جمع بشن و شاهد یکی از بی سابقه ترین اجراهای تاریخ موسیقی متال باشن. ما حدود ساعت 4:45 وارد استادیوم میشیم، زمانیکه وسط اجرای گروه Stone Sour بود. فستیوال از ساعت 2:00  با اجرای هنرمند ترک، Ete Kurttekin، به مدت نیم ساعت شروع شده بود. بعد از اون گروه Black Tooth، تنها گروه سبک Southern Metal ترکی، به مدت 45 دقیقه برنامه اجرا کرده بود و ما از نیمهء اجرای گروه سوم وارد استادیوم شدیم. هوا نسبتا ابری هست و هر از گاهی نم مختصری میزنه و باعث شده هوای مطبوعی فضا رو در بر بگیره. کوری تیلور، مثل همیشه با قدرت و صلابت خاص خودش روی استیج اجرا می کرد. در بین آهنگها چند اثر جدید هم وجود داشت که به گفته خود تیلور نوید انتشار آلبوم جدید اونها رو بعد از 4 سال می داد. در بخشی از برنامه اون با صحبتهای خودش و بیان اینکه «موسیقی در قلب ما و موسیقی در روح ما حضور داره و ما به موسیقی زنده هستیم» حضار رو به شدت به وجد آورد.

گروه Alice in Chains در فستیوال Sonisphere

بعد از Stone Sour نوبت به اجرای گروه Pentagram (که البته به اسم Mezarkabul هم شناخته میشه رسید. این گروه به نسبت قدیمی متال ترکی از سال 1986 فعالیت خودش رو آغاز کرده جزو معدود گروه های ترک هست که زبان انگلیسی رو برای آهنگهاش انتخاب کرده. اونها با پخش تصاویری از رانی جیمز دیو، هنرمند فقیدی که همراه با گروه Heaven & Hell در این فستیوال اجرا داشت اما بر اثر سرطان درگذشت، چند آهنگی رو از اون اجرا کردن. بعد از اجرای این گروه نوبت به Alice in Chains میرسه که با حضور خوانندهء جدیدش، ویلیام دووال، به روی صحنه اومد. Alice in Chains پس از وقفه ای که بدلیل فوت لین استیلی در فعالیتش ایجاد شده بود در سال 2009 با انتشار آلبوم Black Gives Way to Blue به همراه ویلیام دووال فعالیت جدید خودش رو از سر گرفت. توی این اجرا علاوه بر دووال، رهبر و گیتاریست گروه یعنی جری کانترل هم چند آهنگی رو اجرا کرد، هرچند آهنگها خوب و اجرا هم به نسبت خوب بود، اما بنظر نمیاد دووال هیچوقت بتونه به پای استیلی برسه.

گروه Rammstein در فستیوال sonisphere

سیرکی به نام رامشتاین:

بعد از اجرای Alice in Chains روی مونیتورهای تو طرف استیج شمارش معکوس اجرای آخر شب اول، یعنی رامشتاین، نقش بست. با تاریک شدن تدریجی هوا ازدحام جمعیت هم بیشتر میشد و تقریبا تمام استادیوم پر شده بود. در زمان مقرر چراغ استیج روشن شد و پارچه سیاهی به وسعت تمام استیج رو بروی مردم بود. با ضربهء آغازین موسیقی و یک انفجار پارچه مشکی افتاد و پشت اون در همون ابعاد پرچم آلمان نقش بسته بود. با یه انفجار دیگه پرچم هم افتاد و اجرای گروه در ترکیب اعجاب انگیز نور شروع شد. پشت استیج پارچهء مشکی رنگی نصب شده بود که روی اون به شکل خراش ناخن چند تیکه بریده شده بود و از پشتش نور قرمز و سفید میومد و البته اون پرده هم بعد از دو تا آهنگ افتاد. فضای عجیبی بود و با حضور تیل لیندمان، با اون پیش بند قرمز و یقهء پر مانند قرمز رنگش عجیب تر هم شد. رامشتاین به کارهای عجیب و غریبش توی کنسرتها معروف هست. اما اعجاب تا چه حد؟. روی صحنه نور و آتش فوران می زد. نور پردازی خارق العاده ای که تعریف کردنش در کلام نمیگنجه به همراه آتش بازی که آسمون استادیوم رو روشن کرده بود. سر آهنگ Benzin یه پمپ بنزین رو آوردن روی استیج، سر شینگ آتش زد بطوری که فوارهء آتش از شیلنگ میومد بیرون و بعد یکی از عوامل پشت صحنه رو باهاش آتش زد که اون روی استیج می دوید و از بقیه کتک میخورد!!. ما بین یکی از آهنگها (اسم آهنگ رو نمیدونم) Flake (کیبوردیست گروه) از پشت کیبورد اومد پایین و رفت لیندمان را پرت کرد رو زمین. لیندمان هم بلند شد فلیک رو انداخت رو کولش و برد پرتش کرد توی یه چیزی شبیه تابوت. بعد یه ظرف دستش گرفت و رفت روی یه چیزی واستاد که اون رو برد حدود 4 متر بالاتر از استیج و بعد محتوی ظرف رو که پر از آتش و جرغه بود خالی کرد توی اون تابوت و تابوت منفجر شد و آتش گرفت. اونوقت بعد از اینکه لیندمان اومد پایین، فلیک که لباسش عوض شده بود از توی تابوت اومد بیرون و رفت پشت کیبورد یهو شروع کرد به راه رفتن (زیر پاهاش تردمیل بود) و مشغول اجرا شد !!. اجرای آهنگ Feuer Frei هم مثل کلیپ این آهنگ اجرا شد. سه عضو گروه دستگاه های عجیبی رو روی صورتشون کار گذاشتن که به شدت ازش آتش می زد بیرون. توی آهنگ Haifisch یه قایق بادی آوردن روی استیج و فلیک رفت توش نشست و قایق رو فرستادن روی سر مردم !!. فلیک یه کم روی مردم قایق سواری کرد و بعد برگشت روی استیج و رقص با مزه ای کرد و اجرا ادامه پیدا کرد. وسط آهنگ Pus.sy  یه توپ جنگی بزرگ آوردن روی استیج که با شدت ازش کف رو سر مردم ریخته میشد و بعد از دو گوشهء استیج کاغذهای ریزی با فشار فنهای بزرگ به هوا فرستاده شد، تعداد کاغذها و شدت باد به حدی بود که تمامی استادیوم رو مثل برف سفید کرد. رامشتاین اونشب یکی از بیادماندنی ترین خاطرات زندگی حاضرین رو رقم زد. نمایشی کاملا حرفه ای و هیجان انگیز با اوج هنرنمایی موسیقی و جلوه های نور. وقتی اجرای رامشتاین تموم شد روی مونیتورهای دو طرف استیج شمارش معکوس 4 اجرای اصلی روز سوم به نمایش در اومد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: