آ ل ب و م

موسیقی و دیگر هیچ

Anathema – Falling Deeper

بردیا برجسته نژاد: فقط یک سال از انتشار آلبوم جنجالی We’re Here Because We’re Here گذشته که Anathema برای بار دیگر طرفداران خود را غافلگیر می کند. اینار آنها بعد از گذشت سه سال از مجموعهء Hindsight ، که اجرای مجدد آهنگهای مشهورشان بصورت آکوستیک و با تنظیم جدید بود، دست به اقدام عجیبی زده اند: بازنوازی آهنگهای مشهور نسل اول آناتما!

حتما می دانید، آناتما اولین آلبومش با نام Serenades در سال 1993 را در حالی منتشر کرد که سبکش چیزی ما بین Doom Metal و Death Metal و گاهی Gothic Metal بود. همان موسیقی سنگین و خشن و در بعضی مواقع وحشی مخاطبین خاص خودش که اگر در بعضی مواقع خشونتش را کنار می گذاشت، سنگینی اش را حفظ می کرد. این مسئله در آلبوم بعدی، The Silent Enigma (سال 1995) تکرار و آخرین اثراتش نیز در Eternity (سال 1996) شنیده شد. در کنار این آلبومها انتشار دو EP را هم اضافه کنید که اولی با نام The Crestfallen در سال 1992 در حقیقت اولین اثر آنها و دومی Pentecost III در سال 1995 بود. پیش از این مفصل در مورد اینکه آناتما چه روندی را طی کرد که به این شکل تغییر کرد را نوشته ام، فقط اینجا این را یادآوری می کنم که وقتی خواننده گروه، دارن وایت، از آناتما جدا شد، برادران کاوانا و در آن زمان دانکن پترسون آناتمای جدید را پایه ریزی کردند و با جدایی پترسون (که رفت تا Antimatter را تاسیس کند) آناتما شد همین آناتمایی که امروزه می شناسیم.

آناتما تقریبا آن دو آلبوم اول را فراموش کرده بود و هیچ اثری از آهنگهایشان در اجراهای زنده شنیده نمی شد. تا اینکه به تازگی، با مجموعه ای با عنوان Falling Deeper که قرار است پنجم سپتامبر منتشر شود، شما تنظیم مجددی از آهنگهای منتخب آن دو آلبوم و آن دو EP را خواهید شنید.

دنیل کاوانا، مغر متفکر گروه که در این مجموعه نقش تهیه کننده را هم ایفا می کند، می گوید: «این تائیدی بر گذشته و نگاهی به آینده در یک زمان واحد است، به همراه آوایی که برای فرستادن شما به قلب همین لحظه ای که در آن هستیم طراحی شده است» . میکس آلبوم را آندره رایت، از میکسرهای مشهور انگلستان که سابقه همکاری با گروه های نظیر Elbow و Coldplay را دارد، بر عهده داشته و تنظیم ارکسترال آهنگها را دیو استوارت (که در آلبوم آخر آناتما همکاری ویژه ای داشت) انجام داده است. بیایید نگاهی به 9 آهنگ این مجموعه بیاندازیم:

آهنگ اول، Crestfallen، از اولین EP به همین نام. نسخهء اصلی آهنگ مدت زمانی بیش از 10 دقیقه دارد، اما شما اینجا با یک اینتروی سه دقیقه ای مواجه هستید که با سولوی پیانو شروع می شود و هنوز یک دقیقه از آغازش نگذشته، شما را بر سر جایتان میخکوب می کند. به عنوان این آهنگ (سرافکنده) توجه نکنید! آناتما با همین سرآغاز نشان می دهد که قرار است از انتهای مجموعه سربلند بیرون بیاید!

آهنگ دوم، Sleep in Sanity، از اولین آلبوم با نام Serenades. آغازی نرم و در عین حال سنگین با کنترباس که به آرامی با ویالن همراه می شود و در نهایت یک ارکستر همراهی اش می کند. دقیقهء 2:00 آهنگ به بعد این توانایی را دارد که اگر آمادگی اش را داشته باشید شما را به گریه بیاندازد!

آهنگ سوم، Kingdom، از دومین EP یعنی Pentecost III. نسخهء اصلی آهنگی تیره و تاریک و زیباست با مدت زمان بیش از 9 دقیقه که هم دکلمهء مریضی دارد و هم در سه دقیقه آخر کاملا وارد فضای موسیقی متال می شود. اینجا با اثری مواجه هستید که نصف مدت زمان نسخهء اصلی را دارد، آن دلهره و خشمی که گیتار فریاد می زد با نالهء پیانو جایگزین شده و آن دکلمهء مریض هم به زمزمه ای مهربان تغییر یافته است.

آهنگ چهارم، They Die، از اولین EP به نام The Crestfallen. یک آهنگ 8 دقیقه ای تبدیل شده به یک اثر اعجاب انگیز 2 دقیقه ای. یک لحظه خودتان را پشت پیانو تصور کنید. احتمالا چشمانتان را بسته اید، در میانه های آهنگ لبخند زده اید و در انتها که چشمانتان را باز می کنید کمی زیر پلکتان نمناک است.

آهنگ پنجم، Everwake، از اولین EP به نام The Crestfallen. آهنگی که چند ثانیه ای هم به نسخهء اصلی 2 و نیم دقیقه ای اش اضافه کرده، آهنگی که بانوی موسیقی پراگرسیو و آلترناتیو راک، آنک ون گیرزبرگن، اجرا کرده است. هر چند این اثر تفاوت خاصی با نسخهء اصلی که روث ویلسون اجرا کرده است را ندارد، اما تنظیم جدید آن بر لذت شنیدنش می افزاید.

آهنگ ششم، J’ai Fait Une Promesse، در زبان فرانسوی به معنی I Made a Promise، از اولین آلبوم به نام Serenades. نسخهء اصلی یک اثر فوق العاده و لطیف 2 و نیم دقیقه با اجرای روث ویلسون است. حالا اینجا شما با یک آهنگ 4 و نیم دقیقه و بدون خواننده مواجه هستید که به جای لطافت، غم بسیاری را در خود دارد. شاید این تنها آهنگی از این مجموعه باشد که نسخهء اصلی اش به اندازهء بی نهایتی از بازنوازی اش زیباتر است.

آهنگ هفتم، …Alone، از دومین آلبوم با عنوان The Silent Enigma. نسخهء اصلی را فراموش کنید که یک آهنگ بلاتکلیف و بی سر و ته است. دلتان را بسپارید به صدای گیتار آکوستیک و موجی که شما را در این نسخهء جدید با خود می برد!

آهنگ هشتم، We the Gods، از دومین EP یعنی Pentecost III. نسخهء اصلی با بیس شروع و با دکلمهء ناراحتی همراه می شود. در طول این آهنگ ده دقیقه ای شما با فوران خشم همراه خواهید بود که در انتها به جنون ختم می شود. اما در نسخهء جدید و سه دقیقه ای آهنگ نه خبری از غم است و نه خشم. شما با یک موسیقی لطیف پیانو مواجه هستید که تا پیش از این عادت کرده بودید شبیه اش را از یان تیرسن بشنوید!

آهنگ نهم، Sunset of Age، از دومین آلبوم یعنی The Silent Enigma، آخرین و طولانی ترین آهنگ این مجموعه. نسخهء اصلی، یک آهنگ ذاتاً متال است که از دقیقهء 4ونیم به بعد با صدای خشن وینسنت کاوانا همراه می شود. اما نسخهء جدید یک اختتامیهء ارکسترال برای این مجموعه است. آهنگی عجیب، ویران کننده و استثنایی که از هم صدایی لی داگلاس (خوانندهء زن گروه) و وینست کاوانا استفاده کرده و شما را دوباره زنده می کند. عجیب ترین قسمت آهنگ سولوی ویالن است که تا کنون در آثار آناتما نظیرش را نشنیده اید.

امیدوارم این مجموعهء استثنایی برای شما هم استثنایی باشد. برای من که بود!

60 پاسخ به “Anathema – Falling Deeper

  1. Meysam 2011/08/31 در 00:31

    سلام
    اگر امکانش هست لینک دانلودش رو هم قرار بدید…
    ممنون

    • Bardia.B 2011/08/31 در 02:46

      طبق رویه این بلاگ باید زحمت پیدا کردن لینک دانلود رو دوستان خودشون بعهده بگیرن.

      • Mehran Anathema 2011/09/01 در 01:46

        آهنگ نهم، Sunset of Age، از دومین آلبوم یعنی The Silent Enigma، آخرین و طولانی ترین آهنگ این مجموعه. نسخهء اصلی، یک آهنگ ذاتاً متال است که از دقیهء 4ونیم به بعد با صدای خشن دارن وایت همراه می شود.

        sedaaye khashen baraaye vincent cavanagh hast tooye hamoon album the silent enigma

        • Bardia.B 2011/09/01 در 01:54

          کاملا حق با شماست. اشتباه مسخره ای کردم! وایت اصلا توی این آلبوم از آناتما جدا شده! اصلاح می کنم.

    • Bardia.B 2011/08/31 در 02:49

      البته لازمه این رو هم بگم، دلیلش اینه که وردپرس یه بار اینجا رو بخاطر گذاشتن لینک دانلود تعطیل کرده و قرار نیست دوباره این اتفاق بیوفته.

  2. Siavash 2011/08/31 در 00:31

    هنوز گوش ندادم، ولی مطمئن هستم که زیباست.
    آناتما یه گروه استثناییه!
    ممنون بردیا جان

  3. azin 2011/08/31 در 00:36

    من دیروز که لینک این آلبوم رو تو new album releases دیدم تعجب کرد چون بعد از فاصله ی چند ساله ای که تا انتشار we’re here…. افتاده بود فکر نمی کردم به این زودی آلبوم جدید منتشر کنن . فکر کردم بازخوانی آهنگاشون باشه ولی چون این آلبوم های اولیه رو نشنیده بودم اسم آهنگ ها برام نا اشنا بود . خلاصه دانلود نکردم تا اول ببینم جریانش چیه! ولی یادم رفت برم چک کنم!ممنون از معرفی . برم دانلودش کنم که ازش خیلی تعریف کردید:)

    • Bardia.B 2011/08/31 در 02:47

      اون لینک دیگه قابل استفاده نیست. آلبومهای معروف وقتی میاد باید تو همون چند ساعت اول بگیری وگرنه برداشته میشه.

  4. Ali Tabrizi 2011/08/31 در 10:35

    bardia amalan nagofti nazareto ke

    • Bardia.B 2011/09/01 در 01:38

      آقا تمام این نوشته از بخش دومش نظرم بود! دیگه چی باید میگفتم که نگفتم ؟؟؟ نظر در مورد آلبوم شاید نداده باشم، اما در مورد تک تکشون دادم که

  5. شهرزاد 2011/08/31 در 16:49

    سپاس از مطلب موشکافانه و خواندنی تان در مورد آناتما!
    نقدتون جالب و متفاوت بود خصوصا برای من که به شدت طرفدارشون هستم
    یک یک ترانه هاشون رو گوش می دهم ، اما برای من آناتما از آلبوم «قضاوت» معنا گرفت ترانه های عجیب با موزیک های عجیب تر،.. بعد از اون آلبوم های، Eternity / Alternative 4 / A Natural Disaster شگفت انگیز بودند هرچند اینها قبل از Judgement ارائه شدند اما ترانه Regret یا Alternative4 به فرض اصلا آدم را مسخ می کنند..فعلا من از آلبوم جدیدشان تنها یک ترانه را شنیدم (summernight horizon) و همان بار اول مثل همیشه نظرم را جلب کرد و همان چیزی که انتظار داشتم بود. همانطور که شما هم اشاره ی ظریفی کرده اید در قیاس ترانه های دو آلبوم، اناتما کاملا تغییر فاز داده و به فضای لایت تری سوییچ کرده! جایی نقدی خواندم که اناتما با پا گذاشتن به فضای لایت تر در راک، بسیاری از هواداران متال و هارد راک خود را از دست داده و کلی مورد انتقاد قرار گرفته و در مقابل، دنیل کاوانا پاسخش این بوده که «ما دیگه اون آدم های افسرده و مغموم گذشته نیستیم و موزیکمان حرف های تازه برای گفتن دارد..» البته من بعنوان فن شون، چندان از این پاسخ خوشم نیامد چون شنیدنش برای هوادارانشون حس خوشایندی نمی دهد ومثل آب سردی می ماند بر روی بیشمار طرفداران هارد / دوم متال و راک، که دقایقشان را با این ترانه ها سپری کردند و نفس کشیده اند..اما خود کارها و نگاه نوینشان برایم ستودنیست چراکه موزیکشان در جریان است و با حال و هوای روز پیش می رود، و من همین نو شدن شون رو هم بسیار می پسندم.
    ممنون از پُست خوب خیلی خیلی خوب!

    • Bardia.B 2011/09/01 در 01:41

      ممنون از لطف همیشگیت شهرزاد. اون مطلبی رو که میگی در مورد اون آلبوم خوندی، به احتمال زیاد یا توی همین بلاگ دیدی، یا توی مجلهء رونا که اون رو هم من نوشتم. خودم جای دیگه ای ندیدم به زبان فارسی کسی مفصل به آلبوم پرداخته باشه.

    • Haj Ehsan 2011/09/01 در 02:24

      به نظر من پاسخش خیلی قشنگ بوده (حتی اگر قشنگم نباشه حقیقت بوده)
      درسته یه سری از طرفداراشو از دست داده ولی قبول کنید که یه سری طرفدار جدید هم بدست آورده (که از نظر من این تعداد بیشترم هستند – من یکیشون)

      • Bardia.B 2011/09/01 در 02:59

        برای تمام گروه های موسیقی، چه اونهایی که به هر دلیلی تغییر سبک میدن و چه اونایی که تا مدتهای طولانی توی همون مسیر خودشون حرکت میکنن، طرفدارهای قدیمی خیلی مهمتر و با ارزشتر از طرفدارهای جدیده. هیچ کس از طرفدار جدید بدش نمیاد، اما اصلا حاضر نیست بخاطر گوش جدید، گوشهای قدیمی رو از دست بده.

        اما الان چیز دیگه ای میخوام بگم و اون اینکه یه طرفدار قدیمی خیلی بهتر میتونه در مورد بالا و پایین شدن اثر یه هنرمند نظر بده و اون دلیل تاریخ شنیدن آلبوم مورد نظر هست. بذارین اینطوری برسونم منظورم رو. من از سال 1996 و انتشار آلبوم Eternity با آناتما آشنا شدم. طبق عادت همیشگی رفتم دنبال آلبومهای قدیمی و در نهایت این نتیجه برام حاصل شد که آناتما گروه مورد علاقهء من نیست. سال 1998 (نکته اینجاس، دو سال بعد، یعنی تا دو سال بعد از آشنایی من با این گروه، هیچ نظر جدیدی در مورد اونها نداشتم. برای من تا دو سال آناتما یه گروه دووم متال بود) وقتی Alternative4 منتشر شد ورق برگشت و من لذت دنیا رو بردم و هنوز فقط یه سال گذشته بود که Judgement منهدمم کرد. من با آناتما زندگی کردم، مثل خیلیهای دیگه که اون زمان، یعنی 12 سال پیش، توی اون حال و هوا و سن و سال بودن. دو سال بعد A Fine day to exit برای من که دو سال Judgement شنیده بودم یه افت به حساب میومد و راضی کننده نبود و سال 2003 وقتی A Natural Disaster اومد، اول فکر کردم آلبوم رو اشتباه خریدم! همه چی خوب و کامل بود، اما آناتما نبود! بعد آناتما 7 سال رفت و خبری ازش نشد و هرچی ما ازش میدونستیم گروهی بود که برای بار دوم سبکش رو عوض کرد، اما گذاشت رفت. و بعد بقیه ماجرا و انتشار آلبوم سال 2010. نکته اینجاس، برای کسی که مثلا 7 سال پیش با آناتما آشنا شده خیلی طبیعی بنظر میاد که وقتی همهء آلبومها رو توی یه روز گوش میکنه نظرش با کسی مثل من که توی یه پروسهء 7 – 8 این آهنگها رو شنیده خیلی متفاوته. نکته اینه که خود هنرمند هم این رو میدونه و قبول داره که نظر مقایسه ای یه مخاطب قدیمی با یه مخاطب جدید خیلی میتونه به جلو رفتنش کمک کنه، چون همین مخاطب جدید چند سال دیگه توی آلبوم بعدی مخاطب قدیمی به حساب میاد.

        و در نهایت میتونم نظرم رو اینطوری بگم که Judgement برای آناتما و شاید در تاریخ موسیقی تکرار نشدنیه و آناتما با تمام خوبیهاش در توانش نیست اثری بالاتر از اون خلق کنه.

        • Haj Ehsan 2011/09/02 در 14:58

          بردیا جان کاملن قبولت دارم اما یه نکته ایم باید در نظر گرفت اونم اینکه واقعن چه تعدادی علاقه مند به سبک آلبوم های قدیمی(به قول شما دووم متال) و چه تعداد افراد علاقه مند به سبک آلبوم های جدید هستن . . . مطمئنن گروه دوم خیلی بیشترن و یه هنرمند یکی از هدفاش همواره اینه که تعداد بیشتری کارشو ببینن یا بشنون

  6. محمد حسین 2011/09/01 در 11:20

    من آلبومهای قبل 96 رو هیچوقت نتونستم گوش بدم و این روایت دیگری از اونا است که خیلی برای دلپذیره.
    آناتما خوبیش اینه که همیشه آدم رو با آلبومش راضی میکنه.حتی اگه تغییر سبک بده.حتی اگه پاپ هم بدن بیرون باز حرفاشون شنیدنی است
    .

  7. شهرزاد 2011/09/01 در 17:20

    به اقای محمد حسین:
    نه نه ! اینکه دیگه خیلی افتضاح میشه که آناتما » پاپ» بخونه!!
    اصلا اشتباه همینجاست که اکثر گروه های معروف دچارش می شوند و به محض شهرت جهانیشون و پیدا کردن کلی طرفدار، به طرز زجرآوری یهو تغییر سبک و فاز می دهند..

    • محمد حسین 2011/09/01 در 20:54

      حالا منظور از پاپ که خود پاپ نیست.اگه یادتون باشه متالیکا هم سال 91 به پاپ متال هم روی آورد.منظورم این نیست که مثل بریتنی اسپیرز آلبوم بدن

  8. شهرزاد 2011/09/01 در 17:29

    و بنا به گفته ی شما آقای بردیا، اگر آناتما نتونه Judgement دوباره ای خلق کنه..این اصلا خبر خوبی برای هواداراش نیست.. امکانش هم اصلا کم نیست

    • Bardia.B 2011/09/01 در 20:10

      خب یه بحثی وجود داره که تا چه اندازه میشه از یه گروه انتظار رشد رو داشت. یه موقع هایی همین که کسی بتونه خودش رو در یه سطح نگه داره و افت نکنه، معنیش میشه رشد. از نظر من Porcupine Tree هیچوقت نتونست و نمیتونه اثری مثل In Absentia خلق کنه و Metallica هیچوقت نمیتونه یه Master of Puppets دوباره بسازه و یا Radiohead یه OK Computer دیگه بنویسه و یا حتی کوئنتین تارانتینون یه Pulp Fiction دیگه بسازه. اما من نوعی، من به عنوان یه طرفدار قدیمی همهء اینها، تا همیشه دوستشون دارم. اگه اصلا قرار باشه آناتما یه Judgement دیگه خلق کنه یه چیزی از نظر من اینجا ایراد داره!

      • محمد حسین 2011/09/01 در 21:07

        من به عنوان هوادار آناتما این حرفت رو قبول ندارم. همینقدر که آناتما هنوزم شنیدنیه برای من کافیه

  9. shoora 2011/09/01 در 17:36

    اوااااا برديا يه لينك دانلود…. من دارم از هيجان ميميرم الان…نميشه يه لينك دانلود بم بدي:پي

  10. Hadi 2011/09/03 در 00:59

    ( در رابطه با کامنتت که واسه پیشرفت گروه ها بود … )

    آره خب شاید اینی میگی رو بشه قبول کرد البته خیلی سخته قبولش . با اینکه منم دوسشون دارم .
    ولی شاید همیشه این استدلالت جواب نده ! مثلا میتونی .واسه Archive هم این طوری بگی ؟؟ … شما رو نمیدونم ولی من این یکی رو مخالف نظرت هستم .

    • Bardia.B 2011/09/03 در 08:12

      الان نمیدونم دقیقا شما اشاره به کدوم مطلب دارین که میگین در مورد آرکایو صادق نیست. اما اگه منظورت صحبتهای من باشه، آرکایو هیچوقت نمیتونه اثری مثل Lights رو دوباره خلق کنه. هرچند از اون آلبوم تا الان فقط یه آلبوم دیگه منتشر شده، اما Lights یه جهش فوق العاده توی کار این گروه بود.

  11. Hadi 2011/09/03 در 09:48

    اشاره به این مطلب :

    خب یه بحثی وجود داره که تا چه اندازه میشه از یه گروه انتظار رشد رو داشت. یه موقع هایی همین که کسی بتونه خودش رو در یه سطح نگه داره و افت نکنه، معنیش میشه رشد. از نظر من Porcupine Tree هیچوقت نتونست و نمیتونه اثری مثل In Absentia خلق کنه و Metallica هیچوقت نمیتونه یه Master of Puppets دوباره بسازه و یا Radiohead یه OK Computer دیگه بنویسه و یا حتی کوئنتین تارانتینون یه Pulp Fiction دیگه بسازه. اما من نوعی، من به عنوان یه طرفدار قدیمی همهء اینها، تا همیشه دوستشون دارم. اگه اصلا قرار باشه آناتما یه Judgement دیگه خلق کنه یه چیزی از نظر من اینجا ایراد داره!

    ( ولی آره درسته منم تقریبا با Lights موافقم . گرچه اکثر آهنگ های آلبوم جدید خیلی عالی هستن و شاید بتونه تا 90% با آلبوم Lights رقابت کنه ! ولی نه 100% . ولی اینو من کاملا مطمئنم که پنانسیل خلق کار شاهکاره دیگه رو داره . ( نه شاید مثل گروه هایی که شما اشاره کردید … )

    • Bardia.B 2011/09/03 در 12:34

      خب اینجا یه چیزی قاطی شده. اینی که شما میگی حرف من رو نقض نمیکنه. شما بر اساس علاقه و شناختت (و نه هیچ مدرک دیگه ای) میگی که آرکایو پتانسیل خلق یه شاهکار دیگه رو داره. خب ما نمی تونیم اینجا در مورد چیزی که هنوز وجود نداره بحث کنیم. تمام اون گروه هایی هم که من مثال زدم صد در صد توانایی خلق یه شاهکار دیگه رو دارن. اصولا وقتی یه کسی یه رکوردی رو میشکنه، اولین کسی که پتانسیل این رو داره که اون روی اون یه رکورد دیگه بزنه، خود همون آدمه.
      یه چیز رو باید یادآوری کنم که این بحث کاملا سلیقه ای هست و واژهء شاهکار تعریف چندان علمی ای نداره. منظورم اینه که وقتی من Judgement رو گوش کردم رفتم تو فضا. آهنگهاش همراه دائمی من شد به شکلی که با اونا زندگی میکردم. اگه این آلبوم از نظر استانداردهای موسیقی امتیاز 10 می گرفت من برای خودم بهش امتیاز 100 دادم. حالا هر آلبوم دیگه ای که منتشر بشه، حتی اگه از نظر همون استانداردها نمرهء 50 رو بگیره، من هیچوقت امتیاز 100 رو که خودم بهش دادم ازش نمیگیرم! می تونم برسونم منظورم رو؟ بخوام یه طور دیگه بگم اینه که برای من خیلی خیلی بعیده که بتونم یه آلبوم دیگه ای از آرکایو رو از Lights بیشتر دوست داشته باشم. چون هیچ آلبومی از این گروه نمی تونه اون حس و حالی که من در زمان Lights تجربه کردم رو برام تکرار کنه.

  12. Hadi 2011/09/03 در 17:36

    آره . یه جورایی مثل : اولین حس عجیب آدم که تجربش میکنه . اولین عشق . اولین بوسه یا …. . آره درسته واسه هر آدم . اینکه اون اولین بار خیلی محاله از یاد آدم بره ، یا اصلا دوس نداره بره . و هیچ چیز بعد اونو جایگزین اولین عشقش بکنه . ( حالا میخواد اون عشق یه آلبوم باشه یا یه آهنگ یا مهمتر یه فرد … ) آره . اینی که میگی آلبوم Lights من خودم هم بهترین آلبومم هست . و شاید دوست نداشته باشم عشق جدیدی جایگزینش بشه . ولی امیدوارم بتونن دوباره عاشقم کنن . همیشه اون تجریه یا حس عالی اولین بار یاد آدم میمونه شاید واسه همین به اولینش تعصبی نگاه میکنه . ( و اینو هیشکی نمیفهمه جز خود اون فرد ) کما اینکه در مورد آرکایو و لایت هم منم این طوری هستم .

  13. سپهر 2011/09/03 در 22:23

    آناتما از گروههای دوست داشتنی من است ولی این دوست داشتن هیچ وقت باعث نشده نسبت به نقص های موسیقی شون غافل بشم ؛ آناتما هیچ وقت گروه کاملی نبوده همیشه یک نقص اساسی آلبومهاشون رو ناتموم میگذاره دلیلش هم مشخصه! آناتما هیچوقت نتونسته خودش رو توی یک سبک حفظ کنه و خودش رو ارتقا بده ، دلیل این هم مشخصه؛ آناتما یک گروه نیست! یک گیتاریست دمدمی مزاج (و البته بسیار با استعداد) به نام دنی کاوانا است! قبول ندارید سیر کاری آناتما رو با سیر زندگی دنی کاوانا مقایسه کنید !(دوران جوانی : دوره دوم متال ، دوره اوج اعتیاد و افسردگی : آلترناتیو فور و…). موسیقی آناتما پر از ایده های دم دستی و اغلب درخشان و صد البته ناقصه! که با تمام این تفاسیر به هر حال برای یک مشت مخاطب خاص دلپذیر و دوست داشتنیه!
    ولی خب گروه موسیقی و سبک بندی های موسیقی تعریف های مشخصی دارند، و موزیک بازی های یک گیتاریست دمدمی و هرچند خلاق در این تعریف های موسیقی گنجونده نمیشه ، برای همین ژورنال های موسیقی هیچ وقت آناتما را تحویل نگرفته اند ، و آناتما به جز قند آب کردن در دل مخاطب های بی شمار ایرانی اش (و گاها لهستانی و یونانی ) به هیج جای موسیقی نرسیده در حالی که حداقل به خاطر آلبوم هایی مثل جاجمنت ، آلترناتیو فور و نتچرال دیزستر لیاقت بیشتر شنیده شدن رو داشته!
    این آلبوم هم انگار قراره یک کامپلیشن از کارهای قبلی آناتما (طبق تعریف ویکی پدیا) باشه که نیست! این آهنگ های دل انگیز با اون سر و صداهای وهمناک و ترسناک هیچ وجه شباهتی ندارد البته به جز ملودی اصلی آهنگها که به سختی باید از دل آهنگهای جدید بیرون کشیده شوند! در ادامه بازی گوشیهای دنی کاوانا اینبار شاید به قصد رنگ زدن نقاشی های سیاه سفید قدیمی اش جلو اومده ولی نتیجه خلق یک سری نقاشی دوست داشتنی جدید و با سبک و سیاق جدیده.

  14. سپهر 2011/09/03 در 22:46

    یک جا اون بالا خوندم که اوکی کامپیوتر بهترین آلبوم ردیو هده (بابت این فارسی نوشتن ها ببخشید). و تازه هیچوقت هم نمیتونه به اون دوران برگرده و این آلبوم رو تکرار کنه! اوکی کامپیوتر شاید نقطه عطف ردیوهد در آلترناتیو راک باشه ولی نهایت کارشون نیست تمام آلبوم های ردیو هد بهترین کارشونه البته از جهات دیگر مثل کید ای که بهترین کارشون در تلفیق جز و موسیقی الکتریک بود (و البته شناخته شده ترین آلبومشون در سطح جهانه) و همین آلبوم آخرشون که بهترین در اکپریمنتال جز بود ( والبته خلاقانه ترین و اکسپریمنتال ترین آلبومشون! خلاقیت های این گروه در این آلبوم باور نکردنیه! از اون آلبوم هایه که باید یک مدتی بگذره تا ارزش خودش رو نشون بده) . در ردیو هد باید مطلقا دنبال صرف ِ کلمه ِ موسیقی بود. و گرنه دچار وضعیت اون مصاحبه گر با توم یورک میشوید که وقتی میخواست از توم یورک بپرسه «شما به عنوان یک گروه راک…»‌ توم یورک صحبتش را قطع کرد و گفت «کی گفته ما گروه راکیم؟!»

    • Bardia.B 2011/09/03 در 23:03

      سپهر عزیز فکر کنم مطلب رو کامل نخوندی. چون در درجه اول من داشتم نظر مستقیم خودم رو میگفتم و حتی در ارائه نظرم کاری به نظر خود تام یورک هم ندارم. از نظر من بهترین آلبوم ریدیوهد OK Computer هستش که ممکنه نظر شما متفاوت باشه. و همینطور در مورد Metallica و PT و بقیه که مثال آوردم خیلیها با من هم عقیده نیستن. از نظر شخص من این آلبوم نهایت کارشونه. اگه بگن فقط میتونی توی آیپادت یه آلبوم از ردیوهد داشته باشی مطمئنا من این رو انتخاب میکنم و مطمئنا انتخاب شما آلبوم دیگه ای هست.

      • سپهر 2011/09/04 در 23:57

        درسته مطلب رو دیشب درست نخوندم ،‌ الان نشستم و خوندم ولی راستش را بخواهی چیزی زیاد تغییر نکرد!
        خب بزار اینجوری بحث کنیم : گروهای زیادی پیدا میشوند که یک آلبوم عالی میدهند و تمام عمر موسیقی شان سعی می کنند دوباره یک چیزی شبیه آن تولید کنند ولی موفق نمیشوند .
        ولی خب به نظرم این درمورد ردیوهد صادق نیست بعد از OK Computer ردیوهد کلا سبک کارش رو عوض کرد و وارد یک فضای دیگری شد. خب ردیو هد هیچوقت نتونست آلبومی مثل OK Computer بسازه دلیلش هم ساده است چون هیچوقت نخواست! کلا ردیوهد وارد یک فضای دیگر شد ( والبته در همین دوران به شهرت رسید.)
        شاید هم منم برای آیپادم OK Computer را انتخاب کنم خب این سلیقه منه ولی این درست نیست که بیام OK Computer رو با یکسری آلبوم دیگر که هرکدامشان دنیایی با این فاصله دارن مقایسه کنم و بعد چون با هم فرق دارند بزارمشون توی رده همون گروههایی که هیچوقت نمیتونن به آلبوم اوجشون برگردند. این دیگه سلیقه نیست این بحث درمورد توانایی های یک گروهه.

        • Bardia.B 2011/09/05 در 00:24

          خب فکر کنم از نظر فلسفی دچار یه تعارضی هستیم. درسته که آلبومهای ریدیوهد سبکهای مختلفی دارن، اما ما داریم در مورد ریدیوهد و مقایسهء اون با خودش صحبت می کنیم. من اگه بگم: گیتار زدن من از پیانو زدن تو بهتره، این یه جملهء غلطی هست و بحثی توش نیست. اما اگه بگم گیتار زدن من از پیانو زدن من بهتره، این جمله هیچ ایرادی نمیتونه داشته باشه. Metallica هم سه بار تغییر سبک داده، در مورد همین پست جدید، Opeth هم سه بار ژانرش رو عوض کرده، Coldplay این کار رو کرده، جیمز بلانت هم همینطور، حتی مدونا هم تا حالا بیشتر از 5 بار ژانر عوض کرده. الان همینطور میتونم برات مثال بزنم از کسایی که سبک عوض کردن. یعنی اگه ما کار یه نفر رو با خودش مقایسه نکنیم و از توش یدونه بهترین انتخاب نکنیم، اصولا یعنی چی اونوقت ؟!؟!؟؟

          • سپهر 2011/09/08 در 00:52

            نه ببین من مساله ای با این ندارم که بیایم بگیم کدوم آلبوم ردیوهد بهتر از بقیه بوده . گفتم این یک مسئله سلیقه ای که شخص من یا تو از چه آلبومی خوشمون میاد. کاملا هم عادلانه است. ولی مسئله اینجاست که وقتی میگی ردیوهد دیگه نمیتونه فلان آلبوم رو تکرار کنه این بحث در مورد توانایی های ردیو هده.
            مثلا بزار اینجوری بگم که مثلا من هیچ وقت متالیکا رو دوست نداشتم هیچکدوم از آلبومهایشون رو دوست ندارم ولی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم مثلا بیام بگم متالیکا گروه بدیه یا آلبوم خوبی نداره چون میدونم اینها گروهی ان که آهنگسازی میکنند و آنقدر حرفه ای هستند که بلاه بلاه بلاه..!!
            حالا اگر من بیام بگم من متالیکا را دوست ندارم حرفم قابل احترامه! ولی اگر بگم متالیکا گروه موسیقی خوبی نیست این حرف یک چیز دیگه است و الزاما فراتر از سلیقه است.

            میدونم مثال صد در صد مطابقی نبود ولی امیدوارم اون نکته ای که من دنبالشم را تونسته باشم انتقال بدم.

  15. sinior 2011/09/04 در 04:38

    این آلبوم یک ساعت قبل از اینکه چند روز پیش برم مسافرت لینک داونلودش رو پیدا کردم و خوراک مسافرتم جور شد.با خبر بودم که ملودیهای جدیدی رو نخواهم شنید ولی باز هم آناتما غافلگیرم کرد.فضای لطیف وهم آلود این آلبوم طبق معمول کارهای آناتما باز هم لذت رو در وجودم به اوج برد.این 5 روز باهاش کلی حال کردم.وحالا که برگشتم شاهد این بحث جالب اینجا هستم.من 10 سال پیش با آناتما آشنا شدم.یادمه کارهایی مثل One Last Goodbye و …جدا مریضم کرده بودن.آلبوم شاهکار JUDGEMENT فراموش نشدنیه.بعد رفتم سه آلبوم اولشون رو گرفتم.باورم نمیشد اینها همین آناتما هستند.سبکی که هیچوقت دوستش نداشتم.بعد آلبوم JUDGEMENT آناتما شاید هیچ آلبومی به اون حد نساخته ولی تک تک آلبومهاش عالی بودند.(خوب نه عالی)هر گروهی توی آلبومی به اوج میرسه و JUDGEMENT اوج آناتما بوده ولی شیب نمودار کاریشون واقعا کم بوده و به نظر من با کمی اغماض هنوز میشه اونها رو توی اوج دید.در مورد اون حرف سپهر:شاید مشکلی که خیلیها با آناتما دارند اینه که نمیشه کاملا سبکی براش مشخص کرد.ولی از نظر من مهم نیست.چند وقتیه که تصمیم گرفتم تو موسیقی به سبک توجه نکنم و از حسم کار بکشم.سبک مشخص کردن روبه منتقدینی واگذار کنم که موسیقی رو با ریاضیات اشتباه گرفتن.

  16. sinior 2011/09/04 در 04:51

    در مورد آرکایو هم درسته که lights بهترین آلبومشه ولی واقعا اختلاف کیفیتش با آلبوم بعدیش واقعا خیلی خیلی کمه. آلبوم چهار اپیزودیش با اون تعداد آهنگ هم باز یک شاهکار دیگه بود.ولی اینو فراموش نکنیم که اوج کار نابغه های آرکایو تک آهنگ Again بود که بی اغراق یه سر و گردن از تمام موزیکهای شاهکارشم بالاتره. در مورد ردیوهد اونم از اون گروهایی که نمودار کیفیت کارهاش وقتی به اوج رسید تقریبا به یک خط صاف افقی تبدیل شده و افتشون کم بوده هر چند که واقعا پیک این نمودار تو آلبوم ok camputer است.شاید فضاسازیها تو kid a خیلی خوب باشه ولی ملودیها و حسی که تو ok camputer هست ردیوهد رو تبدیل به غول موسیقی کرده.

  17. Mahyar 2011/09/04 در 14:28

    عجب بحث جذاب و دنباله داری !

    اینجور که من دریافت کردم مشخصه که هر گروه یک آلبوم شاهکار داره که هر وقت میاد آلبومی رو منتشر کنه متاسفانه یا خوشبختانه با اون آلبوم فوق موفق مقایسه میشه. و این در مورد تمام گروه های ذکر شده صادق هستش.

    در ادامه میتونم بگم که با اکثر گفته های بردیا موافقم . از بحث اصلی دور نشیم آناتما با آلبوم جدیدش منو نا امید کرد و انتظار داشتم بعد از این سال ها با دست پر برگرده. یا اگر میخواد تغییر جهت بده کمی با آرامش این کار رو بکنه نه این یکهو فضای کاری خودش رو عوض کنه.

    به هر حال امیدوارم اینجوری نشه که با یک اناتما از نوع سوم مواجه شیم .

    • Bardia.B 2011/09/04 در 16:24

      من فقط یه نکته اضافه کنم که اصلا و ابدا نباید مجموعه های Compilation رو با Studio Album اشتباه بگیریم. اساس و فلسفهء وجودی Compilationها (یعنی همین اثر جدید آناتما) بر مبنای تفاوت تا هرجایی که امکانشه هست. اونها بعنوان یه مجموعهء جنبی و خارج از روتین گروه قرار میگیرن و نمیشه اون رو با هیچ اثر دیگه ای مقایسه کرد. اون بحثی که اینجا شد بخاطر تغییر آناتما توی آلبوم آخر بوده و نه این مجموعهء جدید، که از اساس مقایسهء Falling Deeper یا Hindsight با آلبومهای استودیویی غلط هست.

  18. محمد حسین 2011/09/04 در 15:54

    Sinior تو حرف دل منم زدی پسر.آورین..آورین…

  19. شهرزاد 2011/09/04 در 18:56

    به این سادگی نمی شود اسم تمامی کارها، هنر، احساسات حتی هیجانات، فضاسازی های خاص، ترانه های منحصر بفرد و مفهمومی، گیتاریست های پر ذوق و باسلیقه، ملودی های کاملا متفاوت و دینامیکِ ویژۀ آناتما، اُفت و خیز جذابِ صدای وینسنت، گیتار بیسِ دلنشین جیمز و دخالت های به جای دنی در آثار رو گذاشت: دم دمی مزاج بودن آناتما!…. هرگز.
    ضمناً اینکه اسم آناتما را در تیتر مجلات موسیقی و باقی مخلفات خوش آب و رنگ تبلیغاتی نمی بینیم ؛ دلیلش واضح است : آناتما خود و موسیقی خود را از آن فضاها جدا کرده (اینرا دنی در همان مصاحبه اش اتفاقا اشاره کرده) اصلا حال و هوای آناتما کاملا از آن داستان ها جداست ..اینها برای دلشان دارند می خوانند…اینرا دیگر هرکسی که بشناسدشان می تواند درک کند.

  20. سپهر 2011/09/04 در 23:40

    خب اینجوری صحبت کردن درباره رابطه اکسپریمنتال بودن و مقبولیت زیاد درست نیست، ببینم یعنی آناتما از گروههایی مثل تول ، پورکیوپاین تری یا ردیوهد هم تجربه گرا تر و بی اعتناتر به جو موسیقی روزه؟ هر کدوم از گروههایی که گفتم دنیایی نوآوری و دیوانگی را در آلبومهایشان پیاده میکنند و در نهایت بازهم افرادی هستند که موسیقیشون را نقد کنند و ارزشیابی اش کنند و حتی(حالا در درجه آخر) آنقدر افرادی پیدا میشوند که آلبومهایشان را وارد چارتها کنند .
    حالا آناتما چه کاری کرده که همچین جایگاه بالایی توی موسیقی ضد تجاری بهشون میدید؟ نوتهای آهنگهایشان را بر اساس سری فیبوناچی چیدند؟! از دستگاههای موسیقی ایرانی توی آهنگهاشون استفاده کردند؟ آهنگهای 20 دقیقه ای انسترومنتال ضبط کردن؟ سیستم بندی و چیدمان سازها را عوض کرند؟ [البته اینهایی که گفتم فقط چندتا مثال بود از دیوانه بازی های این گروههای بالا]
    دوستان من قبول دارم موسیقی ریاضی نیست ولی هرچیزی یک اصول حداقلی دارد ، یک تعریفهایی دارد…
    یکی از دوستان اشاره خوبی کرد: احساس . این دقیقا نکته اساسی موسیقی آناتما است . و این چیزی است که مجلات موسیقی عمرا توانایی تحلیلش را ندارند! چون اصلا یک المان موسیقی نیست ، موسیقی آناتما روی احساس ما تاثیر مثبت دارد در حالی که روی احساسات دیگران زیاد تاثیر گذار نیست [این دیگران که میگویم تقریبا یعنی کل دنیا منهای ایران و ترکیه و یونان و لهستان!].

    موسیقی آناتما مثل موسیقی یک نوازنده دوره گرده که شاید چون حسابی با حال و روز شما جور است عاشق موسیقی اش می شوید و همانجا حس می کنید آن نوازنده بهترین موزیسین دنیا است ولی شاید همه فکر کنند او یک متکدی بیشتر نیست!

  21. بازتاب: S E P T E M B E R « آ ل ب و م

  22. sinior 2011/09/06 در 18:21

    سپهر جان ایران و لبنان و لهستان و….خیلی کشورهای دیگه که شدیدا آناتما بازند شاید کشورهایی باشند که موسیقی غنی ندارند ولی موزیکبازهای بسیار خوب و قابل احترامی دارند.مقایسه کن :مثلا تو آمریکا امثال لیدی گاگا صدر لست اف ام قرار دارند و در ایران امثال آناتما.میدونی چرا ما قابل احترامیم چون گوشمون رو به همه نوع موزیک آغشته کردیم.از جواد یساری تا موسیقی بندهای بی نام و نشون پست راک تو روسیه.و بعد انتخاب کردیم.ما مرحله به مرحله با موسیقی بهتر و با کیفیت تر آشنا شدیم.ولی اونور تحت تاثیر تبلیغات فکر میکنند موسیقی بدنه شون همه ی موسیقیه
    شاید این دلیلش این باشه که ما کمتر تحت حجمه ی تبلیغات که بدنه ی موسیقی تجاری جهان اونو راه انداخته قرار داریم.
    اون به قول خودت دیوونه بازیها که گفتی همچین امتیازی حساب نمیشن که آناتما رو بخوایم به خاطر نداشتنش پایین بکشیم.ابداعات جدید و کارهای اکسپریمنتال خیلی وقتها اثر معکوس در کیفیت موسیقی پیدا میکنند.نمیدونم چقدر موسیقی آوانگارد گوش دادی؟توش انواع و اقسام ابداعات اکسپریمنتال هست که واقعا گاهی بعضی از گروههاش تبدیل به صداپیشگانی ناهنجار میشن با تمام ابداعاتشون تو موسیقی.
    واقعیت اینه که امثال پورکوپاین و آناتما و ریورساید و ….جزو بدنه ی موسیقی نیستند.
    هنوزم میگم مهمترین چیزی که تو موسیقی آدمو به درک درست میرسونه حسه.موزیک رو نمیشه با ،دو دو تا چهار تا، ارزش گذاری کرد.من متکدی ای رو میشناسم که شک ندارم یکی از بهترین موزیسینهای ایرانه ولی با گیتارش کنار خیابون فولک راک میزنه.

  23. شهرزاد 2011/09/07 در 18:41

    چه اشاره ی درست و به جایی کرده اند sinior و من کاملا با صحبتشون موافقم، خصوصا نظرشون در باب فقر موسیقی خوب در ایران و برعکس وجود بیشمار موزیک بازانی که درک و فهم موسیقیایی شان از هزاران لیدی گاگا هم غنی تر است در همین ایران و لهستان ..
    آناتما اگر اینچین است و انچنان است می دانید فقط و فقط دلیلش آنست که تماما حسی می خواند و نمی بیند پشت سرش چه خبر است بس که سرش در لاک موسیقی خویش است و هوادارانش این را می فهمند

  24. سپهر 2011/09/08 در 12:04

    انگار بحث داره از مسیر اصلی اش منحرف میشه.
    ببینید گفتم که احساس یک المان موسیقی نیست. وقتی پای احساس وسط می آید تمام نقد های موسیقی بی ارزش میشوند .
    بزارید اینجوری بگم شما آناتما گوش میدهید اگر من از شما بپرسم چرا؟ شما میگویید چون دوست دارم !! این یعنی آناتما به یکسری توقعات شما از موسیقی پاسخ میدهد [مثلا نیاز به آرامش.]
    حالا من برم از کسی که لیدی گاگا هم گوش میدهد همین را بپرسم. جواب همان «دوست دارم» است. با این تفاوت که توقع اون آدم از موسیقی یک چیزی مثل هیجان است.
    این همان احساس هست . شکلش فرق کرده.اون دیونه بازی ها را هم مثال زدم که مثلا بگم موسیقی آناتما اگر واقعا از لحاظ آهنگسازی رده خیلی بالایی داشت اینقدر محجور نمیماند.برای اینکه بگم موسیقی آناتما یک موسیقی متکی به احساس است و نباید اینقدر الکی آن را بالا ببریم.
    ترجیح میدم درباره سلیقه ایرانی و اینها صحبت نکنیم. چون یک بحث دیگری است . علاوه براین پارسال همین موقع ها یک بحث حسابی توی همین وبلاگ دربارش شد.[یادم نیست کی و کجا] اگر بخواهم در چند جمله خلاصه توضیح بدهم : سلیقه که صحبتش شد هر صفتی که داشته باشد چندان قابل احترام نیست [حداقل از نظر صاحب نظرهای اصلی این موسیقی]. خلاصه تر بگم این افرادی که گفته شد در نهایت یکسری انگل محسوب میشوند ،‌ چون در کشورهایشان کپی رایت نیست و بلاه بلاه بلاه..
    حداقل به گواه لست اف ام آناتما یکی از 5-6 گروه مورد علاقه من است..یک بار دیگر هم گفتم این باعث نمیشود نسبت به نقایصشون بی خیال باشم و چون خودم دوستشون دارم دلیل بتراشم که اینا بهترین گروه تاریخ موسیقی اند و..

  25. بهنام 2011/09/11 در 00:17

    فکر کنم به نکته مهم درباره آناتما که فراموش شده اینه که قبل از اینکه موزیسین باشند تئوریسین هستند یعنی اون جهان بینی و حرفی که می خوان بزنن خیلی مهمتر از حتی خود موسیقی ( درباره درست یا غلط بودن تفکرشون بحث نمی کنم) به عبارت دیگه موسیقی براشون یه هدف که باهاش امکان ارئه اندیشه هاشون رو پیدا می کنند
    من فکر می کنم یه کار کارشناسی خیلی جدی لازم تا دلیل این همه معروفیت این گروه تو ایران رو بشه پیدا کرد من منطورم از طرفدار به تبی که مدتی بود همه رو فرا گرفته بود نیست اینکه چرا قشر عظیمی از کسایی که موسیقی رو جدی دنبال می کنند تو ایران به عنوان شنونده به سمت گروه های این چنینی کشیده می شن چون حالا دیگه می شه گفت نسل ما از اون عنصر عصیانی که دلیل انتخاب موزیک راک یا حتی متال بود جدا شده دلیل انتخاب این نوع موسیقی براش چیزی فراتر از یه اعتراض به وضع موجود

  26. پيمان 2011/10/10 در 16:38

    خوشحالم از اين همه ديدگاه
    فوق العاده بود
    فوق العاده

  27. بازتاب: بهترین آلبوم سال 2011 از نگاه لیدی اِل * « لیدی اِل

  28. بازتاب: Anathema – Weather Systems « آ ل ب و م

  29. sasan 2012/08/11 در 17:06

    salammmm mishe linke albome falling deeper ra baram befrestiid to hich sitii peidash nakardam liinke salem ke betoonam dl konam nemidoonam chi shode ke hameie in linka pak shdoan fileshoon mamnoonam

    • Bardia.B 2012/08/11 در 19:40

      دوست عزیز، مسئله همینه که احتمال اینکه چند ماه بعد از انتشار یه آلبوم بشه یه لینک سالم ازش پیدا کرد خیلی ضعیفه. آلبومها رو باید همون موقع انتشارشون دانلود کنی. الان پیشنهادی که برات دارم دانلودش از تورنته. من لینک سالمی ازش ندارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: