آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Damien Rice

گزارشی از فستیوال موسیقی Open Air – تفلیس 2016 (قسمت دوم)

بردیا برجسته نژاد: قسمت اول گزارش سفر حامد صمدی به گرجستان و حضور در فستیوال Open Air را (اینجا) خوانده‌اید. حالا ادامه‌ی این گزارش جذاب و هیجان انگیز را داشته باشیم.

maxresdefault

حامد صمدی: روز دوم تصمیم گرفتیم دیرتر به محل فستیوال برویم تا درست به هنگام اجرای استیج اصلی به محل برسیم. ترافیک مسیر نشان می‌داد امروز جمعیت بیشتری به فستیوال آمده است. داخل که شدیم بلافاصله گروه دانمارکی Blue Foundation اجرایش را آغاز کرد. از قبل آشنایی با آن‌ها نداشتم اما اجرایشان عجیب به دلم نشست. مخصوصا صدای خواننده و گیتاریست‌شان و بهتر از او اجرای توبیاس ویلنر رهبر گروه که تسلطش روی چندین ساز را به رخ جمعیت کشید. پرس و جو که کردم متوجه شدم آهنگ فیلم‌ها و سریال‌های مشهوری مانند Miami Vice، The Vampire Diaries و Twilight توسط این گروه ساخته شده است. نمی‌دانم از روی علاقه قبلی بود یا بخاطر اجرای فوق‌العاده‌شان که جمعیت ابراز احساسات خارق العاده‌ای به آن‌ها می‌کرد. صحنه تماماً آبی بود و دل‌ها در تسخیر آن‌ها. تنوع سازهای مورد استفاده و اجرای کم نظیرشان باعث شد به خودم قول بدهم کارهایشان را دنبال کنم و کردم.

9

صحنه اجرای Damien Rice ساده‌تر از چیزی بود که تصور می‌کنید. تک و تنها با گیتاری به دست روی صحنه‌ای آمد که در آن خبری از نور و افکت‌های مختلف نبود. ساده آمده بود و سبکبال. با تکیه بر زنگ خاص صدایش و هنر دستانش در نواختن گیتار. اوج می‌گرفت و من می‌توانستم صدای طپش قلب جوانان عاشقی را که در اطرافم بودند بشنوم. هرچند این چیزی نبود که برای آن به تفلیس آمده بودم.

10

دورتر از همه ایستاده بودیم. با دخترانی از لتونی و لهستان آشنا شدیم که طرفدار سبک الکترونیک بودند. می‌گویم پس اجرای دیمین رایس باید خیلی برای شما خسته کننده باشد. آن یکی که لتونیایی است با اعتماد بنفس می‌گوید: «ما برای اجرای تریکی اینجا هستیم» پیش خودم غرولندی کردم و گفتم : «تریکی! خخخ! چه وقت تلف کردنی برای یه بزهکار لعنتی…» باورش سخت است. از نگاه من همه دختران آمده بودند تا دیمین رایس را ببینند. اغلب به همراه پسری تا این شب رمانتیک را تنها سپری نکنند. درک می‌کنم چرا دیمین رایس برای آن‌ها جذاب‌ترین است. فضای اجرا هم همین را می‌گوید. دست‌ها در گردن هم و بوسه‌های عاشقانه.

حالا دیگر اجرای دیمین رایس تمام شده ولی جمعیت هنوز از جای خود تکان نخورده‌اند. به همراهانم گوشزد کردم که نوبت اجرای تریکی است. طولی نمی‌کشد که Tricky با پخش آهنگ Georgia on My Mind با صدای Ray Charles به روی صحنه می‌آید. پخش ترانه معروف ایالت جرجیای آمریکا برای مردم گرجستان ابتکار جالبی بود. راستش زیاد برایم اهمیت ندارد ولی تصمیم می‌گیرم حالا که اینجا هستم نزدیک‌تر شوم و این اجرا را هم ببینم. به اندازه کافی در این دو شب لحظات خوب و به یاد ماندنی داشته‌ام. خستگی و سرما خوردگی هم توانم را کمتر کرده بود. اجرای اول خوب بود. آهنگ دوم اما همان تریکی همیشگی به نظرم آمد. شلوار جین گشادی به تن داشت و با زیرپیراهن حلقه‌ای سفیدش مدام بازی می‌کرد. به دوستانمان گفتم «شرط می‌بندم درش میاره. این آدم اصلا عادی نیست» و بالاخره زیرپیراهنش را درآورد.

11

کم کم دیوانه‌گری‌هایش روی صحنه شروع شد. مدام با درامر و گیتاریستش بازی می‌کرد. دستور توقف و شروع دوباره می‌داد. باورم نمی‌شد من را هم همراه خودش کرده بود. بیس و گیتار الکتریک عالی بودند! ملودی بی‌نظیری که تکرار می‌شد همه را از خود بی‌خود کرده بود.

تریکی دیوانه‌وار روی صحنه راه می‌رفت. مدام سیگار می‌کشید و آب می‌خورد. به نظر روی زمین نبود ولی هر جا که بود دست مارا هم گرفته بود و با خود می‌برد. این بود راز دلربایی او به هیچ چیز اهمیت نمی‌داد جز تماشاچیان. حتی گاهی به تماشاچیان هم اهمیت نمی‌داد. چه می‌دانستم که عادی نبودن او اجراهای زنده‌اش را به یاد ماندنی‌تر می‌کند. اجرای زنده این مرد از جنس این سیاره نبود. ناگهان فریاد زد:

Come and dance with me! Come and dance with me

12

باور کردنی نبود. ملت را دعوت می‌کرد تا روی صحنه بیایند. چندین دختر و پسر از سد نیروهای حراست گذشتند و بالای استیج رفتند. بغلش می‌کردند، می‌بوسیدنش، ولی او بی‌اعتنا ادامه می‌داد. ده دوازده نفری که بالای استیج بودند انگار دنیا را به دست آورده بودند. می‌رقصیدند و شادی می‌کردند. اما تریکی هنوز راضی نبود:

 Stop the music! Securityyyyy, Securityyy, let them come up on the stage… Security let them dance with me, guitar

13

و دوباره صدای گیتار به صدا درآمد. حالا جمعیت روی استیج به بیش از سی نفر رسیده بود. تریکی با سرعت می‌تاخت هیچ کس توان مقابله با او را نداشت. درامز و گیتار هیجان را بیشتر و بیشتر به جمعیت تزریق می‌کردند. تریکی نگاهی به استیج کرد و احتمالاً پیش خود فکر کرد که «فقط سی نفر؟!» و در کمال ناباوری از روی صحنه پایین آمد تا به میان جمعیت برود. بسیاری که جو اجرا از خود بی‌خودشان کرده بود به سمت استیج هجوم بردند. یک هرج و مرج واقعی و دوست داشتنی.

14

بیشتر از آدرنالینی که در خون ما تزریق می‌شد این نیروهای حراستی بودند که شب عجیبی را پشت سر می‌گذاشتند. با سلام و صلوات تریکی را به روی صحنه برگرداندند. مدام با او حرف می‌زدند مذاکره می‌کردند. آخر سر هم موفق شدند نیمی از جمعیت روی استیج را به جایگاه تماشاچیان هدایت کنند. تریکی کمی آرام و گرفت و گفت:

Ok, I`m not going anywhere, F…k you

15

و آرام آرام زمان اجرای تریکی هم به سر آمد. دوباره آهنگ Georgia on my mind پخش شد و او بدون هیچ حرف و تعارفی بی‌مقدمه صحنه را ترک کرد. جمعیت مات و مبهوت چند دقیقه‌ای را در انتظار بازگشت او به سر بردند. از او بعید نبود از اویی که امشب تمام معادله‌ها را بر هم زده بود. شاید بازمی‌گشت و تا صبح سرحالمان نگه میداشت.

16

می‎خواستم بگویم بهترین لحظات من با اجرای استیو وای رقم خورد اما خودم هم نمی‌دانستم که من آمده بودم تا اجرای تریکی را ببینم. تمام لحظات دیگرم بعد از دیدن اجرایش کمرنگ شد و نام Tricky در دفتر خاطراتم درشت و پر رنگ نوشته شد.

بهترین‌های 2014 از نگاه آل‌ب‌وم – 5

بردیا برجسته نژاد: در پستهای قبلی شماره‌های 11 ال 30 (اینجا و اینجا و اینجا و اینجا) فهرست بهترین آلبوم‌های سال 2014 را بررسی کردیم. و حالا ادامه‌ی لیست:

10Damien Rice - My Favourite Faded Fantasy
Damien Rice – My Favourite Faded Fantasy

دیمین رایس، هنرمند محبوب و منزوی ایرلندی، که بعد از انتشار دو آلبوم بسیار موفق برای مدت زمانی در حدود 8 سال گم و گور شده بود، با آلبوم جدیدش طرفدارانش را غافلگیر کرد. فریب آهنگهای خلوت او را نخورید! رایس در این آلبوم با 30 هنرمند، با ملیت‌های مختلف همکاری کرده و حضور ریک رابین، به عنوان تهیه کننده، می‌تواند نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی هنری او باشد. رایس باز هم از غم و درد و رنجی می‌گوید که در نهایت تبدیل به اعتراضی مستقیم و جنشی پر شور در او می‌شود. او نمونه‌ی تکامل یافته‌ی تمام پسران غمگین گیتار بدستی است که حرف دلشان را به زیبایی و آرامی و با موسیقی بیان می‌کنند و البته می‌توانید در مورد رایس مطمئن باشید که موسیقی او بطور کامل برخواسته از دل و درونش است. پیش از این پست بسیار مفصلی در خصوص این آلبوم و اینکه رایس در مدت 8 سال پنهان شدنش کجا بوده نوشته‌ام که توصیه می‌کنم حتما آنرا (از اینجا) بخوانید.

09Crosses - Crosses (†††)
††† – †††

تعجب نکنید! این سه صلیب عجیب که در کنار هم قرار گرفته‌اند را Crosses بخوانید و بدانید که با یکی از خاص‌ترین پروژه‌های موسیقی طرف هستید. چینو مورنو را تصور کنید که از فریادهای سهمگین Deftones فاصله گرفته و آمده در کنار شان لوپز، گیتاریست گروه Far، ایستاده و پروژه‌ای تلفیقی، از الکترونیک راک با خمیرمایه‌ی دریم پاپ در پوششی از موسیقی دارک ویو و تریپ هاپ، را تاسیس کرده است. آنها بعد از انتشار سه EP بالاخره اولین آلبوم خود، هم‌نام یا بهتر است بگویم هم‌شکل! با اسم گروه را منتشر کرده‌اند. این آلبوم مریض است و مریضی‌اش نیز واگیر دارد! آنقدر شما را دستکاری می‌کند و با روانتان ور می‌رود که هنوز به نیمه نرسیده شما هم مبتلا خواهید شد! همه چیز، از صدای پر از استرس مورنو گرفته تا موسیقی الکترونیک تیره و تاریک، به شکلی شما را در خود فرو می‌برد و روحتان را می‌بلعد که انگار جسمتان را له شده به کناری می‌اندازد! Deftones گروه بسیار خوبی‌ست، اما امیدوارم چینو مورنو را بیشتر در Crosses ببینیم.

08Casualties of Cool - Casualties of Cool
Casualties of Cool – Casualties of Cool

دوین تاونسند، هنرمند مشهور و عجیب کانادایی سبک پراگرسیو متال، با آن همه سر و صدا و هیاهو و بعضاً خشونت، پناه آورده به پروژه‌ی استثنایی Casualties of Cool تا به همراه چــه‌ایمی دوروال بعنوان خواننده اصلی و گیتاریست و مورگان آگرن، درامر گروه سوئدی Kaipa، گریزی به موسیقی خاص و ویژه‌ای بزند که نظیرش را کمتر شنیده‌اید. آنها موسیقی کانتری راک را آغشته به بلوز راک کرده و در فضای موسیقی امبینت غوطه‌ور ساخته‌اند. می‌توانید روی این آلبوم دراز بکشید، دستانتان را زیر سر حلقه کنید و با ضرباهنگ ملایمی پایتان را تکان دهید و به همراه چــه‌ایمی آواز را زیر لب زمزمه کنید. تاونسند تصمیم گرفته بیشتر وکال آلبوم را به صدای لطیف چــه‌ایمی واگذار کند، با این وجود دوئت آنها در بعضی از آهنگها فضا را کاملا جانی کشی میکند. این آلبوم در هیچ لحظه شما را روی سطح نگه نمی‌دارد: از آهنگ به آهنگ، یا با آن به اوج می‌روید و یا به عمق کشیده خواهید شد.

07Esben and the Witch - A New Nature
Esben & the Witch – A New Nature

وقتی برای اولین بار در فستیوال Rock N’ Coke سال 2011 با گروه انگلیسی Esben & the Witch آشنا شدم، تصور نمی‌کردم که روزی این گروه تبدیل به یکی از گروه‌های مورد علاقه‌ام شود! موسیقی خاص و عجیب آنها نوع ویژه‌ای از تلفیق موسیقی دریم پاپ و ایندی راک است، به قول منتقدین انگار ریدیوهد را پی‌جی هاروی بخواند. آنها موسیقی خود را Nightmare Pop (پاپ کابوس!) می‌خوانند و فضایی را برایتان خلق می‌کنند که شما هم بپذیرید هیچ نامی برازنده‌تر از این برایشان نخواهد بود. سومین آلبوم آنها با عنوان A New Nature را می‌توان بهترین، قوی‌ترین و کامل‌ترین اثر آنها تا به امروز دانست. برای توصیف این آلبوم هیچ توضیحی کامل‌تر از گفته‌های خود گروه نیست: «می‌خواستیم آلبومی خلق کنیم که به حد کافی خالص باشد، اثری که لایه‌ها را کنار بزند و پوست را بشکافد و به آن چیزی که در عمق پنهان شده برسد. ما همه چیز را برهنه، بدون آرایش و خام می‌خواستیم»

06Her Name Is Calla - Navigator
Her Name is Calla – Navigator

گروه انگلیسی Her Name is Calla تنها یک گروه پست راک معمولی نیست. آنها جادوگرند! آشپزهایی که برای پخت هر کدام از مسترپیس‌هایشان روزها و هفته‌ها وقت صرف می‌کنند. سومین آلبوم آنها، Navigator، به فاصله‌ی چهار سال از آلبوم قبلی، با ظرافت و آرامی و به زیبایی ساخته و تهیه شده است. دو عضو اصلی این گروه پنج نفره، تام موریس (گیتاریست و خواننده– پروژه‌ی انفرادی: T E Morris) و آدام ویکرت (درامر و کیبوردیست– پروژه‌ی انفرادی: Weikie) با مرور زمان دموها و نمونه‌ها را برای هم ایمیل کرده‌اند و در هر بار تکه‌‌ای از این پازل خارق‌العاده را در کنار هم قرار داده‌اند تا در نهایت نتیجه تبدیل به آلبومی شده است که بی‌شک بهترین اثر آنها تا امروز و نمونه‌ای شاخص در موسیقی پست راک با کلام است. مفهوم کلی آلبوم اشاره به زندگی، عشق و افسردگی توام با آن، در دوران جوانی، دارد و این در کنار موسیقی خاص این گروه، معجونی است که از آن سیراب نخواهید شد.

… یک قسمت دیگر ادامه دارد.

Damien Rice – My Favourite Faded Fantasy

Damien Rice - My Favourite Faded Fantasy

بردیا برجسته نژاد: خیابان شلوغ است و ازدحام مردمی که به سر کار می‌روند جای سوزن انداختن باقی نگذاشته. دختری با موهای کوتاه قرمز رنگ، پالتوی آبی کهنه‌ای به تن کرده، کیفی را یک طرفی روی شانه‌اش انداخته و با دامنی کوتاه که پاهای عریانش را بیرون انداخته، بدون آنکه توجه کسی را جلب کند، در میان جمعیت قدم زنان جلو می‌رود. از آن طرف خیابان پسری ژولیده، با کرواتی شل و ول، کیف به دست، عینک بر چشم، غرق در فکر، به پیش می‌آید. دختر و پسر یک لحظه چشم در چشم می‌شوند، دختر لبهایش به خنده باز می‌شود و پسر پاسخش را با لبخند می‌دهد. اینگونه است که فیلم زیبای Closer، به کارگردانی مایک نیکولز، آغاز می‌شود. اما چیزی که این سکانس را تبدیل به یک جادو کرده، آهنگ جاودانه‌ی The Blower’s Daughter، از دیمین رایس است. آهنگی که با همین سکانس، چنان شهرتی برای هنرمندش رقم زد که او را از یک هنرمند گوشه‌گیر ایرلندی، تبدیل به یکی از چهره‌های موسیقی ایندی فولک دنیا نمود.

Damien Rice Closer

(ناتالی پورتمن، در سکانس آغازین Closer)

دیمین رایس، هنرمند ایرلندی، با اولین آلبومش، O، در سال 2002 به رتبه‌ی هشتم چارت انگلستان رسید که جایزه‌ی شورت‌لیست میوزیک را نصیب او کرد. چهار سال بعد، رایس با انتشار آلبوم 9 در سال 2006، موفقیت گذشته را تکرار نمود. با این وجود دیمین رایس بعد از انتشار آلبوم دوم ناپدید شد و بطور غیر مستقیم از دنیای موسیقی خداحافظی کرد. حالا، از آن زمان هشت سال گذشته و رایس با سومین آلبوم خود دوباره بازگشته است.

دیمین رایس کجا بود؟

دیمین رایس هنرمند راحتی نیست! او آدمی منزوی، گوشه‌گیر، بدبین و بسیار تودار است که از موسیقی، نه برای رسیدن به شهرت و فرصت، بلکه برای ارتباط برقرار کردن با آدمها و دنیای اطرافش استفاده می‌کند. رایس بعد از انتشار آلبوم اولش در هیچ مصاحبه‌ای حاضر نشد و ترجیح داد دور از دنیای پر از هیاهوی موسیقی پاپ بایستد. او می‌ترسید! رایس از اینکه دیگران آن چیزی که او در خود می‌بیند را نبینند وحشت داشت. او در جایی گفته بود «در گذشته تجربیاتی داشته‌ام که بنظرم رسید خودم را در آن مقطع اشتباه معرفی کرده‌ام. آنجا بود که متوجه‌‌ این ترس درونی شدم، که اگر مردم مطلب نادرستی را در جایی بخوانند، در مورد من چه فکری خواهند کرد» بعد از انتشار آلبوم دوم، فضایی بر زندگی رایس حاکم شد که او را نسبت به همه چیز و همه کس بدبین کرده بود. او مدعی شد دیگران قصد سوء استفاده از او و احساساتش را دارند. زوال روحی رایس آنجایی خودش را علنی کرد که درست 10 دقیقه مانده به اجرای کنسرت آلبوم 9، سال 2007 در مونیخ، لیزا هنیگان را از گروهش اخراج نمود و بدون حضور او به روی استیج رفت . لیزا هنیگان، دختر جوان و هنرمندی است که در هر دو آلبوم دیمین رایس حضور داشت. صدای گرم و دوست داشتنی او در 9 Crimes این آهنگ را به یکی از زیباترین آثار دیمین رایس تبدیل کرده است. البته این اتفاق برای هنیگان سبب خیر شد! بعد از این اتفاق هنیگان فعالیت انفرادی خود را آغاز کرد که منجر به انتشار دو آلبوم زیبا و موفق تا به امروز شد.

Damien Rcie Lisa Hanigan

(لیزا هنیگان و دیمین رایس)

قضیه به همینجا ختم نشد. چندی بعد رایس در یک حرکت عجیب به تمامی اعضای تیمش اعلام کرد که در پی شغل جدیدی برای خود باشند، زیرا که او قصد دارد تا پایان سال 2007 گروه موسیقی‌اش را منحل کند. او دلیل این کار را خداحافظی از موسیقی عنوان نمود و گفت که دیگر می‌خواهد آزادی می‌خواهد. گویی که موسیقی بجای آنکه پلی برای ارتباط او با جهان باشد، تبدیل به قفسی برای اسارت او شده بود.

اینکه او در این مدت کجا بوده و چه می‌کرده مطلبی‌ست که می‌توان از آخرین مصاحبه‌ی او با گاردین بدان پی برد: «من عاشق دریا هستم. اگر بپرسید در این مدت مشغول چه کاری بوده‌ام، می‌گویم شنا در دریا. کلاس‌های مختلف می‌رفتم، آزادانه در دریا شیرجه می‌زدم، موج سواری می‌کردم و قایق می‌راندم» این بطالت وقت و استراحت طولانی مدت برای هنرمندی که از فروش دو آلبومش درآمد هنگفتی نصیبش شده چیز عجیبی نیست. اما اشتباه نکنید! ماجرا چیز دیگری است. مصاحبه کننده از رایس می‌پرسد: پس شما به ورزش‌های آبی علاقه‌مند هستید؟ و رایس پاسخ می‌دهد: «خیر! اتفاقی که در اصل افتاده را به این تشبیه کردم. در این مدت کلاس‌های ذهنی می‌رفتم، یعنی ذهنم را آموزش می‌دادم. برای رسیدن به هدفم دست به هر کاری زده‌ام. شیرجه در ذهن، موج سواری بر ذهن، شنا در ذهن، قایق سواری بر ذهن. موجودیت انسان من را شگفت زده می‌کند، که چقدر راحت ممکن است انسان از اوج شادی و سرمستی به سرگشتگی و افسردگی برسد. این شد که رفتم تا بیاموزم. می‌خواستم چیزی که منجر به این حس عجیب می‌شود را پیدا کنم. می‌خواستم یاد بگیرم، نه اینکه چگونه کنترلش کنم، بلکه چگونه آن را درک کنم» اینجاست که گزارشگر بی‌پروا از او می‌پرسد: یعنی تحت درمان بوده‌اید؟ و رایس جواب می‌دهد: «به شکلی می‌توان گفت بله. اما درمان واژه‌ی مناسبی نیست. من برای تطهیر ذهنم در بعضی از کلاسها شرکت می‌کردم»

Damien Rcie Lisa Hanigan2

(دیمین رایس و لیزا هنیگان)

رایس در جای دیگری از این مصاحبه می‌گوید: «آدمهایی که با آنها کار می‌کردم از من چیزهایی می‌خواستند که هیچوقت دلم‌ نمی‌خواست به آن تن دهم. مثلا ورژن جدیدی از یک آهنگ را برای پخش رادیویی ضبط کنم. من خواسته‌هایشان را می‌فهمیدم، اما وقتی از درون به موضوع نگاه می‌کردم، می‌دیدم تنها دلیلی که منجر به این خواسته‌ها می‌شد فروش بیشتر و پول بیشتر بود. همین پول بود که همه چیز را خراب کرد و ستون‌های گروه‌مان از درون پوسید. ما از فضای بی‌گناهی آمده بودیم که فقط قصدمان موسیقی بود، نه پول. تا اینکه موفقیت به همراه خودش پول آورد، توقع آدمها بالا رفت، و این همه چیز را نابود کرد» رایس در ادامه فضای انتشار آلبوم دومش را به جهنم تشبیه می‌کند: «من عشق را گم کرده بودم. مردم فقط اثر جدیدی می‌خواستند. همین‌ شد که از من سوء استفاده کردند»

Damien Rice Salma Hayek

(رایس در کنار سلما هایک شبیه یک کارتن‌خواب بنظر می‌رسید)

اینچنین شد که رایس ناپدید شد. او به آیسلند رفت و بیشتر وقت خود را آنجا سپری نمود. او آدم عجیبی شده بود. یک سال پیش عکسی منتشر شد که او را در مراسم خیریه کمک به هائیتی در لوس آنجلس، در کنار سلما هایک به شکلی نشان می‌داد که شبیه یک کارتن‌خواب بنظر می‌رسید. اما انگار این شیرجه در ذهن بالاخره تاثیر خودش را گذاشت و رایس بعد از پنج سال دوباره تصمیم گرفت از جا برخیزد. ولی فقط قصد کردن کافی نبود و رایس به یک چیز مهم نیاز داشت: یک تهیه کننده‌ی مناسب.

بازگشت به موسیقی

دیمین رایس پس از گذراندن دورانی که از آن با عنوان «شنا در ذهن» یاد می‌کند، تصمیم گرفت که بعد از هشت سال دست به انتشار آلبوم جدیدی بزند. برای این کار به سراغ ریک رابین رفت. رابین یکی از تهیه کنندگان مشهور و قدرتمند دنیای موسیقی‌ست. وی چند سالی نایب رئیس کمپانی مطرح کلمبیا رکوردز و یکی از موسسین کمپانی دف جم رکوردز بود. رابین یکی از تهیه کنندگانی‌ست که با حمایت هنرمندانی نظیر Beastie Boys، Run D.M.C، LL Cool J و Public Enemy کمک شایانی به مردمی شدن ژانر هیپ هاپ کرد. با این وجود او فقط به این ژانر از موسیقی محدود نشد و با گروه‌های بزرگی نظیر Metallica، Black Sabbath، Slipknot، System of a Down، Linkin Park، AC/DC و همچنین هنرمندان صاحب نامی مانند میک جاگر، نیل دایموند، شریل کرو، لانا دل ری و ادل نیز همکاری نمود. در سال 2007 شبکه‌ی Mtv رابین را مهمترین تهیه کننده‌ی 20 سال اخیر موسیقی نام نهاد و در همین سال نام او بعنوان یکی از 100 نفر انسان تاثیر گذار سال در فهرست مجله‌ی تایم قرار گرفت. رایس در خصوص همکاری با رابین می‌گوید «این حس را داشتم که او تنها کسی است که می‌توانم به کار کردن با او فکر کنم، بدون آنکه سعی کند من را تغییر دهد و یا برچسبی به من بچسباند»

Damien rice 2014

(دیمین رایس – 2014)

در همان اولین قدم همکاری این دو نفر، رابین به رایس توصیه می‌کند که برای شروع کار به سراغ خانمی برود که رایس از او با عنوان بانوی تصمیم گیری یاد می‌کند. این خانم، که بیشتر شبیه یک روانشناس بود، از زندگی رایس پرسید و متوجه شد او نه شریکی برای زندگی دارد، نه فرزند و نه دغدغه‌های مالی. بانوی تصمیم گیری به این نتیجه رسید که در شرایط فعلی دیمین رایس، بخاطر اینکه هیچ مسئولیتی در هیچ زمینه‌ای را شامل حال خود نمی‌داند، صلاحیت تصمیم گیری در مورد سرنوشت موسیقی‌اش را ندارد. او رایس را مجبور کرد که چه بخواهد و یا نخواهد هر روز صبح زود از خواب برخیزد و چه بخواهد و یا نخواهد از همان اولین ساعات روز کار را شروع کند. اینچنین بود که آرام آرام روند جریان ساخت سومین آلبوم دیمین رایس، «فانتزی محو شده‌ی مورد علاقه‌ی من»، شکل گرفت.

اینطور که بنظر می‌رسد دیمین رایس نسبت به آینده خوشبین است. او می‌گوید: «انگار چیزی لای دندانتان برای مدت زیادی گیر کرده باشد و آزارتان بدهد، و برای من موسیقی چیزی شبیه به نخ دندان است» او اضافه می‌کند که بازگشت به موسیقی جای هیچ ترس، خشم و تردیدی برای او باقی نگذاشته و تاکید می‌کند که موفقیت مالی این آلبوم هیچ اهمیتی برایش ندارد و بعد از انتشار آن در کمال تعجب قصد دارد خود را برای انتشار آلبوم دیگری در سال بعد آماده کند.

فانتزی محو شده‌ی مورد علاقه‌ی من

سومین آلبوم هنرمند چهل ساله‌ی ایرلندی موسیقی فولک، دیمین رایس، 31 اکتبر 2014 (نهم آبان 1393) با عنوان My Favourite Faded Fantasy، به فاصله‌ی هشت سال از آلبوم قبلی، 9، منتشر شد. این آلبوم 50 دقیقه‌ای از هشت آهنگ تشکیل و توسط ریک رابین تهیه شده است. این اثر توانست در چارت ایرلند رتبه‌ی نخست، در چارت آلمان جایگاه دوم و در چارت انگلستان مقام هفتم را تصاحب کند. در تهیه و ضبط این آلبوم حدود 30 هنرمند با ملیت‌های مختلف با رایس همکاری نموده‌اند که از بین آنها می‌توان به این افراد اشاره نمود: جوئل شیرر (خواننده و گیتاریست) و زک ری (کیبوردیست، گیتاریست و بیسیست) هر دو عضو گروه آمریکایی Pedestrain، مارکتا ایرگلوا (خواننده و پیانیست اهل جمهوری چک) که اکثراً او را با بازی در فیلم Once می‌شناسیم، شهزاد اسماعیلی (بیسیست و درامر پاکستانی) عضو گروه Secret Chiefs 3 (گروه آمریکایی آوانگارد عجیب و غریبی که موسیقی ایرانی، هندی و عربی را در قالب متال و الکترونیک اجرا می‌کنند)، همچنین تینا دیکو (خواننده‌ و گیتاریست دانمارکی).

Damien Rice Video

(تصویری از ویدئوی I Don’t Want to Change You)

اندوه و زیبایی: ارمغان دیمین رایس

اولین آلبوم دیمین رایس، O، چیزی از یک شاهکار کم نداشت. خلوص و سادگی آهنگها و ترانه‌هایش آن چنان گیرا بود که فرقی نمی‌کرد آنها را می‌شنوی یا گوش می‌کنی، نتیجه این بود که چنان بر ذهنت می‌چسبید که برای مدتها ملودی پس‌زمینه‌ی زندگی‌ات می‌شد. این اتفاق چندان با انتشار آلبوم دوم تکرار نشد (پیش از این در زمان انتشار این آلبوم از آن صحبت کرده‌ام (اینجا) بله! درست است، هشت سال پیش این پست را نوشته‌ام. این وبلاگ همچین قدمتی دارد!). 9، با وجود زیبایی و جذابیتی که داشت، شاید به همان دلیلی که رایس از آن به سفارشی شدن و درگیر رفع انتظار دیگران شدن یاد می‌کند، نتوانست آن تاثیر حیرت‌انگیزی که O داشت را تکرار کند. حالا از آن مدت هشت سال گذشته است. با وجود تمام زیبایی آهنگ‌های رایس، او آنقدر شخصیت و چهره‌ی بزرگ و شاخصی نبود که توانسته باشید این همه مدت طرفدار پر و پا قرص او باقی مانده باشید. چیزی که احتمالاً اتفاق افتاده این است که همچنان بعضی از آهنگ‌های او را روی ام‌پی‌تری پلیر خود نگه داشته‌ بودید و هر از گاهی که بصورت شافل موسیقی گوش می‌کردید، آن وسط هم چند باری قرعه به آهنگ‌های رایس می‌افتاد. بله، رایس بعد از هشت سال برگشته، ولی آنقدر باید این بازگشت فوق‌العاده باشد تا دوباره بتواند جایگاه قبلی‌اش در ام‌پی‌تری پلیرمان را پس بگیرد. این مقدمه برای آن بود که در یک جمله بگویم: می‌توانم آیپادم را بطور کامل خالی و تنها با همین آلبوم مدت زیادی را سر کنم! این یکی از زیباترین آلبوم‌های منتشر شده‌ی امسال و یکی از بهترین آلبوم‌های غمگینی‌ست که تا کنون شنیده‌ام.

آلبوم با آهنگ  My Favourite Faded Fantasy آغاز می‌شود، شروعی فوق‌العاده که در همان ابتدا بذر اندوه را می‌کارد، بزرگش می‌کند، و در نهایت آن را وقتی به بلوغ کامل می‌رساند. این آهنگ اولین چیزی‌ست که بعد از هشت سال از رایس می‌شنوید. در ابتدا با تغییر وکال کمی با سر به سرتان می‌گذارد! این رایس است یا کس دیگری به جای لیزا هنیگان آمده؟ موسیقی شکایت می‌کند، ترانه از دلتنگی می‌گوید، آهنگ به دقیقه پنج نزدیک می‌شود، بالا و بالاتر می‌رود و درست راس 5:00 شما را به زیر می‌کشد، کمی نفستان را تازه می‌کند و به ناگهان غم و اندوه‌ش از کنترل خارج می‌شود! این جزو تخصص‌های ویژه‌ی رایس است. اینکه اندوه را با غم آغاز و با سرگشتگی به اتمام برساند. این آهنگ، اولین آهنگ آلبوم و اولین سینگل آن، یک شروع فوق‌العاده و بی‌نظیر برای یک آلبوم بی‌نظیر و فوق‌العاده است.

Damien-Rice

آهنگ دوم، It Takes a Lot to Know a Man، شاخص‌ترین آهنگ این آلبوم است. آهنگ با فرمول دو اثر جاودانه‌ی دو آلبوم قبلی آغاز می‌شود: به همان سادگی و روانی The Blower’s Daughter و با همان گونه ملودی پیانو 9 Crimes. اما به سرعت ماهیت مستقل خود را پیدا می‌کند و با تبعیت از الگوی اولین آهنگ آلبوم، به پیش می‌رود و به بلوغ می‌رسد. موسیقی به سادگی جریان دارد، اما می‌توان در مورد خط به خط لیریکس این آهنگ نشست و حرف زد. آهنگ به دقیقه‌ی 5:00 می‌رسد، اما رایس تصمیم ندارد آن را به اتمام برساند. موسیقی وارد فضای پست راک می‌شود، پیانو گریه می‌کند، ویولا می‌آید و او را در آغوش می‌کشد، ارکستر صحنه را کامل می‌کند و رایس دوباره به همان سرگشتگی خاص و ویژه‌ی خود می‌رسد، دقیقه‌ 8:00 می‌گذرد، همه به جز ویولا ساکت شده‌اند تا او برای خروج از صحنه 1:30 دقیقه‌ی دیگر زمان صرف کند. این آهنگ لعنتی و دوست داشتنی‌ است.

The Greatest Bastard و Colour Me In ساده و معمولی و در عین حال زیبا هستند، ملودی I Don’t Want to Change You جذاب و گیرا است، The Box متین و غمگین است، اما وکال با خشمی درونی فریادش را خفه کرده است. این آرامش در انتها به چنان غوغایی تبدیل می‌شود که وقتی تمام می‌شود شما نیز احساس خشمی نهفته می‌کنید. Trusty and True برایتان یک ادونچر خواهد بود که در آن بچرخید و در انتها به دهکده‌ای برسید که هم‌سرایان به استقبال از شما آواز سر می‌دهند. در انتها Long Long Way، با همراهی آواز مارکتا ایرگلوا، معجونی می‌شود که شاید بتواند کمی از استرس و غم آلبوم بکاهد و اندکی آرامتان کند.

تمام آهنگ‌ها شنیدنی و مجموع آلبوم دوست داشتنی و جذاب است. اگر از من بپرسید، می‌گویم تنها نقصی که این آلبوم دارد این است که لیزا هنیگان را ندارد!

rice

و در آخر اینکه

غم و غصه و دردی که رایس از آن صحبت می‌کند چندان تازه و بکر نیست. گیتارش، صدایش، اندوه‌ش، دغدغه‌هاش بعد از او بارها توسط هنرمندان دیگری نظیر جیمز بلانت و ری لامونتاین، تکرار و تاکید شده‌اند. رایس همیشه متهم به این بوده که به شکل کاملا آشکاری از بزرگان موسیقی فولک تاثیر گرفته است. با این وجود کمی به جمله‌ای که می‌خواهم در این خصوص بگویم دقت کنید: در زمان انتشار آلبوم 9، رایس متهم به کپی برداری از حس و حال نیک دریک شد (اسطوره‌ی موسیقی فولک انگلستان، جوانی که بعد از انتشار 3 آلبوم، در سال 1974 و در سن  26 سالگی از دنیا رفت)، و حالا بعد از گذشت هشت سال و انتشار آلبوم جدید، رایس را بخاطر زنده کردن حال و هوای جف باکلی ستایش می‌کنند (چهره‌ی شاخص موسیقی فولک آمریکا، جوانی که بعد از انتشار تنها 1 آلبوم، در سال 1997 و در سن 30 سالگی از دنیا رفت). مسئله اینجاست، با وجود آنکه زبان موسیقی دیمین رایس هیچوقت بکر و بدیع و منحصر بفرد نبوده و می‌توانیم او را نیز یکی از همان پسران غمگینی بدانیم که گیتار به دست می‌گیرند و اثر زیبایی خلق می‌کنند بدانیم، اما چیزی که رایس می‌گوید و حال و هوایی که در آهنگ‌هایش ایجاد می‌کند، نسخه‌ی بالغ شده‌ی تمام آنهاست. او در اکثر آهنگ‌هایش غم و دردی که از آن صحبت می‎کند را به یک جنبش، حرکت، اعتراض، چالش و یا حتی سرگشتگی می‌کشاند. او آدمی‌ست که در یکی از عاشقانه‌ترین آ‌هنگ‌هایش، The Blower’s Daughter، بعد از «نمی‌توانم چشمانم را به روی تو ببندم» در آخرین خط به آرامی می‌گوید «تا زمانی که شخص دیگری را پیدا کنم!». او با غم شروع می‌کند و این غم را تا رسیدن به یک هدف مشخص به پیش‌ می‌برد. همچنان معتقدم که لقبی که 10 سال پیش به او داده بودند هنوز برازنده‌اش می‌باشد. Damien Rice: The King of Pain. او سلطان غم و اندوه است، نه بخاطر اندوه فراوانی که دارد، بلکه بخاطر اینکه بر آن به زیبایی حکمرانی می‌کند.

Damien Rice – 9

Damien Rice - 9

دیمین رایس ، خواننده و آهنگساز 33 سالهء ایرلندی ، شهرت خودش را با اولین آلبومش یعنی O بدست آورد. اکثر آهنگهای اون بصورت Soundtrack برای سریالهای تلویزیون و فیلمهای سینمایی در اومده و همین مسئله باعث شده که در بعضی موارد آهنگهاش بیشتر از خودش به شهرت برسن.

Damien Rice در ابتدا کار خودش رو با گروهی به اسم Juniper ، یه گروه راک نه چندان مطرح که دو آهنگ The World Is Dead و  Weatherman تونستن تا حدودی مورد استقبال قرار بگیرن ، شروع کرد. وقتی Juniper اولین آلبوم خودش رو در سال 99 منتشر کرد ، Rice از گروه جدا شد. (بعد از رفتن Rice اعضای باقی موندهء Juniper به رهبری Paul Noonan اسم گروهشون رو عوض کردن و گذاشتن Bell X1 . یه گروه Soft Rock ایرلندی که بعد از انتشار 3 تا آلبوم بزرگترین افتخارش رسیدن به جایگاه اول بهترینهای ایرلند در سال 2005 بخاطر آلبوم Flock هست.
بعد از جدایی از گروه ،
Rice به یکی از روستاهای ایتالیا نقل مکان میکنه. تو محیط آروم روستا مشغول گیتار زدن و آهنگ ساختن میشه و در کل اروپا آهنگهاش رو به شکل عمومی در خیابونها اجرا میکنه (بذارین در این مورد یه کم بیشتر توضیح بدم. احتمالا تو فیلمها زیاد دیدین که یه نفر وامیسته کنار خیابون و گیتار یا هر ساز دیگه ای میزنه و پول جمع میکنه ، یا حتی بعضی مواقع بخاطر پول جمع کردن هم نیست ، بلکه بخاطر تمرین اجرا تو محیط عمومی هست. این دقیقا همون چیزی هست که انگلیسیها بهش میگن Busking و به کسی هم که این کار رو میکنه میگن Busker . این هم بگم که همچنین کلمه ای توی آمریکا استفاده نمیشه و اونها از Street Musician یا Street Performer استفاده میکنن.)
شانس به Rice رو میاره . با David Arnold (که البته انگار یه نسبت فامیلی هم با هم دارن) آشنا میشه . Arnold یکی از تهیه کننده های مطرح که بیشتر فعالیتش در زمینهء فیلمهای جیمز باند هست . این موقع هست که آلبوم O ضبط میشه و موفق میشه در همون ابتدا جایزهء Shortlist Music رو در سال 2003 کسب کنه. اعضای دیگهء گروه Rice اینا هستن : Lisa Hannigan (خواننده زن جوان ایرلندی که هم بعنوان خواننده و هم نوازندهء گیتار و بیس گیتار با Rice همکاری میکنه و حتی بعضی اوقات توی کنسرتها Drums هم میزنه !!!) Vyvienne Long نوازندهء ویالون سل ، Tom Osander نوازندهء پرکاشن (معروف به Tomo و عضو سابق گروه God Street Wine) و Shane Fitzsimons نوازندهء بیس.
در سال 2004 آهنگ Cannonball برای رادیوی انگلستان با میکس جدیدی منتشر شد. Rice به این موضوع شدیدا اعتراض کرد و ابراز کرد هیچ علاقه ای نداره که آهنگهای خودش رو بصورت Remix بشنوه . اون فقط به این شرط پذیرفت که از رادیو شکایت نکنه و جلوی پخش آهنگ رو نگیره که قراردادی امضا کنه که هرگونه Remix شدن کلیه آثارش رو ممنوع میکنه.
همه دیگه Damien Rice رو میشناختن . آهنگ The blower’s Daughter توسط تمامی مردم زمزمه میشد. در سرتاسر دنیا به شکلی باور نکردنی این آهنگ و در کنارش Damien Rice به شهرت رسید و علت اصلی اون رو میشه استفاده از این آهنگ برای فیلم زیبای Closer دونست (دیدین فیلم رو ؟ وقتی ناتالی پورتمن داره توی خیابون قدم میزنه فیلم بصورت اسلوموشن نمایش داده میشه و موزیک رایس هم شنیده میشه ، آیا واقعا ممکن هست کسی بتونه این صحنه رو از تو ذهنش پاک کنه !!؟!!؟). آهنگ Delicate برای قسمتی از سریال Alias باعنوان crossings انتخاب شد و یک سال بعد از این همین آهنگ برای قسمتی از سریال Lost با عنوان In Translation استفاده کردن. حدود 8 ماه بعد دوباره از همین آهنگ Delicate برای قسمتی از سریال House باعنوان Humpty Dumpty استفاده شد . از آهنگ Amie هم برای قسمتی از سریال CSI استفاده کردن. در نوامبر سال 2006 بود که آلبوم دوم رایس با عنوان 9 منتشر شد. آلبومی که میخوایم در موردش حرف بزنیم.
یه چیز دیگه بگم و بریم سر اصل مطلب : توی این چند سال اخیر با گسترش و پیشرفت دوربینهای دیجیتال و دوربینهای موبایل ، تقریبا نمیشه جلوی مردم رو گرفت که از هرچیزی که دم دستشون میاد ، مخصوصا کنسرتها ، فیلم تهیه نکنن . این مسئله ای هست که باعث ناراحتی
Rice میشه ، بطوریکه توی یکی از کنسرتهاش آهنگ رو قطع میکنه و خطاب به مردم میگه : بهتر نیست بجای ضبط کردن ، به کنسرت نگاه کنین ؟!؟ . و در همین مورد ، یه حرکت جالب و عالی از Rice ، در کنسرت تورنتو سال 2006 ، قسمتی از ترانهء آهنگ I Remember رو فی البداهه عوض میکنه !. اصل ترانه این هست : I remember it well, taxied out of a storm, to watch you perform, and my ships were sailing که رایس اون رو به این تغییر میده : I remember it well, when we used to watch concerts, not through a camera, please turn, them off please

damienrice

دومین آلبوم Damien Rice با عنوان 9 در سوم نوامبر سال 2006 منتشر شد. سبک آلبوم folk هست ، مدت زمانش 67:41 و تهیه کننده اون هم خود Rice . جالب اینه که 5 روز قبل از اولین انتشار آلبوم ، تعدادی از آهنگهای اون رو میشد توی اینترنت پیدا کرد !!!!. عرض کنم که :

           آلبوم بر اساس انتقادات و واکنش طرفداران ساخته و تهیه شده.

           توی این آلبوم یه Hidden Track وجود داره که یه دمو از آهنگ 9 Crimes هست.

 –          آهنگ Elephant در اصل همون آهنگ The Blower’s Daughter Part 2 هست.

           نسخه اصلی آلبوم با 16 دقیقه آواز تبتی تموم میشه که بقول معروف گفته میشه که انرژی رو بازیافت میکنه.

           این آلبوم در اولین هفته انتشار 74000 نسخه فروش کرد و در جایگاه 27 جدول واستاد . فروش اون در هفتهء دوم 88000 نسخه بود که تونست به جایگاه 23 برسه (این آمار البته برای چارت United World هست. آمار چارت Billboard متفاوت هست : 44874 نسخه در هفتهء اول و جایگاه 22 ، 23035 نسخه در هفته دوم و جایگاه 65 )

داریم در مورد Damien Rice حرف میزنیم . در مورد خواننده ای که آوازها و ترانه هاش قسمتی از وجود و زندگی ما هست . صدای اون ، آهنگهاش ، شیوهء خوندنش ، کاملا با ما صمیمی هست و به شدت رابطه برقرار میکنه . میتونین با شنیدن آهنگهاش به نقطه ای خیره بشین و وقتی آهنگ تموم شد ، متوجه بشین که چشماتون پر از اشک شده . اما ، از طرف دیگه ای میشه نگاه کرد ، صدای ناله گونه ، خسته کننده ، موسیقی خلوت و آکوستیک ، ممکنه حوصلهء شنونده رو سر ببره . نظر منتقدین در مورد این آلبوم چندان خوب نیست. توی هیچکدو از رتبه بندیهای مطرح و معروف دنیا نتونسته امتیاز قابل قبولی رو کسب کنه (در حدی که Pitchfork Media از 10 امتیاز فقط 2 امتیاز بهش داده !!!! یا Guardian و Independent هر کدوم از 5 امتیاز 2 امتیاز دادن.) Hotpress توی گزارشی در مورد این آلبوم اشاره میکنه که : اگه Rice یک مجروح عصبی و پر و بال شکسته هست، هیچ دلیلی وجود نداره که تا این حد خودش رو به Nick Drake بچسبونه و الگوبرداری کنه ، درست همون کاری که تو آهنگ The Animal Were Gone کرده . (Nick Drake یکی از اسطوره های موسیقی folk انگلستان هست که در سال 1974 در سن 26 سالگی از دنیا رفت) و یا در انتقادهای مختلف این آلبوم رو کپی برداری از آثار David Gray ، Lamontagnes ، Johnsons و در بعضی موارد James Blunt میدونن.

توضیح دادم که میشه با دو دیدگاه به آهنگهای Rice گوش داد : اینکه با غم و اندوه اون همراه بشی و تک تک آهنگها را با تمام وجودت حس کنی ، یا اینکه چندتا خمیازه بکشی و به آهنگ سوم نرسیده قطعش کنی و ترجیح بدی pmc نگاه کنی !!!!!!. من چون خودم دیدگاه اول رو دارم ، پس از همون نظر به این آلبوم نگاه میکنم.
آلبوم با آهنگ فوق العاده
9 Crimes شروه میشه ، نه با صدای Rice ، بلکه با صدای Lisa Hannignan ، یه دوئت بی نظیر ، یه شروع تکون دهنده ، یه آهنگ آکوستیک ساده ، با پیانو و همراهی ویالن سل ، طوری میتونه اشک شما رو در بیاره و غم دنیا رو به دلتون بشونه که خودتون نتونین باور کنین (این روزها کلیپ این آهنگ رو هم زیاد نشون میدن). آهنگ دوم The Animals Were Gone ، یه آهنگ Folk ، ساده و زیبا که ردی از کارهای Drake رو به سادگی میشه توش پیدا کرد. Elephant ، آهنگ سوم ، یعنی قسمت دوم آهنگ The Blower’s Daughter ، اساس قسمت اول رو حفظ کرده : یه آهنگ آکوستیک گیتار ، با صدای پر از احساس رایس که به ناله بیشتر شبیه هست . Rootless Tree و Dog دوم آهنگ بعدی هستن که از موسیقی آکوستیک و فولک فاصله میگیرن و وارد دنیای راک میشن . این روند رو تا آخر آلبوم میبینیم و در آخر آهنگ Sleep Don’t Weep که دوباره مارو به فضای اختصاصی رایس برمیگردونه. (ترجیح میدم دیگه مثل سابق در مورد آهنگها پرگویی نکنم و به کلی گویی اکتفا کنم !!!) .

این آلبوم ، این خواننده از بهترینهای من هستن . Damien Rice به طرزی باورنکردنی میتونه شما را با احساس خودش همراه میکنه . میتونه تک تک نتهای موسیقیش رو توی قلبتون جا بده و میتونه با ترانه ها و اشعار خودش ذهن شمار رو تسخیر کنه. حتما این آلبوم رو گوش کنین. مخصوصا اگه احتیاج دارین یه عامل خارجی احساسات خشک شده و رسوب گرفتهء شما رو شخم بزنه !. بی جهت نیست که به Damien Rice این لقب رو دادن : The King Of Pain

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: