آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

OSI – Fire Make Thunder

بردیا برجسته نژاد: گروه آمریکایی OSI از آن دست گروه هایی ست که نمی توان آن را زیاد جدی گرفت! اعضای گروه هر کدام بیشتر از آن چیزی که برای OSI وقت بگذراند، درگیر پروژه های شخصی و فعالیتهای جنبی خودشان هستند. جیم متئوس (گیتاریست، بیسیست، نوازنده کیبورد و برنامه ریز) عضو اصلی گروه Fates Warning است که بصورت جنبی با خواننده سابق این گروه، جان آرش، نیز همکاری می کند. کوین مور (خواننده، ترانه سرا، نوازنده کیبورد و برنامه ریز) بعد از آنکه از Dream Theater جدا شد، تمام وقتش را به پروژهء انفرادی مشهورش، Chroma Key، اختصاص داده است. این دو نفر وقتی می خواهند در قالب OSI اثر تازه ای را منتشر کنند، از فاصلهء دور و فقط از طریق ایمیل تبادل اطلاعات می کنند، آهنگها را می سازند، نظر یکدیگر را می پرسند، بخش مربوط به خودشان را ضبط می کنند، تایید یکدیگر را بر سر قطعات ضبط شده می گیرند و بعد از میکس آلبوم جدیدشان را به بازار می دهند. این در حالی ست که در آثار اخیرشان، گوین هریسون (درامر گروه Porcupine Tree) هم پارت مخصوص به خودش را جداگانه ضبط می کند و برای آنها می فرستد. آنها یک گروه تکه و پاره هستند که هر کدامشان هزار مشغلهء جدا از OSI دارند.

گروه آمریکایی OSI از آن دست گروه هایی ست که باید آن را کاملا جدی گرفت! آثار آنها نشانهء نهایت ذوق و خلاقیت در موسیقی پراگراسیو راک است. هر دو عضو گروه آنقدر در مسئولیتی که بر عهده دارند کارآمد و خبره اند که حاصل جمع آنها چیزی معادل چند برابر اکثر گروه های این ژانر از آب در آمده است. چیزی که می شنوید خارق العاده و استثنایی ست. شما ترکیبی منحصر بفرد از موسیقی پراگراسیو متال و الکترونیک را می شنوید که به اعتقاد کوین مور در اصل دشمن یکدیگرند. پروسهء ساخت آلبومها همیشه یکسان است: متئوس ریف های گیتار را ضبط می کند و برای مور می فرستد. مور آنها را ویرایش می کند، کمی به آن کیبورد اضافه می کند و بر می گرداند. متئوس دستی به سر و روی آن می کشد و در همین بین مور مشغول سرودن ترانهء مناسب می شود. متئوس به قطعهء مورد نظر دوباره کیبورد اضافه می کند و هر دو نفر با درج نظرشان در مورد درامز، آن را برای درامر (این اواخر یعنی هریسون) می فرستند و ماحصل آن به پیش مور بر می گردد تا آواز را بخواند و آهنگ را جمع کند. نتیجه، با وجود تمام این فاصله ها، چیزی از آب در می آید که حیرت زده تان می کند. (اگر یادتان باشد در همین وبلاگ، سه سال پیش، آلبوم Blood از OSI را بعنوان بهترین اثر سال 2009، البته به اعتقاد خودم، معرفی کردم)

دیروز به طور رسمی چهارمین آلبوم این گروه با عنوان Fire Make Thunder منتشر شد. فرمول همیشگی زمانبندی گروه این بار هم رعایت شده و مانند تمام آثار گذشته آلبوم جدید نیز پس از گذشت سه سال از اثر قبلی به بازار آمده است. پروسه آهنگسازی و ضبط آلبوم همان چیزی ست که در بالا به آن اشاره کردم، با این تفاوت که در نهایت هر دو نفر به استودیوی در جامائیکا رفتند و آلبوم را آنجا میکس کردند (البته این جامائیکا با آن کشور جامائیکا فرق دارد! این اسم شهری در ایالت آیوا آمریکا ست) اینبار هم مانند سه آلبوم قبلی تهیه کننده  خودشان دو نفر، جیم متئوس و کوین مور، هستند. اما تفاوت در اینجاست که برای اولین بار، پس از انتشار سه آلبوم با کمپانی InsideOut، آلبوم جدید تحت پوشش Metal Blades Records منتشر شده است.

آلبوم با Cold War شروع می شود، بهترین چیزی که می تواند نفستان را در سینه حبس کند. ماجرای آهنگ به سالها قبل بر می گردد. در آن زمان سیستمی در آمریکا وجود داشت با عنوان EBS: Emergency Broadcast System که مسئولیتش هشدار به سراسر کشور در مواقع اضطراری بود. 20 فوریه 1971، ساعت 9:33 این سیستم بصورت اشتباهی پیغام حملهء اتمی به آمریکا را پخش کرد و 40 دقیقه زمان صرف شد تا بتوانند این پیغام اشتباه را تصحیح کنند. در این بین تعداد زیادی از ایالتهای آمریکا پیام را دریافت نکردند، تعدادی هم آن را نادیده گرفتند و بقیه هم هیچ اقدام مشخصی برای مقابله با آن انجام ندادند. این مسئله بصورت یک افتضاح در سیستم امنیتی آمریکا تا مدتها مورد انتقاد شدید مردم قرار گرفت. حالا OSI در اولین آهنگ از آلبوم جدیدش این مسئله را دستمایه قرار داده و با گنجاندن قطعاتی از نوار رادیویی هشدار همان موقع (که کامل آن را می توانید در یوتیوب بشنوید) بهترین شروع را برای آلبوم رقم می زند. لازم نیست لیریکس را متوجه شوید تا آن حس را تجربه کنید. خود آهنگ و اجرای کوین مور به اندازه کافی دلهره را در وجودتان ایجاد می کنند. Cold War به مدت بیش از 7 دقیقه بلند ترین اثر این آلبوم (به جز آخرین آهنگ) است، یعنی شما با یک Intro (و از سمت دیگر، با یک Outro) طرف هستید که طولانی تر از آهنگهای میانی آلبوم است. Guards ریتم ملایم تر و مهربان تری دارد، هرچند همچنان لیریکس ارتباطش را با ماجرای آهنگ اول حفظ کرده است. این ماجرا تا آخر آلبوم تکرار می شود و شما به شکلی هنرمندانه و جسورانه از ارتباط کلامی آهنگها با یکدیگر لذت خواهید برد.

Indian Curse، با حداقل حضور درامز، اگر آمادگی اش را داشته باشید می توانید اشکتان را در آورد. چیزی که کمتر در آثار قبلی OSI شاهدش بودیم. چهارمین آهنگ، Enemy Prayer، تنها آهنگ بدون کلام آلبوم و تنها اثری ست که گوین هریسون (درامر مهمان) نیز در ساخت آن دخالت داشته است. هرچند اگر این آهنگ با کلام همراه می شد، نتیجه می توانست اثر بهتری از آب در بیاید، اما همین هم به اندازه کافی جذاب و دوست داشتنی شده است. Wind Won’t Howl به شکل حیرت انگیزی شما را به یاد Terminal و Radiologue در آلبوم Blood می اندازد. بنظر می رسد این ملودی و ریتم در ذهن این دو نفر چنان ریشه کرده که مدام به اشکال مختلف خودش را به رخ می کشد و البته هربار هم عالی از آب در می آید. Big Chief II از آن آهنگهاست که چندان بود و نبودش در آلبوم حس نمی شود، نه بخاطر اینکه کوتاه ترین اثر این مجموعه است، بلکه بخاطر اینکه حرف خاصی برای گفتن ندارد و بیشتر بنظر می رسد آنجا گذاشته شده تا فاصله ای بین آهنگ قبل و بعدش ایجاد کند.

در آخر با شاهکار آلبوم، Invisible Man، طرف هستید. بلندترین آهنگ آلبوم که چندین بار با عوض کردن فضا، فضای شما را نیز عوض می کند. این از آنهاست که هر چیزی که بخواهید در آن پیدا می شود: پراگرسیو، الکترونیک، تریپ هاپ، ریفهای سنگین، ملودی آرام، راک، متال، پینک فلوید، پورکوپاین تری، و در نهایت مجموعه ای از همه چیز که به زیبایی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. شاید در ابتدا مدت زمان 10 دقیقه آن کمی شما را به شک بیاندازد، اما در نهایت این همان آهنگی ست که لازم است بارها آنرا بشنوید.

Fire Make Thunder یک اثر خارق العاده است، اما کمی هم باید انصاف به خرج داد. این آلبوم چیزی نیست که بتواند کسی را جذب OSI کند. من و شمایی از آن لذت خواهیم برد که این گروه را مدتهاست می شناسیم. آهنگها، هر کدامشان، یک چیزی کم دارند و آن قدرت جاذبه ای ست که هر هنرمندی برای آنکه جذبش شوید به آن نیاز دارد. بگذارید این مثال را بزنم: این آلبوم مانند یک سیگار برگ کوبایی درجه یک است که فقط در صورتیکه سیگاری باشید از کشیدنش لذت می برید. در غیر اینصورت چیزی به جز سرفه عایدتان نمی شود. باز هم فکر کنم لازم است بیشتر توضیح بدهم! این آلبوم معیارهای جذب طرفدار جدید را ندارد. کسی که OSI را نمی شناسد از روی آن به سادگی رد می شود و به یک «بد نیست» اکتفا می کند. حرف نهایی اینکه: اگر مثل من طرفدار OSI هستید، از شنیدن این آلبوم لذت فراوان خواهید برد. اما اگر آنها را نمی شناسید، توصیه می کنم اول آلبومهای قبلیشان را بشنوید و بعد به سراغ آخرین اثرشان بروید.

12 پاسخ به “OSI – Fire Make Thunder

  1. Milad 2012/03/28 در 14:44

    اقا هرچی قطعهءآخرش رو گوش می کنم سیرنمی شم /آلبوم خیلی فوق العاده اس.

  2. Sina 2012/03/28 در 16:48

    آقا حالا آخرش به ما بگو این گروه را باید جدی بگیریم یا نه؟ من موندم :دی

  3. rman7283 2012/03/28 در 17:44

    خب اینهمه از این گروه تعریف کردی، کنجکاو شدم در موردشون ولی میگی:
    این آلبوم چیزی نیست که بتواند کسی را جذب OSI کند

    اگه زحمتی نیس یه چن تا آهنگ جذب کننده نام ببر برام که با اونا شروع کنم

    • Bardia.B 2012/03/28 در 20:05

      شما آلبوم Blood رو بگیر و از اول تا آخرش عشق دنیا رو بکن (: اگه خوشت اومد اونوقت بیا سراغ این آلبوم.

  4. مجی 2012/03/29 در 02:00

    سلام
    یعنی معرفی آلبوم در حد لالیگا بودا
    یکی از بهترین پستات بود.
    عارضم خدمتت بخش اول رو که خوندم کلی ناامید شدم، آخه من osi رو خیلی بیشتر از chroma key دوست دارم.

    • Bardia.B 2012/03/29 در 11:37

      شک نکن که خود منم OSI رو خیلی بیشتراز Chroma Key دوست دارم. اما رفیقمون بیشتر برای اون وقت میذاره آخه

  5. آرش 2012/03/29 در 22:54

    indian curse داره ديونــــــــــــــــــــــــــم ميكنه

  6. پویا 2012/03/30 در 14:50

    مجی راس میگه خیلی عالی نوشته بودی به نظرمنم کاملترین نقدی بود که میشد در موردشون نوشت

    در مورد آلبومم هم همون طور که خودت گفتی به جز یکی دو آهنگش فک نکنم واسه کسائی که آلبومو واسه اولین بار گوش میدن جذابیت خاصی داشته باشه و از همین جا ازت ممنونم که قبلن ما رو با آلبوم BLOOD آشنا کرده بودی

  7. صالح 2012/03/31 در 12:36

    «دعوت سرد»ی بود، نه مانند «خون» که می سوزاند… «خون»، کوفتنِ سر بود به یک دیوار، که قامت داغ آرامش داشت… به نظرم سرمای عجیب این آلبوم، تجربه ی حداکثر ممکن آن سوی «مرزی» است که «مور» و «متئوس » در «خون» زیسته بودند… آرمان OSI، حیرت آورِ همین زیستن در مرز است… دو موسیقی که ذاتا با هم در تضادند و بین هم مرز می کشند و این دو «در تضادِ بزرگ»، «مور» و «متئوس «، بر همین مرز ساکن می شوند… همیشه پنداشته ام که زیستن در مرزها رستگاری است و برای همین آلبوم «خون» را به عنوان موسیقی «مرز» ستوده ام… اما اینجا حس می کنم که تلاش این دو، در زیستن در عمق «دیگر» مرز و نیل به آن «تعادل عینی» (که در «خون»، «بودن در نه نبودن» هر دو، متال و الکترونیک بود) را نمی توان توفیقی «مطلق» شمرد… بعضی از آهنگ ها، تنها سرمای تلخ و سنگین پر یاس چهره ی «متئوس» را دارد و بعضی رنگ پر گرمای رمانتیک چهره «مور» را… یعنی آهنگ ها، یا آهنگ های تنها «مور» اند و یا صرفا «متئوس»، که دیگری را به مانند حضور «هریسون» در نقش صرف یک نوازنده در کنار دارند… هرچند که آهنگ ها، هر یک در محدوده ی «مور» و «متئوس»، ذهن نوازند و کامل، اما آن تعادل حیرت آوری که بین این دو قطب در خلق «خون» بود، اینجا کم است یا حتی گم شده است… به نظر می رسد تلاش این دو برای زیستن خلاقانه در «عمق سرد مرز» با حضور «جغرافیای دوری» امروزه شان نمی خواند… با همه ی اینها و در همه حال، سرگردانی این دو را بسیار می پسندم: «زنانگی» مور که بی قصد و غریزه اغوا می کند و «نعوظ» متئوس که ساز بی میلی می نوازد.

    ممنون از بردیای عزیز برای «خون» و باقی قضایا.

  8. محمد حسین 2012/04/01 در 23:29

    از دوستان خواهش میکنم لینک بذارن.Newalbumreleases لینکاش دی اکتیو شدن.جان من…..

  9. بازتاب: بهترینهای 2012 از نگاه آ‌ل‌ب‌و‌م – 6 « آ ل ب و م

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: