آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Moby

برترین های 2011 از نگاه خوانندگان آ ل ب و م – بخش دوم

بردیا برجسته نژاد: با توجه به فراخوانی که در خصوص معرفی بهترین آلبومهای سال 2011 از نگاه شما صورت گرفت، هر کدام از دوستان سه آلبوم برتر خود را در ادامه معرفی کرده اند. لازم به ذکر یادآوری ست که آلبومهای انتخاب شده و توضیحات مربوط به آن نظر شخصی نویسنده بوده و ممکن است با نظر وبلاگ آ ل ب و م در تضاد باشد.

آرمین هاشمی

01
Destroyer –  Kaputt

با دقت بشنوید! این بداهه­های ساکسیفون و ترومپت است که قلب تک تک آهنگ­ ها را به تپش انداخته و روح موسیقی Jazz رویایی را در کالبد آلبوم می­دمد. زیر این آبشار لطیف بال گشوده و با آن به رقص درآیید که ذهن و روان خسته­ تان را پالایش می­کند. این اثر نهمین آلبوم گروه خوش ذوق ایندی پاپ و سافت راک کانادایی، Destroyer، به رهبری خواننده و آهنگساز گروه، دن بجر، است.

اغراق نیست اگر دن بجر و شش حواری­اش را پیامبران ونکووری ای بدانیم که درد و آلام مردم زمانه خود را به خوبی دانسته و برای آنکه آنان را حتی برای دقایقی از بند زندگی خشک و زبر امروزی رهایی بخشند، معجزه درخشان پاپ و راک­شان را به ارمغان می­آورند. فضای موسیقیایی Kaputt را باید تقریبا همان ایندی پاپ به حساب آورد اما مارک ریچاردسون در سایت پیچفورک، این آلبوم را دریچه زمانی به سوی موسیقی سال­های میانه دهه هفتاد تا میانه دهه هشتاد دانسته و آن را به عنوان معجونی از سافت راک، جاز روان و پاپ رومانتیک نو معرفی می­کند. در نهایت دن بجر جادوگر با آن صدای دلنشینش برای شما پاداشی در نظر داشته، پاداش شنیدن هر قطعه از این آلبوم، ایمان بیشتر به قدرت موسیقی و آرامشی واقعی خواهد بود.

02
Moby – Destroyed

حتما می­دانید که موبی شب­ها نمی­خوابد، اما اگر فکر می­کنید او دچار بیماری است کاملا اشتباه می­کنید، موبی بیمار نشده بلکه دکمه شات دان ش (Shutdown) خراب شده یا اینکه یادش می­رود شب­ها خودش را از برق بکشد. او از جنس ما نیست. می­گویند پاهایش تنها چهار انگشت دارند، یا دندان عقل در نیاورده. همچنین برخی گفته­اند که حتی آپاندیس هم ندارد. تمام این موارد شاهدی هستند بر این مدعا که موبی نسل تکامل یافته­تر بشر است. اگر داروین زنده می­شد و موبی را می­دید، از شدت ذوق حتما دوباره می مرد!

این آلبوم نتیجه شب زنده داری­ های موبی است. آلبومی بر آمده از ژرفای درونیات و تنهایی­های تاریک و شبانه یک کچلِ مریضِ روان پریشِ نابغه! با آنکه هر ترک برای خود داستانی جداگانه دارد اما تمام آهنگ­ها فصل مشترکی دارند. تمام­شان شنونده را از زمین می­کَنند، به پرواز در می­آورند، از جو عبور می­دهند و در فضای سیاه لایتناهی، معلق و پا در هوا رهایش می­کنند. سقوط پس از تمام شدن هر ترک خود لذتی دیگر است.

او در این آلبوم با بهره گیری از ضرب آهنگ­های متفاوت کوتاه و کشیده و گاه نامنظم، استفاده از مولفه­های امبینت، حتی موسیقی سمفونیک (قطعه Stella Maris)، تک نوازی پیانو با موسیقی چیل آوت و همچنین جا دادن اصوات حزن آلود در لایه­های زیرین آهنگ­ها، به خوبی از پس انتقال حس به شنونده بر آمده است. وی از آزادی­های موجود در موسیقی الکترونیک بهترین استفاده­ها را کرده. موبی در مورد آلبومش می گوید: ملودی درهم شکستهء موسیقی الکترونیک برای شهرهای خالی در ساعت 2 صبح.

جدا از آهنگ­ها، کاور این آلبوم هم کار خود موبی است. عکسی که به زیبایی بازتاب دهنده تنهایی­هایش است. این عکس را در طی سفرهایش در فرودگاه لاگارده گرفته است.

03
Younger Brother – Vaccine

برادر کوچکتر، برادر همیشه مومن و پایبند به ارزش­ها و آرمان­های الکترونیک، داون تمپو و ترنس. آن­ها ما را تکان می­دهند، به رقص می­اندازند، در خود می­کنند، بر خود می­کنند و از خود بی خود می­کنند. این انگلیسی­ها ذاتا یا استعمارگرند یا خالقان شاهکارهای موسیقی، و جالب اینکه برادر کوچکتر ما هر دو را با هم دارد. گویا DNA اش را تنها همین دو خصوصیت تشکیل داده­اند. آن­ها بدن و ذهن شنونده را هم زمان به بردگی و بندگی موسیقی­شان می­کشند. نمی شود به سادگی این زنجیرهای از جنس خلاقیت و دیوانگی را گسست.

در آلبوم جدیدشان به طرز محسوسی از فضای سای­ترنس و اسید هاوس آلبوم­های پیشین فاصله گرفته­اند. دیگر تقریبا خبری از افکت ها و وکال­های عجیب و غریب نیست و سعی کرده­اند با کاهش سرعت موسیقی ­شان و تمرکز روی ریتم­ و وکال متعارف، کاری بازاری ­تر ارائه کنند. اما خیالتان راحت، موسیقی­شان همچنان مولفه­های وهم­ گونه سایکدلیک و اتمسفریک را داراست و همین است که همچنان آهنگ­ هایشان را شنیدنی و جذاب نگاه داشته است. ماحصل کارشان را می­توان به سه بخش تقسیم کرد: یک بخش ترک های به رقص انداز، یک بخش ترک­ های پاپ راک و یک بخش ترک­ هایی که حس درونی شدن و در خود غرق شدگی را در شنونده به وجود می­آورند. در مورد بخش آخر مطمئن باشید که نه تاریکی شب و نه پاکت­ های سیگار، هیچکدام نمی­توانند عطش غریب روحتان را پاسخگو باشند.

اگر به این سبک از موسیقی علاقه ندارید توصیه می­کنم دست کم آهنگ Train را از دست ندهید که مخصوص تمام سلایق ساخته شده است.

4: Grails – Deep politics / 5: Bjork – Biophilia / 6: Lunatic Soul – Impressions / 7: Airbag – All rights removed / 8: Pati Yang – Wires and sparks / 9: Kwoon – The Guillotine Show / 10: Puscifer – Conditions Of My Parole

 

سیاوش گلابی

01
Airbag  – All Rights Removed

این آلبوم برای من لذت‌ بخش ‌ترین آلبوم امسال و یا حتی چند سال اخیر بود، آلبومی فوق‌العاده  دل ‌نشین و شنیدنی‌. All Rights Removed دومین آلبوم این گروه نروژی و نوید بخش آلبوم‌های بهتری در آینده است. گروه با آلبوم زیبای اولشان به اسم Identity که دو سال پیش عرضه شد، نشان داد قابلیت تبدیل به یکی از بزرگان موسیقی پراگرسیو را دارد و امسال با این آلبوم این امر را ثابت کردند. آلبومی با 6 ترک که شنیدن هر کدام لذت‌ بخش است. موسیقی ساده، روان و مسحورکننده‌ای که مجذوب زیبایی آن می‌شوید. صدای گرم وکال، موسیقی روان و لیریک ساده، همه و همه دست‌ به ‌دست هم داده اند تا بهترین آلبوم امسال از دید من را بسازند. در این آلبوم، شباهت بیش از اندازه‌ای به موسیقی Pink Floyd دیده می‌شود، انگار آلبومی از Pink Floyd وجود داشته که تاحالا نشنیده ‌اید و حالا می‌توانید کمال لذت را از آن ببرید.

02
Steven Wilson – Grace for Drowning

استیون ویلسون، غول پراگرسیو دهه اخیر، را همه دوست‌ داران موسیقی پراگرسیو می‌شناسند. آلبوم امسال ویلسون سبک خاص و متفاوتی ارائه داد که حاکی از نبوغ بالای پدیدآورنده‌ اش ا‌ست. ویلسون امسال با ترکیب سبکهای مختلف و ایجاد فضا و موسیقی متفاوت توانست آلبوم بسیار زیبایی عرضه کند. گرچه در قدم اول، برقراری ارتباط با این آلبوم کمی سخت بنظر می‌رسد اما کافی‌ است تا ارتباطی هر چند جزئی برقرار شود و دیگر کار شما تمام است. غرق می‌شوید. غرق در دنیایی که ویلسون خالق آن است، دنیایی زیبا، عمیق، تاریک و مرموز.

03
Lunatic Soul – Impressions

روح دیوانه امسال واقعا دیوانه شد. آلبومی بی‌کلام منتشر کرد، اما بسیار قوی. 8 تا Impression زیبا در آلبوم امسال Lunatic Soul گرد هم آمدند تا اثری متفاوت از کارهای قبلی او ارائه شود. آلبوم، موسیقی آرامش بخشی ‌ست با فضایی زیبا و گرم. می‌توان گفت که بهتربن کار دودا تا بحال همین آلبوم است. با این موسیقی، سوار بر نسیمی خنک می‌شوید و سفری را همراه دودا آغاز می‌کنید، سفری بی‌ انتها و بی‌ مقصد. برای من که سفری لذت‌ بخش بود.

Rock’n Coke 2011 – Part V

 

Travis
بردیا برجسته نژاد:
قضیه آنطور پیش نرفت که انتظار داشتم! اجرای Mogwai که برای ساعت 22:15 برنامه ریزی شده بود بخاطر مشکلی که در صحنه پیش آمده بود با 45 دقیقه تاخیر آغاز شد. برای همین بدون اینکه بتوانم حتی یک آهنگ را ببینم به سمت استیج اصلی و اجرای Travis برگشتم. Travis جدا از آنکه یکی از گروه های محبوب من است، با هر آهنگش بخشی از خاطرات من را زنده می کند. فرن هیلی، خواننده گروه، یک کلاه حصیری سرش گذاشته بود و در کنار چهار عضو اصلی گروه، یک نوازندهء کیبورد هم به روی استیج آمد. اولین آهنگی که اجرا شد Selfish Jean از آلبوم The Boy With No Name بود. در ابتدای آهنگ دوم (که یادم نمی آید کدام آهنگ بود!) صدای بیس قطع شد. برای همین آهنگ را متوقف کردند و تا زمان درست شدن مشکلی که پیش آمده بود فرن هیلی با مردم خوش و بش مختصری کرد. تمام آهنگها با همراهی شدید مردم همراه بود. سر هر کدام مردم یک صدا آهنگ را می خواندند، طوری که فکر می کردید با یک استیج و 30هزار خواننده طرف هستید. Side فوق العاده بود، Sing عالی اجرا شد، هیلی Closer را تقدیم کرد به تمام مادرها و پدرهای دنیا، Re-Offender مردم را حسابی سر ذوق آورد، Writing to Reach You کاملا عاشقانه اجرا شد، Love will Come Through هم همینطور. Happy to Hang Around همه را سوار چرخ و فلک کرد و حسابی چرخاند. باید صدای مردم را سر اجرای All I Wanna Do is Rock می شنیدید. اینجا همانجایی بود که من آنقدر فریاد زدم که یکهو احساس کردم یک چیزی در حنجره ام گفت دینگ و دیگر صدایم نیمه جان شد! اگر اجراهای زندهء این آهنگ را دیده باشید می دانید که اندی دانلپ، گیتاریست گروه، در قسمت سولوی گیتار کارهای عجیب و غریبی می کند. دانلپ به چیز مشهور است: اول استفاده از ناخن بجای پیک است بطوری که گیتار آلترناتیو راک را به شیوهء فلامنکو می نوازد، و دوم اینکه در تمام اجراهای زنده کاملا مست است! حالا او را تصور کنید در میانهء آهنگ، در جایی که قرار است سولوی خود را اجرا کند، یک شیوه آبجو بر می دارد و می آید نوک استیج، فقط با دست چپ گیتار می زند و با دستش راستش شیشهء آبجو را یک نفس سر می کشد. بعد از اینکه این آهنگ تمام می شود هیلی با شوخی به او می گوید «برای همین دیوانه بازیهایت است که دوستت دارم!». حالا منی که صدایم را این آهنگ نیمه جان کرده بود، Turn بطور کامل صدایم را ازم گرفت! نوبت رسید به Flowers in the Window. هر 5 نفر به نوک استیج آمدند، هیلی با سولوی گیتار آکوستیک آهنگ را اجرا کرد و اعضای گروه به همراه تمام مردم آهنگ را خواندند. اجرایی که تبدیل به یک خاطره شد. آخرین آهنگ هم که با شور هیجان زیادی مورد استقبال قرار گرفت Why Does it Always Rain on Me بود و اجرای Travis تمام شد و خاطرات گذشته پر رنگ تر از قبل باقی ماند.

Moby
من اسم اجرای Moby را می گذارم جشن موسیقی و نور! اینکه این هنرمند همه کاره چه جادویی روی صحنه پیاده کرد گفتنی نیست. او و گروه چهار نفره اش (که به جز درامر بقیه زن بودند) با یک ساعت و نیم برنامه تمام انرژی جسمانی حاضرین را گرفت و بجایش انرژی روانی فوق العاده ای را تقدیمشان کرد. خوانندهء او (که اگر اشتباه نکنم تامیرا ساندرز بود) با قدرت تمام آهنگها را می خواند به طوری که وسعت صدایش مردم را وادار به تشویق فراوان می کرد. Natural Blues با آن سولوی زیبای ویالن و اجرای فوق العاده آنقدر ریتمیک بود که اگر خودتان را به درخت هم می بستید ناخوداگاه تمام بدنتان به حرکت در می آمد. In My Heart خودش یک فستیوال بود. Why Does My Heart Feel So Bad صدایی که Travis از من گرفته بود را بازگرداند! Flower شاهکار ساندرز بود.  We are All Made of Stars یک دیسکوی واقعی و هیجان انگیز، در مقابل Porcelain با آرامش خاص خودش همه را برای هیجان تازه آماده کرد. در مورد Lift Me Up و Extreme Ways هم دیگر حرفی باقی نمی ماند به جز اینکه هم اجرا فوق العاده و ماورایی بود و مردم در فضا بودند! در آخر موبی مانند عادت همیشگی اش (که بنظر می رسد جدیدا عادت خیلی ها شده) از مردم عکس گرفت و می توانید عکسها را در صفحهء فیس بوک او پیدا کنید.

حسرتهای روز دوم
بی شک تا وقتی زنده ام حسرت این را خواهم خورد که نتوانستم اجرای Mogwai را ببینم. آنهایی که موگوای را به Travis ترجیح داده بودند فوق العاده از اجرایشان راضی بودند. اعضای گروه قبل از شروع برنامه بخاطر مشکلات فنی که باعث تاخیر 45 دقیقه ای شده بود به شکل کاملا آشکاری نسبت به برگزار کنندگان اعتراض کردند، اما در نهایت تمامی جمعیتی که آنجا حضور داشت را با موسیقی خودشان به فضا بردند و چرخاندند و برگرداندند. تنها کاری که توانستم بکنم این بود که فیلم اجرایشان را در یوتیوب ببینم و حسرت بخورم. هرچند از انتخاب Travis ناراضی نیستم، اما از دست دادن Mogwai سنگین بود.

اجرای Moby هم باعث شد فقط بتوانم دو آهنگ از Thievery Corporation را ببینم. اجرای آنها هم آنطور که شنیدم فوق العاده بود و مردم را یک لحظه آرام نگذاشته اند. Beach House هم که با Paolo Nutini همزمان بود و آنها را هم از دست دادم. خلاصه اینکه روز دوم زیاد از دست دادم که سنگین ترینشان Mogwai بود. فرصتی که احتمالا دیگر بدست نمی آید.

پایان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: