آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی برچسب‌ها: Blackfield

برترین های 2011 از نگاه خوانندگان آ ل ب و م – بخش سوم

بردیا برجسته نژاد: با توجه به فراخوانی که در خصوص معرفی بهترین آلبومهای سال 2011 از نگاه شما صورت گرفت، هر کدام از دوستان سه آلبوم برتر خود را در ادامه معرفی کرده اند. لازم به ذکر یادآوری ست که آلبومهای انتخاب شده و توضیحات مربوط به آن نظر شخصی نویسنده بوده و ممکن است با نظر وبلاگ آ ل ب و م در تضاد باشد.

سینا وزیری

01
65daysofstatics – Silent Running

گروه انگلیسی daysofstatic65 پنجمین آلبوم خود را منتشر کرد که بی شک بهترین کار آنها تا به امروز می باشد.آلبوم با آهنگ عالی Overture شروع می شود که دو آهنگ آخر این آلبوم تحت تاثیر تم این موسیقی است. این یک مقدمه عالی برای یک آلبوم خوب است. بعد از آن 3 آهنگ شاهکار Space Theme و The Announcement و Safe Distancing از راه می رسند. نویز های گیتار الکتریک در آهنگ  The Announcement انسان را به وجد می آورد. بعد آهنگ Burial Scene از راه می رسد که تم اصلی آهنگ Space Montage است: دو شاهکار عالی. و آهنگ  Surgery که روح آدم را واقعا جراحی می کند و دوآهنگ اختتامیه که ریمیکسی از آهنگ اول هستند. یکی از بهترین پست راکهای تاریخ. احساس می کنی با شروع آلبوم سفینه از جایش بلند می شود سرعت می گیرد و تو را به عمق فضا و کهکشان ها می برد و تو Burial Scene  مرگ ستاره ها در کنار سیاهچاه ها را می بینی، بعد در آخر سرعت آنقدر بالا می رود که به نور می رسی و تمام. تنها موسیقی است که می تواند این احساس را به آدم بدهد. البته باید بگویم که امسال آلبوم های Mogwai و Braveyoung وCaspian و Collapse Under The Empire و Olafur Arnalds هم در زمینه پست راک خیلی خوب بودند ولی هیچ کدام شاهکار نبودند.

02
Airbag – All Rights Removed

ایربگ گروهی ست که من خیلی روی آن تعصب دارم!4 یا 5 سال پیش وقتی داشتم تو یکی از رادیو های اینترنتی موزیک گوش می کردم به آهنگی برخوردم به نام colours. این آهنگ شاهکار بود. چنان از شنیدن چند ده باره ی این موزیک لذت می بردم که باعث شد پی خواننده اش بگردم. فکر کنم من جز اولین فن های آسیایی این گروه باشم. از همان سینگلهای ابتدایی در سال 2009 آلبوم Identity منتشر شد. آلبوم اول جز بهترین کارهای پراگرسیو است که من تا به حال شنیده ام. برای من آلبوم دوم که امسال منتشر شد به بزرگی آلبوم قبل نیست ولی باید اعتراف کنم با یک شاهکار طرف هستیم. موزیکی که شما را به یاد پینک فلوید و اوایل کار پورکوپاین تیری می اندازد. سولوهای بلندی شبیه کارهای دیوید گیلمور که آدم را به وجد می آورد. می توان گفت این گروه تلفیقی از پینک فلوید و پورکوپاین تری است. آلبوم به معنای واقعی یک دست است. در هیچ جای آلبوم احساس افت فضا نمیکنی، هر چند من نقطه ی اوج و بهترین آهنگ آلبوم را The Bridge می دانم. صدای گرم خواننده گروه آدم را به یاد استیون ویلسون می اندازد، با سولوهای شاهکار گیتار الکتریک تلفیق فوق العاده ای را به وجود آورده است. در آهنگ Light Them All Up سولوی بلند مدت ویالن یک نوآوری برای این گروه به حساب می آید. و آهنگ 17:22 دقیقه ای Homesick یک پایان عالی برای این شاهکار موسیقی ست. من تو 2 ،3سال اخیر چندین بار این گروه را در وبلاگ بردیا معرفی کردم ولی خیلی جدی گرفته نشد اما انگار امسال خیلی مورد توجه قرار گرفته است. پس بشتابید به سوی این شاهکار اسکاندیناوی.

06
David Lynch – Crazy Clown Time

بعد از همکاری موفق لینچ با Danger Mouse  و Sparklehorse فقید در دو آهنگ، این بار لینچ به تنهایی شاهکاری در دنیای موسیقی الکترونیک خلق کرده است. دیگر نمی شود گفت لینچ فقط یک فیلمساز سورئال است. این پیرمرد نابغه ی دیوانه، یک موزیسین الکترونیک فوق العاده است. کافی ست چشمانتان را ببندید و این آلبوم را گوش کنید. به دنیای لینچ خوش آمدید! اگه مثل من با فیلمهای لینچ زندگی کرده باشید می بینید که این دنیا چقدر آشناست. انگار این وکال عجیب  زمزمه وار که فریاد میزند I Know  همان شخصیت سادیسمی و فتیش فیلم مخمل آبی است. در آهنگ  Crazy Clown Time تصویر خرگوش های فیلم اینلند امپایر جلوی چشمهایتان رژه می روند. آهنگ اول با نام رویای پینکی شما را به رویای آبی رنگ بلوار مالهالند می برد. در آهنگ She Rise Up فضا به شدت به فیلم  Lost Highwayنزدیک است. تمام آهنگها یک لینک هستند به سمت فیلمها و فضاهای سورئال خلق شده توسط لینچ. آلبوم در Stone’s Gone Up به نقطه ی اوج می رسد و به نظرم این بهترین آهنگ این آلبوم است. لینچ در فضا سازی ها عالی است: صدا و وکال به جا تغییر می کنند و در قسمتهایی وکال دلقک وار، در قسمت دیگر وکال روبوتیک و در جاهایی زمزمه هایی را می شنویم که همه به حالت وهم آلود فضا کمک می کنند. درست است که لینچ از سال 2006 دیگر فیلم نساخته و دخترش جانشین او شده ولی باید اعتراف کرد که سیلاب خلاقیت یک نابغه می تواند در سن 65 سالگی جریانش را در آبراهه ی وسیع و غنی موسیقی پیدا کند.

3: Steven Wilson – Grace for Drowning / 4: Yan Tiersen – Skyline / 5: Memories of Machines – Warm Winter / 7: Puscifer – Conditions of My Parole / 8: Radiohead – The King of Limbs / 9: Snow Patrol – Called Out in the Dark / 10: James Morisson: The Awakening

محمد حسین ایزدی

01
Anathema – Falling Deeper

موسی با عصایش نیل را شکافت، عیسی مردگان را زنده کرد، سلیمان با قالیچه اش پرواز کرد و با حیوانات سخن گفت. اینها همگی معجزات بزرگ و عجیب هستند. اما در عصر ما چه چیزی معجزست؟

خیلی وقت بود که چیزی شبیه معجزه را نشنیده بودم. چطور می شود که آهنگ هایی که بی شباهت به آتشفشان نیست به شعله ی آرام و بی درد شمع تبدیل شود؟ آناتما مثل روح در کالبد مخاطب نفوذ و کاملاً روح و بدن را تسخیر می کند. برای من خیلی سخت بود که آلبوم های اوایل دهه 90 این گروه را گوش کنم. موسیقی سنگین، افسرده و بی نهایت ناراحت کننده. اما این ترک ها پیله بسته بودند و امسال پروانه شدند. شروع با Crestfallen عالی بود و پایان با Sunset of Age رویایی. ترک Everwake دیوانه وار بود. این آلبوم بی شک یکی از به یاد ماندنی ترین آلبوم های زندگی 26 ساله ی من بوده، هست و خواهد بود.

02
Dream Theater – A Dramatic Turn of Events

جدای از علاقه ی شدیدم به این گروه، یازدهمین آلبوم استودیویی آنها اثری در خور توجه بود. هرچند که قبلاً در موردش در همین وبلاگ به تفصیل صحبت کرده ام. حضور پررنگ تر پیانو و ملودیک تر شدن موزیک این گروه باعث شد که گوش هایی که به متال و ریتم های سنگین آلرژی داشتند و موضع های سختی می گرفتند هم از آن استقبال کنند. فرمت پراگرسیو دریم تیتر خاص همین گروه است و مغز متفکرشان، جان پتروچی هم به نظر اشباع شدنی نیست. بعضی وقتها فکر می کنم واقعاً چرا همچین گروهی نقطه ی افت ندارد؟ دریم تیتر تنها گروهی ست که می توان برای خوبی آلبومشان از قبل شرط بندی کرد. تـرک Breaking All Illusions برای من بهترین ترک سال بود.

 

03
Blackfield – Welcome to My DNA

با اینکه نقدها بر حضور کمرنگ استیون ویلسون در این آلبوم نقل محفل بچه های این وبلاگ  بود ولی کسی به نبوغ و هنر آویو گفن اشاره ای نکرد. این در حالی ست که بار اصلی این گروه بر دوش گفن سنگینی می کند. آرت راک با رگه های سبک مورد علاقه ی من پراگرسیو. آلبومی که ترکهایی چون Oxygen ,DNA ,Zigota ,Blood , Rising Of The Tide ,On the plane را می توان تا مدت ها گوش کرد. گرمای بی نظیر و لطافت  صدای خاص استیون ویلسون به همراه فضای دلنشین آرت راک، به قدری خوب بود که هنوز هم وقتی ترک Rising of the tide  رو می شنوم، باور نمی کنم که قبلاً این آهنگ را صدها بار گوش دادم.

4: Nightwish – Imaginaerum / 5: 3Doors Down – Time of My Life / 6: Airbag – All Rights Removed / 7: Steven Wilson – Grace of Drowning / 8: Coldplay – Mylo Xyloto / 9: VA: SMM – Context / 10: Within Temptation – The Unforgiving

Blackfield – Welcome to My DNA

استیون ویلسون، رهبر و مغز متفکر گروه Porcupine Tree، خودش به اندازهء یک دنیا موسیقی ست. ویلسون برای من نمادی از «ذهن سوار بر ملودی» است که دنیا را از دریچه ای ویژه ای می بیند و خودش هر از گاهی جهانی خلق می کند و مخاطبینش را پشت پنجره می نشاند تا از مشاهده آن لبریز و سر مست شوند. ویلسون در کنار Porcupine Tree بصورت انفرادی هم فعالیت می کند، در کنار تیم بونس گروه بی نظیر No-Man را تشکیل می دهد، چند پروژه موسیقی با اسامی I.E.M، Bass Communion و Continuum را می اندازد و در نهایت یک گروهی را با هنرمند اسرائیلی، اویو گفن، پایه گذاری می کند که موسیقی آرت راک را به زیر سلطهء خود می کشد: Blackfield.

اما بلکفیلد را می توان بیشتر تاثیر گرفته از افکار گفن دانست تا ویلسون. بلکفیلد در دو آلبوم قبلی خود با اجرای مجدد چندین آهنگ از آلبومهای قبلی گفن این را نشان داده که تمایل ویژه ای به موسیقی آرت راک گفن دارد تا موسیقی پراگرسیو و آمبینس ویلسون. ماجرا هم از آنجا شروع شد که در سال 2000، گفن که هنوز مقیم تل آویو بود از ویلسون و Porcupine Tree دعوت می کند تا برای اجرا به اسرائیل بروند. گفن به اندازه ای شیفتهء هنر ویلسون بود که پیشنهاد همکاری و راه اندازی پروژهء جدیدی با ویلسون را مطرح کرد. هستهء اولین بلکفیلد در همان زمان شکل گرفت و با انتشار دو آلبوم در سالهای 2004 و 2007 و به پشتوانهء شهرت تاسیس کنندگان آن توانست به سرعت در بین موسیقی دوستان مطرح شود. حالا بعد از گذشت چهار سال از آلبوم Blackfield II این گروه پس فردا، 28 مارس 2011، سومین اثر استودیویی خود را با عنوان Welcome To My DNA منتشر خواهد کرد.

تفاوت بسیار بزرگی که این آلبوم با دو اثر قبلی دارد این است که تمامی آهنگ توسط اویو گفن ساخته شده و استیون ویلسون که در همان زمان مشغول تهیه آلبوم سولوی انفرادی خود و آخرین اثر پورکوپاین تری بود تنها برای ضبط آثار، در لندن و تل آویو، حاضر شده است. طرح روی جلد، مردی که روبروی پنجرهء قدی ایستاده و در مکانی فراتر از به دور دست خیره شده، توسط کارل گلاور طراحی شده است که بعنوان یکی از گزینه های طرح روی جلد آلبوم سال 2007 گروه Marillion با عنوان Somewhere Else پیشنهاد شده بود. مریلیون این طرح را رد کرد و حالا با گذشت 4 سال بلکفیلد آن را برای آلبوم جدید خود انتخاب کرده است.

آلبوم جدید بلکفیلد آن چیزی نیست که لااقل من را که این گروه را بخاطر ویلسون دوست دارم، راضی کند. با وجود آنکه آهنگها شبیه ویلسون است اما اثری از ویلسون در آنها نیست! گفن تمام تلاش خود را کرده که قالب کارهایی که قرار است در این آلبوم عرضه شود به بلکفیلد نزدیک باشد اما از نظر من چندان در این امر موفق نبوده. این آلبوم بیشتر شبیه اثر انفرادی آخر گفن، Aviv Geffen محصول 2009، است تا کارهای قبلی بلکفیلد. شما فقط گیتار و صدای ویلسون را می شنوید و نه هنر آهنگسازیش را. با وجود آنکه آهنگهای خوبی نظیر Oxygene، Zigota و DNA در این آلبوم وجود دارد (بعد از 2 بار گوش کردن اینها به نظرم آمد) اما آلبوم جدید نتوانست خاطرهء خوش دو اثر قبلی را برای من، لااقل تا این لحظه، تکرار کند. شاید باید بیشتر آهنگها را زیر و رو کنم و زود قضاوت نکنم.

مطمئنا در بخش دیدگاه ها بحث مفصلی بر سر این آلبوم خواهیم داشت.

پ.ن در نظرسنجی ای که دربارهء این آلبوم در صفحهء فیس بوک وبلاگ انجام شد 48 نفر شرکت کردند. نتیجهء نظرسنجی بدین قرار است: 8% ضعیف، 69% متوسط و 23% آلبوم را عالی توصیف کرده اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: