آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی دسته‌ها: Folk

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی یازدهم

بردیا برجسته نژاد: از انتشار آلبوم جدید ریدیوهد خبر دارم! دنبال این آلبوم در بسته‌های معرفی نگردید. جایگاه‌ش بالاتر و ویژه‌تر از آن است که بخواهم توصیه‌ای در موردش داشته باشم. پس نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Sturgill Simpson

Sturgill Simpson – A Sailor’s Guide to Earth

«راهنمای ملوان به سوی زمین» عنوان سومین آلبوم «استرگیل سیمپسون»، هنرمند آمریکایی ژانر کانتری و روت راک، محصول 2016 است. این آلبوم عجب چیز عجیب و خوبی‌ست! هرچند من چندان علاقه‌ای به ژانر حوصله سر بر کانتری ندارم، اما موسیقی او که بیشتر تنه به روت راک می‌زند و آن سولوهای درخشان به حد کفایت جذاب و دوست داشتنی هستند. در این آلبوم او ادای دینی به کرت کوبین نیز کرده و آهنگ In Bloom از نیروانا را کاور کرده است. متوسط امتیاز کسب شده در متاکریتیک برای این آلبوم 88 از 100 است (اگر متاکریتیک را بشناسید می‌دانید که این یعنی خیلی!). نتیجه آنکه: نگذارید این آلبوم شما را از دست بدهد!

Edward Sharpe and the Magnetic Zeros

Edward Sharpe and the Magnetic Zeros – PersonA

«شخص اول» عنوان چهارمین آلبوم گروه «ادوارد شارپ و مگنتیک زیروز»، محصول 2016 است. موسیقی این گروه حالت خاصی از ایندی و فولک با ترکیب بندی‌های مختلف از قبیل ایندی فولک، ایندی راک، فولک راک، سایکدلیک فولک یا هر چیز دیگری‌ست. ترک به ترک ژانر آنها را تغییر می‌کند و هر کدام جذابیت و زیبایی خاص خود را دارد. موسیقی آنها جذاب، آرامش بخش، عمیق، بعضاً تیره و گاهاً روشن است! از رهبر گروه، «الکس ابرت»، پرسیده‌اند که چرا در کاور آلبوم روی ادوارد شارپ خط کشیده‌اید؟ (شخصیتی خیالی که ابرت در کتابش آن را خلق کرده است) و او پاسخ داده او در این آلبوم هیچ حضوری ندارد و فقط مقدمه‌ای بوده برای آغاز. نتیجه آنکه: با ادوارد یا بدون او، این آلبوم ارزش شنیدن را دارد.

Bear Hands

Bear Hands – You’ll Pay For This

«برای این هزینه خواهی کرد» عنوان سومین آلبوم گروه آمریکایی «بیر هندز» محصول 2016 است. موسیقی این گروه را می‌توان ایندی راکی دانست که هر از گاهی سرک می‌کشد به موسیقی پانک. موسیقی آنها قابل قبول است، منتها چیزی که توی ذوق می‌زند وکال لوس و بیمزه‌ی آن است که آنها را در سطح یک گروه تینیجری پایین آورده است. وکال آزار دهنده نیست، جیغ نمی‌زند و زوزه نمی‌کشد، فقط لوس است! این آلبوم را احتمالاً اگر یک دختر بچه‌ی 16-17 ساله‌ی راک دوستِ علاقه‌مند به پاپ گوش کند بسیار از آن لذت می‌برد. نتیجه آنکه: حالا اینقدر هم سختگیری نکنید! دو سه ترک اشکالی ندارد!

Cyndi Lauper

Cyndi Lauper – Detour

«انحراف» عنوان یازدهمین آلبوم هنرمند 62 ساله‌ی آمریکایی، خانم «سیندی لاپر»، است. ایشان را حتماً می‌شناسید. یکی از مشهورترین چهره‌های موسیقی دهه 80. او حالا به فاصله شش سال از آلبوم قبلی خود با موسیقی جدید بازگشته است. می‌پرسید جدید از چه نظر؟ عرض می‌کنم! اجازه بدهید خیلی عقب نروم. دو آلبوم قبلی او محصول سال 2008 یک اثر شسته و رفته در ژانر پاپ راک و دنس پاپ بود. آلبوم قبلی ایشان محصول 2010 اثری در ژانر بلوز بود و این آلبوم جدید، «انحراف»، اثری در ژانر کانتری است. اصولاً او علاقه‌ی شدیدی به چرخش و گردش در ژانرهای مختلف دارد و الحق در اکثر آنها نیز خوب ظاهر شده است. با وجود آنکه کانتری چندان ژانر مورد پسند من نیست (چقدر این جمله را تکرار کرده‌ام!)، اما توانستم در این آلبوم چند آهنگ جذاب و خوب پیدا کنم. نتیجه آنکه: این آلبوم را گوش کنید، از هنرمندی که بعد از این همه سال در حد و اندازه‌ی خودش سعی می‌کند درجا نزند.

M83

M83 – Junk

بالاخره گروه فرانسوی M83 در هفتمین آلبومش تکلیف خود و دیگران را مشخص کرد و بطور کامل موسیقی پست راک را بوسید و کنار گذاشت! این گروه همیشه بین ژانرهای بی‌ربط پست راک و سینت پاپ و امبینت و دریم پاپ در نوسان بود، اما در جدیدترین اثر خود بطور کامل به سمت موسیقی دریم و سینت پاپ چرخیده و آلبومی را منتشر کرده که شاید برای مخاطبین قدیمی‌اش بیش از اندازه پاپ بنظر برسد، اما اثر تر و تمیز و به نسبت خوبی از آب در آمده است. احتمالا یک دلیل اصلی این تغییر خروج عضو اصلی، مورگان کیبی، از گروه است که در زمان خودش بار اصلی را به دوش می‌کشید. نتیجه آنکه: بد نیست این آلبوم لطیف و نسبتاً پاپ و حدوداً الکترونیک را گوش کنید.

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی نهم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Janis Joplin

Janis Joplin – Janis, Little Girl Blue OST

در سال 2015 فیلم مستندی با عنوان «جنیس، دختر کوچک غمگین» اکران شد که به زندگی هنری یکی از شاخص‌ترین چهره‌های موسیقی دهه‌ی هفتاد، مشهورترین خانم در کلاب بیست و هفت ساله‌ها (هنرمندانی که در سن 27 سالگی از دنیا رفته‌اند)، خانم «جنیس جوپلین»، پرداخته است. این فیلم به کارگردانی امی برگ و با صدا و کلام هنرمند دوست داشتنی، خانم کت پاور، ساخته شده است. به تازگی موسیقی متن این فیلم منتشر شده که شامل 17 ترک به کار برده شده در این فیلم مستند است. آهنگها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: آثار انفرادی جنیس جوپلین که شامل چند ترک استودیویی و چندین اجرای زنده (از جمله ووداستاک سال 69) است، و همچنین چند آهنگ که در زمان عضویتش در گروه Big Brother & the Holding Company اجرا کرده است. نتیجه آنکه: اگر جنیس باز هستید که حتما این آهنگها را شنیده‌اید. اگر نه، برای ادای احترام به این هنرمند دوست داشتنی، این مجموعه را گوش کنید.

Jeff Buckley

Jeff Buckley – You and I

«جف باکلی» تقریباً بعنوان یک اسطوره در موسیقی شناخته می‌شود. هنرمندی که تنها یک آلبوم منتشر کرد و در سن 30 سالگی غرق شد و از دنیا رفت. همین یک آلبوم شاید کافی بود تا نبوغ او را تا به امروز، که در حدود 20 سال از مرگش می‌گذرد، در یادها نگه دارد. امسال آلبومی با عنوان «تو و من» از باکلی منتشر شده که شامل 10 ترک است: هشت ترک کاور شده با اجرای او که در سال 1993 ضبط شده‌اند، یک دمو از آهنگ Grace (که بعدها در سال 1994 در تنها آلبوم او جای گرفت) و آهنگی با عنوان Dream of You and I که تنها اثر ساخته‌ی باکلی است که تا به امروز منتشر نشده بود. اکثر آهنگهای کاور شده در این مجموعه تحت هیچ شرایطی به زیبایی نسخه‌ی اصل نمی‌رسند و احتمالاً اگر باکلی از دنیا نمی‌رفت، هیچوقت هم فرصت شنیده شدنشان نصیتان نمی‌شد. نتیجه آنکه: این اثر را هم، مانند آلبوم جنیس، برای ادای احترام به هنرمندی که دیگر در بین ما نیست گوش کنید.

Hooverphonic

Hooverphonic – In Wonderland

«در سرزمین عجایب» عنوان دهمین آلبوم یکی از اولین گروه‌های ژانر تریپ هاپ، «هوورفونیک»، محصول 2016 است. دو بار شنیدن کل آلبوم طول کشید تا متوجه‌ی دلیل اینکه چرا از شنیدنش لذت نمی‌برم بشوم! این آلبوم صدای «نومی ولفز» را کم دارد!. ولفز در سال 2008 جایگزین «گیک آرنارت» شد و در سه آلبوم نیز حضور داشت. اما اینطور که به نظر می‌رسد ولفز اواسط سال 2015 از گروه جدا شده و آلبوم جدید فقط با حضور دو عضو اصلی گروه، بدون فیمیل وکالیست، ساخته و ضبط شده است. همین امر باعث شده که این آلبوم بر خلاف آثار قبلی این گروه چندان چنگی به دل نزند و آن تاثیر همیشگی را نداشته باشد. نتیجه آنکه: شنیدنش ضرر ندارد. اما این هوورفونیک، آن هوورفونیکی نیست که می‌شناسید.

Sarah Neufeld

Sarah Neufeld – The Ridge

«برآمدگی» عنوان سومین آلبوم سولوی هنرمند و ویالنیست کانادایی، خانم «سارا نیوفلد»، محصول 2016 است. ایشان را حتما می‌شناسید! اگر نه، لابد نام گروه پست راک کانادایی «Bell Orchestre» که ایشان در آن عضو هستند را شنیده‌اید. اگر باز هم نه، دیگر حتما گروه مشهور «Arcade Fire» که سارا نیوفلد مدت زیادی در آن نوازنده‌ی ویالن بود را می‌شناسید. خانم نیوفلد با آلبوم جدید خود مرزهای موسیقی در دو گروه خود را شکسته و قدم به فضای نئوکلاسیکال و مدرن کلاسیکال گذاشته است. موسیقی این آلبومِ بدون وکال، سحر انگیز و جادویی است. شنیدنش روحیه و شرایط خاصی را می‌طلبد. آن انتظار همیشگی و طنین روح نواز را از ویالن انتظار نداشته باشید! اینجا کمی ماجرای این ساز متفاوت است. نتیجه آنکه: این آلبوم را حتما مزه مزه کنید.

Esperanza Spalding

Esperanza Spalding – Emily’s D+Evolution

پنجمین آلبوم خواننده و هنرمند جز فیوژن آمریکایی و بیسیست چیره دست، خانم «اسپرانزا اسپالدینگ» با عنوان Emily’s D+Evolution محصول 2016 است. به شخصه علاقه و ارادت خاصی به موسیقی جز دارم و بنظرم یکی از اصولی‌ترین ژانرهای موسیقی است که می‌توان از آن لذت برد. اسپرانزا اسپالدینگ و به کل موسیقی جز فیوژن و کانتمپروری جز حکایت جداگانه‌ای دارد. ارتباط بر قرار کردن با آن برایم چندان راحت نیست و نمی‌توانم آن طور که لازم است از شنیدنش لذت ببرم. این آلبوم و کلاً آثار این هنرمند و این ژانر ‌خارج از آن چیزی است که با ذائقه‌ی من جور در بیاید. نتیجه آنکه: طعم آن را بچشید. دوست داشته باشید یا نه مهم نیست، مهم این است که با طعم جدیدی آشنا خواهید شد.

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی هشتم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده‌ی در سال 2016.

پ.ن: در معرفی آلبومها هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

Basia Bulat

Basia Bulat – Good Advice

«نصیحت خوب» عنوان چهارمین آلبوم هنرمند کانادایی، «بِیشا بولات»، محصول 2016 است. موسیقی فولکی که بولات ارائه می‌کند وجه تمایز یا برتری ویژه و خاصی نسبت به هنرمندان هم ترازش ندارد. همه فیمیل وکالیستی که نظیرش فراوان است و همان موسیقی که مانندش را بسیار شنیده‌اید. اما بیشا بولات یک برتری و تفاوت با سایرین دارد که علت اصلی شهرت او نیز به شمار می‌رود. او نوازنده‌ی چیزه دست ساز اتوهارپ است و بصورت پررنگ از آن در آثارش استفاده می‌کند. آلبوم جدید نیز اثری تر و تمیز و قابل قبول از آب در آمده است. مخصوصاً آنکه تهیه کننده‌ی این آلبوم، عزیز دل، مرد دوست داشتنی، آقای جیم جیمز (رهبر و خواننده‌ی گروه مای مورنینگ جکت)، است. نتیجه آنکه: این آلبوم شنیدنی و از خیلی چیزهایی که این چند وقته گوش کرده‌اید بهتر است.

Amy Lee

Amy Lee – Recover, Vol. 1

لازم به معرفی «امی لی» نیست. رهبر و خواننده‌ی یکی از مشهورترین گروه‌های گاتیک راک بین طرفداران ایرانی، «اوانسنس». خانم امی لی در سال 2014 اقدام به انتشار اولین آلبوم انفرادی خود کرد و حالا در سال 2016 یک ای‌پی شامل چهار آهنگ کاور شده از او منتشر شده است. چهار آهنگ از: پورتیسهد، یوتو، لدزپلین و کریس آیزاک. به جرات و در کمال شجاعت می‌توانم ادعا کنم که این یکی از مزخرفترین مجموعه‌های کاوری است که تا به امروز شنیده‌ام! هیچ چیز انگار سر جایش نیست! ترکیب ژانر ورژن اصلی با آن چیزی که امی لی سعی در ارائه‌ش کرده است، مسخره و بی‌معنی از آب در آمده است. نکته‌ی نگران کننده این است که اسم این مجموعه در انتها Vol. 1 به همراه دارد! یعنی این جنایت قرار است در آینده بر سر چند آهنگ مشهور دیگر نیز بیاید!. نتیجه آنکه: صحبتش را هم نکنید!

Anneke van Giersbergen & Árstíðir

Anneke van Giersbergen & Árstíðir – Verloren Verleden

«گذشته‌ی گم شده» عنوان آلبوم مشترکی با همکاری هنرمند جان دل، خانم «انک ون گیرزبرگن» و گروه ایندی فولک ایسلندی «آرستیر»، است. اثری لطیف و درخشان که آثار مشهور کلاسیک و تردیشنال را به زیبایی بازخوانی کرده‌اند. از موسیقی راک خانم گیرزبرگن خبری نیست و در این اثر او خود را به طور کامل در اختیار این گروه ایسلندی و موسیقی فولک قرار داده است. نتیجه آنکه: این موسیقی و آواز زیبا و بهاری را از دست ندهید.

Asking Alexandria

Asking Alexandria – The Black

«سیاه» عنوان چهارمین آلبوم گروه متال‌کر بریتانیایی، «اسکینگ الکزندریا»، محصول 2016 است. این اولین آلبوم گروه با حضور خواننده‌ی جدید، دنیس استاف، است که به جای دنی ورسناپ به گروه پیوسته است. همین مساله باعث شد که با وجود آنکه علاقه‌ای به موسیقی این گروه، مخصوصاً وکال آن ندارم، این آلبوم را نیز امتحان کنم و نتیجه آن شد که همچنان موسیقی این گروه برایم قابل تحمل نیست! برای من ارتباط برقرار کردن با موسیقی متال‌کر و مخصوصاً هارش وکال تقریباً نشدنی و محال است. برای همین حتی موفق نشدن یک بار هم آلبوم را تا انتها گوش کنم. نتیجه آنکه: اگر به هارش وکال علاقه دارین، به گفته‌ی خیلی‌ها این گروه یکی از بهترین‌هاست. اما اگر مثل من هارش وکال برایتان قابل تحمل نیست سراغ این آلبوم نروید!

3 Doors Down

3Doors Down – Us and the Night

«ما و شب» عنوان ششمین آلبوم گروه پست گرانج آمریکایی مشهور، «تری دورز داون»، محصول 2016 است. اینطور که بنظر می‌رسد یک اتفاقی برای اکثر گروه‌های موسیقی پست گرانج رخ داده و آن هم دور شدن از فضای اصلی و وارد شدن به موسیقی پاپ راک است (چیزی که به وضوح با نیکل‌بک تجربه کرده‌ایم). این آلبوم نیز هیچ نشانه‌ای از موسیقی گرانج ندارد و هر آن چیزی که می‌شنوید موسیقی پاپ راک است که در سنگین‌ترین حالت کمی وارد فضای هارد راک و آلترناتیو راک می‌شود و از آن فراتر نمی‌رود. این آلبوم به فاصله‌ی پنج سال از اثر قبلی منتشر شده که بیشتر فاصله میان دو آلبوم برای این گروه است. آن هم با حضور گیتاریست و بیسیست جدید در ترکیب گروه. نتیجه آنکه: اگر از طرفداران قدیمی این گروه هستید، به هیچ وجه این آلبوم نمی‌تواند نظرتان را جلب کند. در غیر اینصورت شنیدن این آلبوم جذاب که نه، مفرح است!

آلبوم پکیج 2016 – بسته‌ی دوم

بردیا برجسته نژاد: نگاهی دیگری بیاندازیم به چند آلبوم دیگر منتشر شده از ابتدای سال 2016 تا کنون. عجله بخاطر این است که عقب هستیم!

پ.ن: در معرفی آلبوم هیچگونه ترتیبی، مخصوصا بر اساس زمان انتشار، رعایت نشده است!

damianwilson-adamwakeman

Damian Wilson & Adam Wakeman – Weir Keeper’s Tale

شاید چندان اسم «دیمین ویلسون» برایتان آشنا نباشد. او یکی از صداهای موسیقی پراگرسیو راک حال حاضر دنیاست و خواننده گروه‌های Threshold، Headspace و Maiden UniteD که هر از گاهی در پروژه‌های دیگر نیز سرک می‌کشد (که معروفترینشان Ayreon است). این را تا اینجا داشته باشید. ریک ویکمن کیبوردیست مشهور گروه Yes است که با او کاری نداریم! او پسری دارد به اسم آدام ویکمن که در حال حاضر کیبوردیست آزی آزبورن است و پیش از این با بزرگانی نظیر ویل یانگ، انی لنوکس و بلک سبت همکاری داشته است. این دو نفر، یعنی دیمین ویلسون و آدام ویکمن اوایل 2016 آلبومی با عنوان «داستان نگهبان خاکریز» منتشر کرده‌اند که روح را از بدنتان خارج می‌کند! آلبومی آکوستیک، دل‌انگیز، نرم، گرم، لطیف و هر آن چیزی که برای در آغوش کشیدن می‌خواهید. نتیجه آنکه: این آلبوم را گوش نکنید، این آلبوم رو زندگی کنید!

Villagers, photographed in Paris by Mark nixon

Villagers – Where Have You Been All My Life

«در تمام عمر من تو کجا بوده‌ای؟» عنوان لایو آلبومی از گروه فولک ایرلندی «ویلجرز» محصول 2016 است. این مجموعه اجرای زنده این گروه در استودیوی RAK واقع در لندن در سال 2015 است. ویلجرز گروه نسبتاً جدیدی است که برایان اوبرین پس از جدایی از گروه The Immediate تاسیس کرد که می‌توان آن را تبلور این هنرمند است. این لایو آلبوم جان می‌دهد آنکه روی چمن دراز بکشید، چشمانتان را ببندید و از شنیدنش لذت ببرید. نتیجه آنکه: این آلبوم را نه یک بار، چندین بار گوش کنید.

rhapsody

Rhapsody of Fire – Into the Legend

«به سوی افسانه» یازدهمین آلبوم گروه سمفونیک پاور متال ایتالیایی «رپسودی آو فایر» محصول 2016 است. اگر این گروه را نمی‌شناسید، قبلن اسمش Rhapsody بود! اگر باز هم نمی‌شناید، پیش از آن اسمش Thundercross بود! اگر مجدداً نمی‌شناسید چندان چیز خاصی را از دست نداده‌اید. ممکن است این آلبوم و کلاً آثار این گروه برای کسی که چندان تا به حال با موسیقی سمفونیک و پاور متال آشنایی نداشته است هیجان انگیز و باشکوه باشد. اما اگر مقایسه کنید، متوجه می‌شوید که چندان هم اتفاقی خاصی این وسط رخ نمی‌دهد. نتیجه آنکه: اگر این گروه را نمی‌شناسید و می‌خواهید موسیقی سمفونیک پاور متال را مزه مزه کنید، یک بار شنیدنش اشکالی ندارد. اگر هم که می‌شناسید، تصمیم با خودتان است!

steve angello

Steve Angello – Wild Youth

بله! گاهی اوقات از دستم در می‌رود و در میان این همه ژانر خوشمزه و دسته اول، سری هم به موسیقی هاوس می‌زنم! «جوانی وحشی» عنوان اولین آلبوم رسمی هنرمند سوئدی، «استیو انجلو»، محصول سال 2016 است. با وجود اینکه اون فعالیتش را از سال 2001 آغاز کرده، اما با حدود 15 سال تاخیر اولین آلبومش را به بازار داده است. این آلبوم اثری تر و تمیز و قابل شنیدن و لذت بردن است. نتیجه آنکه: چه اشکالی دارد؟ از شنیدن هاوس هم می‌شود گاهی اوقات لذت برد.

jens

Jens Buchert – Elevation

«بلندی» جدیدترین آلبوم هنرمند همه فن حریف آلمانی، «ینز بوکرت»، محصول 2016 است. ینز یکی از مشهورترین تهیه کنندگان موسیقی داون تمپو در دنیاست. اما شهرت اصلی او بخاطر همکاری‌اش در پروژه‌های رنگارنگ امبینت و الکترونیک است. آلبوم جدید او یکی از بهترین آثار چیل آوت و داون تمپویی است که در این چند وقت شنیده‌ام. شب که شد، چراغها را خاموش کنید، چند شمع نزدیک دیوار بگذارید، لای پنجره را باز کنید، اجازه بدهید نسیم ملایمی شعله‌ی شمع را به حرکت و نورش را روی دیوار به رقص وا دارد. اولین ترک را پلی کنید، آن وقت وارد غافله شوید و با سبکبالی تا آخرین ترک برقصید. نتیجه آنکه: این آلبوم را باید تجربه کرد.

Damien Rice – My Favourite Faded Fantasy

Damien Rice - My Favourite Faded Fantasy

بردیا برجسته نژاد: خیابان شلوغ است و ازدحام مردمی که به سر کار می‌روند جای سوزن انداختن باقی نگذاشته. دختری با موهای کوتاه قرمز رنگ، پالتوی آبی کهنه‌ای به تن کرده، کیفی را یک طرفی روی شانه‌اش انداخته و با دامنی کوتاه که پاهای عریانش را بیرون انداخته، بدون آنکه توجه کسی را جلب کند، در میان جمعیت قدم زنان جلو می‌رود. از آن طرف خیابان پسری ژولیده، با کرواتی شل و ول، کیف به دست، عینک بر چشم، غرق در فکر، به پیش می‌آید. دختر و پسر یک لحظه چشم در چشم می‌شوند، دختر لبهایش به خنده باز می‌شود و پسر پاسخش را با لبخند می‌دهد. اینگونه است که فیلم زیبای Closer، به کارگردانی مایک نیکولز، آغاز می‌شود. اما چیزی که این سکانس را تبدیل به یک جادو کرده، آهنگ جاودانه‌ی The Blower’s Daughter، از دیمین رایس است. آهنگی که با همین سکانس، چنان شهرتی برای هنرمندش رقم زد که او را از یک هنرمند گوشه‌گیر ایرلندی، تبدیل به یکی از چهره‌های موسیقی ایندی فولک دنیا نمود.

Damien Rice Closer

(ناتالی پورتمن، در سکانس آغازین Closer)

دیمین رایس، هنرمند ایرلندی، با اولین آلبومش، O، در سال 2002 به رتبه‌ی هشتم چارت انگلستان رسید که جایزه‌ی شورت‌لیست میوزیک را نصیب او کرد. چهار سال بعد، رایس با انتشار آلبوم 9 در سال 2006، موفقیت گذشته را تکرار نمود. با این وجود دیمین رایس بعد از انتشار آلبوم دوم ناپدید شد و بطور غیر مستقیم از دنیای موسیقی خداحافظی کرد. حالا، از آن زمان هشت سال گذشته و رایس با سومین آلبوم خود دوباره بازگشته است.

دیمین رایس کجا بود؟

دیمین رایس هنرمند راحتی نیست! او آدمی منزوی، گوشه‌گیر، بدبین و بسیار تودار است که از موسیقی، نه برای رسیدن به شهرت و فرصت، بلکه برای ارتباط برقرار کردن با آدمها و دنیای اطرافش استفاده می‌کند. رایس بعد از انتشار آلبوم اولش در هیچ مصاحبه‌ای حاضر نشد و ترجیح داد دور از دنیای پر از هیاهوی موسیقی پاپ بایستد. او می‌ترسید! رایس از اینکه دیگران آن چیزی که او در خود می‌بیند را نبینند وحشت داشت. او در جایی گفته بود «در گذشته تجربیاتی داشته‌ام که بنظرم رسید خودم را در آن مقطع اشتباه معرفی کرده‌ام. آنجا بود که متوجه‌‌ این ترس درونی شدم، که اگر مردم مطلب نادرستی را در جایی بخوانند، در مورد من چه فکری خواهند کرد» بعد از انتشار آلبوم دوم، فضایی بر زندگی رایس حاکم شد که او را نسبت به همه چیز و همه کس بدبین کرده بود. او مدعی شد دیگران قصد سوء استفاده از او و احساساتش را دارند. زوال روحی رایس آنجایی خودش را علنی کرد که درست 10 دقیقه مانده به اجرای کنسرت آلبوم 9، سال 2007 در مونیخ، لیزا هنیگان را از گروهش اخراج نمود و بدون حضور او به روی استیج رفت . لیزا هنیگان، دختر جوان و هنرمندی است که در هر دو آلبوم دیمین رایس حضور داشت. صدای گرم و دوست داشتنی او در 9 Crimes این آهنگ را به یکی از زیباترین آثار دیمین رایس تبدیل کرده است. البته این اتفاق برای هنیگان سبب خیر شد! بعد از این اتفاق هنیگان فعالیت انفرادی خود را آغاز کرد که منجر به انتشار دو آلبوم زیبا و موفق تا به امروز شد.

Damien Rcie Lisa Hanigan

(لیزا هنیگان و دیمین رایس)

قضیه به همینجا ختم نشد. چندی بعد رایس در یک حرکت عجیب به تمامی اعضای تیمش اعلام کرد که در پی شغل جدیدی برای خود باشند، زیرا که او قصد دارد تا پایان سال 2007 گروه موسیقی‌اش را منحل کند. او دلیل این کار را خداحافظی از موسیقی عنوان نمود و گفت که دیگر می‌خواهد آزادی می‌خواهد. گویی که موسیقی بجای آنکه پلی برای ارتباط او با جهان باشد، تبدیل به قفسی برای اسارت او شده بود.

اینکه او در این مدت کجا بوده و چه می‌کرده مطلبی‌ست که می‌توان از آخرین مصاحبه‌ی او با گاردین بدان پی برد: «من عاشق دریا هستم. اگر بپرسید در این مدت مشغول چه کاری بوده‌ام، می‌گویم شنا در دریا. کلاس‌های مختلف می‌رفتم، آزادانه در دریا شیرجه می‌زدم، موج سواری می‌کردم و قایق می‌راندم» این بطالت وقت و استراحت طولانی مدت برای هنرمندی که از فروش دو آلبومش درآمد هنگفتی نصیبش شده چیز عجیبی نیست. اما اشتباه نکنید! ماجرا چیز دیگری است. مصاحبه کننده از رایس می‌پرسد: پس شما به ورزش‌های آبی علاقه‌مند هستید؟ و رایس پاسخ می‌دهد: «خیر! اتفاقی که در اصل افتاده را به این تشبیه کردم. در این مدت کلاس‌های ذهنی می‌رفتم، یعنی ذهنم را آموزش می‌دادم. برای رسیدن به هدفم دست به هر کاری زده‌ام. شیرجه در ذهن، موج سواری بر ذهن، شنا در ذهن، قایق سواری بر ذهن. موجودیت انسان من را شگفت زده می‌کند، که چقدر راحت ممکن است انسان از اوج شادی و سرمستی به سرگشتگی و افسردگی برسد. این شد که رفتم تا بیاموزم. می‌خواستم چیزی که منجر به این حس عجیب می‌شود را پیدا کنم. می‌خواستم یاد بگیرم، نه اینکه چگونه کنترلش کنم، بلکه چگونه آن را درک کنم» اینجاست که گزارشگر بی‌پروا از او می‌پرسد: یعنی تحت درمان بوده‌اید؟ و رایس جواب می‌دهد: «به شکلی می‌توان گفت بله. اما درمان واژه‌ی مناسبی نیست. من برای تطهیر ذهنم در بعضی از کلاسها شرکت می‌کردم»

Damien Rcie Lisa Hanigan2

(دیمین رایس و لیزا هنیگان)

رایس در جای دیگری از این مصاحبه می‌گوید: «آدمهایی که با آنها کار می‌کردم از من چیزهایی می‌خواستند که هیچوقت دلم‌ نمی‌خواست به آن تن دهم. مثلا ورژن جدیدی از یک آهنگ را برای پخش رادیویی ضبط کنم. من خواسته‌هایشان را می‌فهمیدم، اما وقتی از درون به موضوع نگاه می‌کردم، می‌دیدم تنها دلیلی که منجر به این خواسته‌ها می‌شد فروش بیشتر و پول بیشتر بود. همین پول بود که همه چیز را خراب کرد و ستون‌های گروه‌مان از درون پوسید. ما از فضای بی‌گناهی آمده بودیم که فقط قصدمان موسیقی بود، نه پول. تا اینکه موفقیت به همراه خودش پول آورد، توقع آدمها بالا رفت، و این همه چیز را نابود کرد» رایس در ادامه فضای انتشار آلبوم دومش را به جهنم تشبیه می‌کند: «من عشق را گم کرده بودم. مردم فقط اثر جدیدی می‌خواستند. همین‌ شد که از من سوء استفاده کردند»

Damien Rice Salma Hayek

(رایس در کنار سلما هایک شبیه یک کارتن‌خواب بنظر می‌رسید)

اینچنین شد که رایس ناپدید شد. او به آیسلند رفت و بیشتر وقت خود را آنجا سپری نمود. او آدم عجیبی شده بود. یک سال پیش عکسی منتشر شد که او را در مراسم خیریه کمک به هائیتی در لوس آنجلس، در کنار سلما هایک به شکلی نشان می‌داد که شبیه یک کارتن‌خواب بنظر می‌رسید. اما انگار این شیرجه در ذهن بالاخره تاثیر خودش را گذاشت و رایس بعد از پنج سال دوباره تصمیم گرفت از جا برخیزد. ولی فقط قصد کردن کافی نبود و رایس به یک چیز مهم نیاز داشت: یک تهیه کننده‌ی مناسب.

بازگشت به موسیقی

دیمین رایس پس از گذراندن دورانی که از آن با عنوان «شنا در ذهن» یاد می‌کند، تصمیم گرفت که بعد از هشت سال دست به انتشار آلبوم جدیدی بزند. برای این کار به سراغ ریک رابین رفت. رابین یکی از تهیه کنندگان مشهور و قدرتمند دنیای موسیقی‌ست. وی چند سالی نایب رئیس کمپانی مطرح کلمبیا رکوردز و یکی از موسسین کمپانی دف جم رکوردز بود. رابین یکی از تهیه کنندگانی‌ست که با حمایت هنرمندانی نظیر Beastie Boys، Run D.M.C، LL Cool J و Public Enemy کمک شایانی به مردمی شدن ژانر هیپ هاپ کرد. با این وجود او فقط به این ژانر از موسیقی محدود نشد و با گروه‌های بزرگی نظیر Metallica، Black Sabbath، Slipknot، System of a Down، Linkin Park، AC/DC و همچنین هنرمندان صاحب نامی مانند میک جاگر، نیل دایموند، شریل کرو، لانا دل ری و ادل نیز همکاری نمود. در سال 2007 شبکه‌ی Mtv رابین را مهمترین تهیه کننده‌ی 20 سال اخیر موسیقی نام نهاد و در همین سال نام او بعنوان یکی از 100 نفر انسان تاثیر گذار سال در فهرست مجله‌ی تایم قرار گرفت. رایس در خصوص همکاری با رابین می‌گوید «این حس را داشتم که او تنها کسی است که می‌توانم به کار کردن با او فکر کنم، بدون آنکه سعی کند من را تغییر دهد و یا برچسبی به من بچسباند»

Damien rice 2014

(دیمین رایس – 2014)

در همان اولین قدم همکاری این دو نفر، رابین به رایس توصیه می‌کند که برای شروع کار به سراغ خانمی برود که رایس از او با عنوان بانوی تصمیم گیری یاد می‌کند. این خانم، که بیشتر شبیه یک روانشناس بود، از زندگی رایس پرسید و متوجه شد او نه شریکی برای زندگی دارد، نه فرزند و نه دغدغه‌های مالی. بانوی تصمیم گیری به این نتیجه رسید که در شرایط فعلی دیمین رایس، بخاطر اینکه هیچ مسئولیتی در هیچ زمینه‌ای را شامل حال خود نمی‌داند، صلاحیت تصمیم گیری در مورد سرنوشت موسیقی‌اش را ندارد. او رایس را مجبور کرد که چه بخواهد و یا نخواهد هر روز صبح زود از خواب برخیزد و چه بخواهد و یا نخواهد از همان اولین ساعات روز کار را شروع کند. اینچنین بود که آرام آرام روند جریان ساخت سومین آلبوم دیمین رایس، «فانتزی محو شده‌ی مورد علاقه‌ی من»، شکل گرفت.

اینطور که بنظر می‌رسد دیمین رایس نسبت به آینده خوشبین است. او می‌گوید: «انگار چیزی لای دندانتان برای مدت زیادی گیر کرده باشد و آزارتان بدهد، و برای من موسیقی چیزی شبیه به نخ دندان است» او اضافه می‌کند که بازگشت به موسیقی جای هیچ ترس، خشم و تردیدی برای او باقی نگذاشته و تاکید می‌کند که موفقیت مالی این آلبوم هیچ اهمیتی برایش ندارد و بعد از انتشار آن در کمال تعجب قصد دارد خود را برای انتشار آلبوم دیگری در سال بعد آماده کند.

فانتزی محو شده‌ی مورد علاقه‌ی من

سومین آلبوم هنرمند چهل ساله‌ی ایرلندی موسیقی فولک، دیمین رایس، 31 اکتبر 2014 (نهم آبان 1393) با عنوان My Favourite Faded Fantasy، به فاصله‌ی هشت سال از آلبوم قبلی، 9، منتشر شد. این آلبوم 50 دقیقه‌ای از هشت آهنگ تشکیل و توسط ریک رابین تهیه شده است. این اثر توانست در چارت ایرلند رتبه‌ی نخست، در چارت آلمان جایگاه دوم و در چارت انگلستان مقام هفتم را تصاحب کند. در تهیه و ضبط این آلبوم حدود 30 هنرمند با ملیت‌های مختلف با رایس همکاری نموده‌اند که از بین آنها می‌توان به این افراد اشاره نمود: جوئل شیرر (خواننده و گیتاریست) و زک ری (کیبوردیست، گیتاریست و بیسیست) هر دو عضو گروه آمریکایی Pedestrain، مارکتا ایرگلوا (خواننده و پیانیست اهل جمهوری چک) که اکثراً او را با بازی در فیلم Once می‌شناسیم، شهزاد اسماعیلی (بیسیست و درامر پاکستانی) عضو گروه Secret Chiefs 3 (گروه آمریکایی آوانگارد عجیب و غریبی که موسیقی ایرانی، هندی و عربی را در قالب متال و الکترونیک اجرا می‌کنند)، همچنین تینا دیکو (خواننده‌ و گیتاریست دانمارکی).

Damien Rice Video

(تصویری از ویدئوی I Don’t Want to Change You)

اندوه و زیبایی: ارمغان دیمین رایس

اولین آلبوم دیمین رایس، O، چیزی از یک شاهکار کم نداشت. خلوص و سادگی آهنگها و ترانه‌هایش آن چنان گیرا بود که فرقی نمی‌کرد آنها را می‌شنوی یا گوش می‌کنی، نتیجه این بود که چنان بر ذهنت می‌چسبید که برای مدتها ملودی پس‌زمینه‌ی زندگی‌ات می‌شد. این اتفاق چندان با انتشار آلبوم دوم تکرار نشد (پیش از این در زمان انتشار این آلبوم از آن صحبت کرده‌ام (اینجا) بله! درست است، هشت سال پیش این پست را نوشته‌ام. این وبلاگ همچین قدمتی دارد!). 9، با وجود زیبایی و جذابیتی که داشت، شاید به همان دلیلی که رایس از آن به سفارشی شدن و درگیر رفع انتظار دیگران شدن یاد می‌کند، نتوانست آن تاثیر حیرت‌انگیزی که O داشت را تکرار کند. حالا از آن مدت هشت سال گذشته است. با وجود تمام زیبایی آهنگ‌های رایس، او آنقدر شخصیت و چهره‌ی بزرگ و شاخصی نبود که توانسته باشید این همه مدت طرفدار پر و پا قرص او باقی مانده باشید. چیزی که احتمالاً اتفاق افتاده این است که همچنان بعضی از آهنگ‌های او را روی ام‌پی‌تری پلیر خود نگه داشته‌ بودید و هر از گاهی که بصورت شافل موسیقی گوش می‌کردید، آن وسط هم چند باری قرعه به آهنگ‌های رایس می‌افتاد. بله، رایس بعد از هشت سال برگشته، ولی آنقدر باید این بازگشت فوق‌العاده باشد تا دوباره بتواند جایگاه قبلی‌اش در ام‌پی‌تری پلیرمان را پس بگیرد. این مقدمه برای آن بود که در یک جمله بگویم: می‌توانم آیپادم را بطور کامل خالی و تنها با همین آلبوم مدت زیادی را سر کنم! این یکی از زیباترین آلبوم‌های منتشر شده‌ی امسال و یکی از بهترین آلبوم‌های غمگینی‌ست که تا کنون شنیده‌ام.

آلبوم با آهنگ  My Favourite Faded Fantasy آغاز می‌شود، شروعی فوق‌العاده که در همان ابتدا بذر اندوه را می‌کارد، بزرگش می‌کند، و در نهایت آن را وقتی به بلوغ کامل می‌رساند. این آهنگ اولین چیزی‌ست که بعد از هشت سال از رایس می‌شنوید. در ابتدا با تغییر وکال کمی با سر به سرتان می‌گذارد! این رایس است یا کس دیگری به جای لیزا هنیگان آمده؟ موسیقی شکایت می‌کند، ترانه از دلتنگی می‌گوید، آهنگ به دقیقه پنج نزدیک می‌شود، بالا و بالاتر می‌رود و درست راس 5:00 شما را به زیر می‌کشد، کمی نفستان را تازه می‌کند و به ناگهان غم و اندوه‌ش از کنترل خارج می‌شود! این جزو تخصص‌های ویژه‌ی رایس است. اینکه اندوه را با غم آغاز و با سرگشتگی به اتمام برساند. این آهنگ، اولین آهنگ آلبوم و اولین سینگل آن، یک شروع فوق‌العاده و بی‌نظیر برای یک آلبوم بی‌نظیر و فوق‌العاده است.

Damien-Rice

آهنگ دوم، It Takes a Lot to Know a Man، شاخص‌ترین آهنگ این آلبوم است. آهنگ با فرمول دو اثر جاودانه‌ی دو آلبوم قبلی آغاز می‌شود: به همان سادگی و روانی The Blower’s Daughter و با همان گونه ملودی پیانو 9 Crimes. اما به سرعت ماهیت مستقل خود را پیدا می‌کند و با تبعیت از الگوی اولین آهنگ آلبوم، به پیش می‌رود و به بلوغ می‌رسد. موسیقی به سادگی جریان دارد، اما می‌توان در مورد خط به خط لیریکس این آهنگ نشست و حرف زد. آهنگ به دقیقه‌ی 5:00 می‌رسد، اما رایس تصمیم ندارد آن را به اتمام برساند. موسیقی وارد فضای پست راک می‌شود، پیانو گریه می‌کند، ویولا می‌آید و او را در آغوش می‌کشد، ارکستر صحنه را کامل می‌کند و رایس دوباره به همان سرگشتگی خاص و ویژه‌ی خود می‌رسد، دقیقه‌ 8:00 می‌گذرد، همه به جز ویولا ساکت شده‌اند تا او برای خروج از صحنه 1:30 دقیقه‌ی دیگر زمان صرف کند. این آهنگ لعنتی و دوست داشتنی‌ است.

The Greatest Bastard و Colour Me In ساده و معمولی و در عین حال زیبا هستند، ملودی I Don’t Want to Change You جذاب و گیرا است، The Box متین و غمگین است، اما وکال با خشمی درونی فریادش را خفه کرده است. این آرامش در انتها به چنان غوغایی تبدیل می‌شود که وقتی تمام می‌شود شما نیز احساس خشمی نهفته می‌کنید. Trusty and True برایتان یک ادونچر خواهد بود که در آن بچرخید و در انتها به دهکده‌ای برسید که هم‌سرایان به استقبال از شما آواز سر می‌دهند. در انتها Long Long Way، با همراهی آواز مارکتا ایرگلوا، معجونی می‌شود که شاید بتواند کمی از استرس و غم آلبوم بکاهد و اندکی آرامتان کند.

تمام آهنگ‌ها شنیدنی و مجموع آلبوم دوست داشتنی و جذاب است. اگر از من بپرسید، می‌گویم تنها نقصی که این آلبوم دارد این است که لیزا هنیگان را ندارد!

rice

و در آخر اینکه

غم و غصه و دردی که رایس از آن صحبت می‌کند چندان تازه و بکر نیست. گیتارش، صدایش، اندوه‌ش، دغدغه‌هاش بعد از او بارها توسط هنرمندان دیگری نظیر جیمز بلانت و ری لامونتاین، تکرار و تاکید شده‌اند. رایس همیشه متهم به این بوده که به شکل کاملا آشکاری از بزرگان موسیقی فولک تاثیر گرفته است. با این وجود کمی به جمله‌ای که می‌خواهم در این خصوص بگویم دقت کنید: در زمان انتشار آلبوم 9، رایس متهم به کپی برداری از حس و حال نیک دریک شد (اسطوره‌ی موسیقی فولک انگلستان، جوانی که بعد از انتشار 3 آلبوم، در سال 1974 و در سن  26 سالگی از دنیا رفت)، و حالا بعد از گذشت هشت سال و انتشار آلبوم جدید، رایس را بخاطر زنده کردن حال و هوای جف باکلی ستایش می‌کنند (چهره‌ی شاخص موسیقی فولک آمریکا، جوانی که بعد از انتشار تنها 1 آلبوم، در سال 1997 و در سن 30 سالگی از دنیا رفت). مسئله اینجاست، با وجود آنکه زبان موسیقی دیمین رایس هیچوقت بکر و بدیع و منحصر بفرد نبوده و می‌توانیم او را نیز یکی از همان پسران غمگینی بدانیم که گیتار به دست می‌گیرند و اثر زیبایی خلق می‌کنند بدانیم، اما چیزی که رایس می‌گوید و حال و هوایی که در آهنگ‌هایش ایجاد می‌کند، نسخه‌ی بالغ شده‌ی تمام آنهاست. او در اکثر آهنگ‌هایش غم و دردی که از آن صحبت می‎کند را به یک جنبش، حرکت، اعتراض، چالش و یا حتی سرگشتگی می‌کشاند. او آدمی‌ست که در یکی از عاشقانه‌ترین آ‌هنگ‌هایش، The Blower’s Daughter، بعد از «نمی‌توانم چشمانم را به روی تو ببندم» در آخرین خط به آرامی می‌گوید «تا زمانی که شخص دیگری را پیدا کنم!». او با غم شروع می‌کند و این غم را تا رسیدن به یک هدف مشخص به پیش‌ می‌برد. همچنان معتقدم که لقبی که 10 سال پیش به او داده بودند هنوز برازنده‌اش می‌باشد. Damien Rice: The King of Pain. او سلطان غم و اندوه است، نه بخاطر اندوه فراوانی که دارد، بلکه بخاطر اینکه بر آن به زیبایی حکمرانی می‌کند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: