آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

بایگانی دسته‌ها: بهترینهای 2011 از نگاه آ ل ب و م

بهترین های 2011 از نگاه من – 2

بردیا برجسته نژاد: قسمت اول این نوشته (شماره های 30 الی 26) را (اینجا) بخوانید.

25
Hugh Laurie – Let Them Talk

هیو لاری یک جانور عجیب و غریب و همه فن حریف است. اینکه رمان می نویسد و با نقش اصلی در سریال House شهرت جهانی دارد کاری نداریم. چیزی که برای ما اهمیت دارد این است که هیو لاری 52 ساله در کنار نویسندگی و بازیگری و کارگردانی و دوبله، با انتشار اولین آلبومش با عنوان بگذار صحبت کنند/Let Them Talk قدم به دنیای موسیقی حرفه ای گذاشت. آهنگهای این آلبوم بازخوانی ترانه های مشهور کلاسیک موسیقی بلوز است و که لاری جدا از خوانندگی در آن در نقش نوازنده گیتار و پیانو هم ظاهر شده است. هنرمندانی نظیر تام جونز، ایرما توماس و دکتر جان بعنوان خوانندهء مهمان در این اثر حضور دارند و همگی در کنار هم اثری را ارائه می دهند که در موسیقی بلوز نظیرش کم پیدا می شود. با وجود آنکه امسال جف بریجز، هنرپیشهء برندهء جایزه اسکار، هم آلبومی در سبک کانتری منتشر کرد، اما اثر هیولاری با وجود آنکه آهنگهایش بازخوانی بود بیشتر به دل می نشیند. پیش از این بطور مفصل در مورد هیو لاری (اینجا) صحبت کرده ام.

24
Black Spiders – Sons of the North

اسمشان مسخره است! عنکبوتهای سیاه! انگار قرار است با یک گروه لات و لوت جیب بر مسخره طرف باشید. اما آنها یک گروه هارد راک لعنتی انگلیسی هستند. تصورش را بکنید آنها هنوز آلبوم اولشان را منتشر نکرده بودند که آزی آزبورن از آنها دعوت کرد در Ozzfest برنامه اجرا کنند. اسمشان را بگذارید کنار، اینکه از سال 2008 شروع به کار کرده اند را هم بگذارید کنار، اینکه امسال اولین آلبومشان را منتشر کرده اند را هم بگذارید کنار، به نتیجه نگاه کنید که چیز هیجان انگیزی از آب در آمده است. پسران شمالی/Sons of the North بین هارد راک و استونر راک بازی می کند، بالا می رود و پایین نمی آید، ریتم ها تند هستند، موسیقی هیجان انگیز است، صدای پیت اسپایدر هیجان را چند برابر می کند و شما کافی ست پشت فرمان باشید و با شنیدن آهنگها خودتان را به کشتن بدهید. این همان چیزی ست که برای جنب و جوش و در عین حال فریاد نیاز دارید.

23
Switchfoot – Vice Verses

این گروه دوست داشتنی ست! بعید می دانم در این یک مورد اختلاف نظر داشته باشیم. اما اگر انصاف را رعایت کنیم معمولا آثارشان از حد یک پاپ راک خوب و در عین حال معمولی فراتر نرفته است. شاید آنقدر که از آنها در چارتهای مسیحی و مذهبی استقبال می شود در جای دیگری مورد توجه قرار نگرفته باشند. اما Switchfoot  در آخرین آلبومش، برعکسها/Vice Verses، استانداردهای خودش را پشت سر گذاشته است. موسیقی الکترونیک به شکل کاملا محسوسی در همه جا سرک می کشد تا جایی که افکتهای آن صدای جان فورمن، رهبر و خواننده گروه، را تنها نمی گذارد. آهنگ جنگ درون/The War Inside، یکی از بهترین های این آلبوم، کاملا این رویه را نشان می دهد. این آلبوم جدا از آنکه مثل همیشه توانست در چارت Christian Rock رتبه اول را کسب کند، موفق شد رتبهء سوم در چارتهای آلبومهای راک و آلبومهای آلترناتیو را نیز به خود اختصاص دهد. پیش از این بطور مفصل و کامل در مورد این آلبوم (اینجا) صحبت کرده ام.

22
Grails – Deep Politics

این چیزی که می شنوید قرار نبود این گونه باشد! یعنی Grails در هیچکدام از آلبومهایش اینقدر عجیب و غریب ظاهر نشده بود. اینبار قضیه فراتر از یک پست راک معمولی ست. در آلبوم جدیدشان، سیاست عمیق/Deep Politics، سفر اعجاب انگیزی خواهید داشت به دنیایی که Grails خودش برایتان ساخته است. سفر شما با همان اولین آهنگ آغاز می شود و در هرکدام از دو آهنگ بعدی پا به جهان تازه ای خواهید گذاشت. و اینها همه مقدمه ای ست برای آنکه با آهنگ اصلی آلبوم، سیاست عمیق/Deep Politics، مواجه شوید. نیمهء دوم آلبوم به شکل جنون آمیزی تصویری ست. اصلاً کل آلبوم این خاصیت را دارد که انگار یک قلم در دست گرفته و برایتان دنیا را به تصویر می کشد. فضا آمبینت تر از همیشه است، ویالن نقشی را بازی می کند که از یک گروه آمریکایی بعید بنظر می رسد و بیشتر به سبک کارهای اسکاندیناوی می خورد. فضای حاکم بر آهنگها نوعی تم شرقی را همراه خودش دارد که هر چند لا به لای اتمسفر راک گم می شود، اما قابل چشم پوشی نیست. آلبوم آخر Grails را فقط می توان با صفت «غافلگیر کننده» توصیف کرد، این چیزی که می شنوید نسبت به کارهای قبلی آنها یک جهش ژنتیکی به حساب می آید. پیش از این  در مورد این آلبوم (اینجا) صحبت شده است.

21
Airbag – All Rights Removed

مهمترین نکته ای که می توان در خصوص گروه نروژی Airbag گفت این است که آنها بهترین شاگردان بزرگان موسیقی پراگرسیو راک هستند. چیزی که از آنها می شنوید چندان جدید نیست و البته این یکی از بهترینهایی شان است که با وجود جدید نبودنش از شنیدن آن لذت می برید. اگربا این گروه آشنا نباشید، هنگامیکه اولین آهنگ از دومین آلبومشان، تمام حقوق از بین رفته/All Rights Removed را می شنوید کمی غافلگیر می شوید! اشتباه نکنید! این یک ورژن جدید از زمان به سرعت می گذرد/Time Flies گروه Porcupine Tree نیست! کمی به آنها فرصت دهید تا بتوانند زیبایی آهنگهایشان را به شما نشان دهند. انگار شما The Pineapple Thief و Gazpacho را انداخته باشید توی یک چرخ گوشت و بعد با لایه ای از Porcupine Tree پوشانده باشید و ادویهء Pink Floyd به آن زده باشید و جالب این است که آنها به هیچ وجه منکر این شباهت نمی شوند. آهنگهای آلبوم دوم به اندازه ای زیبا و جذاب و آرامش بخشند که اهمیت ندارد قبلا بارها نظیرش را شنیده اید یا نه. چیزی که می شنوید منحصر بفرد نیست، اما عالی و بی نقص است.

ادامه دارد

بهترین های 2011 از نگاه من – 1

بردیا برجسته نژاد: سال 2011 سال عجیبی بود! موسیقی در این سال به شکل خیره کننده ای زیبا و خلاقانه و بدیع بود، به طوری که شاید انتخاب فهرست بهترینها یکی از سخت ترین کارهای دنیا بنظر می رسید. این پروسه از 2 ماه پیش آغاز شد و از بین 463 آلبوم سال 2011. همان ابتدا با حذف تعدادی از آلبومها یک فهرست 281 آلبومی بدست آمد که گوش کردن مجدد تک تک آنها آغاز شد. از این تعداد 74 آلبوم واجد شرایط شدند، 48 آلبوم انتخاب شدند، برای 37 آلبوم مطلب نوشته شد و در نهایت 30 آلبوم در فهرست برترین های سال 2011 جا گرفت. ذکر یک نکته خیلی مهم است و آن اینکه ترتیب آلبومها به معنی خوب بودن آلبوم پایین لیست نسبت به بالای لیست نیست! دلیلش هم این است که این فهرست اولین اصل از ایجاد یک لیست را زیر پا گذاشته است: همخوانی اجزای تشکیل دهنده! از آنجا که هر کدام از آلبوم ژانر خاص خود را دارند چندان مقایسه آنها با هم عاقلانه نیست. یعنی برفرض اگر یک آلبوم هارد راک دیدید که در این لیست گذاشته شده و یک آلبوم پراگرسیو راک نیست، این به معنی ارزش گذاری بین آنها نیست. مفهومش این است که هارد راکی که در لیست گذاشته شده است نسبت به هارد راکها در جایگاه بهتر و پراگرسیوی که نیست در جایگاه پایین تری نسبت به پراگرسیوها قرار گرفته! و در نهایت و از توی بهترینهای ژانرهای گوناگون به شکلی کاملا حسی این ترتیب بوجود آمده است. برویم سراغ لیست.

30
Noel Gallagher’s High Flying Birds
Noel Gallagher’s High Flying Birds

از همان زمان که آخرین آلبوم Oasis با عنوان روحت را بکاو/Dig Out Your Soul منتشر شد، شایعاتی مبنی بر جدایی برادران گالاگر طرفدارانشان را نگران کرده بود تا بالاخره این اتفاق در سال 2009 افتاد و نوئل اعلام کرد که قصد دارد فعالیت انفرادی خود را بدون حضور برادر کوچکش، لیام، و خارج از سایهء عنوان Oasis آغاز کند. لیام رفت و Beady Eye را تاسیس کرد و همین امسال اولین آلبومش را به بازار داد که آنقدرها با استقبال مواجه نشد. اما نوئل حرکت ویژه ای انجام داد و آنهم تاسیس گروهی بود که نام او را در خود داشت: «پرندگان بلند پرواز نوئل گالاگر!» اولین آلبوم آنها که نام خود گروه برایش انتخاب شده توانست رتبهء اول چارتهای انگلستان و ایرلند را تصاحب کند. انگار Oasis را برداشته و فرو کرده باشید در موسیقی پاپ! آلترناتیو راک در آن دوردستها می آید و کمی خودش را لا به لای بریت پاپ نشان می دهد و دوباره پنهان می شود. این آلبوم خوب است، چون موسیقی بریت پاپ خوب است. اگر قصد نداشته باشید آن را با کارهای Oasis مقایسه کنید کاملا از شنیدنش لذت خواهید برد.

29
Cavalera Conspiracy – Blunt Force Trauma

آنها دوباره برگشته اند! بعد از دعوایی که بین برادران کاوالرا، دو عضو اصلی گروه برزیلی Sepultura، در گرفت هر دو به فاصلهء چند سال گروه را ترک کردند. بعد از چند پروژهء ناموفق اتفاقی رخ داد و آنهم آشتی کردن آنها بود. نتیجهء آشتی کاولراها چیزی شد به نام «دسیسهء کاوالرا» یا همان Cavalera Conspiracy. دومین آلبوم آنها، آسیب اجبار بی پرده/Blunt Force Trauma، وحشی و افسارگسیخته است. مکس برگشته! با همان صدای پر هیبت و همان ترکیب ترسناک موسیقی Groove Metal. آهنگها همانقدر که سریع آغاز می شوند، به سرعت هم به پایان می رسند. در کل آلبوم فقط چنگیزخان/Genghis Khan است که چند ثانیه بیشتر از 4 دقیقه طول می کشد. حتی در بین این 11 آهنگ به شکنجه/Torture بر می خورید که از 2 دقیقه هم کمتر است. با این حال ضرباهنگ، ملودی، ریتم، تمپو، اصلا هر چیزی که فکرش را می کنید آنقدر سریع رخ می دهد که شما می توانید از ابتدا تا انتهای هر آهنگ یک نفس فریاد بکشید. پیش از این بطور مفصل و کامل در مورد این آلبوم (اینجا) صحبت کرده ام.

28
The Decemberists – The King is Dead

عجیب است! از همان ابتدای فعالیت این گروه آثارش را دنبال کرده ام، همیشه از شنیدن آهنگهایش لذت برده ام و همیشه متعجب بوده ام که چرا هیچ کدام از آثارش هیچ جایگاه خاصی در چارتهای معتبر دنیا کسب نمی کنند! اما حالا و بالاخره ششمین آلبوم آنها، شاه مرده است/The King is Dead، توانست رتبهء اول چارت آمریکا را از آن خود کند. آنها یک چیز خاصی در آهنگهایشان دارند که از آن به موسیقی روستایی یاد می شود و حالا رولینگ استون این آلبوم را روستایی ترین اثر آنها تا به امروز می خواند. کالین ملوی، خواننده و رهبر گروه، می گوید که این آلبوم (و تا حدودی دو آلبوم قبلی) تحت تاثیر جنبش احیای موسیقی فولک انگلیسی و پیاده کردنش برای موسیقی فولک آمریکایی نوشته شده است. موسیقی این آلبوم مانند همیشه جدا از روستایی بودنش سیرکی از سازهای مختلف است: پیانو، ارگ، کیبورد، آکاردئون، گیتار آکوستیک، گیتار الکتریک، گیتار 12 سیمی، گیتار تنور، گیتار بیس، گیتار باریتون، هارمونیکا، بانجو، پرکاشن، درامز، ماندولین، ویالن، دایره زنگی و… اینجا یک خبرهایی است که خیلی جاهای دیگر نیست! آنها خودشان یکی از از بهترینها هستند که اینبار بهترینشان را ارائه داده اند. پیش از این در خصوص این آلبوم (اینجا) صحبت کرده ام.

27
Memories of Machines – Warm Winter

تصورش هم هیجان انگیز است! اینکه تیم بوئنس انگلیسی از گروه پرآوازهء آرت راک No-Man بیاید در کنار ژانکارلو ارا ایتالیایی از گروه حیرت انگیز پراگرسیو راک Nosound و تصمیم بگیرند یک پروژهء مشترک با هم راه بیاندازند. زمستان گرم/Warm Winter اولین اثر آنها آلبومی سنگین و شکیل در ژانر آرت راک از آب در آمده که در کنار هنرمندان مهمان صاحب نامی نظیر استیون ویلسون و کالین ادوین از Porcupine Tree و جیم ماتئوس از OSI تبدیل به آلبومی شنیدنی و جذاب شده است. در اصل می توان این آلبوم و این گروه را کار دیگری از بوئنس دانست. اینطور که بنظر می رسد او چندان علاقه ای به پروژه های تک نفره ندارد: در کنار استیون ویلسون No-Man را تشکیل می دهد، با استفن بنت Henry Fool را به شیوه ای کاملا متفاوت، تلفیقی از پست راک و موسیقی جز و پراگرسیو، می سازد و حالا هم نوبت یکی از بهترین های ایتالیاست. البته انگار در تمامی این گروه ها هر آن چیزی که می شنوید تراوشات ذهن بوئنس است که با مهر تائید و امضای هم گروهی هایش اجرا می شود. هرچند به شخصه علاقه ای به صدای یکنواخت و خسته کنندهء تیم بوئنس ندارم و انتظارم از آلبومی که پروسهء ضبط کردنش 4.5 سال طول کشیده بیشتر از اینها بود، اما چیزی که می شنوید برای لذت بردن در ابعاد یه آلبوم خوب کافی ست. بله! شما دو No را دارید (No-Man و Nosound) که در کنار هم تبدیل به یک YES! کمرنگ می شوند.

26
Megadeth – TH1RT3EN

بعد از جدا شدن دیو ماستین در همان ابتدای کار از Metallica و تاسیس گروه مشابه Megadeth، کمتر کسی خوش بین بود که این جوان پر ادعا بتواند بدون نبوغ بچه های متالیکا از پس موسیقی Thrash Metal بر بیاید. حالا از آن زمان حدود 30 سال گذشته. متالیکا در صدر شهرت موسیقی ایستاده، با پر اشتباه ترین اجراهای زنده، بدترین آلبومهایی که ممکن است یک گروه با چنین اقتداری منتشر کند، و همان ترکیب اولیه (به جز عوض کردن دو بیس گیتاریست) و مگادث: بیش از 20 نفر به این گروه که به تنهایی حول دیو ماستین می چرخد آمده اند، اما، حالا بدون آنکه تلاش ویژه ای در تغییر ژانرش داشته باشد همچنان چیزی بیرون می دهد که شنیدنی و ستودنی ست. اسم آلبوم سیزده است، چون این سیزدهمین آلبوم گروه است، اسم آهنگ سیزدهم این آلبوم هم سیزده است. به قول ماستین نحسی سیزده باعث شد که اتفاقات عجیب و غریبی برای ضبط آن رخ دهد. از بیماری گرفته تا تصادف، از گم شدن وسایل تا غیب شدن یکی از همکارانشان. این آلبوم یک اثر هوشمندانه است. صدای ماستین به اوج پختگی خودش بعد از این همه سال رسیده، ترانه ها و موسیقی با وجود آنکه تکرار همیشگی ژانر مگادث است، اما همچنان خلاقیت خود را حفظ کرده اند. اولین و آخرین ترک های آلبوم تنها آهنگهایی هستند که بالای 5 دقیقه اند. حتی چیدمان آهنگها هم هوشمندانه است. مگادث نشان می دهد شاید هیچوقت به اوجی که متالیکا داشته نرسیده، اما از همان ابتدا جایگاه و موقعیت خود را حفظ کرده و هیچوقت از دیدگاه طرفدارانش پایین نیامده است.

ادامه دارد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: